نشریه اسپکتیتور: مذاکرات هستهای ایران و آمریکا محکوم به شکست است
نشریه اسپکتیتور در مطلبی تحلیلی نوشت مذاکرات هستهای ایران و آمریکا به دلایل مختلفی محکوم به شکست است، زیرا جمهوری اسلامی هدف دیگری را از گفتوگوها دنبال میکند و آمریکا مرتکب اشتباهی بزرگ شده و برنامه هستهای تهران را از سایر اقدامات حکومت جدا کرده است.
دور دوم مذاکرات تهران و واشینگتن ۳۰ فروردین در شهر رم ایتالیا برگزار شد.
دیمین فیلیپس، عضو ارشد اندیشکده بریتانیایی «کابدن»، در مقالهای تحلیلی برای اسپکتیتور، این مذاکرات را «تلاشی محکوم به یک ناکامی دیگر برای مهار بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان» خواند و جمهوری اسلامی را رژیمی توصیف کرد که کره شمالی در مقایسه با آن، همچون «الگویی از حسن نیت» به نظر میرسد.
او افزود هدف واقعی جمهوری اسلامی از تن دادن به مذاکره، وقتکشی برای بازسازی پدافند هواییاش است.
به گفته نویسنده مطلب، این گفتوگوهای تازه در برخی جنبهها حال و هوای «دژاوو» (آشناپنداری) دارد به این معنی که عمان بار دیگر نقش میانجی را بر عهده گرفته، سفارت آن در رم محل برگزاری این دور از مذاکرات و وزیر خارجه این کشور واسطه گفتوگوهایی بود که جمهوری اسلامی تاکید دارد «غیرمستقیم» است.
عمان دهههاست سیاست خارجی بیطرفانهای شبیه به سوئیس را با عنوان «بیطرفی مثبت» دنبال میکند. دیپلماسی پشت پرده این کشور برای کاستن از تنش میان تهران و واشینگتن به دوران انقلاب سال ۵۷ بازمیگردد.
محل دور دوم مذاکرات در رم، ایتالیا
این نقش در اوایل دهه ۲۰۱۰ به میزبانی گفتوگوهای محرمانهای در مسقط انجامید که در نهایت به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ موسوم به «برجام» منتهی شد؛ توافقی که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
عمان موفق شده اعتماد هر دو طرف را حفظ کند و از معدود بازیگران باتجربه در این میدان به شمار میرود.
اسپکتیتور یادآوری کرد که این را نمیتوان درباره هیات آمریکایی گفت که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، را بهعنوان مذاکرهکننده ارشد به مذاکرات اعزام کرده است.
«نابلدی» ویتکاف درباره ایران
ویتکاف، این سرمایهگذار املاک اهل نیویورک و از دوستان دیرینه دونالد ترامپ، به خاطر حجم گسترده ماموریتهایش که از غزه گرفته تا اوکراین را در بر میگیرد، لقب «فرستاده برای همهچیز» را گرفته است.
نویسنده مطلب تاکید کرد این طیف از فعالیتها، حتی برای یک دیپلمات کارکشته هم عذابی بزرگ است، چه برسد به ویتکاف که تقریبا هیچ شناختی از کشورهایی که واردشان شده یا موضوعاتی که به آنها پرداخته، ندارد.
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی ترامپ، پیشتر گفته بود: «ویتکاف هیچ چیز از ایران نمیداند، هیچ چیز از سلاح هستهای نمیداند، هیچ چیز از توافقهای بینالمللی کنترل تسلیحات نمیداند، هیچ چیز از راستیآزمایی و اجرای این توافقها نمیداند. واقعا چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود؟»
اسپکتیتور کارنامه ویتکاف را تاکنون «ضعیف» ارزیابی کرد و نوشت آتشبس در غزه که او در شکلگیریاش نقش داشت بهسرعت فروپاشید و روسیه هم در عمل، آتشبس در اوکراین را رد کرد.
در این متن آمده ناآشنایی او برای تعامل با بازیگرانی سرسخت مانند ولادیمیر پوتین و بیاطلاعیاش از واقعیات میدانی است که باعث شده در برابر دستکاری و سوءاستفاده آسیبپذیر باشد.
تاکتیکهای جنگ روانی و اطلاعات نادرست جمهوری اسلامی
نویسنده اسپکتیتور تاکید کرد که تعامل با ایران هم آسانتر نخواهد بود، چراکه جمهوری اسلامی از تاکتیکهای جنگ روانی و اطلاعات نادرست به سبک روسیه استفاده میکند.
