کار جمهوری اسلامی در بیثباتسازی منطقه تمام نشده است
بهنام بن طالبلو، پژوهشگر ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، اندیشکده مستقر در واشینگتن، در تحلیلی هشدار داد عقبنشینیهای جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ نباید سیاستگذاران آمریکا را به این تصور برساند که کار تهران در بیثباتسازی منطقه تمام شده است.
بن طالبلو در این مطلب که در مجله آمریکایی نشنال اینترست منتشر شد، به راهبرد امنیت ملی جدید دونالد ترامپ که دیگر خاورمیانه را «عامل آزاردهنده دائمی» نمیداند، پرداخت.
او با اشاره به این که پس از عملیات نظامی آمریکا علیه تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی یک پرسش همچنان باقی است، نوشت: «اگر بنا بر استراتژی امنیت ملی آمریکا، نیروی اصلی بیثباتکننده منطقه همچنان جمهوری اسلامی ایران باشد، چگونه میتوان در خاورمیانه بهطور معنادار به دنبال "شراکت، دوستی و سرمایهگذاری" بود، آن هم بدون یک راهبرد کلانتر برای مواجهه با ایران؟»
او افزود: «ممکن است برخی به سیاست "فشار حداکثری" دل خوش کنند؛ سیاستی که در اوایل سال ۲۰۲۵ احیا شد تا صادرات نفت ایران کاهش یابد و دسترسی تهران به درآمد، محدود شود. اما امید بستن به اینکه تحریم اقتصادی بتواند جایگزین راهبرد شود، بهطور فزایندهای بیپایه به نظر میرسد.»
رییسجمهوری آمریکا تنها کمتر از دو هفته پس از بازگشت به کاخ سفید، کارزار تازهای از سیاست «فشار حداکثری» خود علیه جمهوری اسلامی را که در دوره اول ریاستجمهوریاش آغاز کرده بود، از سر گرفت.
ترامپ، ۱۶ بهمن سال گذشته، با امضای یک یادداشت رسمی، سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی را دوباره احیا کرد و در ۱۰۰ روز نخست، دولت او در مجموع ۱۷ دور تحریم مرتبط با جمهوری اسلامی اعمال کرد که طی آن ۴۰ شخص، ۱۱۷ شرکت و نهاد و ۷۷ نفتکش هدف قرار گرفتند.
این تحریمها پس از آن نیز ادامه یافتند و در تازهترین مورد، وزارت خزانهداری آمریکا ۲۹ شناور و همچنین شرکتهایی که مدیریت این نفتکشها را بر عهده دارند، تحریم و اعلام کرد این کشتیها، با دور زدن تحریمها علیه جمهوری اسلامی، نفت و محصولات نفتی ایران را صادر میکنند.
اجرای تحریمها باید بهطور قابل توجهی تشدید شود
اما بن طالبلو نوشت: «در سه ماه گذشته، صادرات نفت ایران در سطح اندکی بیش از دو میلیون بشکه در روز ثابت مانده است. این در حالی است که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در پی محدود کردن صادرات نفت ایران به ۱۰۰ هزار بشکه در روز بوده است.»
او تاکید کرد: «اگر هدف تحریمها فلج کردن اقتصاد تهران و جلوگیری از بازسازی بهتر آن باشد، اجرای تحریمها باید بهطور قابل توجهی تشدید شود تا اثر بازدارندهای که میتوانند بر بخشهای پشتیبان صنایع نظامی ایران یا شبکههای غیرقانونی تامین تسلیحات آن داشته باشند، تقویت شود.»
این پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها در این یادداشت از وزارت خزانهداری آمریکا خواست هرگونه شواهدی از نقض تحریمها را بلافاصله با اعمال اقدامات اجرایی پاسخ دهد و کارزاری قوی برای قطع منابع مالی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن راهاندازی کند.
او هشدار داد اگر اکنون که جمهوری اسلامی ضعیفتر از همیشه است، راهبردی علیه آن تدوین نشود، اصلیترین عامل بیثباتی منطقه به احتمال زیاد در آیندهای نزدیک با قدرت باز خواهد گشت.
سایت اسرائیلی واینت گزارش داد مقامات این کشور هشدار میدهند گروه حماس با وجود اینکه قرار است خلع سلاح شود، در حال احیای بازوی نظامی خود، تعمیر تونلها و سایتهای تسلیحاتی و همچنین جذب نیروهای جدید است که بسیاری از آنها خردسال هستند.
