قطع آنی و بدون اطلاع سیمکارت زنان مخالف حجاب اجباری که تصویر بدون حجاب از خود در حسابهایشان در رسانههای اجتماعی پست کرده یا در اماکن عمومی ظاهر شدهاند و مردانی که در انتقاد از حکومت، پستی منتشر کردهاند، باعث اختلال در زندگی روزمره این شهروندان و افراد مرتبط با آنان شده است.
دنیا راد، منشی صحنه و چهره شناختهشده در شبکههای اجتماعی که در روزهای آغازین جنبش «زن، زندگی، آزادی» با انتشار تصویری بدون حجاب اجباری در قهوهخانهای در تهران به یکی از نمادهای شجاعت زنان جوان تبدیل شد، ۱۳ آبان از قطع ناگهانی سیمکارتش خبر داد.
او در پستی در اینستاگرام نوشت، در دفتر خدمات تلفن همراه به او اعلام شده که سیمکارتش با عنوان «قطع مدیریت خاص» به شکل دوطرفه مسدود شده است.
راد که هفتم مهر ۱۴۰۱ پس از انتشار تصویر بدون حجاب اجباریاش بازداشت شد، حدود یک ماه پیش نیز با انتشار عکسی از خود در خیابان با شلوارک، بار دیگر خبرساز شد.
انتشار این پست موجی از واکنش را در میان زنان و مردانی برانگیخت که با رفتار مشابه برخورد کردهاند. آنان به روایت تجربههایشان در این مورد پرداختهاند.
ارتباط حق ماست و کسی مسئولیت نمیپذیرد
پریسا صالحی، خبرنگار و زندانی سیاسی سابق، پس از این روایت راد، در حساب کاربری خود در ایکس نوشت سیمکارت او را هم چند ماه است بدون اطلاع قبلی قطع کردهاند.
او تاکید کرد برای درخواست وصل سیمکارتش به دادسرا نرفته و نمیرود: «ارتباط حق منه، براش نه چونه میزنم نه توییتهای مدنظر شما رو میذارم. جدا از اینکه زندگیم رسما مختل شده به اون سامانه ثناتون (سامانهای است که از طریق آن ابلاغ اوراق قضایی انجام میشود) هم دسترسی ندارم.»
این دانشجوی سابق کارشناسی ارشد رشته اقتصاد در دانشگاه تهران که از دانشگاه اخراج شده، افزود: «از دانشگاه که اخراج شدم، کارم رفته رو هوا، بعد از زندان هم که دوره تبعید داره میگذره. یه سیمکارت هم اضافه دیدید؟»
صالحی اردیبهشت سال ۱۴۰۳ با اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای اجرای حکم به زندان کچویی کرج منتقل شد.
او بدون حجاب اجباری به دادگستری کل استان البرز رفته و مقابل آن، عکسی از خود منتشر کرده بود.
نازی زندیه، گرافیست و از زنان کنشگر مخالف حجاب اجباری هم در اینستاگرام، در پاسخی برای راد، از تجربه مشابه خود و محروم شدن از خدمات اجتماعی بهدلیل قطع سیمکارتش نوشت.
او گفت: «من حتی اداره پست نمیتونم برم چیزی پست کنم چون باید با شمارهم احراز هویت کنم.»
زندیه تیر ماه سال ۱۴۰۱ در ارتباط با کارزار «حجاب بیحجاب» بهدست ماموران امنیتی در تهران بازداشت شد.
یک کاربر زن دیگر در پاسخ به راد نوشت که ابتدا سیمکارتش قطع شده و بعد از یک هفته حساب بانکیاش بدون پیامک، زنگ یا ابلاغیه، مسدود شده و بعد از پرسوجوی فراوان متوجه شده به خاطر عکسهای بدون حجاب اجباری در فروشگاه آنلاینش، این اتفاق افتاده است.
قطع سیمکارت و به تبع آن خدمات اجتماعی، فشار روانی زیادی به زنان وارد میکند و با هدف تنبیه آنان، کنترل بدن و اجبارشان به تن دادن به هنجارهای حکومت انجام میشود.
کارشناسان حقوقی و فعالان حقوق زنان این رویه را «غیرقانونی و برخلاف حقوق بشر» میدانند.
