متن نهایی لایحه «عفاف و حجاب»؛ ۷۴ ضربه شلاق برای تمسخر «حجاب»
رسانههای داخلی متن نهایی لایحه «عفاف و حجاب» را منتشر کردند. لایحهای که گفته شده با تایید شورای نگهبان به زودی ابلاغ خواهد شد. در این متن «تمسخر حجاب» جرمانگاری شده و ممنوع شدن هنرمندان از کار به قانون تبدیل شده است.
در یک هفته اخیر دو نماینده مجلس شورای اسلامی از تایید لایحه عفاف و حجاب از سوی شورای نگهبان خبر دادند. روز چهارشنبه چهارم مهرماه ۱۴۰۳، احمد راستینه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: «لایحه عفاف و حجاب به تصویب شورای نگهبان رسیده و رییس مجلس بهزودی آن را ابلاغ خواهد کرد.»
هفته گذشته ۲۸ شهریور ۱۴۰۳ نیز موسی غضنفرآبادی، رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس، گفته بود لایحه عفاف و حجاب را شورای نگهبان تایید کرده است و باید ابلاغ شود.
این لایحه در اردیبهشتماه سال ۱۴۰۲ از سوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی تهیه و دولت ابراهیم رئیسی آن را برای تصویب به مجلس ارائه کرد. نمایندگان مجلس یازدهم مرداد سال ۱۴۰۲ با ۱۷۵ رای موافق از مجموع ۲۳۸ رای، این لایحه را تصویب کردند.طی دو سال اخیر، چندین بار رسانهها جزئیات لایحه را منتشر کردند.
متن نهایی چه میگوید؟
رسانههای داخلی متن کامل این لایحه را با عنوان «متن نهایی» منتشر کردند. در ماده یک این لایحه آمده است «هر رفتار، در فضای حقیقی یا مجازی از قبیل برهنگی، بیحجابی، بدپوششی در غیر حریم خصوصی و تبلیغ یا ترویج اموری که منجر به برهم زدن آرامش زن و مرد در خانواده، گسترش طلاق و آسیبهای اجتماعی و کاهش ارزش خانواده شود، نقض بندهای اول و هفتم اصل سوم و اصل دهم قانون اساسی است و مطابق احکام این قانون و سایر قوانین ممنوع میباشد.»
اصول سوم قانون اساسی درباره اهداف دولت جمهوری اسلامی است. بند یک این اصل که اینجا به آن ارجاع داده شده است، درباره هدف دولت جمهوری اسلامی، میگوید: «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.»
در بند هفت مورد اشاره هم آمده است: «تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.» که مشخص نیست «بیحجابی» با «بدپوششی» چطور میتواند نقض این بند باشد.
اصل دهم قانون اساسی هم که لایحه عفاف و حجاب، «بیحجابی» و «بدپوششی» را نقض آن دانسته، این است: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.»
در هیچ کجای این متن نهایی، هیچ توصیف یا تعبیر مشخصی از «بیحجابی» و «بدپوششی» که تمام این لایحه برای مقابله با آنها نوشته شده، ارایه نشده است.
تمسخر حجاب و ۷۴ ضربه شلاق
در این لایحه تمسخر «حجاب» هم جرمانگاری شده، که در نوع خوب بیسابقه است. ماده ۳۷ این لایحه از این قرار است: «هر شخصی در فضای مجازی و غیر مجازی حجاب را مورد توهین یا تمسخر قرار دهد یا برهنگی، بیعفتی، بیحجابی یا بد پوششی را ترویج یا تبلیغ کند یا هر رفتاری انجام دهد که نوعا ترویج آنها محسوب شود، در مرتبه اول به جزای نقدی درجه چهار و به تشخیص مقام قضائی ممنوعیت از خروج از کشور تا دو سال و ممنوعیت از فعالیت عمومی در فضای مجازی از شش ماه تا دو سال محکوم میشود و در مراتب بعدی، جزای نقدی یک درجه تشدید و سایر مجازاتهای مرتبه اول نیز اعمال و به حبس درجه پنج نیز محکوم میگردد.»
در تبصره همین ماده هم آمده است پخش محتوای صوت و تصویر فراگیر حاوی «برهنگی، بیعفتی، بدحجابی و بدپوششی» از مصادیق جرم موضوع این ماده محسوب میشود.
