خودپذیری جنسی؛ «افراد محترم» هم تمایلات جنسی شدید دارند
در اکثر جوامع، داشتن تمایلات و تخیلات جنسی میتواند با شخصیت مورد پذیرش اجتماع در تضاد باشد. وبسایت مدرسه زندگی در مطلبی به تفاوت این امیال با آنچه در عمل رخ میدهد و همچنین ذکر پیشزمینههایی برای دستیابی به پذیرش جنسی «خود» پرداخته است.
خیلی وقتها تعریف پذیرفته شده از یک انسان عادی، با هزارتوی ذهن ما و تمایلاتمان که سعی در پنهان نگاه داشتنشان داریم، تفاوت دارد.
این تفاوت در برخی جوامع سنتی به سختی مورد پذیرش قرار میگیرد یا به کلی نفی میشود. مثلا وقتی صحبت از یک زن مورد احترام در میان باشد، داشتن تخیلات و تمایلات شهوانی از سوی او و در مورد او قابل قبول نیست.
برای بررسی این موضوع، وبسایت مدرسه زندگی در مطلبی سعی در آشنا کردن ما با «خودپذیری جنسی» و تفاوت تخیل و عمل دارد.
بر اساس این مطلب، شاید اساسیترین مهارت عاطفی در مورد تمایلات جنسی که نیاز به یادگیری آن داریم، «پذیرش خود» باشد اما برای دستیابی به پذیرش جنسی، نیازمند آگاهی درباره چند مورد هستیم:
۱- آگاهی از معنی تمایلات و خواستههای جنسی
وقتی احساس میکنیم اشتیاق شهوانی ما مستقیما خلاف طبیعتِ «منِ بهتر» ما حرکت میکند، از خودمان منزجر میشویم. ما عموما میخواهیم مهربان، باوقار، منطقی و وفادار باشیم در حالی که به نظر میرسد خود شهوانی ما در لحظات حساس، دستور کار کاملا متفاوتی دارد.
در یک تناقض چشمگیر، متوجه میشویم هرچه بیشتر و بیشتر از نظر جنسی برانگیخته میشویم، ممکن است بخواهیم نسبت به شریک جنسی خود خشن باشیم یا از جانب او مورد خشونت قرار بگیریم یا بخواهیم به کسی سیلی محکمی بزنیم یا به طرزی باور نکردنی تمایل به گفتن ناسزا داشته باشیم.
در این لحظات، مشتاق پوشیدن لباسهایی هستیم که در سایر مواقع علاقهای به آنها نداریم یا دوست داریم شریک جنسی ما طوری لباس بپوشد که کاملا برخلاف ترجیحهای معمول ماست.
وقتی از نظر جنسی هیجانزده میشویم، به نظر میرسد مهمترین چیز در جهان، کفش پاشنهبلند یا بدن عضلانی شریک جنسیمان است؛ هر چند در بقیه مواقع، هرگز چنین چیزهایی را در اولویت قرار نمیدهیم.
در مورد تمایلات جنسی تنوع بینهایتی وجود دارد اما همه به یک جهت اشاره میکنند: برای خودِ معمولی ما اینکه در مورد مسایل جنسی چه کسی هستیم، غیرقابل قبول است. به همین دلیل بررسی دقیقتر و سخاوتمندانهتر خواستههای شهوانی به ظاهر عجیب و غریبمان، مهم است.
چیزی که ما از طریق رابطه جنسی واقعا به دنبال آن هستیم، معمولا بسیار تحسینبرانگیز و کاملا مطابق با بقیه زندگی ماست: نزدیکی به شخص دیگر و شناخت عمیق از آنچه هستیم.
اگر بتوانیم این نکته را عمیقا درک کنیم، متوجه میشویم که واقعا رفتاری خلاف خودِ بهترمان انجام نمیدهیم بلکه فقط در تمایلات جنسیمان آن را در قالبی کمتر آشنا دنبال میکنیم.
۲- درک صحیح و مطمئن از شکاف بین تخیل و عمل
قوه تخیل که ممکن است منحصر به انسان باشد، در تمایلات جنسی ما نقش اساسی دارد. تخیل بر آنچه در ذهن ما میگذرد تاکید میکند نه آنچه بدن ما انجام میدهد.
