منوچهر متکی نماینده مجلس و وزیر پیشین خارجه جمهوری اسلامی گفت: «تنها بازدارندگی احتمالی برای سه کشور اروپایی و آمریکا، تهدید ایران به خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است.»
او گفت: «این اقدام از دو مسیر میسر است؛ اول تصویب قوانین توسط مجلس شورای اسلامی که پیشنهاد آن هماکنون در سامانه قانونگذاری موجود است؛ دوم اقدامات به موقع دولت و وزارت امور خارجه.»
متکی افزود: «اگر تهدید ایران به خروج از پیمان انپیتی جدی گرفته شود، احتمال انعطاف و انصراف طرف غربی وجود دارد. بنابراین؛ دولت باید سریعاً خروج از معاهده را اعلام کند که امکان بازگشت به این تصمیم طی ۹۰ روز وجود دارد، در حالی که مصوبه مجلس چنین انعطافی ندارد.»

به گزارش وبسایت آکسیوس به نقل از منابع آگاه در دولت ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بهطور جدی در حال بررسی تعلیق موقت تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین است.
این تصمیم در حالی اتخاذ میشود که کاخ سفید از عدم پیشرفت در روند صلح پس از نشست ترامپ با ولادیمیر پوتین در آلاسکا ناراضی است و کشورهای اروپایی را مسئول بنبست موجود میداند.
کاخ سفید: «فعلاً تماشا میکنیم»
یک مقام ارشد کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با آکسیوس گفت: «ما در حال حاضر کنار مینشینیم و تماشا میکنیم. بگذار بجنگند تا ببینیم چه میشود. تا زمانی که یکی یا هر دو طرف انعطاف بیشتری از خود نشان ندهند، اقدام جدیدی انجام نخواهیم داد.»
او افزود که ترامپ از پیشرفتنکردن روند صلح ناراضی است و این عدم پیشرفت را نتیجه فشارها و نفوذ برخی کشورهای اروپایی بر دولت اوکراین میداند.
اتهام به اروپا: «تظاهر به حمایت، کارشکنی در عمل»
براساس این گزارش، مشاوران ترامپ معتقدند که برخی رهبران اروپایی در ظاهر از ابتکارات صلح رئیسجمهوری آمریکا حمایت میکنند، اما در عمل در تلاشند توافق احتمالی پس از نشست آلاسکا را تضعیف کرده و مانع از پیشرفت آن شوند. یکی از منابع گفت: «برخی از اروپاییها همچنان در سرزمینی خیالی سیر میکنند و نمیفهمند که برای رقص تانگو، دو نفر لازم است.»
در همین زمینه، یکی دیگر از مقامات ارشد کاخ سفید گفت: «اروپاییها نمیتوانند هم این جنگ را طولانیتر کنند و از پشت درها انتظارات غیرواقعی ایجاد کنند، و هم از آمریکا بخواهند همه هزینهها را بپردازد.»
او هشدار داد: «اگر اروپا میخواهد این جنگ را تشدید کند، مسئولیتش با خودشان خواهد بود.»
موضع واشینگتن در برابر متحدان اروپایی
مقامات دولت ترامپ در این گزارش تصریح کردهاند که بریتانیا و فرانسه تا حدودی مواضع سازندهتری داشتهاند، اما دیگر قدرتهای اروپایی خواهان آن هستند که آمریکا بار اصلی جنگ را به دوش بکشد، در حالیکه خودشان از مشارکت جدی سر باز میزنند.
در مقابل، یک مقام اروپایی که در روند مذاکرات جنگ روسیه و اوکراین نقش دارد، اظهارات واشینگتن را رد کرده و گفته است: «این ادعا که پایتختهای اروپایی در حال بازی دوگانه با ترامپ هستند، نادرست و شگفتآور است.»
چشمانداز مذاکرات
دو هفته پس از دیدار ترامپ و پوتین در آلاسکا، هیچ پیشرفت ملموسی در زمینه دستیابی به توافق صلح حاصل نشده است. تیم ترامپ همچنان بر این باور است که تنها در صورت عقبنشینی اروپاییها از فشارهای غیرواقعبینانه، کییف ممکن است در مواضع خود بازنگری کند.
