جزییات عملیات «نارنیا»؛ حملهای که اسرائیل از اجرای آن بیم داشت
خلبانها سالها آموزش دیدند و سازمانهای اطلاعاتی شبکههایی را در ایران شکل دادند تا عملیات چندلایه اسرائیل علیه تهران ممکن شود. عملیاتی که بخشی از آن «عروسی خونین» و بخشی دیگر «نارنیا» نام گرفت.
والاستریت ژورنال در گزارشی به جزییات مجموعه عملیات اسرائیل در ایران پرداخت.
بر اساس این گزارش، بامداد ۱۳ ژوئن (۲۳ خرداد)، فرماندهان ارتش اسرائیل در پناهگاه زیرزمینی ستاد نیروی هوایی این کشور گرد آمدند تا در لحظهای تاریخی، شاهد آغاز حملهای باشند که آن را «عروسی خونین» نام نهاده بودند.
ساعاتی بعد، در فاصلهای بیش از هزار مایل دورتر، چند تن از بلندپایهترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. در حملهای هماهنگ که از منظر اسرائیلیها، یادآور صحنه مشهور سریال «بازی تاجوتخت» بود.
اما این تنها ضربه پیشبینیناپذیر عملیات ۱۲ روزه اسرائیل نبود. همزمان، در حملهای که درون ارتش اسرائیل آنقدر بلندپروازانه تلقی شده بود که به طعنه «عملیات نارنیا» نام گرفت، ۹ نفر از دستاندرکاران ارشد برنامه هستهای جمهوری اسلامی بهطور تقریبا همزمان در خانههای خود در تهران کشته شدند.
یک مقام ارشد اسرائیلی پیشتر به کانال ۱۲ تلویزیون این کشور گفت این متخصصان هستهای گمان میکردند در خانههای خود از خطر ترور در امان هستند چون تا پیش از این، کارشناسان ارشد هستهای ایران عمدتا در مسیر خانه تا محل کار هدف حمله قرار میگرفتند.
این حملات پیچیده با اتکا به فریبکاریهای چندلایه طراحی شده بودند و تنها دقایقی پیش از اجرا، در آستانه فروپاشی کامل قرار داشتند.
والاستریت ژورنال نوشت که با این حال، موفقیت اولیه اسرائیل موقعیت نظامی این کشور را در منطقه تثبیت کرد و بهباور مقامهای اسرائیلی و آمریکایی، زمینه را برای اتحادهای جدید در خاورمیانه فراهم آورد.
آنها میگویند اسرائیل در ادامه این روند ممکن است توافقنامههای صلح تازهای در قالب پیمان ابراهیم امضا کند.
اما همچنان این پرسش باقی است که آیا اسرائیل که در ادامه از حملات سنگین هوایی آمریکا به تأسیسات هستهای در ایران نیز بهره برد، توانسته به اهداف جنگی خود برسد یا نه؟
گزارشها درباره شدت آسیب به سایتهای هستهای متناقض است و هنوز مشخص نیست اسرائیل و آمریکا بتوانند مانع از بازسازی سریع این زیرساختها بهوسیله حکومت ایران شوند.
از سوی دیگر، برخی مقامهای اسرائیلی نیز از میزان موفقیت شگفتزده شدند.
ژنرال اودد باسیوک، رییس ستاد عملیات ارتش اسرائیل و معمار اصلی عملیات، تاکید کرد: «وقتی طراحی عملیاتی را شروع کردیم، هیچ نمیدانستیم که اصلا امکانپذیر باشد.»
نقشهای ۳۰ ساله برای حمله هوایی به ایران
گزارش والاستریت ژورنال بر پایه مصاحبه با ۱۸ مقام امنیتی فعلی و پیشین از اسرائیل و ایالات متحده تنظیم شده است.
بر اساس این گزارش، ریشههای عملیات اسرائیل به میانه دهه ۹۰ میلادی بازمیگردد؛ زمانی که موساد فعالیتهای هستهای در ایران را بهعنوان تهدیدی نوظهور شناسایی کرد.
