والاستریت ژورنال: ایران با تکیه بر تجربه جنگ با عراق در برابر اسرائیل ایستادگی میکند
به دنبال حملات ۱۲ روزه اسرائیل که فرماندهان ارشد و سامانههای دفاعی حکومت ایران را هدف قرار داد، رهبران جمهوری اسلامی بار دیگر تا آستانه فروپاشی پیش رفتند؛ هرچند این نخستین بحران تهدیدکننده موجودیت آنها نبوده است.
به گزارش روزنامه والاستریت ژورنال، ایران امروز، همانند چهار دهه پیش در جریان جنگ خونین با عراقِ صدام حسین، خود را در مواجهه با دشمنی قدرتمندتر و تحت حمایت آمریکا میبیند. همانند آن زمان، جمهوری اسلامی در انزوا قرار دارد و احساس محاصره و تهدید دائمی، بر تصمیمگیریهای راهبردی آن سایه افکنده است.
نامگذاری خیابانها و مدارس بهنام سربازان و خلبانان کشتهشده در جنگ ایران و عراق، در سراسر کشور، یادآور این نبرد خونین است. جنگی که به تعبیر ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و نویسنده کتاب «راهبرد بزرگ ایران»، «شکلدهنده تفکر امنیتی حاکم بر جمهوری اسلامی بوده» است.
نصر در گفتوگو با این روزنامه گفت: «نگاه امروز ایران این است که یک گلوله را رد کرده اما همچنان در معرض تهدیدی درازمدت قرار دارد.»
مقامهای جمهوری اسلامی پس از بمباران تاسیسات هستهای از سوی آمریکا، اعلام کردند که برنامه هستهای در ایران متوقف نخواهد شد.
عبدالرحیم موسوی که پس از کشتهشدن محمد باقری، رییس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح بهدست اسرائیل، جای او را گرفت، با لحنی تند گفت: «ما عقبنشینی نخواهیم کرد.»
والاستریت ژورنال نوشت این اظهارات اگرچه حاکی از لحن جنگی و نمایش قدرت است اما در پس آن، اعتمادبهنفس واقعی رهبران جمهوری اسلامی نهفته است.
افشون استوار، کارشناس امور نظامی ایران در مدرسه افسری نیروی دریایی آمریکا، در گفتوگو با این روزنامه تاکید کرد: «رهبران ایران میدانند که میتوانند جنگی فرسایشی و بلندمدت را تحمل کنند؛ چیزی که شاید اسرائیل نتواند.»
در واپسین ساعات پیش از اجرای آتشبس، ایران موشکهایی به سوی اسرائیل پرتاب کرد که منجر به کشتهشدن چند اسرائیلی شد. هواپیماهای اسرائیل آماده حمله متقابل بودند اما به دستور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ماموریت لغو شد.
تجربه جنگ ایران و عراق
جنگ ایران و عراق که در سال ۱۹۸۰ و یک سال و نیم پس از انقلاب در ایران آغاز شد، با حمله صدام به خاک ایران در پی بیثباتی سیاسی و با هدف تصرف مناطق نفتخیز شکل گرفت.
این جنگ که هشت سال بهطول انجامید، با صدها هزار کشته از دو طرف به یکی از مرگبارترین درگیریهای قرن بیستم تبدیل شد.
صدام از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و تاسیسات نفتی ایران را هدف گرفت اما موفق به تصرف هیچ میدان نفتی مهمی نشد.
علی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، در دوران جنگ رییسجمهور بود.
در سال ۱۹۸۲، عملیات نافرجام ایران برای تصرف بصره، منجر به تلفات دهها هزار نفری شد و ضعف ساختار نظامی کشور را آشکار کرد.
بهدنبال این شکست، تهران راهبرد دفاعی خود را بازتعریف و مسیر ساخت موشک، پهپاد، برنامه هستهای و تشکیل شبکهای از گروههای نیابتی منطقهای را در پیش گرفت.
ولی نصر تاکید کرد: «اگر انقلاب ایدئولوژی را شکل داد، ساختار امنیت ملی ایران از دل جنگ ایران و عراق زاده شد.»
کارشناسان نظامی معتقدند رویکرد ایران در توسعه موشک و جنگافزارهای نامتقارن، در واکنش به فرسایش شدید منابع انسانی و نظامی در جنگ با عراق شکل گرفت.
استوار در اینباره گفت: «ایران نسبت به تلفات بسیار حساس شد. بنابراین، ماتریس بازدارندگی خود را ساخت.»
اما همین راهبرد، ایران را وارد مسیر تقابل با اسرائیل کرد. متحدان منطقهای جمهوری اسلامی از جمله حزبالله و حماس، بارها با اسرائیل درگیر شدند و برنامه هستهای حکومت ایران به تهدیدی موجودیتی برای اسرائیل تبدیل شد.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند اعتماد به نفس تهران از پیروزی نسبی در جنگ با عراق، ممکن است بیش از اندازه باشد.
علی انصاری، استاد تاریخ ایران در دانشگاه سنتاندروز، در گفتوگو با والاستریت ژورنال گفت: «رهبران جمهوری اسلامی درک درستی از تاثیر یک جنگ هوایی واقعی ندارند. آنها بیش از حد بر دستاوردهای جنگ با عراق حساب کردهاند.»
در جریان حملات اسرائیل، پدافند هوایی ایران ناکارآمد بود، آژیرهای هشدار فعال نشدند و پناهگاه عمومی برای غیرنظامیان وجود نداشت. همزمان، شبهنظامیان نیابتی ایران نیز که ستون راهبرد بازدارندگی محسوب میشدند، در پی حملات اسرائیل تضعیف شدند و نقشی در نبرد نداشتند.
استوار در اینباره گفت: «ایران اکنون نه بازدارندگی مؤثر دارد و نه ارتشی برای جنگ کلاسیک. تنها چیزی که برایش باقی مانده، موشک و پهپاد است.»
سال ۱۹۸۸، پس از حملات شیمیایی، تهاجم مجدد عراق و ساقط شدن هواپیمای مسافربری ایران به دست آمریکا که ۲۹۰ قربانی بر جای گذاشت، جمهوری اسلامی آتشبس را پذیرفت.
این توافق بدون دریافت غرامت یا حتی اعتراف رسمی عراق بهتقصیر صورت گرفت. تهران، با وجود انزوای جهانی، بدون واگذاری خاک، جنگ را پایان داد و آن را «پیروزی مقاومت» نامید.
اکنون نیز جمهوری اسلامی در روایت رسمی، خود را پیروز جنگ با آمریکا و اسرائیل معرفی میکند، غنیسازی اورانیوم را ادامه میدهد و وعده بازسازی برنامه هستهای را میدهد.
آرش عزیزی، تاریخنگار ایرانی، در گفتوگو با والاستریت ژورنال تاکید کرد: «این انزوای استراتژیک همچنان ادامه دارد و همین باعث شده برخی در داخل نظام از ضرورت دستیابی به سلاح هستهای و ایجاد یک صنعت دفاعی مستقل سخن بگویند.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.