واینت جمعه پنجم دی نوشت سه مانع اصلی بر سر راه مرحله دوم توافق آتشبس میان اسرائیل و حماس وجود دارد که در هر سه مورد، راهحلهای موقتی در حال ظهور هستند و باید اسرائیل را عمیقا نگران کنند.
این رسانه در ادامه گزارش خود نوشت: «اولین مورد، خلع سلاح حماس است. این گروه خلع سلاح را رد میکند و میانجیها اذعان دارند که هیچ شانسی برای خلع سلاح کامل وجود ندارد. در عوض، آنها در تلاشند تا پیشنهاد سازشی را به دونالد ترامپ عرضه کنند که شامل تسلیم سلاحهای سنگین و عمدتا موشکها، میشود.»
این سایت با نقل قول سخنان خالد مشعل، از رهبران ارشد حماس، مبنی بر اینکه گفته است «خلع سلاح مانند گرفتن روح است»، اشاره کرد که محمد الهندی، معاون رهبر جهاد اسلامی، نیز همین موضع را تکرار کرده و گفته است این گروه نیابتی جمهوری اسلامی تحویل سلاح را نمیپذیرد.
بر اساس گزارش واینت، موضوع دوم، استقرار یک نیروی چندملیتی است که اکنون به دلیل عدم اطمینان در مورد مشارکت ترکیه، به نظر میرسد بسیار محدودتر از آن چیزی باشد که در ابتدا تصور میشد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مشارکت ترکیه را به عنوان «خط قرمز» تعریف کرده است؛ موضوعی که انتظار میرود در دیدار هفته آینده او با رییسجمهوری آمریکا مطرح شود.
به نوشته این سایت، بشاره بحبه، تاجر فلسطینی-آمریکایی که با حماس در ارتباط است، گفته که نیروی چندملیتی سختترین مانع برای رسیدن به مرحله دوم است: «فراتر از اعتراض اسرائیل به مشارکت ترکیه، در مورد سایر کشورهایی که قرار است در آن شرکت کنند نیز تردید وجود دارد.»
واینت در ادامه گزارش خود سومین مانع را «تشکیل یک دولت تکنوکرات بدون مشارکت حماس» دانست و افزود: «حماس مدتها پیش این ایده را پذیرفت، با این فرض که این وضع به عنوان یک پوشش ظاهری به آن اجازه میدهد تا مانند حزبالله در لبنان عمل کند.»
این سایت اضافه کرد: «حماس با نشان دادن خود به عنوان گروهی انعطافپذیر و مشتاق برای رفتن به مرحله دوم [طرح صلح]، در حالی که اسرائیل را به عنوان عامل مخرب معرفی میکند، به دنبال کسب امتیاز است.»
بر اساس این گزارش، باسم نعیم، عضو دفتر سیاسی حماس، این هفته گفت: «اسرائیل میداند که در مرحله بعدی لازم است به طور گستردهتری عقبنشینی کند، گذرگاهها را باز کند و اجازه بازسازی غزه را بدهد، و به همین دلیل در این کار تعلل میکند. ما به توافق پایبندیم، در حالی که اسرائیل آن را نقض میکند.»
واینت همچنین نوشت حماس نشان میدهد همچنان کنترل غزه را به طور کامل در دست دارد. جادهها در حال بازگشایی هستند، آواربرداری به سرعت در حال پیشرفت است، افسران پلیس حماس بدون ترس و با لباس فرم در حال هدایت ترافیک هستند و دادگاهها فعالیت خود را از سر گرفتهاند.
در عین حال، وزارت کشور حماس روزانه پیامهایی با این مضمون منتشر میکند که قصد ماندن دارد.
واینت به نقل از یک کارشناس امور فلسطین نوشت: «احیای جایگاه حاکمیتی حماس از طریق شهرداریهای محلی و همکاری با سازمانهای خیریه کشورهای اسلامی که پول، کمکهای بشردوستانه و تجهیزات مهندسی سنگین را به غزه میفرستند، انجام میشود.»
بر اساس این گزارش، ابرازهای اصلی حماس در غزه «نهادهای مذهبی و نظام آموزشی» هستند: «خطبههای نماز جمعه در داخل یا کنار مساجد ویرانشده برپا میشود، کنفرانسهای حفظ قرآن در مقیاس بزرگ تحت حمایت حماس برگزار میشود و مدارس و موسسات دانشگاهی، از جمله دانشگاه اسلامی که مدتها پایگاه حماس بوده است، حتی در میان ویرانهها به صورت هفتگی بازگشایی میشود.»