شبکههای اطلاعاتی اسرائیل با گذشت زمان در داخل ایران گسترش یافتند و خرابکاریهایی از جمله دو انفجار در سایتهای غنیسازی و چندین ترور عوامل برنامه هستهای را رقم زدند اما مقامهای امنیتی اسرائیل به این نتیجه رسیدند که این اقدامات بازدارندگی کافی ندارند و باید بهصورت گسترده، هم زیرساخت و هم بدنه علمی برنامه هستهای جمهوری اسلامی را با حملهای هوایی منهدم کنند.
این ماموریت بسیار دشوار بود: اهداف اصلی بیش از هزار مایل از اسرائیل فاصله داشتند.
خلبانان باید نحوه پرواز گروهی شش تا ۱۰ جنگنده حول یک هواپیمای سوخترسان را میآموختند و چندین بار در مسیر سوختگیری میکردند؛ در حالی که باید بمبهای خود را با فاصله زمانی ۱۵ تا ۲۰ ثانیه بر اهداف میریختند.
در سال ۲۰۰۸، در تمرینی موسوم به «اسپارتان باشکوه»، بیش از ۱۰۰ فروند اف-۱۵ و اف-۱۶ اسرائیلی به یونان پرواز کردند تا توان رسیدن به عمق خاک ایران را بیازمایند. تمرینهایی از این دست با گذشت زمان گستردهتر شد.
با وجود این، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر (وقت) اسرائیل، چندین بار با مخالفت وزرا و مقامهای ارشد امنیتی مواجه شد که بیم آن داشتند جنگی تمامعیار با جمهوری اسلامی آغاز شود یا روابط با آمریکا آسیب ببیند.
ارتش اسرائیل اما در همه این سالها، طرحهای جنگی را بهروز میکرد؛ ازجمله سناریوهای جنگ همزمان با گروههای نیابتی جمهوری اسلامی یعنی حماس و حزبالله لبنان.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس، اسرائیل طی نزدیک به دو سال این گروه را تضعیف کرد و همزمان توان نظامی حزبالله را نیز درهم شکست. سپس با سقوط حکومت سوریه و روی کار آمدن دولتی ضد جمهوری اسلامی در دمشق، مسیر هوایی برای عبور امن جنگندههای اسرائیلی از آسمان سوریه باز شد.
شبکههای جاسوسی اسرائیل در داخل ایران حالا آنقدر گسترده شده بودند که حرکت فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی را ردیابی کنند و حتی پایگاههایی برای پرتاب پهپاد در خاک ایران ساخته شده بود.
سال گذشته نیز اسرائیل در حمله به شورشیان حوثی در یمن، قابلیتهای پرواز دوربرد خود را آزمایش کرد و در دو حمله، سامانههای پدافند پیشرفته روسی (اس-۳۰۰) ایران را نابود کرد.
حملههای موشکی متقابل با جمهوری اسلامی در این مدت به اسرائیل اطمینان داد که توان رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی را دارد.
با کامل شدن پازل نظامی، تصمیم نهایی برای حمله گرفته شد.
نارنیا و عروسی خونین؛ کشتن همزمان فرماندهان و متخصصان
اسرائیلیها بیم آن داشتند که ایران غنیسازی اورانیوم را به حدی رسانده باشد که تنها چند ماه با ساخت بمب اتم فاصله داشته باشد. از این رو، عملیات نارنیا طراحی شد: کشتن همزمان دانشمندانی که حتی در صورت تخریب سایتها، میتوانستند تهران را دوباره به آستانه هستهای برسانند.
والاستریت ژورنال نوشت که در نوامبر ۲۰۲۴، ارتش اسرائیل جلسهای با حضور ۱۲۰ افسر اطلاعاتی و نیروی هوایی برگزار کرد تا اهداف حمله را مشخص کند. فهرستی شامل بیش از ۲۵۰ هدف تهیه شد؛ از جمله متخصصان، سایتهای هستهای، پرتابگرهای موشکی و فرماندهان نظامی.
