پرونده کاترین پرز شکدم، زنی یهودیتبار و متولد فرانسه که سالها پیش با تظاهر به همسویی با ایدئولوژی حاکم بر ایران با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی دیدار کرد، بار دیگر در تهران زنده شده است. او در گفتوگو با ایراناینترنشنال اتهام رابطه جنسی با مقامات جمهوری اسلامی را تکذیب کرد.
نقصهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه به اسرائیل اجازه داد که چهرههای بلندپایه نظامی را هدف قرار دهد و خساراتی به پایگاهها و سایتهای هستهای وارد کند و ضربههای سنگینی خورده است.
در جریان این حملات ناگهانی که ماه گذشته رخ داد، غیرنظامیان نیز کشته شدند، اما جمهوری اسلامی آمار دقیق نظامیان و غیرنظامیان کشتهشده را به تفکیک اعلام نکرده است.
شدت این ضربه، مقامات حکومتی سردرگم را به جستوجوی علت واداشته و یکی از نمایندگان مجلس ایران، حضور شکدم را نمونهای از نفوذ اطلاعاتی دانسته است.
شکدم که خود را زنی مسلمان و شیعهمذهب معرفی و در نوشتههایش از اسراییل و ایالات متحده انتقاد میکرد، طی سالهای مختلف تا سال ۲۰۱۷ بهعنوان روزنامهنگار آزاد، با مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی مصاحبه کرد و در کنفرانسهای دولتی شرکت داشت.
مصطفی کواکبیان، نماینده پیشین مجلس، هفته گذشته در مصاحبهای با تلویزیون دولتی ایران مدعی شد که شکدم جاسوس اسراییل بوده و با ۱۲۰ مقام ارشد رابطه جنسی داشته است، بیآنکه هیچ مدرکی ارائه دهد.
شکدم در گفتوگو با پاکدست آی فور ایران (Eyer for Iran) ایراناینترنشنال، با صراحت به سخنان او واکنش نشان داد و گفت: «درست نیست، ممکن نیست، بهکل غیرواقعی است.»
او افزود: «میخواهند شخصیت مرا نابود کنند. خبر دارم برایشان، ذرهای برایم مهم نیست. لطفا همین را هم نقل قول کنید.»
ادعای کواکبیان با واکنش شدید در فضای مجازی روبهرو شد؛ منتقدان آن را نمونهای از استدلال ضعیف دانستند، حتی مقامات قضایی جمهوری اسلامی که ظاهرا تمایل داشتند بحث شکستهای امنیتی کشور را هرچه سریعتر خاموش کنند، وارد عمل شدند.
دادستان تهران به اتهام «تشویش اذهان عمومی» علیه کواکبیان اعلام جرم کرده، اظهارات او را «بیاساس» خوانده و او را برای ارائه مدارک فراخوانده است.
خبرگزاری دولتی غرب آسیا، وانا، (WANA) اعلام کرده است که هیچ نشانهای از جاسوسی در پرونده شکدم یافت نشده است.
این خبرگزاری افزوده است: «نهادهای امنیتی و قضایی ایران بهصراحت اعلام کردهاند که هیچ سند یا گزارشی دال بر رفتار غیراخلاقی، ارتباطات مشکوک یا اقدامات غیرقانونی از سوی شکدم در دوران حضورش در ایران وجود ندارد.»
زندگی دوگانه
شکدم اکنون بهعنوان تحلیلگر سیاسی و سخنگوی یک نهاد حامی اسراییل با نام «ما به اسراییل ایمان داریم» فعالیت میکند.
او نخستین بار با انتشار مقالهای در روزنامه انگلیسیزبان در یمن به نام «یمنآبزِرور» در انتقاد از مداخله آمریکا در عراق، توجه مقامات جمهوری اسلامی را به خود جلب کرد.
شکدم سال ۱۳۸۸ پس از ازدواج با مردی یمنی به این کشور نقل مکان کرده بود. این زوج بعدها با دو فرزند از یکدیگر جدا شدند.