این سایت به تلاش حماس برای بازسازی شاخه نظامیاش نیز اشاره کرد و نوشت این ماموریت از سوی رائد سعد، که دو هفته پیش کشته شد، نظارت میشد.
سعد بر سازماندهی مجدد واحدها، انتصاب فرماندهان جدید برای جایگزینی کشتهشدگان، احیای زیرساختها، به ویژه تونلها و تاسیسات تولید سلاح، و تعمیر یا یافتن سلاحها کار میکرد.
بر اساس این گزارش، «حماس از نارضایتی ترامپ از قتل سعد، که بهطور ضمنی اشاره کرد ممکن است آتشبس را به هم بزند، آگاه است و از آن زمان رویههای امنیتی را تشدید کرده است».
یک مقام نظامی اسرائیل به واینت گفت: «حماس در بحبوحه یک گذار نسلی است. پس از حذف سعد، تنها تعداد انگشتشماری از فرماندهان ارشد کهنهکار که حمله هفتم اکتبر را برنامهریزی و اجرا کرده بودند، باقی ماندهاند. این سازمان به طور فزایندهای به فرماندهان جوانتر با تجربه، اقتدار و توانایی عملیاتی محدود متکی است.»
او اضافه کرد: «حماس مانند تمام دوران جنگ، همچنان به جذب نیروهای جدید ادامه میدهد که بسیاری از آنها بیتجربه و اغلب خردسال هستند و معمولا به نقشهای نسبتا ساده پلیسی و اجرایی منصوب میشوند.»
در این میان، انتظار میرود محمد عوده، رییس اطلاعات نظامی حماس، نقش سعد را بر عهده بگیرد.
واینت نوشت اسرائیل بار دیگر خود را در همان چهارراه استراتژیکی میبیند که در دو سال گذشته در آن قرار داشته است، اما در شرایطی بدتر، و افزود که اشغال مجدد کل نوار غزه همچنان یک گزینه است، اما خطر درگیری استراتژیک با ترامپ را به همراه دارد که میتواند فاجعهبار باشد: «شر کمتر، جایگزینی یک دولت محلی ضعیف بدون مشارکت حماس است.»
به نوشته واینت، در این سناریو، اسرائیل باید چندین شرط را تعیین کند: «بازگشت جسد ران گویلی، حفظ آزادی عملیاتی مشابه وضعیت لبنان، اجرای دقیق قوانین در امتداد دالان فیلادلفیا و گذرگاه رفح، و حق وتو در مورد هویت نیروهای خارجی که وارد غزه میشوند و اعضای دولت تکنوکرات در غزه.»
واینت نوشت یک رویکرد حسابشده میتواند به اسرائیل اجازه دهد تا تلاشهای خود را متمرکز و مشروعیت بینالمللی حیاتی خود را در مواجهه با دو جبهه خطرناکتر لبنان و جمهوری اسلامی تضمین کند.
وزیران دفاع تایلند و کامبوج در بیانیهای مشترک اعلام کردند دو کشور بر سر آتشبس فوری توافق کردهاند که از ظهر شنبه به وقت محلی اجرایی میشود.
دو کشور با ادامه استقرار فعلی نیروهای نظامی خود بدون جابهجایی آنها توافق کردند و پذیرفتند که غیرنظامیان در مناطق مرزی آسیبدیده بتوانند به خانههای خود بازگردند.
قرار است تایلند در صورت حفظ آتشبس ۷۲ساعته، ۱۸ سرباز کامبوجی را آزاد کند.
این تحول در پی نشست اضطراری وزیران خارجه اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا و برگزاری سه روز گفتوگوهای مرزی رخ داد.
همچنین آمریکا، چین و مالزی برای ازسرگیری آتشبس میان این دو همسایه درگیر، اعمال فشار کردند.
این سه کشور در ماه ژوئیه میانجیگری آتشبسی را بر عهده داشتند که به پنج روز درگیری مرگبار پایان داد، اما این آتشبس دوام چندانی نداشت.
یک گزارش منتشرشده در کره جنوبی از شناسایی تراکنشهای مالی میان جمهوری اسلامی ایران و کره شمالی پرده برداشته است.
به گفته منابع ردیابی بلاکچین، این تراکنشها از طریق شبکه پولشویی یک عامل کرهشمالی و با استفاده از ارزهای دیجیتال انجام شده و بخشی از آن به نهادهای وابسته به سپاه پاسداران منتقل شده است.