بر اساس این گزارش، اگر روند فعلی ادامه یابد، احتمال دارد دولت ترامپ تلاشهای خود برای میانجیگری در جنگ را بهطور کامل متوقف کرده و به اروپا اجازه دهد تا مسئولیت خود را در قبال بحران اوکراین به دوش بکشد.

گزارشی تازه هشدار میدهد که حضور رابرت مالی، مذاکرهکننده پیشین آمریکا در توافق برجام، و چهرههای نزدیک به جمهوری اسلامی در دانشگاه ییل، این مرکز آموزشی را به «پایگاهی برای تطهیر حکومت ایران» تبدیل کرده است.
نشریه «جیاناس» (سندیکای اخبار یهودیان) مقالهای به قلم یکی از دانشجویان ایرانی دانشگاه ییل منتشر کرده که در آن برداشت این دانشجو - ه. مهدیان - از درسی که قرار است در ترم پاییز ارائه شود روایت شده است.
این مقاله خبر داده که رابرت مالی، دیپلمات سابق آمریکایی که نقش مهمی در مذاکرات برجام داشت و پس از رسواییهای امنیتی از سمت دولتی کنار گذاشته شد، قرار است در پاییز ۲۰۲۵ در دانشگاه ییل دورهای با عنوان «دشمنی از پیش طراحیشده: بازخوانی روابط ایران و آمریکا» تدریس کند.
بنابر این گزارش، در این کلاس، دانشجویان موظف خواهند شد در نقش دیپلماتهای جمهوری اسلامی ظاهر شوند؛ اقدامی که بهگفته منتقدان، تلاش آشکاری برای انسانی جلوهدادن یک دیکتاتوری مذهبی است.
نویسنده تاکید کرده که برنامه درسی رابرت مالی آشکارا بر دفاع از توافق هستهای ۲۰۱۵ متمرکز است و نام سخنرانانی چون علی واعظ، حسین موسویان و محمدجواد ظریف در فهرست مهمانان دیده میشود؛ چهرههایی که در این مقاله از آنها به عنوان کسانی نامبرده که «همگی در مقاطع مختلف به نمایندگی از جمهوری اسلامی عمل کردهاند.»
نویسنده نشریه میپرسد چگونه ممکن است فردی که بهدلیل ارتباطات با عوامل حکومت ایران مجوز امنیتی خود را از دست داده، اکنون در یکی از دانشگاههای نخبه آمریکا آزادانه تدریس کند.
در بخشی از این مطلب یادآوری شده که این نخستینبار نیست ییل بهطور غیرانتقادی به حامیان جمهوری اسلامی میدان داده است. در ترمهای پیشین نیز کلاسی درباره «اسلام شیعه» ارائه شد که عملاً مشابه دروس دانشگاههای ایران بود و استاد آن لطیفه اعوانی، از حامیان انتخاب حسن روحانی در سال ۲۰۱۷ و فرزند یکی از پژوهشگران نزدیک به خانواده خمینی، بود.
نویسنده سندیکای اخبار یهودیان در بخشی از مقاله همچنین به سابقه طولانی نفوذ جمهوری اسلامی در محافل دانشگاهی آمریکا اشاره کرد. در سال ۱۹۷۹ روزنامه دانشجویی ییل گزارشی منتشر کرده بود که یک دانشجوی دکتری ایرانی به نام شهریار روحانی تحصیل را رها کرد تا سخنگوی رسمی آیتالله خمینی در واشینگتن شود.
نویسنده مقاله مینویسد، خطر واقعی آنجاست که «چنین دروسی، با عادیسازی چهرههای رژیم، بر نسل آینده سیاستمداران و تصمیمگیرندگان آمریکایی اثر بگذارد و تصویری تحریفشده از ایران بسازد.»
در بخشی از این مطلب یادآوری شده که رابرت مالی در گذشته بارها روایتهایی همسو با تهران ارائه کرده است؛ از جمله در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ که در یادداشتی در نیویورک تایمز اعتراضات مردمی را دلیلی بر «پارانویا رژیم در برابر توطئه خارجی» توصیف کرد و عملاً سرکوب خونین هزاران نفر را توجیه کرد.
براساس این گزارش، حتی در سال ۲۰۲۳ گزارشهایی منتشر شد که مالی در یک عملیات اطلاعاتی جمهوری اسلامی برای تأثیرگذاری بر دولتهای غربی نقش داشته است. اکنون او در ییل فرصت دارد همان روایتها را در قالب دانشگاهی به نسل جوان منتقل کند.
