با تضعیف سپاه و نیروی سرکوب، امید مردم به سرنگونی نظام بیشتر شده است
شماری از کارشناسان و تحلیلگران در مصاحبه با ایراناینترنشنال، به ابعاد مختلف حمله اسرائیل به ایران و نابودی زیرساختهای نظامی و توان حاکمیتی جمهوری اسلامی چه در بخش رزم و چه در توانایی سرکوب معترضان داخلی پرداختند و گفتند در چنین وضعیتی، امید مردم به سرنگونی نظام بیشتر شده است.
اسرائیل بامداد جمعه ۲۳ خرداد به مواضع جمهوری اسلامی در چندین شهر ایران حمله کرد و یکشنبه ۲۵ خرداد، با هدف قرار دادن بخشهای بیشتری از پایتخت، جنگ را وارد مرحله جدیدی کرد.
تاکنون شماری از فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران و متخصاصان برنامه هستهای حکومت ایران در این حملات کشته شدهاند و به باور کارشناسان و تحلیلگران، توان پدافندی جمهوری اسلامی نیز به شکل ویژهای از دست رفته است.
دامون محمدی، معمار و شهرساز، با اشاره به تداوم حملات اسرائیل و ناتوانی مسئولان در محافظت از شهروندان، به ایراناینترنشنال گفت ساختار شهری یعنی در بحران هم شریانهای اصلی شهر از کار نیفتد و امنیت لازم برای شهروندان در سطوح مختلف تامین شود، اما باتوجه به «سیستم شعارزده و توهمی» جمهوری اسلامی، وضعیت کاملا متفاوت با آن چیزی است که رسانههای حکومتی وانمود میکنند.
به گفته او، وضعیت تهران با توجه به حمله یکشنبه و موقعیت آن بهعنوان پایتخت میتواند در دل جامعه هراس و بیاعتمادی ایجاد و فرآیند مدیریت بحران را سختتر کند.
محمدی با اشاره به نادیده گرفته شدن این بحرانها از سوی حکومت یادآوری کرد: «در جمهوری اسلامی همهچیز فدای اراده خامنهای میشود و تصمیمهای شهری نه بر اساس منطق و نیاز مردم، بلکه طبق خواست حاکم گرفته میشود.»
شاهزاده رضا پهلوی نیز پیشتر با اشاره به این وضعیت بحرانی گفت جمهوری اسلامی پس از دههها فساد و بیکفایتی و زورگویی، در شکنندهترین و ضعیفترین وضعیت خود قرار گرفته است.
توازن قدرت در حال تغییر به سود مردم ایران است
ایراناینترنشنال با اشاره به فروپاشی ساختار شهری و همچنین سخنان شاهزاده رضا پهلوی درباره «فرصت بیسابقه برای سرنگونی حکومت»، از نوید محبی، تحلیلگر سیاسی، پرسید مردم و معترضان در این موقعیت چه کاری میتوانند انجام دهند.
محبی یادآور شد جنبش آزادیخواهانه مردم ایران در ۴۶ سال گذشته در دورههای مختلف تداوم داشته و اوج تجلی آن، اعتراضات شش سال اخیر بود که البته بهشدت از سوی حکومت سرکوب شد.
او افزود در تمام این اعتراضات، با وجود آنکه جنبش آزادیخواهانه مردم به پیش رفت، گفتمانسازی کرد و دستاوردهای بزرگی داشت، اما به سرنگونی نظام نینجامید؛ با این حال، اکنون ایران در موقعیت ویژهای قرار دارد: «اسرائیل عزمش را جزم کرده تا نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی را از بین ببرد.»
این تحلیلگر با اشاره به کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی، مخفی شدن علی خامنهای و خانوادهاش و ضعف حکومت گفت انتظار میرود در روزهای آینده اسرائیل بر تهران و نیروهای سرکوب متمرکز باشد.
محبی افزود: «حملات بیسابقه به ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی و تداوم کنشهای مدنی، توازن قدرت را به سود مردم تغییر داده. زیرساختهای سرکوب یکییکی هدف قرار گرفتهاند. نیروهای امنیتی باید موقعیت خطیر را شناسایی و انتخاب کنند: همراهی با مردم یا با نظام در حال فروپاشی.»
حس شکست در نظام و امید به سرنگونی میان مردم غلبه یافته است
مراد ویسی، تحلیلگر ایراناینترنشنال، از منظری دیگر به حملات اسرائیل به ایران پرداخت و تاکید کرد در همین سه روز، سازمان رزم نیروهای مسلح و بهطور ویژه سپاه پاسداران از هم پاشیده و شبکه پدافند و پشتیبانی جمهوری اسلامی تخریب شده است.
او گفت: «برآورد اسرائیلیها این بود که یک هفته تلاش نیاز دارند تا در جنگ با ایران به برتری هوایی برسند، اما خودشان هم تعجب کردهاند که در سه روز به برتری پدافند، هوایی، اطلاعاتی، تکنولوژی و عملیاتی دست یافتهاند.»
