رییس سازمان پزشکی قانونی شمار کشتهشدگان جنگ ۱۲ روزه را حدود ۱۲۰۰ نفر اعلام کرد
در حالی که پیشتر سخنگوی دولت گفته بود در طول جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، یکهزار و ۶۲ نفر کشته شدند، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور گفت در جریان این جنگ، برای حدود هزار و ۲۰۰ نفر از کشتهشدگان در ۱۸ استان جواز دفن صادر شده است.
عباس مسجدی آرانی، سهشنبه ششم آبان در نشست خبری مشترک با علیاصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، گفت که در جریان جنگ ۱۲ روزه تعیین هویت کشتهشدگان با مشکلات متعددی روبهرو بوده که یکی از چالشها «نامعلوم بودن تعداد آنها» بوده است.
رییس سازمان پزشکی قانونی گفت که از میان حدود هزار و ۲۰۰ فرد کشتهشده که جواز دفنشان صادر شد، ۵۶۰ تن مربوط به استان تهران و مابقی مربوط به ۱۷ استان دیگر بودهاند.
او تاکید کرد که تمام جسدهای ارسالشده به پزشکی قانونی در دوران جنگ «شناسایی» و تحویل خانوادههایشان شده است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت مسعود پزشکیان، پیش از این و در ۳۱ تیرماه گفته بود در طول جنگ ۱۲ روزه یک هزار و ۶۲ نفر کشته شدند که سهچهارم آنها نیروهای نظامی بودند.
او گفته بود ۲۷۶ نفر غیرنظامی شامل ۱۰۲ زن و ۳۸ کودک، ۱۸ نفر از کادر درمان، پنج امدادگر هلال احمر، ۳۴ دانشآموز و پنج فرهنگی، در میان کشتهشدگان جنگ بودند.
مهاجرانی همان زمان گفت که استان تهران با ۲۶۵ نفر بیشترین کشتهها را در جنگ ۱۲ روزه داشته است. این درحالی است که رییس سازمان پزشکی قانونی شمار کشتهشدگان تهران را ۵۶۰ نفر اعلام کرد که اختلافی ۲۹۵ نفری را نشان میدهد.
سایت حقوق بشری هرانا ششم تیرماه گزارش داده بود در جنگ ۱۲ روزه، هزار و ۱۹۰ نفر کشته و چهار هزار و ۴۷۵ نفر مجروح شدند.
در ادامه و طی ماههای گذشته، گزارشهایی از کشتهشدن شماری از افرادی که در جریان حملات اسرائیل زخمی شده بودند منتشر شد.
رویارویی جمهوری اسلامی و اسرائیل با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ۲۳ خرداد آغاز شد و پس از ۱۲ روز، دو طرف با آتشبس موافقت کردند.
اسرائیل در عملیات «طلوع شیران» اهدافی شامل اشخاص کلیدی نظامی و امنیتی و مراکز موشکی، نظامی، هستهای و دستاندرکاران برنامه هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد جنگندههای این کشور هزار و ۵۰۰ بار در آسمان ایران پرواز و به هزار و ۴۸۰ هدف نظامی حمله کردند.
از زمان برقراری آتشبس، گمانهزنیهایی در ایران و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ مطرح است.
با وجود پایان جنگ و اعلام آتشبس، اختلاف در آمار کشتهشدگان همچنان پابرجاست و حتی در مورد تلفات استان تهران، دو نهاد رسمی روایتهای متفاوتی ارائه کردهاند.
این ابهامها پرسشهایی جدی درباره شفافیت نهادهای دولتی در مدیریت بحران و اطلاعرسانی عمومی ایجاد کرده که تاکنون پاسخی رسمی و مستند به آنها داده نشده است.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.