دولت پزشکیان در پاسخ به منتقدان: مجازات نشر محتوای خلاف واقع فقط ۲ سال است
وزارت دادگستری دولت پزشکیان در پاسخ به انتقادها از لایحه «مقابله با نشر محتوای خلاف واقع در فضای مجازی»، اعلام کرد این لایحه مانع آزادی بیان نیست و مجازات حبس آن هم فقط دو سال است. حقوقدانان هشدار دادهاند در این لایحه مجازاتی از شش ماه تا ۱۵ سال حبس برای افراد لحاظ شده است.
این وزارتخانه یکشنبه پنج مرداد با انتشار بیانیهای، انتقادها نسبت به لایحه را «غیرمنصفانه و کلیگویی» خواند و نوشت: «برخی این متن را موجب حبسهای طویلالمدت و ساکت کردن همه مردم معرفی کردهاند، در حالی که این ادعا به هیچ وجه واقعیت ندارد.»
وزارت دادگستری در ادامه افزود در این لایحه چند نوع مجازات پیشبینی شده که «الزاما حبس نتیجه آن نیست و اگر مجازات به حبس بیانجامد، حبس درجه شش (شش ماه تا دو سال) اعمال میشود.»
به گفته این نهاد، افرادی که «عالما و عامدا اقدام به نشر محتوای خلاف واقع در درگاههایی با بیش از یکهزارم جمعیت کشور کرده باشد» زندانی میشوند. یعنی در این لایحه، درگاههایی که بیش از ۹۰ هزار عضو یا دنبالکننده دارند، مشمول مقررات و محدودیتهای مشخصشده در لایحه خواهند بود.
باوجود این اظهارات، در مادههای ۱۳ و ۱۵ این مجازات به دو تا پنج سال، پنج تا ۱۰ سال و حتی تا ۱۵ سال افزایش پیدا کرده است.
محسن برهانی، حقوقدان، با اشاره به این مجازاتها گفت: «در ماده ۱۴ گفته شده است ابتدا موضوع افساد فیالارض بررسی شود که اگر قیود آن وجود داشته باشد، حکم اعدام صادر شود.»
مثلا اگر یک بازیگر یا چهره ورزشی یا سیاسی فقط یک استوری اینستاگرامی یا پست ایکس منتشر کند که در آن بخشی از حقیقت را گفته باشد، تا ۱۵ سال حبس انتظار او را خواهد کشید.
تصویب دو فوریت لایحه در مجلس
دولت مسعود پزشکیان اواخر تیر لایحهای را برای تصویب به مجلس ارسال کرد که با پیشنهاد قوه قضاییه تدوین شده و قرار است مجازاتها و کنترلها بر محتوای شبکههای اجتماعی را تحت عنوان مقابله با اخبار «نادرست و جعلی» تشدید کند.
تقاضای دولت برای رسیدگی دو فوریتی به این لایحه پنج مرداد در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی بررسی و با ۲۰۵ رای موافق و ۴۹ رای مخالف تصویب شد.
کاظم دلخوش اباتری بهعنوان نماینده دولت در این جلسه به تذکر علی خامنهای استناد کرد و گفت «فضای مجازی سالم» باید از «فضای مجازی ناسالم» تفکیک شود.
وزارت دادگستری نیز در بیانیه خود به سخنان خامنهای در تیر ۱۴۰۲ استناد کرد که گفته بود نباید کسی با استفاده از فضای مجازی «مدام روی اعصاب مردم راه برود، امنیت ذهنی مردم را به هم بزند و مردم را بترساند».
این وزارتخانه هدف از تدوین لایحه را «پاسخگو کردن ناشران اخبار جعلی و نادرست» و «حفظ امنیت روانی جامعه» عنوان کردو گفت این متن با «بهرهگیری از تجربیات جهانی و رعایت اصول قانون اساسی» تنظیم شده است.
تاکید دولت پزشکیان بر شبیه بودن این لایحه با قوانین جهانی در شرایطی است که در آمریکا و شماری از کشورهای اروپایی تاکید بیشتر بر مسئولیت پلتفرمها برای حذف سریع محتوای «نادرست»، آموزش سواد رسانهای و شفافیت الگوریتمها است و انتشار «فیکنیوز» از سوی کاربران با حبس مجازات نمیشود.
وزارت دادگستری: این لایحه مانع آزادی بیان نیست
وزارت دادگستری در بیانیه خود با اشاره به برگزاری جلسات متعدد با حضور نهادهای دولتی و قضایی از جمله وزارت ارشاد، معاونت حقوقی ریاستجمهوری و قوه قضاییه، نوشت: «لایحه بر سه اصل حفظ آزادی بیان، مسئولیتپذیری کنشگران فضای مجازی و حفظ امنیت روانی جامعه استوار است.»
