دادگاه انقلاب همدان ۶ زن بهائی را به زندان محکوم کرد

شش زن بهائی ساکن همدان از سوی دادگاه انقلاب این شهر مجموعا به ۳۸ سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شدند. یکی از این زنان به هفت سال و هشت ماه حبس و پنج زن دیگر هر یک به شش سال و سه ماه حبس محکوم شدند.

شش زن بهائی ساکن همدان از سوی دادگاه انقلاب این شهر مجموعا به ۳۸ سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شدند. یکی از این زنان به هفت سال و هشت ماه حبس و پنج زن دیگر هر یک به شش سال و سه ماه حبس محکوم شدند.
سایت حقوق بشری هرانا، چهارشنبه ۲۱ خرداد با اعلام این خبر نوشت این احکام اخیرا از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب همدان برای زریندخت احدزاده، فریده ایوبی، نورا ایوبی، ژاله رضایی، عاطفه زاهدی و ندا محبی، صادر و به این شهروندان ابلاغ شده است.
اتهامات مطرح شده علیه این افراد «عضویت در جامعه بهائی و آموزش و تبلیغ مخل شرع»، عنوان شده است.
بر اساس احکام صادر شده، محبی بابت اتهام «آموزش و تبلیغ مخل شرع» به پنج سال حبس و بابت اتهام «عضویت در جامعه بهائی» به دو سال و هشت ماه زندان محکوم شده است.
احدزاده، فریده و نورا ایوبی، رضایی و زاهدی نیز هر یک بابت اتهام «عضویت در جامعه بهائی» به دو سال و هشت ماه حبس و بابت اتهام «آموزش و تبلیغ مخل شرع» به سه سال و هفت ماه حبس، محکوم شدند.
از میان احکام صادر شده، سه سال از محکومیت حبس محبی و دو سال از محکومیت حبس احدزاده، رضایی و نورا ایوبی، به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده است.
این شهروندان بهائی ۱۶ آبان ۱۴۰۲ بهدست نیروهای امنیتی بازداشت و آذرماه همان سال با تودیع قرار تامین کیفری به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از بازداشتگاه اداره اطلاعات همدان آزاد شدند.
ایراناینترنشنال، آبان ۱۴۰۲ گزارش داد که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نزدیک به ۳۰ خانه متعلق به بهائیان را در همدان تفتیش کرده و ۱۰ شهروند بهائی از جمله این شش زن را در این شهر بازداشت کردهاند.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران و سرکوب آنها طی یک سال گذشته شدت گرفته اما در هفتههای اخیر موج تازهای از بازداشت، احضار، بازرسی خانهها و صدور حکم برای این شهروندان در شهرهای مختلف کشور به راه افتاده است.
هرانا با اشاره به اینکه جامعه بهائیان در ایران در دهه گذشته بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است، با استناد به گزارشهای سالانه مرکز آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نوشت طی سه سال اخیر، به طور میانگین ۷۲ درصد از گزارشهای مربوط به اقلیتهای مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.







ساعاتی پس از آن که قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام مجاهد (عباس) کورکور، معترض بازداشتی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» خبر داد، فواد چوبین، از اعضای خانوادههای دادخواه اعلام کرد به خانواده کورکور گفتهاند پیکر او را تحویل نخواهند داد و اجازه نمیدهند هیچگونه مراسمی هم برگزار شود.
فواد چوبین، دایی آرتین رحمانی، نوجوان کشتهشده در اعتراضات سال ۱۴۰۱ در ایذه، چهارشنبه ۲۱ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به خانواده مجاهد کورکور گفتهاند که پیکر او را تحویل نمیدهند و اجازه برگزاری هیچگونه مراسمی را هم ندارند.»
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها با نقض آشکار حقوق اساسی خانوادههای افراد اعدامشده یا جانباخته به دلایل سیاسی، از تحویل پیکر آنان به خانوادههایشان خودداری کرده است.
مخفی کردن یا تحویل ندادن پیکر فرد جانباخته به خانواده و مشخص نکردن مکان دفن آنها، از جمله موارد ناپدیدسازی قهری محسوب میشود.
ناپدیدسازی قهری نقض ماده ششم اعلامیه جهانی حقوق بشر است که تاکید میکند: «هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.»
