دستکم ۵۶ زندانی در ایران با اتهامات سیاسی زیر حکم اعدام هستند
سایت حقوق بشری هرانا در گزارشی با استناد به بررسیهای خود نوشت در حال حاضر دستکم ۵۶ زندانی در زندانهای سراسر کشور با اتهامات سیاسی یا امنیتی، حکم اعدام دارند. این گزارش به اسامی، محل نگهداری، اتهامها و وضعیت حقوقی این افراد پرداخته است.
هرانا در گزارشی که دوشنبه ۳۰ تیر منتشر شد، نوشت بیشترین تعداد این احکام از سوی دادگاههای انقلاب تهران صادر شده و شعبه ۱۵ به ریاست ابوالقاسم صلواتی، شعبه ۲۶ به ریاست ایمان افشاری و شعبه ۲۸ به ریاست محمدرضا عموزاد، نقش پررنگی در صدور این احکام داشتهاند.
همچنین در ارومیه، مشهد، اهواز، رشت، زاهدان و ماهشهر نیز احکام اعدام متعددی علیه زندانیان سیاسی و امنیتی صادر شده و جزو مراجع قضاییای هستند که بیش از یک زندانی سیاسی را به اعدام محکوم کردهاند.
اتهام اصلی بسیاری از این زندانیان «بغی» و «محاربه» عنوان شده و شماری از آنها پس از نقض حکم در دیوان عالی کشور، دوباره در شعبههای همعرض دادگاههای انقلاب به اعدام محکوم شدهاند.
هرانا با استناد به گفتههای وکلای برخی از این زندانیان تاکید کرد که بسیاری از آنها از حق دادرسی عادلانه محروم بودهاند، حق دسترسی به وکیل مستقل نداشتهاند و روند قضایی در مورد آنان فاقد شفافیت بوده است.
اسامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام
در میان ۵۶ زندانی سیاسی محکوم به اعدام، وریشه مرادی و پخشان عزیزی در زندان قرچک ورامین نگهداری میشوند و شش نفر شامل اکبر دانشورکار، سیدمحمد تقوی سنگدهی، بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی، وحید بنیعامریان و امیرحسین مقصودلو (امیر تتلو) در زندان تهران بزرگ زندانی هستند.
در زندان قزلحصار کرج دستکم ۱۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام از جمله سید ابوالحسن منتظر، عیدو شهبخش، عبدالغنی شهبخش، عبدالرحیم قنبرزهی گرگیج، سلیمان شهبخش، میلاد آرمون، علیرضا کفایی، امیرمحمد خوشاقبال، نوید نجاران، حسین نعمتی، علیرضا برمرزپورناک، بهروز احسانی، مهدی حسنی و سامان محمدی خیاره نگهداری میشوند.
حاتم اوزدمیر، محراب عبداللهزاده، رزگار بیگزاده بابامیری، پژمان سلطانی، علی قاسمی، کاوه صالحی و تیفور سلیمی بابامیری، در زندان ارومیه و یوسف احمدی، در زندان سنندج به سر میبرند.
فرشید حسنزهی، محمد زینالدینی و ادهم نارویی در زندان زاهدان و محمدجواد وفایی ثانی، عیسی عیدمحمدی و محمدمهدی سلیمانی در زندان وکیلآباد مشهد محبوس هستند.
عباس دریس و علی عبیداوی در زندان ماهشهر، علی مجدم، محمدرضا مقدم، معین خنفری و عدنان غبیشاوی در زندان سپیدار اهواز و سالم موسوی، مالک داورشناس (موسوی)، حبیب دریس، مسعود جامعی، علیرضا مرداسی و فرشاد اعتمادیفر، در زندان شیبان اهواز نگهداری میشوند.
در زندان لاکان رشت نیز سه زندانی سیاسی به نامهای منوچهر فلاح، پیمان فرحآور و شریفه محمدی زندانی هستند.
هرانا در گزارش خود نوشت که احمدرضا جلالی، امیر رحیمپور، روزبه وادی، شاهین بسامی و افشین قربانی میشایی، در بازداشتگاههایی با محل نامشخص نگهداری میشوند.
ایراناینترنشنال پیش از این و در ۱۰ تیر گزارش داد احمدرضا جلالی، پزشک و پژوهشگر ایرانی-سوئدی محکوم به اعدام، هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است.
هرانا در کنار این فهرست، وضعیت کلی اعدامها در ایران را بحرانی توصیف کرد و نوشت در سال ۲۰۲۴ دستکم ۹۳۰ نفر در ایران اعدام شدهاند که افزایشی ۲۵ درصدی نسبت به سال گذشته نشان میدهد.
گزارش هرانا در پایان نسبت به ابعاد گسترده نقض حقوق بشر و سوءاستفاده سیاسی از مجازات اعدام هشدار داد و خواستار توقف فوری احکام اعدام، بهویژه در پروندههای سیاسی شد.
هرانا تاکید کرد: «لازم است جامعه بینالملل، سازمانهای حقوق بشری و افکار عمومی، با پیگیری فعال این پروندهها و اعمال فشار بر دولت ایران، مانع از اجرای ناعادلانه این احکام شوند.»
افزایش میزان صدور، تایید و اجرای احکام اعدام زندانیان در این مدت اعتراضهای فراوانی را در داخل و خارج کشور به دنبال داشته است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.