وزارت دادگستری در پایان تاکید کرد تصویب این لایحه «نه تنها مانعی برای آزادی بیان نیست» بلکه اجرای اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول سه، ۹، ۲۰، ۲۴ و ۱۵۶ را محقق میکند.
در عمده این اصول، آزادی با قیدهایی مانند «مشروع بودن»، «عدم مخالفت با مبانی اسلام» و «رعایت موازین اسلامی» تعریف شده است.
در روزهای گذشته شماری از وکلا و حقوقدانان به این لایحه انتقاد کردند و آن را ابزاری برای اعمال سانسور دولتی خواندند.
انتقادها به بندهای مختلف لایحه و شباهتش به طرح صیانت
برخی حقوقدانان اشاره کردند هسته اصلی و هدف لایحه مشابه همان طرح «صیانت» است.
پیشتر کارشناسان هشدار داده بودند مفاد طرح صیانت که عنوانش در سالهای گذشته به دفعات تغییر کرد و در آخرین نسخه به «طرح نظامبخشی فضای مجازی» تغییر نام داد، به دنبال تنگتر کردن دایره فیلترینگ و امنیتی کردن فضای مجازی به بهانه صیانت از حقوق افراد است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران لایحه مقابله با محتوای خبری خلاف واقع را نسخهای سادهشده اما پرخطرتر از طرح صیانت و پوشاندن «لباسی نو بر تن همان اندیشه کهنه کنترلگری» خواند.
این انجمن لایحه دولت را واجد تبعاتی نگرانکننده برای آینده آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات در ایران نامید که با بهرهگیری از ظرفیتهای ساختار موجود و بدون ایجاد سازوکارهای جدید، عملا کارآمدتر از طرحهای پیشین در اعمال محدودیت و نظارت بر فضای مجازی است.
محسن برهانی در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت بدون «آزادی بیان» یا با «محدودسازی آزادی بیان» هیچ امنیت پایداری شکل نخواهد گرفت و افزود قانونگذاران نباید با عباراتی مبهم حقوق و آزادیهای شهروندان را تحت تاثیر قرار و ایشان را در معرض خطر مجازات قرار دهند.
در لایحه مقابله با نشر محتوای خلاف واقع در فضای مجازی از عبارت «محتوای خلاف واقع» استفاده شده است.
در بند سه ماده یک آن را اینگونه تعریف کرده است: «محتوایی که مابهازایی در واقعیت نداشته یا شکل تحریفشدهای از یک واقعیت یا انعکاس ناقص واقعیت مانند پنهانکردن عمدی بخشهایی از آن باشد؛ به نحوی که عرفا موجب تشویش اذهان، شبهه یا فریب مخاطب یا هتک حیثیت دیگران شود».
به گفته برهانی، براساس این عبارت حتی اگر شخص راست بگوید اما بخشی از واقعیت را بگوید و نه تمام واقعیت را باز هم محتوای خلاف واقع گفته و با مجازاتهای شدید مواجه میشود؛ یعنی افراد ملزماند یا حرف نزنند یا به صورت کامل همه مطالب را بگویند.
یک نماینده: تضمینی نیست لایحه به ابزار سرکوب منتقدها بدل نشود
فرید موسوی، نماینده مجلس شورای اسلامی، با انتقاد به این لایحه گفت: «کدام نهاد باید تشخیص دهد خبری واقعی یا غیرواقعی است؟ چه تضمینی وجود دارد که این لایحه به ابزاری برای سرکوب صدای مستقل، محدودسازی رسانههای منتقد یا برخوردهای سلیقهای با کاربران فضای مجازی تبدیل نشود؟»
او به دهها خبری که در سالهای گذشته از سوی دولت و مقامهای جمهوری تکذیب، اما بعدها تایید شدهاند، اشاره کرد.
تکذیب همهگیری کرونا، فساد در صندوق ذخیره فرهنگیان، حقوقهای نجومی و فساد در وزارت جهاد کشاورزی از جمله مواردی بود که موسوی به آنها اشاره کرد.
انجمن روزنامهنگاران استان تهران نیز در بیانیه خود اشاره کرد نمونههایی چون افشای واگذاری املاک نجومی، اراضی ازگل یا دیگر پروندههای فساد، غالبا از دل فضای مجازی و شبکههای اجتماعی پدیدار شدهاند و چنین قوانینی، همان اندک روزنههای افشاگری و مطالبهگری عمومی را نیز مسدود خواهد کرد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.