عباس میلانی: شاهزاده رضا پهلوی به چهرهای اجتنابناپذیر بدل شده است
عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد، در تحلیلی با عنوان «ولیعهد ایران به چهرهای اجتنابناپذیر بدل شده است» در نشریه فارین پالیسی به نقش شاهزاده رضا پهلوی در انقلاب ملی ایرانیان پرداخته و نوشته او چگونه از «یک تبعیدی نوجوان به نماد آینده کشورش» تبدیل شد.
میلانی با اشاره به تولد شاهزاده رضا پهلوی در «دورهای آکنده از آشوب» در ایران نوشت که که کمتر از دو دهه پس از تولد او، روحالله خمینی نظام پادشاهی در ایران را سرنگون کرد اما اکنون «جمهوری اسلامی با تهدیدی بیسابقه برای بقای خود روبهروست، در قالب یک جنبش اعتراضی سراسری و فراگیر، و شاهزاده رضا [پهلوی] به گستردهترین نماد پذیرفتهشده آینده سیاسی ایران بدل شده است.»
او در ادامه نوشت: «برخی محبوبیت فزاینده [شاهزاده] رضا [پهلوی] را صرفا نوستالژی میدانند. اما میتوان آن را به همان اندازه بهعنوان نوعی سرکشی نسل جوان نیز خواند؛ نسلی جهانوطن و مسلط به فضای دیجیتال که از انتخابهای تراژیکی که تاریخ بر آنها تحمیل کرده خشمگین است و همچنین نوعی پشیمانی بنیادین در میان نسلهای مسنتر ایرانیان.»
تلاش برای منسجم کردن ایرانیان
این استاد مطالعات ایرانشناسی سپس به سیر رشد و تحصیلات شاهزاده رضا پهلوی در آمریکا در دوران جوانی پرداخت و نوشت که پس از درگذشت محمدرضاشاه پهلوی «رضا سفری را آغاز کرد که اکنون به یک سرگذشت چند دههای بدل شده است. او گزینههای متعددی پیش رو داشت، اما راهی دیگر را برگزید.»
میلانی نوشت که شاهزاده رضا پهلوی «مانند برخی فرزندان خاندانهای سلطنتی ساقطشده، میتوانست زندگیای آکنده از فراغت انتخاب کند. میتوانست موقعیت سلطنتی خود را از طریق شهرت، نمایش، یا انباشت سرمایه کارآفرینانه به پول تبدیل کند. اما او هیچیک از اینها را انتخاب نکرد. در عوض، به کاری تقریبا سیزیفوار دست زد: تلاش برای منسجم کردن یک دیاسپورای ایرانیِ ازهمگسیخته، نومید و عمیقا دوقطبیشده، در قالب چیزی شبیه به یک ائتلاف سیاسی.»
او افزود: «در این مسیر دشوار، او در آغاز نه به درباریان، بلکه به مردان کهنهکار عرصه اندیشه و سیاست رجوع کرد ــ چهرههایی چون احمد قریشی، رییس پیشین یک دانشگاه، و هرمز حکمت، یکی از روشنفکران کمنظیر نسل خود. او از شکافهای ایدئولوژیک عبور کرد و کوشید متحدانی از میان سلطنتطلبان، لیبرالها، ملیگرایان، سوسیالدموکراتها و چپ سکولار بیابد. در آن زمان، هدف این بود که همه نیروها در قالب یک صدای واحد گرد هم آیند تا پیام مردم ایران و اخبار مبارزات آنها را به جهان برسانند.»
این استاد دانشگاه با اشاره به سفرهای بسیار و شرکت در گردهماییهای کوچک و بزرگ ایرانیان با پیشینههای گوناگون سیاسی، در بخش دیگری از گزارش خود نوشت: «با انباشته شدن شکستهای جمهوری اسلامی ــ از تصلب ایدئولوژیک و ناتوانی اقتصادی گرفته تا فساد ساختاری و ماجراجویی امپریالیستی ــ چشمانداز سیاسی بهتدریج تغییر کرد.»
