هر ۵ ساعت یک اعدام؛ دستکم ۲۷ زندانی در ۶ روز در ایران دار زده شدند
بر اساس گزارشهای منابع حقوق بشری، از شنبه ۳۰ تیر تا پنجشنبه چهار مرداد، دستکم ۲۷ زندانی در زندانهای ارومیه، بندرعباس، بیرجند، تربتجام، خرمآباد، شیراز، قائن، قزوین، قم، کرج، کرمانشاه و مشهد اعدام شدند. جمهوری اسلامی در شش روز گذشته، هر پنج ساعت حداقل یک تن را اعدام کرده است.
از میان افراد اعدام شده، چهار تن از زنان زندانی و سه زندانی، از اتباع کشور افغانستان بودند.
روز پنجشنبه چهارم مرداد حکم اعدام یک زندانی به نام قادر جمشیدی با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر در زندان تربتجام به اجرا در آمد.
طی این روز، دو زندانی دیگر به نامهای حامد نادری و علی محرمخانی که در پروندهای مشترک بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، در زندان چوبیندر قزوین اعدام شدند.
در زندان ارومیه نیز روز پنجشنبه حسن یوسفیآذر به اتهام قتل و کامران شیخه، زندانی عقیدتی کُرد، اعدام شدند.
شیخه همراه با شش نفر دیگر که پیش از او اعدام شدند، به دست داشتن در قتل امام جمعه مسجد خلفای راشدین در مهاباد متهم بودند.
روز چهارشنبه سوم مرداد، یک زندانی با اتهام قتل در زندان وکیلآباد مشهد و یک زندانی به نام گلابشاه نورزه که اهل کشور افغانستان بود، با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر اعدام شدند.
طی این روز یک زندانی دیگر تبعه افغانستان به نام مطیعالله بارکزی در زندان مرکزی قائن اعدام شد. او حدودا ۴۰ سال داشت و با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بود.
پیش از این موارد و در روز سهشنبه دوم مرداد، حکم هفت زندانی از جمله سه زن که پیشتر در پروندههای جداگانه بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، در زندان بیرجند به اجرا درآمد.
هویت چهار تن از این زندانیان، امیرحمزه براهویی، وحید وحدانی، خداداد قربانی و مجید کاشفی گزارش شد.
روز دوشنبه اول مرداد یک زندانی به نام حسن فلاحی که بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، در زندان قم اعدام شد.
یکشنبه ۳۱ تیر نیز دو زندانی به نامهای دانیال کاظمینژاد و خلیل جمالی، بابت اتهام قتل در زندان دیزلآباد کرمانشاه اعدام شدند.
از میان این افراد کاظمینژاد برای اتهام قتل یک بسیجی به نام سجاد امیری به اعدام محکوم شده بود.
در این روز چهار زندانی هم با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند.
سایت حقوق بشری هرانا با بیان اینکه هویت سه تن از این افراد، داوود براهویی، سعید محمدپور و مهدی علیاکبری احراز شده، نوشت که هویت چهارمین زندانی اعدام شده که تبعه کشور افغانستان بود، در دست بررسی است.
روز شنبه ۳۰ تیر ماه نیز حکم چهار زندانی از جمله یک زن در زندان عادلآباد شیراز به اجرا درآمد.
هویت دو تن از آنها که با اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، منصور توکلی و حامد شکسته گزارش شده و هویت زندانی دیگری که با اتهام «تجاوز به عنف» به اعدام محکوم شده بود، محسن استواری احراز شده است.
زنی که همراه این سه زندانی اعدام شد، محمودینیا (نام کوچک نامعلوم) بود و به اتهام «قتل عمد» به اعدام محکوم شده بود.
سازمان حقوق بشر ایران با اعلام این خبر نوشت: «محمودینیا به اتهام قتل نامزدش بازداشت و به قصاص نفس محکوم کرده بودند. او راضی به این ازدواج نبود و با زور و اجبار خانواده با مقتول عقد کرده بود.»
در همان روز حکم اعدام یک زندانی به نام سعید سپهوند که پیشتر بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بود، در زندان پارسیلون خرمآباد اجرا شد.
این اعدامها که در سایتهای حقوق بشری هرانا، سازمان حقوق بشر ایران، حالوش و کردپا گزارش شدهاند، نشان میدهند جمهوری اسلامی در شش روز گذشته دستکم ۲۷ زندانی و به عبارتی در هر پنج ساعت یک نفر را اعدام کرده است.
طبق اعلام سازمانهای حقوق بشری از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون بیش از ۲۹۰ نفر در زندانهای مختلف ایران به دار آویخته شدهاند.
سازمان حقوق بشر ایران روز ۱۴ تیر ماه امسال با انتشار گزارشی جدید از وضعیت حقوق بشر در ایران، در مورد تشدید اجرای احکام اعدام در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری هشدار داد.
محمود امیریمقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، با اشاره به تجربه دورههای قبل بر این باور است که مقامهای جمهوری اسلامی «با هدف تشویق مردم به شرکت در انتخابات»، اجرای احکام را کاهش میدهند و بلافاصله پس از انتخابات، آمار اعدام شدیدا افزایش مییابد.
امیریمقدم به مخاطبان و جامعه جهانی در خصوص موج اعدامهای پیش رو هشدار داد و از آنها خواست که «از حالا برای مقابله و واکنش مناسب به موج احتمالی اعدامها» آماده شوند.
سازمان عفو بینالملل در آخرین گزارش سالانه خود درباره مجازات اعدام در جهان به افزایش چشمگیر اعدام در ایران اشاره و گزارش کرد نزدیک به ۷۵ درصد از کل اعدامهای ثبتشده در سال گذشته میلادی در جهان، در ایران رخ داده است.
بر اساس این گزارش، بعد از جنبش مهسا ژینا امینی، جمهوری اسلامی استفاده از مجازات اعدام را برای القای وحشت در میان مردم و تشدید کنترل خود بر قدرت افزایش داده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.