روزنامه چوسان در گزارشی که جمعه ۵ آذر منتشر شد، نوشت که بررسیهای شرکت «تیآرام لبز» نشان میدهد دستکم ۶۷ هزار دلار در فوریه سال جاری میلادی از کیف پول ارز دیجیتال متعلق به سیم هیون-سوپ، پولشوی کرهشمالی، به کیف پولی مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتقل شده است. به نوشته این روزنامه، این دادهها نشان میدهد جمهوری اسلامی ممکن است از ارز دیجیتال برای دور زدن تحریمها، تبدیل به دلار آمریکا یا حتی پرداخت هزینه نفت استفاده کرده باشد.
تصویر از سایت افبیآی
چوسان تاکید میکند که ایران و کره شمالی، هر دو تحت تحریمهای شدید ایالات متحده، در سالهای اخیر بهطور فزایندهای به ابزارهای مالی غیرشفاف از جمله ارزهای دیجیتال متوسل شدهاند. شناسایی این تراکنشها، از نگاه تحلیلگران، نشانهای از همپوشانی شبکههای مالی دو کشور در دور زدن نظام تحریمهاست.
در ادامه گزارش آمده است که سیم هیون-سوپ، که افبیآی او را به اتهام پولشویی و دور زدن تحریمها تحت تعقیب قرار داده، نقشی کلیدی در این شبکه داشته است. جایزه دستگیری او در تابستان امسال از پنج میلیون دلار به هفت میلیون دلار افزایش یافته است. سیم که متولد ۱۹۸۳ در پیونگیانگ است، با بانک تجارت خارجی کره شمالی همکاری داشته و نامش در فهرست تحریمهای آمریکا قرار دارد.
به نوشته چوسان، سیم عمدتاً در کویت و امارات متحده عربی فعالیت میکرد و با نامهای مستعاری چون «سیم علی» و «سیم حاجیم» خود را نماینده بانک کوانگسون معرفی میکرد. شبکه او شامل کارگران فناوری اطلاعات کرهشمالی بود که ارزهای دیجیتال بهدستآمده از هک یا دستمزد را پس از پنهانسازی ردپاها، به کیف پولهای تحت کنترل سیم منتقل میکردند.
این وجوه سپس از طریق کارگزارانی در امارات یا چین به دلار آمریکا تبدیل و پس از چندین تراکنش برای پولشویی، به حساب شرکتهای صوری ایجادشده در هنگکنگ واریز میشد. بر اساس این گزارش، درآمدهای ارزی کارگران کره شمالی در روسیه، چین و آفریقا نیز از همین مسیر به شبکه سیم وارد میشد.
چوسان مینویسد بخشی از این پولها بهطور مستقیم به کره شمالی ارسال نمیشد، بلکه برای خرید کالا، تجهیزات و حتی تسلیحات مورد نیاز رژیم کیم جونگ اون هزینه میشد. از جمله، استفاده از یک شرکت در زیمبابوه برای خرید یک هلیکوپتر ۳۰۰ هزار دلاری در روسیه و تحویل آن به کره شمالی ذکر شده است. همچنین حدود ۸۰۰ هزار دلار برای تأمین مواد اولیه تولید سیگار تقلبی، یکی از منابع اصلی درآمد پیونگیانگ، هزینه شده است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که بانکهای آمریکایی از جمله سیتیبانک، جیپیمورگان و ولز فارگو نتوانستند فعالیتهای پولشویی سیم را شناسایی کنند و دستکم ۳۱۰ تراکنش به ارزش مجموع ۷۴ میلیون دلار از طریق سیستم مالی ایالات متحده پردازش شده است.
این گزارش با اشاره به دادههای گروه ویژه اقدام مالی و شرکت چینالیسیس میافزاید که دهها «بانکدار سایه» کره شمالی در خارج از این کشور فعالاند و طی چند سال، بیش از شش میلیارد دلار ارز دیجیتال دزدیدهشده را برای این رژیم پولشویی کردهاند.
چوسان در پایان مینویسد با وجود صدور حکم بازداشت سیم هیون-سوپ از سوی دادگاه فدرال آمریکا در مارس ۲۰۲۳، دستگیری او همچنان دشوار و تقریباً ناممکن به نظر میرسد؛ موضوعی که به گفته ناظران، نشاندهنده خلأهای جدی در نظارت مالی بینالمللی و چالشهای مقابله با شبکههای مشترک پولشویی کشورهایی چون ایران و کره شمالی است.