کاربری به نام مهسا در پاسخ به راد نوشت: «حال بدی که منم تجربهش رو دارم و الان پنج ماه ازش میگذره ... سیمکارتی که ۲۲ سال واسه من بوده و فعلا که ندارمش.»
سیمکارت مردان منتقد هم قطع میشود
قطع سیمکارت رویهای شده است که فقط به زنان مخالف حجاب اجباری محدود نمیشود.
نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی، در راستای کنترل روایتها و خاموش کردن صداهای منتقد، دسترسی دهها شهروند به سیمکارتهایشان را قطع کردند. برخی شهروندان در آن زمان گفتند برای وصل مجدد سیمکارت خود، ناچار به حذف مطالب انتقادی و انتشار پستهای حمایتی از حکومت شدهاند.
نهادهای امنیتی از بعضی شهروندان خواستند برای وصل مجدد سیمکارت، ابتدا پستهای انتقادی خود را در شبکه اجتماعی ایکس پاک کنند، تعهدنامهای مبنی بر خودداری از انتقاد از حکومت امضا کنند و سپس مطالبی در حمایت از جمهوری اسلامی منتشر کنند.
مهر ۱۴۰۳، شماری از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی پس از قطع و مسدود شدن سیمکارتهای خود، با دستور نهادهای امنیتی مجبور به حذف مطالب و انتشار مطالبی بر خلاف عقایدشان در حسابهایشان در شبکههای اجتماعی شدند.
یک مرد ساکن تهران که در شبکه اجتماعی ایکس فعال است به ایراناینترنشنال گفت سیمکارت او را بدون اینکه علتش را بگویند، قطع کردند و در حال حاضر دسترسی او به کارتهای بانکی و اپلیکیشنهای ایرانیاش با مشکل روبهرو شده است.
یک زن فعال سیاسی هم که در خارج از ایران به سر میبرد در روایتی مشابه به ایراناینترنشنال گفت قوه قضاییه جمهوری اسلامی بهدلیل فعالیتهای او، سیمکارتی را که به نامش بوده اما مادرش بیش از یک دهه از آن استفاده میکرده، قطع کرده است.
مجازاتی خلاف قانون
شهلا اروجی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای مرکز، شهریور ۱۴۰۳ در گفتوگو با روزنامه شرق گفت که بر اساس قوانین، چنین مجازاتی پیشبینی نشده است.
اروجی با بیان این که مجازات، «حسب اصل ٣٦ قانون اساسی باید از سوی دادگاه صالح و به موجب قانون باشد و ضابط قضایی حق مجازات ندارد»، اضافه کرد: «چنین مجازاتی در قوانین ما پیشبینی نشده و حتی بهعنوان مجازات تکمیلی و تبعی نیز قابل اعمال نیست و این اقدام سلب حق و خلاف قانون است.»
محمد اولیایی فرد، وکیل دادگستری و عضو اتحادیه بینالمللی وکلا، در همین زمینه به ایراناینترنشنال گفت قطع سیمکارت شهروندان خلاف اصول قانون اساسی نوشته خود جمهوری اسلامی است و دادستانی و ضابطان قانونی نمیتوانند سیمکارت افراد را قطع کنند.
اولیایی فرد تاکید کرد: «اگر دادگاه بخواهد چنین اقدامی بکند، باید روند دادرسی طی شود، حقوق متهم رعایت شود و دادرسی عادلانه باشد و مجازات تعیینشده نیز باید در قانون پیشبینی شده باشد.»
او افزود هدف اصلی مقامات جمهوری اسلامی، اعمال «مجازات نامحسوس و خاموش» است که در آمار و شمارش برخورد با خبرنگاران و شهروندان در مجامع بینالمللی ثبت نمیشود.
سعید سوزنگر، کاربر فعال در شبکه اجتماعی ایکس و مدرس شبکه و امنیت هم این اقدام را محکوم کرد.
او نوشت: «دولت الکترونیک به ابزار کنترلی در دستان زنگی مست تبدیل شده. رویههایی که حتی در همین سیستم فعلی غیرقانونی هستند، به سادگی و بدون نگرانی برای پاسخگویی، در حال انجام است.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.