یک تفاوت اساسی بین تخیل و عمل وجود دارد: برای مثال میتوانید تجاوز را تخیل کنید اما این فکر به هیچ وجه شما را به یک متجاوز یا چیزی شبیه آن تبدیل نمیکند. اینطور نیست که فرد خیالپرداز در عمل، آماده انجام چنین کاری باشد.
اگر در حین رابطه جنسی میخواهیم با القاب نامناسب مورد خطاب قرار بگیریم، به این دلیل نیست که واقعا علاقهمندیم کسی ما را اینگونه ببیند. در واقع بار شهوانی این کلمات، ربطی ندارند به رفتاری که معمولا دوست داریم افراد در مواجهه با ما داشته باشند.
معنای واقعی هیجان جنسی، اعتماد و صمیمیت است. بر این اساس فرد میتواند خطر کند که شریک جنسیاش او را اینچنین خطاب کند زیرا عمیقا اعتماد دارد که فرد مقابل فکر نمیکند آن کلمات در مورد او درست باشند.
البته قبل از اینکه بتوانیم با فحاشی کردن بازی کنیم، باید از طرز فکر فرد مقابل نسبت به خودمان مطمئن باشیم. توهین کلامی در مواقع برانگیختگی جنسی، برخلاف ظاهرش، جستوجوی عشق و قدردانی است؛ همانطور که فقط برای عزیزترین دوستانمان میتوانیم با خیال راحت از مشکلاتمان بگوییم، به این دلیل که میدانیم آنها همچنان با ما مهربان خواهند بود. بنابراین میتوانیم ترسها، شکستها و مشکلات پنهانی خود را با آنها در میان بگذاریم.
آنچه از بیرون میتواند به عنوان یک رفتار ناپسند به نظر برسد، در واقع تلاشی عمیقا شرافتمندانه برای به اشتراک گذاشتن آسیبپذیرترین بخشهای خود با شخص مورد اطمینانمان است.
چیزی که بیارزش و بیرحمانه به نظر میرسد، در واقع بسیار لطیف و باوقار است.
۳- شناخت دقیقتر از اینکه دیگران چگونه افرادی هستند
مقایسه، منبع اساسی شک و تردید در مورد عادی بودن یا نجابت خودمان است. یکی از چیزهایی که ما را نسبت به خودمان مشکوک میکند، این سوءظن است که افراد دیگر، به ویژه کسانی که میشناسیم و دوستشان داریم، زندگی جنسی سادهتری نسبت به ما دارند.
ما از تمایلات عجیب و غریب، وسواسها و خصلتهای شهوانی خود آگاه هستیم اما تصور اینکه افراد دیگر نیز چنین هستند، میتواند سخت باشد.
تصور اینکه همکار صمیمیمان یا دوست باملاحظهمان با فکر شلاق خوردن از یک غریبه نقابدار خودارضایی میکند یا هیجان زده میشود، یا در مورد داشتن جنسیت مخالف خیالپردازی میکند، بسیار عجیب است.
حتی اگر خودمان نیز چنین تمایلات شهوانیای داشته باشیم، اینگونه فکر کردن در مورد دوستانمان به نظر بیرحمانه و تحقیرآمیز است.
ما به راحتی دیگران را عاقلتر و معتدلتر از خودمان میبینیم و نتیجه مرگبار چنین طرز فکری این است که در مقابل، خودمان را انسانهایی عجیب و غریب میدانیم.
اینترنت در جستوجوی درک صحیحتر از تمایلات جنسی دیگران، منبع بسیار دوگانهای است. موتورهای جستوجو به طور بالقوه نشان میدهند ما با اشتیاقهای جنسی خاص خود تنها نیستیم اما مستقیما در مورد افرادی که هر روز با آنها زندگی میکنیم و برایمان سنبل انسانهای عادی هستند هیچ رازی را فاش نمیکند.
در نهایت به کمک اینترنت میدانیم که جایی در جهان، انسانهایی وجود دارند که به اندازه ما مجذوب قدرت شهوانی پوشیدن لباس دزدان دریایی یا ریختن موم گرم شمع روی نوک سینههایشان هستند اما همچنان احساس میکنیم به شدت با مردمی که در دنیای واقعی ملاقات کنیم، متفاوت هستیم.
تماشای پورنوگرافی ممکن است آسیب غیرمنتظرهای به ما برساند. افرادی که شاهد انجام کارهای بهنظر هیجانانگیزشان هستیم، از جهات دیگر اصلا شبیه ما نیستند. انگار میگویند کسانی که اهل این کارها هستند مثل ما هستند نه مثل شما.
