ماههاست شاخص کیفیت هوا در هویزه در استان خوزستان میان وضعیت «ناسالم» و «بسیار ناسالم» در نوسان است و سلامت دهها هزار شهروند با خطرات جدی مواجه شده است. این سطح از آلودگی هوا در هویزه از کجا ناشی میشود؟ در این گزارش تیم راستیآزمایی ایراناینترنشنال به این پرسش پاسخ میدهد.
به گزارش رسانههای داخلی، شاخص کیفی هوا در ساعت هفت صبح شنبه ۱۰ آبان در پنج شهر استان خوزستان بهدلیل آلودگی بالا در وضعیت «قرمز» قرار گرفت.
در هویزه این شاخص به ۱۷۹ رسید و لقب یکی از آلودهترین شهرهای ایران را برای هفتهها و ماههای متوالی به خود اختصاص داد.
تاکنون از صنایع، آتشسوزی بخش عراقی هورالعظیم، آتش زدن کاه و کلش مزارع کشاورزی، آتشسوزی مزارع برنجکاری، آتش زدن مزارع نیشکر، آتشسوزی در محل قدیمی پسماند و آلایندههای خودروها بهعنوان عوامل آلودگی هوای خوزستان یاد شده است.
محمد جواد اشرفی، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان، ششم آبان با اشاره به آلودگی هوای ناشی از خودسوزی بخش عراقی تالاب هورالعظیم گفت: «شهرستان هویزه بهشدت تحت تاثیر انتشار دود ناشی از آتشسوزی در بخش عراقی تالاب هورالعظیم قرار دارد.»
او علت اصلی این وضعیت را تامین نشدن حقآبه تالاب از سوی کشور عراق برشمرد.
خودسوزی تالاب به چه معناست؟
تالابها، بهویژه آنهایی که خاک آلی عمیق دارند، میتوانند در شرایط خشکسالی طولانیمدت، خود به خود مشتعل شوند و آتشسوزیهای مداوم و کمدما را تجربه کنند.
این پدیده خودگرمایی از ترکیبی از فعالیتهای بیولوژیکی و اکسیداسیون شیمیایی ناشی میشود.
عامل اصلی که به تالابها اجازه میدهد خود به خود مشتعل شوند، کاهش قابل توجه رطوبت آنها در پی خشکسالی است.
بهطور معمول سطح بالای آب از آتشسوزی جلوگیری میکند، اما هنگامی که مواد آلی به اندازه کافی خشک میشوند، بهشدت قابلیت اشتعال دارند.
تیم راستیآزمایی ایراناینترنشنال با بررسی دادههای ماهوارهای سامانه کنترل و نظارت بر آتشسوزیهای ناسا، دامنه آتشسوزیهای پنج ماه گذشته در تالاب هورالعظیم را به تصویر کشیده است.
بر اساس این تصاویر، میتوان وقوع آتشسوزیهای گسترده و مداوم در ماههای گذشته در این تالاب را تایید کرد.
تالاب مرزی هورالعظیم کجاست و چه اهمیتی دارد؟
تالاب مرزی هورالعظیم که در عراق به آن هورالحویزه گفته میشود، آخرین بازمانده تالابهای بینالنهرین با بیش از ۳۰۰ هزار هکتار مساحت است.
یکسوم این تالاب در ایران و دوسوم آن در عراق قرار دارد و بهویژه بهعنوان زیستگاه هزاران پرنده مهاجر از جمله فلامینگوها، از اهمیت اکولوژیک چشمگیری برخوردار است.
بخش ایرانی تالاب
هورالعظیم یک تالاب و منطقه حفاظتشده با مساحت حدود ۱۲۰ هزار و ۳۰۳ هکتار است که در غرب استان خوزستان در انتهای رود کرخه در منطقه مرزی دشت آزادگان واقع شده است.
این منطقه مرداد ۱۳۹۰ در فهرست مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت.
سال ۱۳۸۷ وقتی بیش از هفت هزار هکتار از اراضی هور برای نخستین بار در اختیار وزارت نفت قرار گرفت، با مصوبه شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی بخشهای وسیعی از هور خشکانده شد تا چینیها نفت را ارزانتر استخراج کنند.
ناصر مهداوی، عضو شورای شهر اهواز، ۹ دی ۱۴۰۰ با انتقاد از «استعمار نوین» خوزستان از سوی حکومت گفت کشف میدانهای نفتی جدید برای مردم این استان «عزا» است و جز آلودگی و بیماری چیز دیگری ندارد.
او افزود: «مگر نگفتند و ننوشتند که با دستور بالا و برای خوشآمد چینیها تالاب هورالعظیم را خشک کردند؟»
مسدود کردن پل شط علی و خشکاندن حوضچههای سه، چهار و پنج در سال ۱۳۸۹ بخشی از آسیبهای جدی جمهوری اسلامی به تالاب هورالعظیم است، چرا که در پی این عملیات بستر تالاب به کانون گرد و غبار در خوزستان تبدیل شد.
میدانهای نفتی آزادگان و سهراب در این منطقه قرار دارند. میدان نفتی یاران (شمالی و جنوبی) نیز با مساحت حدود ۱۱۰ کیلومتر مربع در غرب میدان نفتی آزادگان در هورالعظیم واقع است.
میدان آزادگان علیرغم داشتن مجوز برای تنها ۷۵ حلقه چاه نفت، تاکنون بیش از ۳۰۰ حلقه چاه در هورالعظیم حفاری کرده است.
