کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل خواستار جلوگیری از قطع انگشتان سه زندانی در ایران شدند
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، و آلیس جیل ادواردز، گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه و سایر رفتارها یا مجازاتهای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، خواستار اقدام فوری برای جلوگیری از قطع انگشتان سه مرد زندانی در ایران شدند.
هادی رستمی، مهدی شریفیان و مهدی شاهیوند، سه زندانی محبوس در زندان ارومیه، مردادماه ۱۳۹۶ به اتهام «سرقت» بازداشت و در سال ۱۳۹۸ در یک دادگاه ناعادلانه، به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شدند.
مای ساتو و آلیس جیل ادواردز، در بیانیه خود که پنجشنبه ۲۱ فروردین منتشر شد، تاکید کردند: «این قطع عضوهای برنامهریزیشده، نقض آشکار ممنوعیت مطلق شکنجه و رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز است. ایران باید فورا به این مجازات بدنی شدید که مغایر با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر است، پایان دهد.»
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، همچنین پنجشنبه در پستی جداگانه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: « سه مرد در ایران با خطر قریب الوقوع قطع انگشتان دست مواجهاند، این حکم ممکن است به زودی و از تاریخ ۲۳ فروردین اجرا شود. طبق استانداردهای بینالمللی قطع تعمدی اعضای بدن به عنوان مجازات از مصادیق بارز شکنجه محسوب میشود.»
او افزود: «ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه در موازین حقوق بشر، مطلق است و هیچ استثنایی ندارد. به همراه گزارشگر ویژه در امور شکنجه، از جمهوری اسلامی ایران میخواهم که فورا برای جلوگیری از اجرای این احکام اقدام کند.»
پیش از این نیز سازمان عفو بینالملل در ۱۶ فروردین درباره خطر اجرای حکم قطع انگشتان دست هادی رستمی، مهدی شریفیان و مهدی شاهیوند، سه زندانی محبوس در زندان ارومیه، هشدار داده و از جامعه بینالمللی خواسته بود جمهوری اسلامی را برای لغو احکام آنها تحت فشار بگذارد.
این سازمان در بیانیه خود اعلام کرد که دادستانی ارومیه ۲۳ اسفند ۱۴۰۳ این سه زندانی را از اجرای قریبالوقوع حکمشان پیش از ۲۲ فروردین سال جاری مطلع کرد.
پیش از این در ۱۷ آذر ۱۴۰۳، غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، اعلام کرد با وجود فشارهای داخلی و بینالمللی بر جمهوری اسلامی، بیشترین تعداد حکم قطع دست در ایران طی سه سال گذشته به اجرا درآمده است.
اژهای که یکی از چهرههای برجسته ناقض حقوق بشر در ایران به شمار میرود، قطع دست را «حکمی جاریشده از سوی خدا» دانست و افزود این حکم علیرغم فشار نهادهای مختلف همچنان در ایران اجرا میشود.
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران و گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره شکنجه در بیانیه خود با تاکید بر اینکه «اعترافاتی که گفته میشود تحت آزار و اذیت اخذ شدهاند، نمیتوانند توجیهکننده چنین مجازاتهایی باشند»، افزودند: «دادگاهها باید این ادعاهای شکنجه را به دقت بررسی کنند و مدارکی را که تحت فشار و اجبار به دست آمدهاند، کنار بگذارند.»
این سه زندانی، در دوران بازداشت خود چند بار برای اعتراض به شرایط زندان و احکام صادره، دست به اعتصاب غذا زدهاند.
در بیانیه دو کارشناس سازمان ملل متحد گفته شده است که جمهوری اسلامی از زمان تاسیس احکام قطع عضو، بهویژه در پروندههای سرقت، را به اجرا گذاشته است.
با این حال، دادههایی رسمی درباره تعداد دقیق این احکام و اجرای آنها وجود ندارد. طبق گزارشها، در حال حاضر چندین زندانی دیگر در زندان مرکزی ارومیه نیز با احکام مشابه در ارتباط با اتهامات سرقت مواجه هستند.
در مهرماه سال گذشته نیز چهار انگشت دو زندانی در زندان مرکزی ارومیه قطع شد. این قطع عضو با استفاده از گیوتین انجام گرفت.
مای ساتو و آلیس جیل ادواردز در بیانیه مشترک خود هشدار دادند: «اجرای مجازات قطع عضو همچنان نگرانیهایی جدی درباره حقوق بشر و نحوه رفتار با زندانیان طبق قوانین ایران برمیانگیزد.»
آنها افزودند: «نبود اطلاعات رسمی درباره تعداد احکام قطع عضو صادرشده و اجراشده، نشاندهنده کمبود نگرانکننده شفافیت در این زمینه است.»
کارشناسان سازمان ملل تاکید کردند: «قوانین داخلی نمیتوانند توجیهکننده رویههایی باشند که مغایر با تعهدات بینالمللی حقوق بشر است. ممنوعیت شکنجه و رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز مطلق است و هیچ استثنایی ندارد.»
آنها همچنین از جمهوری اسلامی خواستند «اقدامات ملموسی برای لغو کامل انواع مجازاتهای بدنی، هم در قانون و هم در عمل، اتخاذ و کنوانسیون منع شکنجه را نیز تصویب کند.»
مای ساتو و آلیس جیل ادواردز در بیانیه خود اعلام کردند که در حال حاضر با مقامهای جمهوری اسلامی در تماس هستند تا ضمن درخواست توضیح، خواستار مداخله فوری برای جلوگیری از اجرای این مجازاتها شوند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.