یک رسانه فرانسوی در گزارشی در مورد تحولات جنگ ۱۲ روزه، با اشاره به حمله برقآسای اسرائیل به تاسیسات نظامی و هستهای جمهوری اسلامی نوشت این درگیری سهمگین باعث خسارات قابل توجه در اسرائیل شد و در عین حال، جمهوری اسلامی را به طور قابل توجهی تضعیف کرد.
شبکه «فرانس ۲۴» جمعه پنجم دی با اشاره به اینکه تهدید درگیری مستقیم بین اسرائیل و حکومت ایران به مدت ۲۰ سال در حال شکلگیری بود، نوشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در طول دوران طولانی فعالیت سیاسی خود، بارها جمهوری اسلامی را به عنوان «دشمن شماره یک» اسرائیل معرفی کرده و گفته بود که برنامه هستهای حکومت ایران یک هدف دارد: «نابودی دولت یهود.»
بر اساس این گزارش، تهران که مدتها خواستار نابودی اسرائیل بود، برای گروههای نیابتی خود در غزه و لبنان سلاح ارسال میکرد.
فرانس ۲۴ اضافه کرد آنچه مشخص نبود، این بود که درگیری بین این دو دشمن که «هر دو از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردارند، چگونه میتواند به پایان برسد.»
به نوشته این رسانه فرانسوی، این پرسش در ساعات اولیه ۲۳ خرداد پاسخ داده شد؛ زمانی که صدای انفجارهایی در تهران شنیده شد و نتانیاهو اعلام کرد که عملیات «طلوع شیران» آغاز شده است.
درگیری مسلحانه بین دو دشمن سرسخت، اردن و قطر و همچنین ایالات متحده را که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، آن را «جنگ ۱۲روزه» نامید، درگیر کرد.
اسرائیل: حمله به قلب رژیم ایران و برنامه هستهای آن
فرانس ۲۴ با اشاره به درگیریهای پراکنده جمهوری اسلامی و اسرائیل در ماههای پیش از جنگ ۱۲ روزه افزود که این درگیریها در مقایسه با عملیات غافلگیرانه اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه رنگ باخت. ۲۰۰ هواپیما در یک شب سایتهای نظامی در سراسر ایران و «سایتهای هستهای اصلی رژیم در نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند.»
بر اساس این گزارش، تنها در چند ساعت، اسرائیل کنترل حریم هوایی ایران را به دست گرفت و در ۱۲ روز پس از آن، نیروی هوایی آن عملیاتی را در سراسر خاک ایران انجام داد.
فرانس ۲۴ در ادامه به گزارش سازمان غیر انتفاعیACLED ، «دادههای مکان و رویدادهای درگیری مسلحانه»، استناد کرد که میگوید اسرائیل در طول جنگ ۱۲ روزه ۳۶۰ حمله در ۲۷ استان ایران انجام داد.
بر اساس این گزارش، بخشی از موفقیت عملیات «طلوع شیران» به استفاده اسرائیل از پهپادهای دید اول شخص (FPV) مربوط میشد که میتوانند از راه دور با استفاده از دوربین داخلی هدایت شوند. این پهپادها توسط ماموران مخفی موساد که در داخل ایران کار میکردند، به پرواز درآمدند تا از همان ساعات اولیه درگیری، زیرساختهای حساس و اعضای ارشد حکومت را هدف قرار دهند.
این رسانه فرانسوی نوشت تا عصر ۲۳ خرداد، اسرائیل سیستم پدافند هوایی جمهوری اسلامی را در هم کوبید، به چند شهر ایران حمله کرد و دستکم ۲۰ نفر از افسران ارشد حکومت را از بین برد که شامل محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، و حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، بودند.
همچنین ۹ «دانشمند ارشد ایران» در حملات هدفمند اسرائیل کشته شدند، که روزنامه فرانسوی لوموند آن را «ضربهای قاطع» به برنامه هستهای تهران توصیف کرد.
طی روزهای بعد، در مجموع ۱۶ دانشمند توسط اسرائیل کشته شدند.
فرانس ۲۴ اضافه کرد چند روز بعد، نتانیاهو تایید کرد که اسرائیل در تلاش برای از بین بردن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، است.
در همین ارتباط، ترامپ چهار روز پس از آغاز حملات اسرائیل گفت که نیروهای آمریکایی «دقیقاً» میدانند خامنهای کجا پنهان شده است، اما حداقل در حال حاضر برای بین بردن او تلاش نخواهند کرد.
در نهایت، اسرائیل، خامنهای را از بین نبرد، اما حمله ۱۲ روزه به ایران، قدرت نظامی حکومت را به میزان قابل توجهی تضعیف کرد.