در تبصره ماده ۵۶ این لایحه هم آمده است هرشخص با هرگونه رفتاری اعم از فعل و ترک فعل «به علت حجاب به زنان توهین یا تمسخر کرده یا افترا ببندد» به مجازات مندرج در ماده ۶۱۹ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی، محکوم میشود.
مجازات مندرج در ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی که در اینجا به آن ارجاع داده شده است، حبس از دو تا شش ماه و ۷۴ ضربه شلاق است.
برگزاری دورهها با بودجه نامشخص
در مواد ۳، ۱۰، ۱۷، ۲۰ و ۲۳ این لایحه، به دستگاهها تکلیف شده دورههایی را برگزار کنند. با این وجود محل تامین بودجه این دورهها مشخص نشده است.
در بند ۵ ماده ۲۳، به وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تکلیف شده است آموزشهای «سبک زندگی اسلامی خانواده محور» و «فرهنگ عفاف و حجاب» در سرفصلهای دورههای عمومی گردشگری با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی برای موسسات تحت پوشش برگزار کند.
در بند ۸ ماده ۲۰ هم به وزارت اقتصاد ماموریت داده شده است دورهها و کارگاههای آموزشی با محوریت تبیین احکام و قوانین مرتبط با «سبک زندگی اسلامی خانواده محور» و «فرهنگ عفاف و حجاب» برای اصناف، پیش از اعطای مجوز فعالیت با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی و بسیج اصناف، برگزار کند.
در بند ۳ ماده ۱۷، به سازمان بهزیستی که کمتر از یکماه قبل مستمری ۱۳ هزار معلول را قطع کرد، ماموریت داده شده خدمات به متقاضیان دریافت، صدور و تمدید مجوز مراکز مشاوره و سایر مراکز تحت پوشش سازمان مشروط به گذراندن دورههای آموزشی مبتنی بر عفاف و حجاب با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی کند.
در بند ۲ ماده ۱۰ هم وزارت آموزش و پرورش مکلف شده است از طریق برگزاری دورهها و کارگاههای آموزشی با رویکرد تبیینی و اقناعی و ارائه متون آموزشی برای خانوادهها و معلمین و کارکنان، «عفاف و حجاب» و «سبک زندگی اسلامی خانواده محور» را فرهنگ سازی کند.
ماده ۳ هم تمام دستگاههای دولتی و حاکمیتی و … را مکلف کرده است در دورههای آموزش ضمن خدمت کارکنان، نسبت به آموزش «سبک زندگی اسلامی خانواده محور» به ویژه تعهد «زوجین به یکدیگر» و ترویج «فرهنگ عفاف و حجاب» به صورت حضوری در هر سال، اقدام کنند.
قانون سازی برای ممنوع الکاری
ماده ۸ این لایحه، به وظایف سازمان صداوسیما پرداخته است. در بند ۵ این ماده یکی از وظایف این سازمان، ممنوعیت دعوت، انعقاد قرارداد و همکاری با اشخاص حقیقی و حقوقی مروج «برهنگی، بیعفتی، بیحجابی، بدپوششی» یا مقابله کننده با «عفاف و حجاب» یا دارای سبک زندگی مغایر با «فرهنگ عفاف و حجاب» ذکر شده است.
در اینجا هم مصادیق این عناوین و تعریف مشخصی از آن ارایه نشده است. حتی نحوه تشخیص آن هم روشن نشده است.
پس از قتل حکومتی مهسا امینی، بسیاری از بازیگران و چهرههای هنری، به حمایت از اعتراضات پرداختند، با این قانون ممنوعالکاری آنها که پیشتر نانوشته اعمال میشد، پشتوانه قانونی هم پیدا میکند.
در بخشهای دیگر این لایحه بلند و بالا، مشوقها و تنبیهات دیگری هم در نظر گرفته شده است. اما آنچه مورد توجه است، عدم تعریف مشخص از عناوینی است که در آن آمده است.
به گفته نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان این لایحه پر ابهام را تایید کرده و در صورت تایید رسمی آن، لایحه به قانون تبدیل خواهد شد. قانونی بدون تعریف مشخصی از جرایم و عناوین مجرمانه و بدون محل مشخص تامین بودجه برنامههای «فرهنگی، تربیتی و اسلامی»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.