به گفته ویسی، تصور جمهوری اسلامی همواره جنگ زمینی و تکرار فرآیند آزادی خرمشهر و «نابودی اسرائیل در یک حمله» بود، اما این توهم خیلی زود از بین رفت و میتوان دید چگونه شیرازه اصلی نیروی هوایی جمهوری اسلامی از هم پاشیده است.
او در ارزیابی خود از شرایط به مساله مهم دیگری اشاره کرد و افزود تضعیف سپاه پاسداران بهمعنای «تضعیف رکن و نیروی اصلی سرکوب» حکومت است، زیرا در جمهوری اسلامی تمام نیروهای سرکوب مانند قرارگاه ثارالله، قرارگاههای یازدهگانه منطقهای، سپاههای استانی و حتی نیروی انتظامی زیر نظر سپاه فعالیت میکنند و در روزهای اخیر حتی برخی افرادی که به شکل مستقیم فرمانده میدانی سرکوب بودند، کشته شدند.
یکی از افراد مدنظر ویسی، مهدی ربانی، معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، بود که پس از اعتراضات سال ۸۸ مسئولیت راهاندازی گردان موتوری سپاه را برای حمله به معترضان و ایجاد رعب و وحشت بر عهده گرفت.
از سوی دیگر، به گفته ویسی، طرفداران جمهوری اسلامی، سپاهیها و بسیجیان روحیه و خودباوریشان را از دست داده و تحقیر شدهاند.
ویسی افزود: «جنگ خارجی برای سرنگونی یک حکومت کمککننده است، اما نکته مهمتر حس درون کشور است؛ همانطور که بشار اسد به این دلیل سقوط کرد که شب از دست رفتن حلب، این حس در مردم شکل گرفت که دمشق قرار است سقوط کند.»
او تاکید کرد نقطه عطف اصلی، «حس شکست» بین افراد نظام و از سوی دیگر، «امیدواری مردم» به این است که بتوان حکومتی را که با حملات اسرائیل تضعیف شده، با قیام سرنگون کرد.
احتمال فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی بعد از حملات اسرائیل
با توجه به برآورد ناظران از وضعیت شهرهای مهم ایران، ایراناینترنشنال از امید معماریان، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، پرسید که چقدر احتمال دارد حملات اسرائیل به فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی منجر شود.
معماریان در پاسخ گفت: «مشروعیت داخلی و انسجام حکومت در جریان انقلاب "زن، زندگی، آزادی" فروپاشید. جمهوری اسلامی سالها در منطقه کری میخواند، اما حالا میبینیم که در عرض چند روز همهچیز فرو میریزد.»
او ادامه داد: «باید دید چه عواملی برای حکومت لازم است تا بتواند بقای خود را حفظ کند؟»
به گفته او، یکی از این مولفهها، داشتن دستگاه اطلاعاتی و امنیتی قدرتمندی است که بتواند توطئهها را خنثی و نظم را در کشور برقرار کند: «از یک طرف میشنویم که اطراف تهران کارخانه پهپاد هست، از طرف دیگر گرا و اطلاعات مربوط به رهبران نظامی کشور در اختیار اسرائیل است و حکومت نمیتواند جان افرادی را حفظ کند که قرار بود در مواقع بحرانی تصمیمگیری کنند. بنابراین کاملا سیستم اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی فروپاشیده است.»
این تحلیلگر مساله دیگر را مشروعیت داخلی خواند و توضیح داد در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» حکومت کاملا تیر خلاص را بر سرمایه اجتماعی زد و عملا دیگر هیچ رابطه و پیوندی بین مردم و نظام باقی نمانده است.
از سوی دیگر، به گفته معماریان، جمهوری اسلامی در سالهای گذشته «کُری» فراوانی خوانده و طوری وانمود کرده که گویی قدرت اول نظامی منطقه است، اما اکنون در عرض چند روز در دفاع از شهرها و زیرساختها بهطور کامل درهم میشکند.
این تحلیلگر افزود: «جمهوری اسلامی در تمام موارد با نمره مردودی مواجه شده و نگه داشتن حکومت در چنین شرایطی، کار بسیار دشواری است، مگر اینکه یک معجزه اتفاق بیفتد و بخواهند در روزهای آینده تصمیمات متفاوتی با آنچه در سالهای گذشته داشتند، بگیرند.»
او تاکید کرد: «جمهوری اسلامی در وضعیت بسیار شکنندهای قرار دارد؛ در چند دهه اخیر لحظاتی بوده که به لبه پرتگاه نزدیک شود اما هیچ وقت این چنین به سقوط نزدیک نبوده است... بنابراین اگر در روزهای آینده مداخلهای نشود و دیپلماسی شکل نگیرد، ممکن است شاهد یکی از سریعترین تحولات سیاسی در منطقه باشیم.»
به گفته معماریان، در پی «بیلیاقتی و بیمسئولیتی و بیکفایتی» مقامات جمهوری اسلامی در سالهای گذشته، ممکن است کشور در موقعیتی قرار گیرد که تمام «کارتهای پوشالی حکومت» فرو بریزد و ما با تصویر دیگری از ایران مواجه شویم.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.