در بخش دیگری از این مقاله نویسنده تاکید کرد که جمهوری اسلامی طی چهار دهه با قتل، سانسور و سرکوب اندیشمندان مستقل در ایران، تنها تریبون را برای حامیان خود باز گذاشته است و این روایتهای یکسویه امروز در دانشگاههای غربی تدریس میشود.
این نشریه در پایان نوشت: «دانشجویان ییل و اعضای جامعه دانشگاهی باید شفافیت و پاسخگویی از مسئولان بخواهند. اعطای چنین تریبونی به رابرت مالی، نه آموزش بلکه بازتولید تبلیغات جمهوری اسلامی است؛ تبلیغاتی که جایگاه دانشگاهی و امنیت ملی غرب را به خطر میاندازد.»
یوآف گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در گفتوگویی تلویزیونی خواستار آمادگی فوری برای دور بعدی رویارویی با جمهوری اسلامی شد و هشدار داد: «آن روز فرا خواهد رسید و متفاوت خواهد بود.»

گالانت تاکید کرد که اسرائیل با وجود موفقیتهای اخیر علیه جمهوری اسلامی نباید خود را بینیاز از آمادهسازی بداند و افزود: «شاید زمان ببرد اما ایران دوباره بخشی از توان خود را بازسازی خواهد کرد. آنها هماکنون بر ساخت موشکهای بالستیک کار میکنند. باید آماده باشیم و دور بعدی متفاوت خواهد بود.»
گالانت هشدار داد جمهوری اسلامی همچنان به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است و افزود: «این هدف برای ایران جذابترین گزینه است اما در عین حال خطرناکترین، چون در برابر اسرائیل آسیبپذیر خواهند بود.»

یوآف گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در گفتوگویی تلویزیونی خواستار آمادگی فوری برای دور بعدی رویارویی با جمهوری اسلامی شد و هشدار داد: «آن روز حتما فرا خواهد رسید و متفاوت خواهد بود.»
وزیر دفاع پیشین اسرائیل در تازهترین اظهارات خود تاکید کرد: «هرچند خامنهای در این دور کشته نشد، اما حذف او باید بخشی از هر برنامه اسرائیل در صورت آغاز جنگ جدید باشد.»
گالانت تاکید کرد که اسرائیل با وجود موفقیتهای اخیر علیه جمهوری اسلامی نباید خود را بینیاز از آمادهسازی بداند و افزود: «شاید زمان ببرد اما ایران دوباره بخشی از توان خود را بازسازی خواهد کرد. آنها هماکنون بر ساخت موشکهای بالستیک کار میکنند. باید آماده باشیم و دور بعدی متفاوت خواهد بود.»
یواف گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در تازهترین اظهارات خود هشدار داد که حمله دوباره اسرائیل به ایران «حتما فرا خواهد رسید» و تاکید کرد: «هرچند خامنهای در این دور کشته نشد، اما حذف او باید بخشی از هر برنامه اسرائیل در صورت آغاز جنگ جدید باشد.»
او با اشاره به وضعیت برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفت: «ممکن است سناریویی وجود داشته باشد که در جایی مواد شکافتپذیر ذخیره شده و قابلیت غنیسازی داشته باشد. اما نکته مهم این است که ایرانیها نمیدانند ما چگونه از نظر اطلاعاتی به آنها نفوذ کردهایم و آگاه نیستند که ما چه چیزهایی میدانیم.»
گالانت هشدار داد جمهوری اسلامی همچنان به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است و افزود: «این هدف برای ایران جذابترین گزینه است اما در عین حال خطرناکترین، چون در برابر اسرائیل آسیبپذیر خواهند بود.»
گالانت در بخش دیگری از سخنانش فاش کرد که عملیاتی که موساد برای حمله به ایران طراحی کرده بود، «بیش از حد پیچیده و نهچندان مرگبار» بوده و به همین دلیل، او پیش از حمله هفتم اکتبر حماس، سندی با گزینه جایگزین ارائه داده است.
به گفته او، در آغاز تصدیاش در سال ۲۰۲۳، بررسیهایی در بالاترین سطح امنیتی اسرائیل انجام شد که نشان داد اتکای صرف به طرح موساد کارآمد نخواهد بود: «این عملیات بسیار پرهزینه و پیچیده بود و در نهایت بازده کافی نداشت.» او سپس تیمی از فرماندهان پیشین ارتش به رهبری شائول موفاز تشکیل داد که همگی مخالف ادامه طرح موساد بودند. نتیجه این بررسیها سندی موسوم به «۱۰۰ روز» بود که بر تمرکز بر گزینه هوایی تاکید داشت.