آنها ارتباط دنیای عادی را با علایق شهوانی نشان نمیدهند. در عوض به نظر میرسد که پورنوگرافی افرادی را که به این چیزها علاقه دارند به گونهای نشان میدهد که هیچ علاقه یا هوش زیادی در خارج از محدوده کوچک اعمال جنسی خود ندارند. بنابراین انسان در نهایت احساس میکند یک موجود عجیب و غریب و متفاوت است.
راهحل اما در یافتن شواهد مشخصی از بزهکاری جنسی کسانی نیست که در نزدیکی آنها زندگی میکنیم بلکه به درکِ درست از وجود انسان نیاز داریم؛ بدین معنا که با وجود شواهد ظاهری دیگران، باید بدانیم آنها نیز انسانهایی به پیچیدگی خودمان هستند.
دانستن این موضوع که دیگران دقیقا همان افکاری را در مورد شما دارند که شما در مورد آنها دارید، بسیار مهم است. آنها نیز شما را از بیرون میشناسند و از تمایلات غیرعادیتر میل جنسیتان آگاه نیستند.
یک منطق معقول استدلال میکند که آنچه در مورد شما صادق است به طور کلی برای بسیاری از افراد نیز صدق میکند.
این طرز فکر، احساسات ما را تغییر میدهد تا در مواجه شدن با افکار و تمایلاتمان از خودمان متنفر نشویم. در نهایت متوجه میشویم که در واقع انسان عجیب و غریبی نیستیم و واقعا نیازی نیست برای داشتن تمایلات طبیعی انسانی، در مورد خودمان بد فکر کنیم.
میلیونها زن برای دریافت توصیههای بهداشتی مرتبط با سرطانهای زنان به پلتفرم «تیکتاک»، شبکه اجتماعی چینی مراجعه میکنند اما طبق یک مطالعه جدید در آمریکا، بیشتر اطلاعات ارائه و دریافت شده، گمراهکننده یا بهطور چشمگیری نادرست هستند و میتوانند سلامتی افراد را به خطر بیندازند.
گروه پژوهشکننده، یافتههای خود را تحت عنوان «فراتر از یک آهنگ و رقص: بررسی دیدگاههای بیماران و کیفیت آموزشی در رابطه با محتوای سرطان زنان در تیکتاک» در مجله Gynecologic Oncology منتشر کردند.
بر اساس نظر پروفسور لورا چمبرز، نویسنده ارشد این مطالعه و همکارانش در بخش انکولوژی زنان در دانشگاه ایالتی اوهایو، قدرت شبکههای اجتماعی در ارائه و تغذیه اطلاعات نادرست میتواند پیامدهای زیانباری برای سلامتی بیماران داشته باشد.
میزان دانلود اپلیکیشن «تیکتاک» به بیش از ۱۳۰ میلیون بار در آمریکا و دو میلیارد بار در سراسر جهان رسیده که این میزان دانلود بیشتر از سوی جوانان انجام شده است.
این پلتفرم ویدیوهایی را که از سوی کاربران بارگذاری میشود، در مدت زمان بین سه ثانیه تا ۱۰ دقیقه ارائه میدهد.
پروفسور چمبرز علاقهمند بوده است تا درباره نگرانیهای ناگفته بیماران خود که بسیاری از آنها زنان و مادران جوان هستند، بیشتر بداند.
او میخواسته بفهمد آنها چگونه از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند، چه اطلاعاتی به اشتراک میگذارند و چگونه از آن اطلاعات استفاده میکنند.
برای این مطالعه، او و همکارانش ۵۰۰ پست پرطرفدار «تیکتاک» را بهطور منسجم و سامانمند جستوجو کردند و پنج هشتگ برتر مربوط به سرطان زنان - تخمدان، آندومتر، دهانه رحم و فرج و همچنین بیماریهای تروفوبلاستیک بارداری را برای موضوعهای کلیدی، کیفیت اطلاعات و قابلیت اطمینان به محتوای مرتبط با سرطان زنان در «تیکتاک» تجزیه و تحلیل کردهاند.
در این مطالعه ۱۱ موضوع اصلی شناسایی و با تفاوتهای قابل توجه زمانی بر اساس محل بیماری و نژاد بررسی شدهاند.