ایال زمیر، رییس ستاد ارتش اسرائیل، چهارم تیر گفت: «ما پروژه هستهای ایران را سالها به عقب انداختهایم و همین امر در مورد برنامه موشکی آن نیز صدق میکند.»
فرانس ۲۴ با استناد به آمار ارتش اسرائیل نوشت که ذخایر ۲۵۰۰ موشک بالستیک ایران به حداکثر ۱۵۰۰ موشک کاهش یافت و دو سوم موشکاندازهای آن نابود شد.
همچنین در تهران، حملات اسرائیل ساختمانهای دولتی، رسانههای دولتی، دانشگاهها و زندان بدنام اوین را هدف قرار داد.
این رسانه فرانسوی با اشاره به اینکه در جریان این حملات، غیرنظامیان نیز آسیب دیدند، نوشت وزارت بهداشت جمهوری اسلامی اعلام کرد که در جریان درگیری ۱۲ روزه، ۶۱۰ غیرنظامی کشته و ۴۷۰۰ نفر زخمی شدهاند.
فرانس ۲۴ تاکید کرد که این وزارتخانه تعداد کشته یا زخمیهای نیروهای نظامی را اعلام نکرد.
حمله به شهرهای اسرائیل
بر اساس گزارش فرانس ۲۴، همزمان با آغاز حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی، تهران به سرعت واکنش نشان داد.
خامنهای ۲۳ خرداد در بیانیهای اطمینان داد که اسرائیل «از عواقب» حمله خود «در امان نخواهد ماند» و پاسخ ایران «نیمهتمام نخواهد ماند.»
این رسانه فرانسوی نوشت با آغاز حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، آژیرهای حمله هوایی در سراسر اسرائیل به صدا درآمدند زیرا موشکها در آسمان اورشلیم پرواز میکردند و حملات باعث آتشسوزی در برخی از ساختمانهای تلآویو شد.
طبق برآوردهای ارتش اسرائیل، جمهوری اسلامی حداقل ۱۵۰ موشک را در طول شب شلیک کرد که بیشتر آنها با کمک ایالات متحده و اردن رهگیری شدند.
اهداف اصلی منطقه کریا در تلآویو، و تاسیسات هستهای اسرائیل بودند. طبق گزارش خدمات اورژانس اسرائیل، دستکم دو نفر کشته و حدود ۶۰ نفر زخمی شدند.
به نوشته این رسانه فرانسوی، در روزهای پس از آن، ارتش اسرائیل انتشار ویدیوها یا عکسها در شبکههای اجتماعی که خسارات ناشی از جملات جمهوری اسلامی را نشان میدادند، ممنوع کرد.
فرانس ۲۴ اشاره کرد شلیک موشکها خسارات قابل توجهی به شهرها و شهرستانهای اسرائیل، یک پالایشگاه نفت در حیفا، نیروگاهها، تصفیهخانههای آب، مرکز درمانی سوروکا در بئر-شبع و مرکز تحقیقات موسسه علوم وایزمن در شهر رخووت وارد کرد.
به گفته ارتش اسرائیل، جمهوری اسلامی حدود ۵۵۰ موشک و یک هزار پهپاد شلیک کرد که ۹۰ درصد آنها توسط اسرائیل و متحدانش رهگیری شد.
در این ارتباط، به گفته ACLED، اصابت مستقیم ۳۶ موشک یا پهپاد به مناطق مسکونی، دستکم ۲۸ غیرنظامی را کشت و سه هزارنفر را زخمی کرد.
فرانس ۲۴ در مورد خسارات ناشی از اصابت موشکهای جمهوری اسلامی در مراکز شهری به نقل از روزنامه اسرائیلی هاآرتص نوشت که ۴۸۰ ساختمان در تلآویو در پنج مکان جداگانه آسیب دیدند. از جمله در راماتگان، حومه تلآویو، ۲۳۷ ساختمان در سه مکان آسیب دیدند و از میان آنها، حدود ده ساختمان به شدت آسیب دیدند.
در بت یام، یکی دیگر از حومههای تلآویو، ۷۸ ساختمان در اثر یک حمله آسیب دیدند که ۲۲ مورد از آنها باید تخریب میشدند.
این رسانه فرانسوی اشاره کرد اسرائیلیها ۴۰ هزار درخواست غرامت برای خسارات ناشی از حملات جمهوری اسلامی به مقامات این کشور ارائه کردند، اما کل جمعیت به شدت از تصمیم نخستوزیر خود برای حمله به ایران حمایت کردند.