گالانت توضیح داد: «تنها گزینه موثر و عملیاتی، استفاده از تمام توان نیروی هوایی و ایجاد یک کریدور در آسمان برای پرتاب دهها هزار بمب و سپس دستیابی به برتری هوایی بر فراز تهران بود.»
او همچنین گفت در دسامبر ۲۰۲۳، دو ماه پس از آغاز جنگ با حماس، در یک جلسه ویژه برای نخستینبار فاش شد که طرح موساد برای حمله به ایران در نشست میان بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و رئیس موساد لغو شده است.
ایران و اسرائیل خود را برای دور تازه جنگ آماده میکنند
مقامهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی و اسرائیل طی روزهای اخیر در اظهاراتی جداگانه بر احتمال آغاز دوباره جنگ تاکید کردهاند و هر دو طرف خود را برای نبردی تازه و شدید آماده میدانند.
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، گفت اگر جنگ دوم رخ دهد «جنگ آخرالزمانی وحشتناک» خواهد بود و افزود حتی آمریکا و اروپا هم میدانند که مدیریت چنین جنگی ممکن نیست. او همزمان از «ابتکاراتی در حال انجام» میان ایران و آژانس سخن گفت که میتواند به شکستن بنبست کمک کند.
در مقابل، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، توافق محرمانه با آژانس را «متنی فاجعهبار» خواند و هشدار داد که این توافق «جنگ بعدی را قطعی میکند». او و دیگر نمایندگان حتی بازرسان آژانس را «جاسوس» توصیف کردهاند.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، نیز تصریح کرد که در جنگ بعدی «خویشتنداری پایان خواهد یافت» و عرصههای سیاسی و اقتصادی نیز وارد میدان خواهند شد.
مقامهای نظامی هم از تهدیدهای بیسابقه سخن میگویند. امیر حیاتمقدم، فرمانده ارشد سپاه، برای نخستین بار علناً احتمال هدف قرار دادن پایتختهای اروپایی و حتی شهرهایی چون واشینگتن و نیویورک را مطرح کرد. یک مقام سیاسی ناشناس نیز در گفتوگو با پرستیوی مدعی شد هدف مذاکرات هستهای «خلع سلاح ایران برای جبران ضعف اسرائیل» است و گفت تهران باید به جای مذاکره برای جنگ آماده شود.
در همین حال، کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داد که تلآویو و تهران پس از آتشبس اخیر در حال بازسازی و آمادهسازی برای رویارویی دوبارهاند. این رسانه نوشت حکومت ایران به بازسازی سامانههای موشکی و دفاعی خود مشغول است و حتی از احتمال «حمله پیشدستانه» سخن گفته است.
از سوی دیگر، مقامهای اسرائیلی نیز هشدار دادهاند که در صورت ازسرگیری برنامه هستهای ایران، «گزینه حمله دوباره روی میز است». زوی خایموویچ، فرمانده پیشین پدافند هوایی اسرائیل، گفت نباید تصور کرد جنگ بعدی مانند جنگ قبلی خواهد بود و باید فرض را بر آغاز زودهنگام درگیری گذاشت.
سیما شاین، مقام پیشین موساد، نیز تاکید کرده که «حساب ایران با اسرائیل» هنوز بسته نشده و آمریکا نیز عملاً تعهد داده مانع دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای شود.
بهنوشته رسانههای اسرائیلی، فرماندهان ارتش این کشور عملیات ۱۲ روزه گذشته را تنها «پیشدرآمد» میدانند. یکی از فرماندهان اسکادران پهپادی ارتش که با نام اختصاری «ط» معرفی شده گفت حمله اخیر نقطه اوج دوران فرماندهی او بوده و اسرائیل «هیچ گزینهای جز آماده شدن برای جبههای دیگر» ندارد.
دنیس سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل، وضعیت فعلی جمهوری اسلامی را «تنگنای راهبردی» توصیف کرد و گفت جنگ بعدی بلافاصله با شدت بالا آغاز خواهد شد. او هشدار داد اگر درگیری فرسایشی شود، نقطه شروع آن همان سطح خشونت پایان جنگ اخیر خواهد بود.