اعلام خبر اعدام مجاهد کورکور از سوی قوه قضاییه
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بامداد چهارشنبه ۲۱ خرداد اعلام کرد که حکم اعدام کورکور در زندان به اجرا درآمده است.
میزان در گزارش خود نوشت که او با اتهامات «محاربه، افساد فیالارض و تشکیل و عضویت در گروه باغی» به دار آویخته شد.
اعلام خبر اعدام کورکور بلافاصله موجی از خشم و ناراحتی را در میان کاربران شبکههای اجتماعی به راه انداخت.
ساعاتی پیش از اعلام این خبر، گزارشهایی در شبکههای اجتماعی درباره فراخوانده شدن خانواده او برای آخرین ملاقات منتشر شده بود.
کورکور ۲۹ آذر ۱۴۰۱، در جریان یورش نیروهای امنیتی به روستای «پِرسوراخ» در اطراف ایذه بازداشت شد.
شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز، فروردین سال بعد، او را به اتهام «محاربه و افساد فیالارض» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در دی ماه همان سال از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دادگاه ایذه ارجاع شد.
با اعدام کورکور، شمار معترضانی که در پی خیزش سراسری ۱۴۰۱ تاکنون به دار آویخته شدهاند، دستکم به ۱۱ تن رسید.
پیش از این، محمدمهدی کرمی، محمد حسینی، محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهرهوند، محمد قبادلو و رضا رسایی با اتهامات مشابه و در روندهایی که نهادهای حقوق بشری آنها را «ناعادلانه» خواندهاند، اعدام شدند.
در حال حاضر بیش از ۶۰ زندانی سیاسی دیگر در ایران با حکم اعدام مواجهاند و دهها تن دیگر با اتهامات سیاسی و عقیدتی در انتظار حکم نهایی خود و در خطر صدور حکم مرگ هستند.
اعدام مجاهد کورکور در روز تولد کیان پیرفلک
تولد کیان پیرفلک ۲۱ خرداد است. مجاهد کورکور ابتدا به قتل او متهم شد و پس از آن که معلوم شد ضارب کیان نبوده، با اتهام «محاربه و افساد فیالارض» محکوم شد.
کیان پیرفلک که ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ به دنیا آمده بود، امروز میتوانست تولد ۱۲ سالگیاش را جشن بگیرد.
ماهمنیر مولاییراد، مادر کیان، با انتشار عکسی که او را در حال دست دادن با مادر مجاهد کورکور نشان میداد، بارها تاکید کرد که حکومت در پی پنهان کردن نقش نیروهایش در مرگ کیان است.
همچنین میثم پیرفلک، پدر کیان که خود نیز در جریان تیراندازی به ماشینشان مجروح شد، با انتشار ویدیویی، اتهامات وارده به کورکور را بیاساس خوانده بود.
او در این ویدیو میگوید: «دادخواه خون پسرم هستم. من هیچ شکایتی از مجاهد کورکور و بچههای ایذه نکرده و نخواهم کرد چون من و همسرم به چشم خود دیدیم که نیروهای امنیتی به فرماندهی سردار عیدی علیپور، ماشین ما را به رگبار بستند، مرا زخمی کردند و پسرم را به قتل رساندند.»
فشار حکومت بر خانواده پیرفلک و دیگر دادخواهان جنبش مهسا ژینا امینی در این سالها ادامه یافته است.
پویا مولاییراد، پسرعموی ماهمنیر مولاییراد، در مراسم تولد کیان در سال ۱۴۰۲ در محل مزار او با تیراندازی مستقیم ماموران انتظامی مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.
خانواده کورکور هم از این فشارها در امان نماند و نگار کورکور، خواهر دادخواه مجاهد کورکور، تا پیش از مرگش بهدلیل سرطان، برای دادخواهی و اثبات بیگناهی برادرش تلاش کرد.
در ادامه اعمال فشارهای جمهوری اسلامی بر شهروندان بهائی در ایران، ماموران امنیتی پس از یورش به خانههای چهار شهروند بهائی ساکن کرج به نامهای سامان زائر، سهیل روحانیفرد، میلاد محمدی و نصرت محمدی، خانههای آنها را بازرسی کردند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که تفتیش خانههای این شهروندان بهائی ۱۸ خرداد صورت گرفته و ماموران پس از بازرسی خانههای این افراد، برخی وسایل شخصی آنها را ضبط کردند.