ویژگیهای جمعیتشناسی، لحن پیام و موضوعهای ریشهای نیز در این پژوهش جمعآوری و فیلمهای آموزشی با استفاده از مقیاس اطلاعات آموزش بهداشت از نظر کیفیت رتبهبندی شدهاند.
تا اوت سال ۲۰۲۲، پنج هشتگ برتر برای هر نوع سرطان زنان بیش از ۴۶۶ میلیون بازدید داشته است که از میان آنها، تقریبا سهچهارم اطلاعات مربوط به تیکتاک «نادرست» بوده است.
محققان دریافتهاند بهطور کلی کیفیت اطلاعاتی که از طریق تیکتاک به اشتراک گذاشته میشود پایین بوده و حداقل ۷۳ درصد محتوای تولید شده نیز نادرست و واجد کیفیت آموزشی ضعیفی است.
پروفسور چمبرز گفته است: «این دادهها واقعا ما را بهعنوان بخشی از جامعه پزشکی تشویق میکند تا بپرسیم چگونه میتوانیم یک محیط مراقبتی فراهم کنیم که بیماران را به نوعی از اعتماد و گفتوگوی درست ترغیب کند.»
به گفته او باید دید بهعنوان یک جامعه گستردهتر، در زمینه ارائه اطلاعات بهداشتی باکیفیت به بیماران و خدمات حمایتی در مورد سرطانهای زنان چه کاری میتوان انجام داد.
چمبرز همچنین گفته است بیمارانی را که به دنبال جامعهای از افراد همفکر با تجربیات مشابه هستند، باید تشویق کرد تا سراغ انجمنهای پشتیبانی حضوری و آنلاین با حمایت سازمانهای معتبر پزشکی و حمایت از بیماران بروند.
لی شانگفو، وزیر دفاع چین، پس از آخرین سخنرانی خود در مجمع صلح و امنیت چین و آفریقا، تقریبا سه هفته است دیده نشده است. غیبت او به دنبال برکناری غافلگیر کننده چین گانگ، وزیر امور خارجه چین در خرداد ماه است پس از یک هفته غیبت مرموز. در سیاست داخلی چین و در درون این کشور چه میگذرد؟
در حالی که گمانهزنیها درباره سرنوشت لی شانگفو، وزیر دفاع گمشده چین افزایش یافته است، رام امانوئل، سفیر ایالات متحده آمریکا در ژاپن روز جمعه ۲۴ شهریور ادعا کرد که شانگفو در «حصر خانگی» است.
در آخرین مورد از روند مرموز ناپدید شدن مقامات ارشد حزب کمونیست چین، گمان میرود وزیر دفاع چین که تقریبا سه هفته است در انظار عمومی دیده نشده، تحت بازجویی قرار گرفته باشد.
ژنرال لی شانگفو آخرین بار روز سهشنبه هفتم شهریور هنگام سخنرانی در مجمع صلح و امنیت چین و آفریقا در پکن دیده شد. آخرین سفر خارج از کشور او هم در مرداد ماه به مسکو و مینسک بود. جایی که در حاشیه یک کنفرانس امنیتی با مقامات روسیه و الکساندر لوکاشنکو، رییسجمهوری بلاروس دیدار کرد.
لی شانگفو از سوی ایالت متحده به دلیل خرید اسلحه از بزرگترین زرادخانه روسیه، روس آبارون اکسپورت، در سال ۱۳۹۷ تحریم شده بود.
مقامهای چینی بارها گفتهاند که میخواهند این تحریمها لغو شود تا گفتوگوها بین ارتش دو طرف تسهیل شوند.
لوید آستین، وزیر دفاع ایالات متحده، در جریان کنفرانس دفاعی در سنگاپور در خرداد ماه سال جاری تلاش کرد با لی گفتوگو کند اما این دیدار از یک دست دادن فراتر نرفت.
گاردین روز جمعه ۲۴ شهریور به نقل از فایننشال تایمز نوشت که مقامات ارشد دولت ایالات متحده معتقدند لی تحت بازجویی است.
همچنین خبرگزاری رویترز گزارش داد که لی ۶۵ ساله قرار بود در نشست سالانه همکاریهای دفاعی به میزبانی ویتنام در مرز این کشور با چین در روزهای ۱۶ و ۱۷ شهریور شرکت کند اما در حال حاضر این نشست پس از اعلام ناگهانی پکن درباره «وضعیت سلامتی وزیر دفاع» به هانوی، به تعویق افتاده است.