اولویت دیگر، دستیابی سریع به برتری هوایی بر ایران بود. هزاران منبع اطلاعاتی بررسی شد تا سامانههای پدافند هوایی ایران شناسایی شوند. موساد صدها پهپاد انتحاری کوچک را از طریق چمدان، کانتینر و کامیون به ایران قاچاق کرد تا تیمهای مسلح در مجاورت پدافندها، آنها را در لحظه حمله فعال کنند. همزمان، پهپادهای دوربرد نیز از خاک اسرائیل پرتاب شدند که بعضی، شب پیش از حمله، برای نخستین بار آزمایش عملی شدند.
نتانیاهو تصمیم نهایی برای آغاز حمله را روز ۹ ژوئن (۱۹ خرداد) گرفت.
برای فریب تهران، دفتر نخستوزیری اعلام کرد او به مرخصی میرود و قصد دارد دوشنبه ۱۶ ژوئن در مراسم عروسی پسرش شرکت کند. حتی خانواده نخستوزیر از تعویق مخفیانه مراسم بیخبر بودند.
همزمان، مقامهای اسرائیلی خبرهایی جعلی به رسانهها درز دادند: اختلاف نتانیاهو و دونالد ترامپ درباره حمله، گفتوگوی تلفنی چهارجانبه میان آنها و بحث تعویق تصمیمگیری تا پایان دور ششم مذاکرات هستهای با تهران در روز یکشنبه (بعد از حمله).
ترامپ نیز در روز حمله در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما همچنان به راهحل دیپلماتیک برای مساله هستهای ایران متعهد هستیم.»
به گفته یک مقام امنیتی اسرائیل، این عملیات فریب باعث شد تهران اطمینان یابد اسرائیل بدون مشارکت آمریکا حملهای انجام نمیدهد و این، عنصر غافلگیری را حفظ کرد.
فرماندهان در دام افتادند؛ عملیات آغاز شد
بخش کلیدی دیگر عملیات، کشتن فرماندهان عالیرتبه نظامی بهصورت همزمان بود. حرکتی که «عروسی خونین» نام گرفت تا فرماندهی و توان پاسخگویی ایران را فلج کند.
اما درست در لحظه نزدیک شدن جنگندههای اسرائیلی، گزارشی رسید که فرماندهان نیروی هوایی جمهوری اسلامی در حال جابهجاییاند.
مقامات اسرائیلی در پناهگاه نگران شدند که تهران عملیات را کشف کرده است ولی برخلاف انتظار، فرماندهان نظامی بهجای پراکنده شدن، همگی در یک مکان جمع شدند. و این نقطه پایان آنها بود: موشکها شلیک شدند.
خانههای متخصصان برنامه هستهای نیز با فاصلهای چند ثانیهای هدف قرار گرفت. پهپادها و موشکها همزمان ایستگاههای راداری، ضد هواییها و موشکهای زمینبهزمین ایران را زدند و ظرف حدود چهار ساعت، مرحله اول عملیات اسرائیل به پایان رسید.
گزارشهای اطلاعاتی تایید کردند که تقریبا همه اهداف انسانی شناساییشده مورد نظر، کشته شدند.
در روزهای بعد، اسرائیل سایتهای تولید موشکهای بالستیک و هستهای در ایران را بمباران کرد و همزمان در جستوجوی متخصصان و فرماندهان باقیمانده بود تا اینکه سهشنبه، آتشبس اعلام شد.
از سوی دیگر، در اثنای این جنگ روزنامه واشینگتنپست با انتشار یک فایل صوتی از کارزار مخفیانه و گسترده اسرائیل با هدف ارعاب فرماندهان نظامی و ایجاد شکاف و سردرگمی در میان مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی خبر داد.
این فایل صوتی و اطلاعات دیگری درباره این کارزار از سه منبع آگاه که نامشان در این گزارش ذکر نشده، به دست آمده است.
بنابر گفتههای این منابع، در بخشی از این کارزار ماموران سرویسهای امنیتی اسرائیل با تلفن شماری از مقامهای ارشد در ایران تماس میگیرند و به زبان فارسی به آنها هشدار میدهند تنها در صورتی زنده میمانند که از جمهوری اسلامی و علی خامنهای اعلام برائت کنند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.