طبق اطلاعات رسیده، در جریان این تفتیشها برخی لوازم شخصی این افراد و اعضای خانواده آنها از جمله طلا، جواهر، لپتاپ، هارددیسک، تلفن همراه و تعدادی آثار مرتبط با آیین بهائی بهدست ماموران ضبط شده است.
یک منبع نزدیک به خانوادههای این شهروندان با بیان اینکه پنج مامور مرد و یک مامور زن با شکستن قفل در ورودی به خانههای زائر و محمدی وارد شدند، به ایراناینترنشنال گفت: «ماموران با چهرههای ماسکزده اقدام به فیلمبرداری کرده و با ایجاد رعب و وحشت، به بازرسی بدنی افراد حاضر در این خانهها پرداختند.»
این منبع آگاه اضافه کرد: «ماموران امنیتی در ادامه به خانه میلاد محمدی و همسرش سها روحانیفرد یورش بردند و در حالی که آنها در مسافرت بودند خانهشان را تفتیش کردند. آنها در ادامه به منزل سهیل روحانیفرد، پدر سها نیز یورش برده و منزل او را نیز مورد تفتیش قرار دادند.»
تصاویر و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند ماموران در جریان بازرسی خانههای این افراد به وسایل شخصی آنها آسیب وارد کردهاند.
تفتیش خانههای شهروندان بهائی و ضبط وسایل شخصی آنها در چهار دهه گذشته سابقه داشته است.
در هفتههای گذشته موجه تازهای از بازرسی خانههای شهروندان بهائی در شهرهای مختلف ایران به دست ماموران امنیتی به راه افتاده است.
ایراناینترنشنال هفتم خرداد گزارش داد ماموران وزارت اطلاعات با یورش به منزل آرمان بهرامی، شهروند بهائی ساکن اصفهان، ضمن تفتیش منزل، حکم کتبی احضار او و مادرش الهام سیادت را ابلاغ کردند.
چهارم خرداد نیز ماموران امنیتی خانههای شش شهروند بهائی ساکن یزد و یک شهروند بهائی در شیراز را تفتیش کرده و برخی از وسایل شخصی آنها را ضبط کردند.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی یک سال گذشته شدت گرفته است.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای احکام اعدام ۹ زندانی خبر داد و اعلام کرد آنها سال ۱۳۹۶ بازداشت و بابت اتهامات «محاربه از طریق بغی، قیام مسلحانه و نگهداری سلاح جنگی» به اعدام محکوم شده بودند.
مرکز رسانه قوه قضاییه، سهشنبه ۲۰ خرداد بدون اشاره به هویت، تابعیت، زمان و محل اجرای احکام این زندانیان از آنها بهعنوان اعضای «گروه داعش» نام برد و نوشت: «آنها پس از دستگیری و طی روال قانونی و رسیدگی قضایی به پرونده به دار آویخته شدند.»
میزان با بیان اینکه این افراد در هفتم بهمن ۱۳۹۶ از منطقه غرب کشور قصد ورود به ایران را داشتند، نوشت آنها بهدست نیروهای «قرارگاه نجف سپاه پاسداران» تحت محاصره قرار گرفتند و در این درگیری سه عضو سپاه پاسداران نیز کشته شدند.
در این گزارش آمده است پرونده این افراد پس از بازداشت به اتهام «محاربه از طریق بغی و قیام مسلحانه و نگهداری سلاح جنگی» با نیابت قضایی به دادسرای عمومی و انقلاب تهران ارجاع و پس از صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال شد.
به نوشته خبرگزاری قوه قضاییه، پس از برگزاری جلسات رسیدگی به پرونده، دادگاه انقلاب این ۹ نفر را به اعدام محکوم کرد و پس از تایید احکام آنها از سوی دیوان عالی کشور، به دار آویخته شدند.
اعدام بیش از ۱۰۰۰ نفر در هشت ماه
سازمان حقوق بشر ایران پیش از این در گزارشی ضمن محکوم کردن اعدامهای دستهجمعی در ایران، خواستار واکنش فوری جامعه جهانی برای متوقف کردن موج کمسابقه اعدامها در کشور شد.
این نهاد حقوق بشری با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی پس از کشته شدن حسن نصرالله و بالا گرفتن تهدید جنگ میان ایران و اسرائیل اجرای احکام اعدام را شدت بخشید، اعلام کرد که این روند همچنان ادامه دارد.