رام امانوئل، سفیر ایالات متحده در ژاپن روز جمعه۲۴ شهریور، در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) پستی منتشر کرد و کابینه شی جین پینگ را به رمان «و سپس هیچکس نبود» آگاتا کریستی، تشبیه کرد.
او مدعی شد که لی در جلسه برنامهریزی شده با فرمانده نیروی دریایی سنگاپور حضور نداشته زیرا او را «حصر خانگی» کردهاند.
امانوئل اما منبعی برای درستی این ادعا ارائه نکرد.
ناپدید شدن وزیر دفاع چین اما به دنبال برکناری غافلگیر کننده وزیر امور خارجه این کشور، چین گانگ، در خرداد ماه و پس از یک هفته غیبت مرموز اتفاق میافتد.
به نوشته گاردین از آن زمان تاکنون هیچ اطلاعات یا نشانهای از وجود چین گانگ در دست نیست.
در موردی مشابه، شی جین پینگ در مرداد ماه امسال دو ژنرال ارشد نیروی موشکی را در روند یک تغییر اساسی در رهبری شاخه نظامی، جایگزین کرد.
فرمانده سابق، لی یوچائو نیز از هفتهها قبل در انظار عمومی دیده نشده بود و هیچ توضیحی درباره برکناری او ارائه نشده است.
به گفته تحلیلگران، رهبر چین از زمان به قدرت رسیدن در سال ۱۳۹۲، در یک حرکت گسترده و غیرقابل بخشش به منظور از بین بردن فساد، مخالفان سیاسی خود را نیز هدف قرار داده است. او همچنین سرکوب ویژهای در ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) صورت داده است و اکنون با گذشت بیش از یک دهه از عمر قدرتمندترین حکومت تمرکزگرا در چین از زمان مائو تسه تونگ، مقامات ارشد این کشور عمدتا از متحدان شی هستند.
بیل بیشاپ، تحلیلگر مسایل چین نوشت: «وجود فساد در چنین سطح بالایی در حالی که شی وارد یازدهمین سال رهبری ارتش آزادی بخش خلق چین میشود، شگفتانگیر است.»
درو تامپسون، یکی از اعضای ارشد مدرسه سیاست عمومی لی کوان یو، به گاردین گفت که برای جامعه بینالمللی آنچه بر سر لی و چین گانگ آمده «نمونهای از عملکرد یک سیستم غیرشفاف و شرایطی نگرانکننده» است.
تامپسون که یکی از مقامات سابق وزارت امور خارجه آمریکا نیز هست، گفت: «این که وزیران امور خارجه و دفاع چین در عرض سه ماه ناپدید شدند، به نوعی تکاندهنده است. این افراد دو تن از مذاکرهکنندگان خارجی مهم هستند اما چین خود را متعهد به توضیح به جامعه بینالمللی نمیداند. چگونه و چرا این وزرا ناپدید شدند؟ این نشان میدهد که چین در حال حاضر درگیر سیاست داخلی خود است.»
لی شانگفو در اسفند ماه ۱۴۰۱، پس از چند ماه که به عنوان عالیترین عضو کمیسیون مرکزی نظامی ناظر بر نیروهای مسلح مشغول به کار بود، به عنوان وزیر دفاع منصوب شد.
بیوگرافی و عنوان لی پس از انتشار خبر ناپدید شدن او در وبسایتهای چین همچنان باقی است.
این در حالی است که پس از حذف چین گانگ، عنوان وزیر امور خارجه به سرعت از کنار نام او در سایتهای اینترنتی چین پاک شد؛ هر چند برخی از آنها دوباره بازنویسی شدند.
برکناری چین گانگ دوره هفت ماهه وزارت او را به کوتاهترین دوره وزارت خارجه تاریخ چین تبدیل کرد.
بر اساس آخرین گزارشها از خسارتهای سیل در لیبی، تعداد قربانیان به بیش از ۱۱ هزار نفر رسیده است. هزاران تن از قربانیان در گورهای جمعی دفن شدهاند. شهردار شهر سیلزده درنه اعلام کرد آمار کشتهشدگان احتمالا به ۲۰ هزار نفر خواهد رسید. هزاران نفر همچنان در شمار مفقودشدگان هستند.