گزارشها حاکی از آن است که مدیران نفتی قصد دارند ۴۲۰ حلقه چاه دیگر در این منطقه احداث کنند.
بخش عراقی تالاب
مردابهای این تالاب در نزدیکی محل تلاقی رودخانههای دجله و فرات واقع شدهاند. از نظر تاریخی، مردابها پناهگاه مهمی برای جنبشهای مقاومت در زمان حکومت صدام حسین به شمار میرفتند.
در طول دهه ۱۹۹۰، حکومت صدام در تلاش برای سرکوب جمعیت عربهای تالابی و مهار مخالفتها، بخش قابل توجهی از تالابها را زهکشی کرد که به تخریب اکولوژیکی و آوارگی جوامع محلی انجامید.
پس از سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳، تلاشها برای احیای مردابها آغاز شد.
با این حال، چالشهایی زیادی در این مسیر وجود دارد، از جمله کاهش جریان آب از رودخانههای دجله و فرات بهدلیل سدسازی در بالادست در ترکیه و سوریه که بر سطح و کیفیت آب مردابها تاثیر میگذارد.
فعالیتهای صنعتی، روانآبهای کشاورزی و نشت نفت از میدانهای اطراف نیز در تخریب محیط زیست این منطقه نقش دارند.
این تالابها در درجه اول به وسیله رودخانه دجله تغذیه میشوند، اما مدیریت آب در عراق و ایران بر جریان آب به منطقه تاثیر گذاشته است.
پروژههایی مانند ساخت سد در کشورهای بالادست، بهویژه پروژه آناتولی جنوب شرقی ترکیه، میزان آب ورودی به تالابها را کاهش داده و به تنش اکولوژیکی دامن زده است.
نقش ترکیه در آلودگی هوای خوزستان و بصره
پروژه جنوب شرقی آناتولی (GAP) که از سوی ترکیه در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، تاثیر زیادی بر جریان رودخانه دجله داشته است.
این پروژه شامل ساخت سدها و نیروگاههای برقآبی در امتداد رودخانههای دجله و فرات است که مهمترین آنها سد آتاتورک در فرات و سد ایلیسو در دجله هستند.
این سدها بهطور قابل توجهی جریان طبیعی رودخانهها را تغییر میدهند و مقادیر زیادی از آب را برای آبیاری، تولید برق و کنترل سیلاب ذخیره میکنند.
سد ایلیسو بهویژه تاثیر مستقیمتری بر رودخانه دجله دارد و باعث کاهش میزان آبی میشود که به عراق، بهخصوص مناطق جنوبی آن، میرسد.
این کاهش جریان آب، بهویژه در فصلهای خشک، بحرانهای آبی در جنوب عراق و همچنین در هورالعظیم و استان بصره ایجاد کرده است.
آبپاشی ایران و عراق بر روی تالاب
رسانههای عراقی ۲۷ مهر نوشتند در پی بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی که هورالعظیم را تهدید میکند، نشست مشترکی میان مقامات عراقی و ایرانی در وزارت امور خارجه عراق برگزار شده است.
پیش از آن، فرهاد قلینژاد، معاون اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان، ۲۷ تیر ۱۴۰۳ از سرایت آتش از بخش عراقی تالاب هورالعظیم به بخش ایرانی خبر داد.
او افزود: «نامهنگاریهای فراوانی با وزارت خارجه کشورمان و عراق برای کمک به مهار آتشسوزی کردهایم، اما مشکل وجود دارد.»
همچنین محمدرضا موالیزاده، استاندار خوزستان، تابستان گذشته از آغاز عملیات اطفای حریق در بخش عراقی تالاب هورالعظیم با هواپیماهای آبپاش خبر داد و گفت این عملیات با همکاری سپاه پاسداران در حال انجام است و تاکنون حدود ۱۶۰ هزار لیتر آب بهوسیله هواپیماهای آبپاش برای مهار آتش تخلیه شده است.
بحرانی که با گذشت زمان وخیمتر میشود
این نخستین بار نیست که شهرهایی در ایران قربانی آتشسوزی در بخش عراقی هورالعظیم میشوند.
مدیرکل اداره محیط زیست استان خوزستان ۳۱ شهریور ۱۴۰۲ گفته بود: «تنها در ماه جاری دستکم ۶۳۰ هکتار از نیزارهای بخش عراقی این تالاب در آتش سوخته و نابود شده است.»
او از «تغییرات اقلیم، خشکی تالابها و بارش کم» بهعنوان دلایل اصلی این آتشسوزیها نام برد و اعلام کرد مهار این پدیده و جلوگیری از آسیب دیدن محیط زیست ایران به پیگیریهای دیپلماتیک وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیاز دارد.
خوزستانی که هشت سال مورد هجوم ارتش صدام بود، حالا سالهاست در خط مقدم جبهه دیگری قرار گرفته است.
بیش از ۲۲ سال است که ریزگردهای حاصل از خشک شدن یا «خشک کردن» تالاب هورالعظیم، مهمان ناخوانده ریههای خوزستان است؛ تا جایی که شهرهای این استان بیشترین آمار روزهای آلوده در سال را به خود اختصاص میدهند و حالا دود ناشی از آتشسوزیهای هورالعظیم هم به آن اضافه شده است.
هورالعظیم آنقدر گسترده و روند خشکشدنش آنچنان سریع است که اگر برای تامین آب آن چارهای اندیشیده نشود، احتمال دارد آتشسوزیهای مکرر آن نیز همچون ریزگردها سالها ادامه یابد.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.