طبق این گزارش، از اول اکتبر ۲۰۲۴، یعنی طی هشت ماه و ۱۰ روز گذشته دستکم هزار و ۲۰ نفر در ایران اعدام شدند؛ یعنی به طور میانگین هر شش ساعت یک نفر اعدام شد.
محمود امیری مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران گفت: «اعدامها در ایران از حد بحران عبور کرده و باید واکنش قوی و فوری سازمان ملل، اتحادیه اروپا و همه دولتهایی را در بر داشته باشد که با جمهوری اسلامی ارتباط دیپلماتیک دارند و به مبانی حقوق بشری پایبندند.»
بالا رفتن آمار صدور، تایید و اجرای احکام اعدام در ایران در ماههای گذشته موجی از اعتراضات داخلی و بینالمللی را برانگیخته و سازمانهای حقوق بشری بارها خواستار توقف این اعدامها و رعایت اصول دادرسی عادلانه شدهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفتاد و دومین هفته خود با پیوستن گروهی از زندانیان زندان اهر به اعتصاب غذا، به ۴۷ زندان سراسر کشور گسترش یافت.
اعضای این کارزار در بیانیهای با اشاره به موج تازه اعدام و سرکوب در ایران، خواستار واکنشی قاطع از سوی نهادهای حقوق بشری و بینالمللی شدند.
در بیانیهای که سهشنبه ۲۰ خرداد به مناسبت هفتاد و دومین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» منتشر شد، بر مخالفت اصولی، حقوقی و اخلاقی با مجازات اعدام تأکید شده است. در این بیانیه آمده: «این مخالفت بر پایه اصول شناختهشده حقوق بینالملل، تعهدات دولتها نسبت به حقوق بشر و ضرورت پاسداشت کرامت ذاتی انسان بنا شده است.»
اعضای این کارزار با ابراز نگرانی شدید از تداوم و گسترش صدور احکام اعدام در ایران، خواستار توقف فوری صدور و اجرای این احکام شدند. آنها از همه وجدانهای آگاه دعوت کردند که با هر ابزار ممکن در مقابله با این روند ناعادلانه دست به اقدام عملی بزنند و به کارزار «نه به اعدام» بپیوندند.
آنها تاکید کردند: «ما بر این باوریم که دفاع از حق حیات، مسئولیتی جمعی و فراملی است و تا زمانی که طناب اعدام از نظام قضایی ایران برداشته نشود، بستر آزادی و عدالت فراهم نخواهد شد و بسیاری از جرایم نیز پایان نخواهد یافت.»
همزمان با ادامه این کارزار، گروههایی از خانوادههای زندانیان سیاسی محکوم به اعدام، مقابل زندان اوین در تهران تجمع کردند.
این گروه از خانوادههای دادخواه، با در دست داشتن پلاکاردهایی با شعارهای «نه به اعدام» و تصاویر اعضای خانواده خود که از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اعدام محکوم شدهاند، خواستار توقف فوری اجرای احکام آنها شدند.
در هفتهها و ماههای گذشته نیز تجمعات مشابهی در مقابل زندان اوین در تهران و دیگر شهرهای ایران شکل گرفت.
زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در بخش دیگری از بیانیه خود اعلام کردند: «حاکمان خودکامه ایران که از پاسخگویی به بحرانهای کلان اقتصادی و معیشتی ناتواناند، در یک سال گذشته کوشیدهاند تا با سرکوب و اجرای احکام اعدام، بر مطالبات عمومی سرپوش بگذارند.»
آنها با تاکید بر اینکه این سرکوبها، دامن شهروندان افغانستانی مقیم ایران را نیز گرفته است، در بیانیه خود نوشتند: «در ماههای گذشته، احکام اعدام علیه شماری از شهروندان افغانستانی بیش از پیش به اجرا درآمده است؛ محکومان بیپناهی که صدایی برای دفاع از خود ندارند و ماشین اعدام در ایران، حق حیات را از آنان نیز سلب میکند.»
اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از نهم بهمن ۱۴۰۲ با درخواست توقف صدور و اجرای این احکام آغاز شد و در هفتاد و دومین هفته آن زندانیان محبوس در ۴۷ زندان سراسر ایران دست به اعتصاب غذا زدهاند.
