کودک ۴ ساله در بندرعباس بهدلیل آزار فیزیکی و ضرب و شتم شدید جان باخت
یک کودک چهارساله به نام امیرعباس رونما که با علائم سوختگی و ضرب و شتم شدید و بدون نشانههای حیاتی به بیمارستانی در شهر بندرعباس منتقل شده بود، به علت خونریزی مغزی جان خود را از دست داد.
پایگاه خبری دیدهبان ایران جمعه ۱۶ آبان گزارش داد این کودک ساعت سه بامداد ۱۲ آبان در حالی از بیمارستان «علی ابن ابیطالب رودان» با آمبولانس به بیمارستان محمدی بندرعباس منتقل شد که آثار جراحت، سوختگی، کبودی و ضرب و شتم بر بدن او نمایان بود.
بر اساس این گزارش، خانواده امیرعباس گفتهاند او از بالای درخت افتاده، اما وجود آثار سوختگی بر بدن کودک، از جمله بر انگشتان و گوش او، از آزار فیزیکی شدید حکایت دارد.
این رویداد در ادامه افزایش موارد کودکآزاری و خشونتهای مرگبار علیه کودکان در سالهای اخیر در ایران رخ داده است؛ روندی که نهادهای حقوق بشری از آن بهعنوان یکی از بحرانهای پنهان اجتماعی یاد میکنند.
یک منبع آگاه در بیمارستان رودان در مصاحبه با دیدهبان ایران گفت این کودک هنگام ورود به بیمارستان فاقد علائم حیاتی بود و علت مرگ او خونریزی مغزی اعلام شد. به گفته این منبع، مردمکهای کودک هیچ واکنشی به نور نشان نمیدادند.
او افزود: «با این حال، علت فوت باید از سوی پزشکی قانونی تشخیص داده شود، ولی تمامی علائم و معاینات مرگ مغزی را تایید کرده است.»
دیدهبان ایران با استناد به اطلاعات اختصاصی خود نوشت کادر درمان موضوع را به اورژانس اجتماعی اطلاع دادهاند و این نهاد نیز گزارشی درباره این حادثه تهیه کرده است.
شکنجه، ضرب و شتم، تجاوز، آزار جنسی و قتل کودکان در ایران مسبوق به سابقه است، اما هیچ آمار دقیق و بهروزی از میزان این خشونتها در دست نیست و پژوهشهای نظاممند درباره ابعاد آن انجام نشده است
گزارشها نشان میدهد تنها حدود ۲۰ درصد از موارد خشونت جسمی و جنسی علیه کودکان شناسایی یا گزارش میشوند و بخش بزرگی از این جنایتها پنهان میمانند.
سایت حقوق بشری هرانا اسفند ۱۴۰۳ در گزارشی درباره نقض حقوق بشر در ایران نوشت در سال ۱۴۰۳، دستکم ۴۲۹۶ مورد کودکآزاری در ایران را ثبت کرده است.
به گزارش هرانا، سال گذشته دستکم ۲۷ مورد تجاوز و آزار جنسی کودکان، ۴۳ مورد قتل کودکان، پنج مورد «قتل ناموسی» کودکان، ۹ مورد مرگ و ۱۷ مورد مصدومیت کودکان کار، ۵۸ مورد خودکشی و ۱۴ مورد مرگ و ۲۰۴ مورد مصدومیت کودکان در پی سهلانگاری مسئولان به ثبت رسید.
اردیبهشت ۱۴۰۳، اورژانس اجتماعی استان تهران اعلام کرد هرماه بهطور میانگین ۴۵۰۰ تماس مرتبط با وظایف و فعالیتهایشان با آنها برقرار میشود که بیشتر آنها در خصوص «کودکآزاری» است.
مرگ امیرعباس رونما تنها یک تراژدی فردی نیست، بلکه نمادی از تداوم چرخه خشونت علیه کودکان در غیاب حمایت و نظارت موثر است. تا زمانی که حاکمیت ارادهای جدی برای پیشگیری و مجازات آمران و عاملان کودکآزاری نشان ندهد، این فاجعهها هر بار با نامی تازه تکرار خواهند شد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.