۱۳۰۰ حساب جعلی خاموش در جنگ ۱۲ روزه با کارزاری در حمایت از جمهوری اسلامی به ایکس برگشتند
بیش از ۱۳۰۰ پروفایل جعلی در شبکه اجتماعی ایکس که بهعنوان کاربران بریتانیایی از جدایی اسکاتلند حمایت میکردند، پس از ۱۶ روز خاموشی حین جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل به شبکههای اجتماعی بازگشتند و کارزاری هماهنگ در حمایت از جمهوری اسلامی و تمسخر رهبران غربی به راه انداختند.
سیابرا، یک شرکت تحلیل داده و مقابله با اطلاعات نادرست مستقر در اسراییل، با انتشارِ گزارشی از رصد شبکهای از پروفایلهای جعلیِ فعال در بحثهای استقلال اسکاتلند و برگزیت، اعلام کرده است که این شبکه پس از خاموشی ۱۶ روزه با ماهیتی جدید به شبکههای اجتماعی بازگشته است.
به نقل از این گزارش، روز ۲۳ خرداد پس از یکی از حملات اسراییل که شبکه برق را در بخشهایی از ایران از کار انداخت، شبکههای هماهنگشده رباتها ناگهان ساکت و بیش از دو هفته هیچ پستی منتشر نکردند. وقتی وضعیت به حالت سابق برگشت، همان شبکه جعلی با استفاده از همان شخصیتها و رفتارها، اما با یک ماموریت جدید دوباره فعال شد.
به نوشته این گزارش فعالیت تازه صدها اکانت جعلی بر «مقاومت ملت ایران در برابر هژمونی غرب، حمایت از جنبشهای آزادیبخش در منطقه، ریاکاری سیاست خارجی ایالات متحده در برابر شفافیت حکومت ایران و مشروعیت بخشیدن به حملات جمهوری اسلامی به اسراییل» متمرکز است.
تحلیلگران این شرکت میگویند که این خاموشیِ هماهنگ و به دنبال آن، بازگشت هماهنگ و تغییر ناگهانی پیامی که منتشر میکنند جای شکی باقی نمیگذارد که این عملیات تحت حمایت جمهوری اسلامی است.
هفتم تیر، درست چهار روز پس از پایان جنگ ایران و اسراییل رسانههای بریتانیایی گزارش دادند که فعالیت دهها حساب کاربری در شبکههای اجتماعی که جدایی اسکاتلند از بریتانیا را تبلیغ میکردند، بهطور همزمان در روز حمله اسراییل به زیرساختهای سایبری جمهوری اسلامی متوقف شد.
طبق این گزارشها حسابهای مورد نظر بیش از ۲۵۰ هزار پست در شبکههای مجازی در دفاع از استقلال اسکاتلند منتشر کرده بودند.
کارزار آنلاین ارتش سایبری جمهوری اسلامی چطور کار میکند؟
اکنون شرکت سیابرا میگوید که این شبکه را با تحلیل «خوشههای تعاملی، الگوهای زبانی و ناهنجاریهای رفتاری» شناسایی کرده و دریافته است که از پنجهزار و ۸۳ حساب که در بحثهای مربوط به استقلال اسکاتلند در شبکه ایکس شرکت داشتند، ۲۶ درصد جعلی بودند و در خاموشی ۱۶ روزه ایران کاملا ساکت شدند.
این گزارش درباره عملکرد شبکه رباتهای مورد حمایت جمهوری اسلامی نوشته است: «این پروفایلهای جعلی بهعنوان یک خوشه خودتقویتگر عمل میکردند. یعنی همه حسابها پستهای یکدیگر را بالا میبردند تا نوعی اجماع مردمی ساختگی ایجاد کنند. همچنین میکوشیدند پیامهای تفرقهافکن در گفتمان سیاسی بریتانیا را تشدید و ایران را بهعنوان الگوی اتحاد و مقاومت معرفی کنند.»
چندین نمونه از پستهایی که در این گزارش منتشر شده نشان میدهد که اکانتهای جعلی شناساییشده همچنان خود را کاربرانی اسکاتلندی جا میزنند، اما محتوای نوشتههایشان همسو با ایدئولوژی مورد نظر جمهوری اسلامی و مروج گفتمان مقاومت است.
یکی از این کاربران نوشته است: «ایران، تنها با اتحاد ملی آمریکا و اسراییل را وادار کرد که برای آتشبس التماس کنند. این درس خودمختاری است. آیا وقت آن نرسیده که ما هم همین مسیر را برای رهایی از سلطنت کهنه بریتانیا دنبال کنیم؟»
پستی دیگر، همین مفهوم را با استفاده از کلیدواژههای مشابه تکرار کرده است: «مردم ایران با اتحاد و مقاومت در برابر دو ابرقدرت هستهای پیروز شدند. چرا ما نباید از الگوی آنها برای کسب استقلال از سلطنت بریتانیا پیروی کنیم؟»
ایراناینترنشنال با بررسی تعدادی از اکانتهای معرفیشده در گزارش سیابرا تایید میکند که بسیاری از این حسابها حین روزهای ۲۳ خرداد تا سوم تیر ساکت بودند و محتوایی منتشر نکردند.
نکته دیگر درباره الگوی انتشار پستهای تازه است؛ بیشترِ آنها در روز بین سه تا پنج پست به فاصله چند دقیقه از یکدیگر منتشر میکنند یا به پستهای دیگر پاسخ میدهند و تا روز بعد فعالیت دیگری ندارند.
کاربری به نام آلیسا استوارت که خود را «با افتخار یک اسکاتلندی» و «در حال کشف زیبایی اسلام» معرفی کرده یکی از اکانتهای جعلی منتسب به ارتش سایبری جمهوری اسلامی است
روزنامه دیلیمیل، با انتشار گزارشی درباره فعالیتهای ارتش سایبری جمهوری اسلامی، کارزار «تفرقهپراکنی در بریتانیا» را از بزرگترین کمپینها در نوع خود میداند.
به گزارش سیابرا اکانتهای جعلی بیش از سههزار پُست درباره سیاست بریتانیا نوشتند و ۲۲۴ میلیون کاربر این پستها را دیدهاند.
کاربر دیگری به نام لوسی از شهر گلاسکو یکی دیگر از حسابهای جعلی معرفیشده در گزارش شرکت سیابراست
این فقط نوک کوه یخ است؟
دیلیمیل، به نقل از «فرماندهان نظامی» هشدار داده است که کارخانه رباتسازی ممکن است نشان از پروژه بزرگتری باشد که روسیه، بهعنوان «متخصص شناختهشده در تاکتیکهای انتشار اطلاعات جعلی» نیز در آن مشارکت دارد.
ژنرال فلیپ اینگرام، افسر سابق اطلاعات نظامی بریتانیا در گفتوگو با این روزنامه «تهدید شناساییشده را بسیار بزرگ» ارزیابی کرده و گفته است: «معتقدم بخش زیادی از این پروژه را روسیه هماهنگ کرده است. این میتواند نشان دهد که روسیه بهطور گسترده در برنامهریزی ایران با حزبالله و حماس مشارکت داشته و حتی احتمال دارد در حمله حماس به اسرائیل هم دخیل بوده باشد.»
هامیش دِ برِتون-گوردون، فرمانده پیشین ارتش بریتانیا هم این کارزار را نمونهای کلاسیک از ترویج اطلاعات جعلی و نادرست روسها میداند، «چیزی که ما کاملا با آن آشنایی داریم».
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.