نوشتهها و دیدگاههای عمومی شکدم در نهایت باعث شد تا بهعنوان صدایی غربی که منتقد سیاست خارجی غرب، بهویژه آمریکاست، به صدا و سیما دعوت شود. این دعوتها برای شکدم دری به حلقههای درونی قدرت در ایران گشود؛ نظامی که او بعدها اینطور توصیفش کرد: «نظامی شیفته تبلیغات و گرفتار یهودستیزی ریشهدار».
شکدم در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت: «اگر میخواهید من را جاسوس حرفهای بنامید — باشد، جاسوسِ سازمان خودم! من با پای خودم رفتم. کسی از من نخواست کاری بکنم.»
او افزود رفتن به ایران ماموریتِ خودش به خودش بود، ماموریتی که هزینههای شخصی سنگینی برایش داشت: «ده سال کار سخت، ده سال وانمود کردن و نقش بازی کردن و ده سال تا مرز از دست دادن خودم. به نقطهای رسیدم که نمیدانستم کجا خودم شروع میشود و دروغ کجا تمام میشود.»
شکدم میگوید در دوران حضورش در ایران با چهرههایی چون ابراهیم رئیسی (پیش از آنکه رییسجمهوری شود و در سانحه سقوط بالگرد کشته شود)، قاسم سلیمانی فرمانده وقت نیروی قدس سپاه و حتی علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی دیدار کرد.
او با لحنی طنزآمیز یادآور شد: «یک گپ کوتاه با سلیمانی داشتم — البته قبل از اینکه بمیرد، چون من با روح حرف نمیزنم. رئیسی، خب معلومه … نادر طالبزاده رو هم چند بار دیدم. او هم مُرد. کار من نبود، خب؟! من نقشی در آن نداشتم.»
او به شوخی گفت: «اگر واقعا جاسوس بودم لقبم حتما باید «۰۰پشمالو» میشد، ترکیبی از مامور ۰۰۷ و علاقهام به گربهها.»
هشدارها
تحقیر ناشی از شکست نظامی جمهوری اسلامی، اکنون در قالب کشمکش دائمی میان اصلاحطلبان و اصولگرایان در حال نمایان شدن است.
خبرگزاری وانا گزارش کرده است که چون حملههای اسراییل نتوانست آنطور که اصلاحطلبان متمایل به غرب انتظار داشتند ایران را به آشوب بکشاند، حالا با اظهارات تلویزیونی کواکبیان تلاش میکنند اصولگرایان را به بهانه راه دادن شکدم به حلقه خود تضعیف کنند.
کاترین شکدم در کنار زیبنت مغنیه و زینب سلیمانی. کربلا، عراق ۲۰۱۷
این رسانه نزدیک به حکومت مدعی شد: «فقدان حمایت عمومی از حمله اسراییل، حتی از سوی منتقدان نظام و امتناع مردم از اعتراض در خیابان، خلاف انتظارات اصلاحطلبان طرفدار غرب در داخل کشور بود.»
وانا در ادامه افزود: «شاید داستان ‘جاسوس موساد’ در ایران، نقطه بدی برای حمله به رقیب نباشد. اما نباید فراموش کرد که چه کسانی از هرگونه شکاف داخلی در نظام سود میبرند: آنهایی که در تلآویو نشستهاند.»
شکدم معتقد است که به دلیل دیدهشدن بیشتر و انتقادات صریحترش نسبت به ایران پس از جنگ ۱۲روزه مورد هدف قرار گرفته است.
او گفت که این حملات ریشه در جنسیتزدگی ساختاری جمهوری اسلامی دارد و تلاشی است برای ساکت کردن زنانی که صدایی بلند و رسا دارند.
شکدم، پس از یک دهه فریب و واکنشهای تند، میگوید: «اصلا پشیمان نیستم. فقط تصمیم گرفتم با زندگیام کاری بکنم. از آن وضعیت بیرون آمدم و به آن افتخار میکنم.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.