ایالات متحده: بمبهای «سنگرشکن» و آتشبس
گزارش فرانس ۲۴ حاکی است که همزمان با حملات متقابل اسرائیل و جمهوری اسلامی، ایالات متحده پیوستن به جنگ در کنار تلآویو را به تعویق انداخت. ترامپ در روز پنجم درگیری گفت: «ممکن است این کار را بکنم، ممکن است این کار را نکنم. هیچ کس نمیداند من چه کار خواهم کرد.»
در ماههای قبل از آن، ترامپ از نتانیاهو خواسته بود که به ایران حمله نکند، زیرا او به دنبال دستیابی به توافق هستهای با تهران بود، اما به سرعت حملات اسرائیل در روز اول جنگ را «عالی» و «بسیار موفق» خواند.
در همین حال، اسرائیل به ترامپ فشار میآورد تا بمبهای «سنگرشکن» را برای ضربه زدن به برنامه هستهای جمهوری اسلامی در اختیارش قرار دهد.
در ادامه این گزارش آمده است که آمریکا سرانجام ۳۱ خرداد، بمبهای سنگرشکن خود را در حمله به تاسیسات هستهای حکومت ایران به کار گرفت و هفت بمبافکن رادارگریز «بی۲» وارد حریم هوایی ایران شدند و دو سایت اصلی تولید و ذخیرهسازی اورانیوم غنیشده را که دهها متر زیرزمین سایتهای فوردو و نطنز دفن شده بودند، هدف قرار دادند.
فرانس ۲۴ اشاره کرد که دفاع ضدهوایی این دو سایت پیشتر توسط حملات هوایی اسرائیل تضعیف شده بودند.
این رسانه به نقل از بیانیه ارتش آمریکا افزود در فردو، ۱۲ بمب سنگرشکن پرتاب شدند. دو بمب دیگر نیز به سایت نطنز پرتاب شد، در حالی که زیردریاییهای نیروی دریایی ایالات متحده دهها موشک کروز تاماهاوک را به مرکز فناوری هستهای اصفهان شلیک کردند.
ترامپ اعلام کرد که سایتهای هستهای اصلی جمهوری اسلامی در اثر این حملات «به طور کامل و تماماً نابود شدهاند»، اگرچه بعدا این موضوع رد شد.
در این ارتباط، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی،۲۶ آذر در مصاحبهای با تایید «از بین رفتن بسیاری از» تجهیزات هستهای جمهوری اسلامی در حمله آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه گفت: «برنامه هستهای ایران از بین نرفته است.»
او افزود «آمریکا در حمله به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی موفق بوده است.»
به نوشته فرانس ۲۴، دو روز پس از حملات آمریکا، جمهوری اسلامی با بمباران بزرگترین پایگاه ایالات متحده در خاورمیانه، العدید در قطر، اقدام به تلافی کرد. اما تهران پیش از حملات به واشینگتن هشدار داده بود و این ۱۲ موشک تلفاتی را برای آمریکاییها به همراه نداشت.
بر اساس این گزارش، ترامپ سوم تیر با طرح این موضوع که ایالات متحده با جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای، به اهداف خود رسیده است، پایان جنگ را اعلام کرد.
او در تروث سوشیال نوشت: «توافق کامل بین اسرائیل و ایران حاصل شده است که آتشبس کامل و تمامعیار برقرار شود... پایان رسمی جنگ ۱۲ روزه مورد استقبال جهانیان قرار خواهد گرفت.»
فرانس ۲۴ اشاره کرد که اسرائیل و جمهوری اسلامی برای چند ساعت به حملات خود علیه یکدیگر ادامه دادند و پس از آن، هر دو طرف ادعای پیروزی کردند.
نتانیاهو مدعی یک پیروزی «تاریخی» برای کشورش شد و هشدار داد که اسرائیل هرگونه تلاش آینده جمهوری اسلامی برای احیای برنامه هستهای خود را «خنثی» خواهد کرد.
شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی هم اعلام کرد که نیروهایش اسرائیل را «مجبور» به عقبنشینی «یکجانبه» کردهاند.
پیش از این، فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی در پنجم تیر نوشته بود که هزینه حملات در ایران بسیار بالا بوده، سامانههای پدافند هوایی این کشور از کار افتاده، بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی کشته شدهاند و برنامه هستهایاش دستکم با آسیبهایی جدی مواجه شده است.
