چرا نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق حین حمله به ایران سکوت کردند؟
روزنامه واشینگتنپست در گزارشی با طرح این پرسش که چرا شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در جریان درگیری دوازدهروزه میان حکومت ایران و اسرائیل سکوت کردند، نوشت: نقش پررنگ این گروهها در سیاست و اقتصاد عراق از دلایل اصلی بیمیلی آنها برای ورود به جنگ بوده است.
این روزنامه چهارشنبه چهارم تیر در گزارشی تحلیلی به در همتنیدگی منافع جمهوری اسلامی با آمریکا در عراق اشاره کرد و نوشت در حالی که گروههای نیابتی ساخته جمهوری اسلامی میتوانستند اهداف ایالات متحده در عراق را هدف بگیرند، سکوتی معنادار پیشه کردند.
واشینگتنپست با اشاره به اینکه دولت عراق بودجهای بالغ بر سه میلیارد و ۵۰۰ هزار دلار برای پرداخت دستمزد و تامین نیازهای این گروهها در نظر گرفته است، نوشت: «این گروهها میدانند که اگر موقعیتشان تضعیف شود، این بودجه در معرض خطر قرار خواهد گرفت.»
در ادامه این گزارش آمده است: «گروههای نیابتی حامی [حکومت] ایران اکنون از این کشور مستقل و به بازیگران کلیدی در حکومت عراق تبدیل شدهاند، میلیاردها دلار از بودجه دولت نصیبشان میشود، شبکههای تجاری گستردهای را اداره میکنند و نفوذ سیاسی بیسابقهای دارند.»
لاهیب هیگل، تحلیلگر ارشد گروه بینالمللی بحران برای عراق، میگوید: «این گروهها از طریق فعالیتهای تجاری و همینطور با نفوذ سیاسی در بخشهای مختلفی از دولت عراق ریشه دواندهاند. چرا باید حاضر شوند این موقعیت را از دست بدهند؟»
البته او هشدار میدهد که افزایش تنشها ممکن است در نهایت سبب شود که این گروهها به خشونت متوسل شوند، اما «تا جایی که بتوانند، در سکوت خواهند ماند.»
حذف پدرخواندهها و از دست رفتن امکان کنترل گروههای نیابتی
شبهنظامیان عراق در میان تمام گروههای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه تنها گروهی به شمار میآیند که تجربه درگیری مستقیم با آمریکا را دارند.
این گروهها پس از کشته شدن قاسم سلیمانی و المهندس در حمله پهپادی آمریکا بهمرور تغییر کردند و از نهادهایی صرفا نظامی و کاملا وابسته به جمهوری اسلامی به نهادهایی با استقلال عملیاتی تبدیل شدند.
سجاد جیاد، تحلیلگر موسسه سنچری اینترنشنال مستقر در نیویورک، به واشینگتنپست میگوید: «ترور سلیمانی و المهندس، مهمترین اهرمهای کلیدی کنترل جمهوری اسلامی بر این گروهها را از میان برداشت. نبودن یک چهره پدرخواندهوار باعث شد این گروهها مسیر مستقلتری را در پیش بگیرند.»
به نوشته واشینگتنپست، این گروهها اکنون در تار و پود حاکمیت عراق نفوذ دارند و به قدرتهای اقتصادی و بازوهای اجرایی نظام سیاسی تبدیل شدهاند.
کتائب حزبالله به هشداری بسنده کرد
واشینگتنپست در بخشی از این گزارش عملکرد کتائب حزبالله، یکی از فعالترین بازوهای شبهنظامی جمهوری اسلامی در منطقه، حین درگیریهای اخیر را مرور کرده و نوشته است: «پس از عبور بمبافکنهای آمریکا از آسمان عراق برای حمله به زیرساختهای هستهای در ایران، گروه کتائب حزبالله در بیانیهای محتاطانه، تنها بر ناتوانی عراق در کنترل حریم هواییاش تأکید کرد و هشدار داد که این ناتوانی، کشور را آسیبپذیر کرده است.»
در این بیانیه آمده بود: «نیروهای آمریکایی مستقر در عراق راه را برای این تجاوز هموار کردند، چرا که کنترل آسمان عراق در دست آنهاست. اگر خواهان آن هستیم که عراق به میدان نبرد تبدیل نشود، پس باید نقش نیروهای خارجی را در خاک و آسمان خود مهار کنیم.»
به گفته لاهیب هیگل، این واکنشهای از سر احتیاط از بیمیلی این گروهها برای درگیری شدن در جنگی حکایت دارد که مشابه آن، حزبالله را در لبنان فلج کرده است.
او به واشینگتنپست میگوید: «هرقدر هم که در ظاهر از ایران حمایت کنند، شکافها محسوساند؛ شکافهایی که از زمان ترور سلیمانی پدید آمد و پس از حمله هفتم اکتبر به اسرائیل عمیقتر شد.»
جمهوری اسلامی عراق را امن میخواهد
نکته کلیدی دیگری که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته، سود جمهوری اسلامی از ثبات و امنیت در عراق است.
یک مقام ارشد عراقی که نخواست نامش فاش شود، به واشینگتنپست گفت: «جمهوری اسلامی میخواهد عراق از این درگیریها دور بماند، چون ثبات عراق برای امنیت ملی و اقتصاد ایران اهمیت حیاتی دارد.»
در شرایطی که کشورهای غربی تلاش کردهاند حکومت ایران را با تحریمها منزوی کنند، عراق به شاهرگ حیاتی اقتصادی ایران تبدیل شده است.
بر اساس یافتههای پژوهشگران اندیشکده چتمهاوس، عراق نهتنها شریک تجاری مهمی برای ایران محسوب میشود، بلکه از معدود راههای دسترسی این کشور به اقتصاد جهانی است؛ جمهوری اسلامی از صرافیهای عراقی برای انتقال پول و از بنادر عراق برای تغییر برند محمولههای نفتی تحریمی استفاده میکند.
سجاد جیاد معتقد است که نیروهای مسلح وابسته به حکومت ایران در حال حاضر در حاشیه خواهند ماند: «شاید ایران این نیروها را بهعنوان گزینهای برای مراحل بعدی حفظ کرده باشد. بهنظر میرسد ایران نمیخواهد همه برگهای خود را یکباره بازی کند.»
مقام ارشد عراقی نیز تحلیل مشابهی دارد: «این گروهها، آخرین برگ ایران هستند.»
یک مقام رسمی در گروه عصائب اهل الحق – یکی دیگر از گروههای حامی حکومت ایران که نقشی در دولت عراق نیز دارد – در گفتوگویی اعلام کرد که جناحهای مسلح «در حالت آمادهباش و انتظار هوشیارانه» به سر میبرند. او گفت: «ما نمیخواهیم وارد جنگ شویم، اگرچه جناحهای مقاومت آماده پاسخگویی هستند ... اما این موضوع به روند تحولات و تأثیر آن بر عراق بستگی دارد.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.