کماندوهای ایرانی موساد چگونه راه را برای جنگندههای اسرائیل هموار کردند؟
دو خبرنگار اسرائیلی، یوسی ملمن و دن راویو، فاش کردند که موساد چگونه طی سالها با جذب نیرو از مخالفان جمهوری اسلامی کماندوهایی برای عملیات در خاک ایران آماده کرده است. براساس این گزاش، این نیروها، نقشی کلیدی در جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی داشتند.
این دو در گزارشی مفصل که در وبسایت پرو پابلیکا منتشر شد، به شیوههای جذب و نیز عملیات نیروهایی که موساد موفق شده در داخل ایران سازمان دهد، پرداختهاند.
براساس این گزارش، در ساعات اولیه ۲۳ خرداد، اندکی قبل از آغاز حملات اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران، تیمی به رهبری یک جوان ایرانی با نام اختصاری «س.ت.» در حومه تهران موضع گرفت تا یک سامانه پدافند ضدهوایی حیاتی را هدف قرار دهد.
همزمان، دهها کماندوی آموزشدیده موساد در نقاط مختلف ایران آماده حمله به شبکه دفاعی جمهوری اسلامی شدند.
نقشی که آسمان را برای جنگندههای اسرائیلی گشود
در ساعت ۳ بامداد، «س.ت.» و حدود ۷۰ کماندو با پهپادها و موشکها، سامانههای دفاع هوایی و پرتابگرهای موشک بالستیک را نابود کردند. روز بعد، موج دوم حملات از داخل ایران آغاز شد. مقامهای اسرائیلی میگویند این حملات راه را برای نیروی هوایی باز کرد تا بدون از دست دادن حتی یک هواپیما، تاسیسات هستهای را بمباران، نیمی از موشکهای بالستیک ایران و ۸۰ درصد پرتابگرهای آن را نابود، و حتی اتاق خواب عوامل برنامه هستهای و فرماندهان نظامی را هدف قرار دهد.
به گفته منابع اطلاعاتی، همزمان با آغاز بمباران، نیروهای سایبری اسرائیل پیامی جعلی به فرماندهان ارشد ایران فرستادند و آنان را به جلسهای ساختگی در یک پناهگاه کشاندند.
این پناهگاه سپس در حملهای دقیق منهدم شد که به کشته شدن ۲۰ نفر، از جمله سه رییس ستاد، انجامید.
آمادهسازی برای حمله
«س.ت.» که در خانوادهای کارگری بزرگ شده بود، پس از بازداشت و شکنجه از سوی بسیج، خشمگین و تشنه انتقام شد.
یکی از بستگانش او را به موساد معرفی کرد و او پس از تضمین مراقبت از خانوادهاش، همکاری را پذیرفت. ماهها آموزش تسلیحاتی در خارج از ایران دید و پیش از آغاز عملیات بهطور مخفیانه به کشور بازگشت.
موساد از ارتباط با قاچاقچیان و سازمانهای اطلاعاتی کشورهای همسایه برای انتقال تجهیزات استفاده کرده است. این محمولهها، که میتوانند سالها در خانههای امن پنهان بماند، پیش از عملیات بهروزرسانی یا تعمیر میشوند.
دو گروه کماندویی، هر کدام شامل ۱۴ تیم، برای حمله به اهداف تعیینشده نیروی هوایی اسرائیل آماده شدند. هر تیم اسم رمز مخصوص به خود را داشت و پیش از عملیات، مدلسازی و تمرین شبیهسازی انجام داد.
یکی از تیمها در همان آغاز جنگ یک پرتابگر بالستیک را منهدم کرد؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران اسرائیلی، باعث تاخیر جمهوری اسلامی در شلیک موشکهای تلافیجویانه شد، زیرا بیم داشت سایر پرتابگرها نیز در معرض حملات داخلی باشند.
کشتن فرماندهان ارشد و عوامل هستهای
موساد اطلاعات دقیق و پروندههایی کامل درباره زندگی و محل سکونت ۱۱ عامل هستهای ایرانی گردآوری کرد.
این پروندهها حتی محل دقیق اتاقخواب آنها را در خانههایشان مشخص میکرد.
صبح ۱۳ ژوئن، جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل موشکهای هوابهزمین را به همان مختصات شلیک کردند و هر ۱۱ نفر را کشتند.
چند سال قبل از آن نیز، عملیاتی که به کشتن عوامل برنامه هستهای جمهوری اسلامی در خیابان منجر شد، با آموزش گسترده از سوی افسران موساد همراه بود.
این عوامل یاد گرفتند چگونه با موتورسیکلت حرکت کنند و یا از فاصله نزدیک به اهداف خود شلیک کنند یا مواد منفجره را به خودروهای آنها بچسبانند.
هدف این بود که هم برنامه هستهای ایران را از نظر تخصص علمی تضعیف کنند و هم افراد مستعد را از کار بر روی تسلیحات هستهای دلسرد سازند.
از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، اسرائیلیها دستکم چهار عامل برنامه هستهای را کشتند و در یک مورد دیگر تنها اندکی با موفقیت فاصله داشتند.
این عملیاتها تا ریزترین جزئیات از سوی اسرائیلیها مدیریت میشد؛ گاه از کشورهای نزدیک، گاه بهطور مستقیم از مقر موساد در شمال تلآویو، و گاه نیز از سوی افسران اطلاعاتی اسرائیل که برای مدتی کوتاه وارد ایران میشدند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.