در دو سوی این رویارویی، مقامات سیاسی و نظامی بهصراحت از جنگ سخن میگویند. تهران بازسازی موشکها و پدافند را در اولویت گذاشته و اسرائیل بهدنبال حفظ برتری هوایی است. نتیجه آنکه، بهباور تحلیلگران، هر دو طرف بر طبل جنگ میکوبند و انتظار درگیری تازهای را میکشند.

روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از یک مقام کاخ سفید گزارش داد دولت آمریکا قصد دارد با ارائه طرحی، نام وزارت دفاع این کشور را به «وزارت جنگ» تغییر دهد. این نام آخرین بار در سال ۱۹۴۷ مورد استفاده قرار گرفته بود.
بر اساس این گزارش که شنبه هشتم شهریور منتشر شد، تغییر نام وزارت دفاع میتواند از طریق کنگره ایالات متحده انجام شود، اما کاخ سفید گزینههای دیگری را نیز برای پیشبرد این طرح در نظر دارد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پس از بازگشت به کاخ سفید بارها این ایده را مطرح کرده است.
او سوم شهریور با اشاره به جنگهای پیش از تشکیل «وزارت دفاع» گفت ایالات متحده در آن دوره در تمامی نبردها پیروز بود و اکنون زمان بازگشت به نام «وزارت جنگ» فرارسیده است.
یک مقام پیشین آمریکایی در همین رابطه گفت پنتاگون در هفتههای آغازین دولت دوم ترامپ، فرآیند تدوین پیشنهادهای قانونی برای تغییر نام این وزارتخانه را آغاز کرد.
از جمله پیشنهادها، درخواست از کنگره برای اعطای اختیار بازگرداندن نام پیشین وزارتخانه در شرایط اضطراری ملی و همزمان احیای عنوان «وزیر جنگ» برای عالیترین مقام آن بود.
ترامپ سوم شهریور در ادامه اظهارات خود گفت عنوان «وزارت جنگ» از قدرت و صلابت بیشتری برخوردار است و افزود این تغییر «طی حدودا یک هفته آینده» عملی خواهد شد.

تاریخچه تاسیس وزارت جنگ و وزارت دفاع
از زمان تاسیس وزارت جنگ در سال ۱۷۸۹، ساختار نیروهای مسلح ایالات متحده و نهاد متولی آن دچار دگرگونیهای اساسی شده است.
در ابتدا وزارت جنگ اداره ارتش را بر عهده داشت و وزارت نیروی دریایی نیز بهطور مستقل مسئول هدایت تفنگداران دریایی بود.
در سال ۱۹۴۷ و پس از جنگ جهانی دوم، هری اس. ترومن، رییسجمهوری وقت، با هدف افزایش هماهنگی و کارآمدی تمامی نیروهای مسلح را ذیل یک سازمان واحد تجمیع کرد.
بر اساس قانون مصوب کنگره، وزارتخانههای جنگ و نیروی دریایی به همراه نیروی هوایی تازهتاسیس در «سازمان نظامی ملی» ادغام شدند؛ نهادی که رهبری آن به یک وزیر دفاع غیرنظامی سپرده شد.
کنگره آمریکا در سال ۱۹۴۹ با انحلال «سازمان نظامی ملی»، این نهاد را به «وزارت دفاع» تغییر نام داد و اختیارات بیشتری به وزیر دفاع برای نظارت بر نیروهای مسلح، از جمله روندهای تدارکاتی، واگذار کرد.
روزنامه لسآنجلس دیلینیوز در آن زمان نوشت این تغییرات نگرانیهایی برانگیخته است مبنی بر اینکه افزایش اختیارات میتواند وزیر دفاع را به یک «دیکتاتور نظامی» تبدیل کند.
ترامپ با دفاع از تصمیم خود برای تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ گفته نام کنونی این وزارتخانه به اندازه کافی «تهاجمی» نیست.
او همچنین در سخنانی در ماه آوریل، تغییر نام وزارت جنگ به وزارت دفاع در دهههای گذشته را ناشی از «سیاسیکاری» دانست.
پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، نیز چهارم شهریور در نشست کابینه این کشور گفت نام این وزارتخانه «چندان درست به نظر نمیرسد».





