تحقیقات ایران اینترنشنال، که مبتنی بر تصاویر ماهوارهای برنامه سنتینل اتحادیه اروپا از سال ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۴ است، نشان میدهد که سطح آب پشت سدهای امیرکبیر (کرج)، لار و لتیان به پایینترین حد خود در تاریخ معاصر رسیده است.
نوسانات سالانه بارش و ذخایر سدها، پدیدهای آشنا در اقلیم ایران است، اما این تصاویر که برای نخستینبار در این گزارش منتشر میشوند بهروشنی نشان میدهند در هیچ دورهای میزان افت ذخایر آب این سدها به اندازه تابستان ۱۴۰۴ شدید نبوده است.
کاوه مدنی، رییس موسسه آب و محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد که این تصاویر را دیده است به ایران اینترنشنال گفت پیام این تصاویر چیزی نیست جز ورشکستگی آبی که سالها او و دیگران درباره آن هشدار داده بودند.
او تاکید کرد که به باور او، وضعیت فعلی صرفا بحرانی نیست بلکه «وضعیت شکست» است، چون بخشی از خسارتها برگشت ناپذیرند.
بر اساس مطالعات انجامشده، سد امیرکبیر که با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب، یکی از منابع مهم آب شرب تهران و کشاورزی استان البرز بهشمار میرود، امروز تنها نزدیک به شش درصد از حجم مفید خود آب دارد.
تهران، شهری در آستانه تشنگی
این تصاویر ماهوارهای در حالی از سوی ایراناینترنشنال منتشر میشوند که مسئولان دولتی هم مدتی است نسبت به وخامت اوضاع آب در ایران هشدار میدهند.
ایران در هفتههای اخیر با موج گرمای بیسابقهای روبهرو بوده و بسیاری از مخازن طبیعی و مهندسیشده جمعآوری آب در سراسر کشور، بهویژه در استانهای تهران، البرز و فارس، تقریبا تهی شدهاند.
در پایتخت، مقامات کوشیدهاند با اقداماتی اضطراری همچون قطعیهای مکرر آب و برق مصرفکنندگان و تعطیلی ادارات در برخی روزها، میزان مصرف را گاهش دهند.
مدنی درباره زمینههای وضعیت فعلی آب به ایران اینترنشنال گفت: «هرچند سدها نقش مهمی در توسعه داشتهاند و نمیتوان آنها را بهطور کلی زیر سوال برد، اما تکیه بیش از حد به این سازهها و نبود سیاستگذاری درست اشتباه بوده است.»
این استاد شناختهشده حوزه آب در ادامه با اشاره به وسعت تهران اضافه کرد: «نمیتوان تهران را تا ابد گسترش داد و انتظار داشت آسمان همچنان ببارد و آبهای زیرزمینی از سفرههای تهران بیرون بیاید.»
سد لار با ظرفیت حدود ۹۶۰ میلیون متر مکعب، به تنهایی آب شرب بخشهایی از شرق و شمال تهران را تامین میکند. اکنون ذخایر این سد به زیر ۱۰ درصد رسیده است.
فقط کمآبی نیست؛ فرسایش یک زیرساخت حیاتی
به گفته منابع رسمی، سد لتیان هم که یکی از کلیدیترین منابع تامین آب شرق تهران است، حالا با فقط حدود ۱۰ درصد از ظرفیت ۹۵ میلیون متر مکعبیاش فعال است. این سد، علاوه بر تامین آب شرب، در کنترل سیلابهای فصلی هم نقش دارد و افت شدید آن، خطراتی چندوجهی به همراه دارد.
کاهش سطح مخزن سد لتیان نه تنها منابع شرب بلکه عملکرد محیطزیستی این سامانه را نیز بهشدت تحت تاثیر قرار داده است.
وقتی تصاویر، سیاست را افشا میکنند
آنچه این تصاویر نمایان میکنند، چیزی فراتر از یک افت موسمی است. تهران بهطور سنتی حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد آب شرب خود را از مجموعه سدهای لار، لتیان و امیرکبیر تامین میکند. سقوط همزمان ذخایر این سه سد، بهویژه در شرایطی که برداشت از سفرههای زیرزمینی هم به حد بحرانی رسیده، عملا پایتخت را با خطر بیآبی سیستماتیک مواجه کرده است.
روزبه اسکندی، پژوهشگر محیط زیست، به ایراناینترنشنال گفت: «کاهش شدید حجم آب سدهای اطراف تهران، تنها یک هشدار گذرا نیست، بلکه نشانگر بحرانی ساختاری در مدیریت منابع آبی کشور است. ادامه این روند میتواند پایتخت را در آینده با خطراتی همچون جیرهبندی گسترده آب آشامیدنی، از دست رفتن زمینهای کشاورزی، تشدید افت سفرههای آب زیرزمینی و حتی تنشهای اجتماعی روبهرو کند »
او در ادامه تاکید کرد این وضعیت، برآیند پیچیدهای از تغییرات اقلیمی، رشد بیرویه مصرف و مدیریت ناکآرامد در حوزه منابع آب است.
تنشهایی فراتر از تابستان
به نظر کارشناسان، با کاهش جدی ظرفیت سدها و افت توان نیروگاههای برقآبی وابسته، پیامدهایی فراتر از گرمای تابستانی در راه است:
احتمال جیرهبندی آب آشامیدنی در پاییز
اختلال در تولید برق آبی (کاهش توان تولید سد لار و امیرکبیر)
افزایش خطر نشست زمین در اطراف تهران
نارضایتی اجتماعی ناشی از قطعی آب و برق، بهویژه در مناطق کمبرخوردارتر
آخرین فرصت برای اصلاح
اسکندی در ادامه هشدار داد که چرخه معیوب کاهش ورودی آب و افزایش برداشت، در صورت ادامه، نقطه بازگشتی باقی نخواهد گذاشت.
او راهکارهایی نظیر بازچرخانی آب خاکستری، کاهش هدررفت در شبکه انتقال، اصلاح الگوی مصرف در کشاورزی و سرمایهگذاری در سامانههای پایش هوشمند را پیشنهاد داد و همزمان گفت این اقدامات، بدون وجود اراده سیاسی جدی و شفافیت مدیریتی، بخت چندانی برای موفقیت نخواهند داشت.
در زمانی که آمارها مورد مناقشهاند و مسئولان از «میزان بارش» یا «کاهش مصرف» سخن میگویند، تصاویر ماهوارهای حقیقتی را برملا می کنند که انکارشدنی نیست.
مقایسه تصاویر سالهای گذشته با تصویر سال جاری آشکارا نشان میدهد که سدهای پایتخت هرچند از یک خشکسالی فصلی آسیب دیدهاند اما فراتر از آن، قربانی یک بحران مدیریتی و ساختاری هستند.
تجربه کشورهایی مانند سوریه نشان داده که بیتوجهی به بحرانهای محیطزیستی، بهویژه در حوزه آب، در غیاب اصلاحات واقعی در سیاستگذاری و حکمرانی میتواند زمینهساز بیثباتیهای اجتماعی و سیاسی، مهاجرت گسترده، و در نهایت فروپاشی کامل تار و پود یک کشور شود؛ فروپاشیای که پیامدهای آن گریبان نسلهای بعدی را هم میگیرد.
بعد
قبل
نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید
بعد
قبل
نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید
بعد
قبل
نشانگر را از راست به چپ یا از چپ به راست حرکت دهید
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.