افزایش اعدامهای سیاسی در ماههای گذشته با واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی روبهرو شده است. سازمانهای حقوق بشری بارها خواستار توقف این اعدامها و پایبندی جمهوری اسلامی به اصول دادرسی عادلانه شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران، سهشنبه ۲۰ خرداد گزارش داد از اول اکتبر ۲۰۲۴، یعنی طی هشت ماه و ۱۰ روز گذشته دستکم هزار و ۲۰ نفر در ایران اعدام شدند؛ یعنی به طور میانگین هر شش ساعت یک نفر اعدام شد.
مهوش (سایه) صیدال، زندانی سیاسی، پس از ۱۶ روز به اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داد. صیدال که از چهارم خرداد در اعتراض به وضعیت بند زنان زندان اوین اعتصاب غذا و دارو کرده بود، در بیانیهای نوشت تا رفع کامل هرگونه تبعیض و نقض حقوق انسانی به مبارزه ادامه خواهد داد.
صیدال در این بیانیه که سهشنبه ۲۰ خرداد به ایراناینترنشنال رسید، با اعلام پایان اعتصاب غذای خود نوشت: «تا امروز با وجود نوسان فشار، میگرن، ضعف شدید جسمانی و پارگی کیست خونی برای تحقق مطالبات به حق خود مقاومت کردم.»
او با یادآوری اینکه اهداف این اعتصاب، یادآوری حقوق بدیهی زندانیان برای دسترسی به مراقبتهای پزشکی استاندارد و الزام سازمان زندانها به پذیرش مسئولیت کامل در قبال سلامت جسمی و روانی زندانیان بود، تاکید کرد مدیریت زندان تعهد داده برای انجام مطالبات زندانیان اقدام کند.
پیش از این و در ۱۹ خرداد، ۲۳ تن از فعالان سیاسی و مدنی و زندانیان سابق بند زنان زندان اوین در نامهای از صیدال خواستند به اعتصاب غذا و داروی خود پایان دهد.
آنها با تاکید بر اینکه خود سالهاست شاهد رنج زندانیان بیمار در سراسر کشور بودهاند، اضافه کردند که صیدال پیش از آن در نوشتهای مفصل، بر وضعیتِ نگرانکننده بیماران زندانی و عدم رسیدگی پزشکی مناسب و بهموقع به بیماریهای زندانیان، شهادت داد.
صیدال در بیانیه خود نوشت: «امروز با احترام به درخواست روشن و محبتآمیز یاران آزادیخواه و زندانیان سیاسی پیشین و با تاکید بر تعهد مدیریت زندان اوین برای تحقق بخشی از خواستههایم، به اعتصاب غذا و داروی خود پایان میدهم.»
او اعلام کرد که مدیریت زندان اوین نسبت به «استقرار پرستار برای بند زنان در همه روزهای هفته و تامین پزشک مستقر برای این بند در اسرع وقت، پرداخت کلیه هزینههای درمانی زندانیانی که در زندان دچار بیماری شدهاند از سوی سازمان زندانها و تسریع در اخذ مجوز و اعزام بیماران به بیمارستانهای خارج از زندان برای موارد اورژانسی حداکثر ظرف دو روز و غیر اورژانسی حداکثر دو هفته»، متعهد شده است.
این زندانی سیاسی با اشاره به اینکه تصمیمش برای پایان اعتصاب غذا به معنای پایان مبارزه برای حقوق زندانیان نیست، اعلام کرد در صورتی که سازمان زندانها از اجرای کامل تعهدات یاد شده سر باز زند، خود را محق میداند که از همه ابزارهای مسالمتآمیز مدنی بهره گیرد و صدایش را بلند کند.»
صیدال، پنجم خرداد در نامهای سرگشاده از زندان اوین اعلام کرد بهدلیل نقض حق دسترسی به درمان و تحمیل محدودیتهای تنبیهی از جمله ممنوعیت ملاقات و تماس، وارد اعتصاب غذا و دارو شده است.
بسیاری از زندانیان در ایران بهناچار از اعتصاب غذا بهعنوان آخرین راه برای رسیدن به خواستههایشان استفاده میکنند و جان خود را به خطر میاندازند.
آنها اغلب در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات خود، از جمله تاخیر در رسیدگی به پرونده و مراعات نشدن حقوقشان بهعنوان زندانی، اعتصاب غذا میکنند.