میلانی درباره ۲۰ سال گذشته نوشت که حکومت ایران در داخل کشور بیش از پیش به این دلیل مورد انتقاد قرار گرفت و بیش از رسیدگی به نیازهای اولیه مردم خود، در پی تأمین مالی سرکوب در خارج از مرزها بود و به عنوان نمونه دهها میلیارد دلار برای حفظ دیکتاتوری اسد یا مسلح کردن نیروهای نیابتی در لبنان صرف کرده است.
بازنگری تازه درباره دوران پهلوی
به نوشته این استاد استنفورد، با از دست رفتن تدریجی مشروعیت جمهوری اسلامی، در تظاهرات داخل ایران گاه شعارهایی در حمایت از پدربزرگ ولیعهد ــ رضاشاه ــ شنیده شد که این شعارهای اولیه، نخستین جلوه مردمی نوعی بازنگری تازه درباره دوران پهلوی بود؛ فرایندی که پژوهشگران مدتها پیش آغاز کرده بودند.
در بخش دیگری از مطلب میلانی آمده است: «شاهزاده پهلوی در پاسخ به این پرسش که چه نوع حکومتی را پس از سقوط رژیم تصور میکند، گفته است که شکل حکومت در مرتبه دوم اهمیت قرار دارد و باید توسط مردم تعیین شود؛ اما ماهیت آن باید بر حاکمیت مردمی، برابری جنسیتی و حقوق بشر استوار باشد.»
او ادامه داد: «با تشدید سرکوب در سالهای اخیر و تبدیل مطالبه تغییر به فراخوانی صریح برای تغییر رژیم، نقش [شاهزاده] رضا [پهلوی] دگرگون شد. بهتدریج ــ و نه بدون مقاومت ــ او بهعنوان چهرهای دیده شد که توانایی منسجم کردن یک ائتلاف گسترده در داخل و خارج از ایران را برای مدیریت آنچه بسیاری اکنون فروپاشی اجتنابناپذیر استبداد مذهبی میدانند، دارد.»
به نوشته میلانی، شاهزاده رضا پهلوی نزدیک به چهار دهه است که بهطور پیوسته با دیگران کار کرده و اقتدار شخصی را به نفع ائتلافسازی کنار گذاشته است.
او افزود که هر چند برخی گرایشها هنوز قانع نشدهاند، اما شمار بیشتری از ایرانیان در داخل کشور و در دیاسپورا او را معتبرترین چهره وحدتبخش در افق سیاسی میدانند.
یک نظرسنجی از سوی «گمان»، یک مؤسسه معتبر نظرسنجی مستقر در هلند، میزان حمایت از او را حدود یکسوم نشان میدهد که هیچکس دیگر در صحنه سیاسی ایران حتی به این میزان محبوبیت نزدیک نیست.
نکته تعیینکنندهای که میلانی بر آن تاکید کرده این است که شاهزاده رضا پهلوی بارها و بارها تصریح کرده که در پی قدرت بهخاطر خود قدرت نیست و او نقش خود را صراحتا گذارمحور توصیف کرده است: کمک به عبور ایران از ویرانههای جمهوری اسلامی به سوی نظمی دموکراتیک و سکولار که شکل نهایی آن نه توسط او، نه توسط هیچ سلسله یا جناحی، بلکه بر اساس اراده آزادانه مردم ایران تعیین خواهد شد.
او در پایان نوشت: «اگر ایران واقعا در آستانه لحظهای سرنوشتساز باشد، به یک منجی نیاز نخواهد داشت، بلکه به یک تسهیلگر؛ نه به یک رهاننده، بلکه به چهرهای که قادر به اعتمادسازی در میان شکافهای عمیق باشد.»
به نوشته میلانی، در آن فضای محدود اما اجتنابناپذیر، شاهزاده رضا پهلوی خود را نه بهعنوان حاکم ایران، بلکه بهمثابه امانتدار آن در گذار میان دو دوره سیاسی جای داده است. اگر آن لحظه فرا برسد، تصور یک گذار در ایران بدون چنین نقشی برای او هرچه بیشتر دشوار میشود.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.