به گفته نویسنده مطلب، تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی به رهبری عباس عراقچی اداره میشود که یک «مذاکرهکننده زیرک» است؛ کسی که همین حالا هم از مواضع «متناقض و متضاد» ویتکاف درباره برنامه هستهای ایران بهرهبرداری کرده است.
هفته گذشته ویتکاف پیشنهاد کرد که توافق با ایران میتواند این کشور را به سطح غنیسازی ۳.۶۷ درصد بازگرداند که عملا همان توافق برجامِ دولت باراک اوباماست.
او چند روز بعد از این موضع عقبنشینی کرد و گفت ایران باید فورا برنامه غنیسازی اورانیوم و ساخت سلاح هستهای خود را متوقف کند و آن را به طور کامل برچیند.
هدف تهران از شرکت در مذاکرات وقتکشی است
اسپکتیتور نوشت گذشته از پیامهای ضدونقیض و بیتجربگی، حتی اگر «هنری کیسینجر کبیر» (از چهرههای مهم سیاست خارجی آمریکا در دوران جنگ سرد) هم از گور برخیزد و هدایت این مذاکرات را بر عهده بگیرد، باز هم واشینگتن موفق نخواهد شد.
نویسنده مطلب دلیل ناموفق بودن مذاکرات را ناشی از این اصل ساده خواند که ایران با نیتی صادقانه وارد این گفتوگوها نشده است.
به نوشته اسپکتیتور، جمهوری اسلامی نه هدف کاهش برنامه هستهای خود را دارد، نه قصد کنار گذاشتن آن را. کل این مذاکرات صرفا تاکتیکی برای وقتکشی است، تا رژیم بتواند سامانههای پدافند هواییاش را که در حملات هوایی اسرائیل در مهر سال گذشته آسیب دیده یا نابود شده بودند، بازسازی کند.
این موضوع از دید دونالد ترامپ هم پنهان نمانده است.
ترامپ میگوید تهران عمدا مذاکرات را کند پیش میبرد و تهدید کرده در صورت نرسیدن به توافق، به اقدام نظامی متوسل خواهد شد.
نویسنده اسپکتیتور تاکید کرد با توجه به اینکه جمهوری اسلامی نه تنها هیچ حسننیتی از خود نشان نداده، بلکه آشکارا دارد زمان میخرد، اساسا ادامه دادن این مذاکرات بیفایده به نظر میرسد.
دوران دیپلماسی به سر رسیده است
استراتژی بنیادین تهران یعنی «ترکیب ترور و قدرت نظامی» برای رسیدن به سلطه منطقهای، از همان سال ۱۹۸۴ که از سوی دولت ریگان به عنوان «حامی تروریسم» شناخته شد، تغییری نکرده است.
حتی پس از امضای توافق برجام در سال ۲۰۱۵ نیز ایران به خرجکردن میلیاردها دلار برای تامین مالی نیروهای نیابتیاش در خاورمیانه شامل حماس، حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان عراقی ادامه داد و آنها را برای جنگ با غرب و متحدانش به کار گرفت.
در همان دوران، جمهوری اسلامی دست به طرحهای متعدد ترور و آدمربایی علیه مخالفان خود زد که خارج از ایران زندگی میکنند و مقامات آمریکایی از جمله ترامپ را که سعی در مقابله با رژیم را داشتهاند، هدف قرار داد.
نویسنده اسپکتیتور تاکید کرد اینها اقدامات حکومتی نیستند که قصد دارد از انزوای جهانی خارج شود. هرگاه که ایران در مورد این طرحها به چالش کشیده میشود، باوجود شواهد قطعی موجود، بهطور قاطع همهچیز را درباره دخالت خود رد میکند.
اسپکتیتور نوشت از آنجایی که نمیتوان به حرفهای جمهوری اسلامی در مورد اعمالی که اساسا اقدام جنگی محسوب میشوند اعتماد کرد، چرا باید انتظار داشته باشیم که در مورد برنامه هستهای خود بهطور صادقانه رفتار کند؟
این مطلب ارزیابی کرد که گفتوگوهای آمریکا و ایران محکوم به شکست هستند، زیرا واشینگتن در دام جدا کردن توسعه هستهای ایران به شکلی مجزا از سایر فعالیتهای آن افتاده است. تمام فعالیتهای جمهوری اسلامی از جمله در زمینه موشکی، بخشی از یک استراتژی شوم است که از سوی رژیمی دنبال میشود که بارها و بارها نشان داده به دنبال صلح نیست.
به نوشته اسپکتیتور، غرب هرچه زودتر این واقعیت را درک کند، زودتر میتوان اقداماتی برای از بین بردن توان هستهای ایران و خود جمهوری اسلامی انجام دهد.
نویسنده مطلب تاکید کرد دوران دیپلماسی با ایران به پایان رسیده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.