این نشریه نوشت که در سوی دیگر، خسارات واردشده به اسرائیل همچنان در هالهای از ابهام است: «بخشی به دلیل سانسور نظامی در داخل این کشور و بخشی نیز بهسبب نبود تصاویر ماهوارهای مستقل از مناطق هدف قرار گرفته است.»
حمید قرهحسنلو، پزشک، زندانی سیاسی و یکی از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» اعلام کرد که از چهارم دیماه در اعتراض به «شرایط غیرانسانی» نگهداریاش در زندان یزد، اعتصاب غذا کرده است.
قرهحسنلو با ارسال یک پیام صوتی از داخل زندان یزد گفت با وجود «بیگناهی» به حبس در تبعید محکوم شده و در دوران حبس نیز با «ظلم و اجحاف» مواجه بوده است.
این زندانی سیاسی در ادامه پیام خود گفت بیش از دو سال و نیم است که در زندان یزد نگهداری میشود، اما همچنان از انتقال او به بند زندانیان سیاسی خودداری شده و در قرنطینه به سر میبرد؛ وضعیتی که به گفته او باعث محرومیتش از حقوق اولیه یک زندانی شده است.
او از محدودیت دسترسی به امکانات رفاهی، قرار گرفتن در معرض بیماریهای متعدد از سوی زندانیان تازهوارد به زندان و تجربه تهدید جانی خبر داد و گفت مشکلات تغذیهای داشته و ماههاست از امکان بهرهمندی از گرمای آفتاب محروم مانده است.
قرهحسنلو، شهریور ۱۴۰۲ و در دهمین ماه حبس خود از زندان مرکزی کرج به زندان یزد تبعید شد و از آن زمان تا کنون در قرنطینه زندان بهسر میبرد.
بر اساس آییننامه اجرایی سازمان زندانها، قرنطینه محل نگهداری موقت زندانی در بدو ورود به زندان است و تداوم نگهداری زندانیان در این محل، پس از گذشت روزهای نخست، مغایر مقررات و ناقض حقوق زندانی محسوب میشود.
قرهحسنلو در ادامه پیام صوتی خود گفت با وجود درخواست از حسن مددیمقدم، مدیر زندان یزد، مسئولان زندان همچنان با انتقال او از قرنطینه به بند زندانیان سیاسی یا فراهم کردن تسهیلات برای رفع مشکلات مخالفت کردهاند.
این زندانی سیاسی تاکید کرد «به دلیل عدم دسترسی به وسیلهای برای احقاق حق خود» چارهای جز آغاز اعتصاب غذا نداشته و اعلام کرد این اعتصاب را «تا رسیدن به خواسته»اش ادامه خواهد داد.
این پزشک زندانی در پایان مسئولیت هرگونه آسیب جانی ناشی از اعتصاب غذا را متوجه مدیریت زندان یزد دانست.
در ایران بسیاری از زندانیان سیاسی ناچارند از اعتصاب غذا بهعنوان آخرین ابزار برای رساندن صدای خود و جلب توجه افکار عمومی استفاده کنند.
آنها اغلب در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات خود، از جمله تاخیر در رسیدگی به پرونده و مراعات نشدن حقوقشان بهعنوان زندانی، دست به اعتصاب میزنند.
بازداشت و زندان در تبعید
قرهحسنلو که حدود سه سال و دو ماه است در زندان بهسر میبرد، یکی از بازداشتشدگان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از معترضان کشتهشده جنبش «زن، زندگی، آزادی» است.
او ۱۳ آبان ۱۴۰۱ به همراه همسرش فرزانه قرهحسنلو و ۱۴ شهروند معترض دیگر در ارتباط با پرونده مرگ یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شدند.
در این پرونده، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ با حکم قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعدام شدند و دیگر متهمان از جمله این زوج و رضا آریا، مهدی محمدی، محمدامین اخلاقی ساوجبلاغی، امینمهدی شکراللهی و علی معظمی گودرزی نیز به احکام طولانیمدت زندان و تبعید محکوم شدند.
از میان آنها، حمید و فرزانه قرهحسنلو در پروندهای که خانواده و حامیانشان آن را «سرشار از تناقض» و «فاقد دادرسی عادلانه» دانستند به اعدام و ۲۵ سال حبس در تبعید محکوم شدند اما پس از اعتراضهای گسترده، احکامشان به ترتیب به ۱۵ سال و پنج سال حبس در تبعید در زندانهای یزد و وکیلآباد مشهد تغییر پیدا کرد.