از جمله پرسشهای مطرح شده پس از وقوع این سیل سهمگین این است که چگونه سالها درگیری و هرج و مرج سیاسی، لیبی را در برابر این سیل آسیب پذیر کرد؟ چرا هیچ هشداری قبل از شکسته شدن سد در شهر درنه به مردم داده نشد؟ و ...
گاردین در گزارشی به بررسی دلایل شدید بودن خسارات وارده در لیبی در پی وقوع سیل پرداخت و نوشت که طوفان دانیل، تنها عامل ویرانیهای ایجاد شده در شهر درنه نیست بلکه سالها بیتوجهی و سوءمدیریت، نقش مهمی در چگونگی وقوع فاجعه در این کشور داشته و دارد.
لیبی پس از بهار عربی و سقوط حکومت معمر قذافی در سال ۱۳۹۰، به دلیل درگیری بین نیروهای مخالف، ثبات لازم را برای بهبود شرایط کشور پیدا نکرد.
سالها جنگ، زیرساختهای این کشور را ویران کرد. به طوری که لیبی از سال ۱۳۹۳ و سه سال پس از خروج نیروهای ناتو از این کشور، بین دو دولت رقیب تقسیم شده است.
گاردین با اشاره به نحوه اداره کشور در سالهای اخیر نوشت هنگامی که بحران آب و هوا با یک حکومت ناکارآمد روبهرو میشود، نتیجه آن فاجعهای است که در لیبی شاهد آن هستیم.
بدیهی بود که پس از رسیدن طوفان دانیل به سواحل شمالی لیبی، شهرهای نوار ساحلی با میزان بارندگی فوقالعادهای دستوپنجه نرم کنند چرا که طوفان دانیل، قبل از عبور از دریای مدیترانه و در شکل ضعیفتر خود خسارت شدیدی در یونان ایجاد کرده بود.
اما وسعت ویرانی ناشی از سیل در لیبی بسیار شدید است؛ بهطوری که تخمین زده میشود طوفان روز چهارشنبه ۲۱ شهریور، تقریبا یکچهارم شهر درنه را همراه خود به دریا برده باشد.
نتایج بهار عربی برای مردم لیبی چه بود؟
پس از سرنگونی خونین حکومت معمر قذافی در سال ۱۳۹۰، این کشور عمدتا به وسیله دو دولت رقیب اداره میشود؛ یکی در طرابلس و دیگری در طبرق که هر کدام از سوی جمعی از بازیگران خارجی رقیب از جمله ترکیه، امارات متحده عربی، قطر، مصر و گروه واگنر روسیه حمایت میشوند.
تحت حکومت شبهسوسیالیسم قذافی در اواخر دهه ۵۰ و ۶۰ خورشیدی، دیکتاتور حاکم بر این کشور با در دست گرفتن اداره شرکتهای نفت، بخش خصوصی را متلاشی کرد و در نتیجه پایگاه قدرت مستقل طبقات بالای جامعه را در هم شکست.
ولفرام لاچر، یکی از ویراستاران مجموعه مقالاتی که اخیرا با عنوان «خشونت و تحول اجتماعی در لیبی» منتشر شده، به گاردین گفت: «شرکتهای دولتی در پی این تغییرات به شبکههای حمایتی تبدیل شدند.»
هر دو دولت کنونی حاکم در لیبی تمرکزگرا هستند. وزیران حکومت وحدت ملی، مستقر در غرب کشور از سوی شبه نظامیان معرفی شدند.
در شرق نیز، ژنرال خلیفه حفتر، رییس اقتدارگرای ارتش ملی لیبی و خانوادهاش در روندی مشابه، مدیران مورد تایید خودشان را بر سر کار آوردند.
با اینحال دو طرف تا سال ۱۳۹۹ درگیر جنگ همهجانبه بودند. نیروهای حفتر، طرابلس را در یک کارزار نظامی ناکام به مدت یک سال به محاصره درآوردند تا بتوانند پایتختی را تصرف کنند که در آن هزاران نفر کشته شدند.
سپس در سال ۱۳۹۹، فتحی بشاغا، رهبر سابق دولت شرقی در تلاشی مشابه سعی کرد دولت خود را به طرابلس منتقل کند اما به وسیله شبهنظامیان رقیب مجبور به عقبنشینی شد.
با بروز این درگیریها، لیبی محیط ناامنی برای سرمایهگذاریهای زیرساختی است که تنها در درازمدت سودآور هستند.
درنه؛ شهری آبستن فاجعه
شهر درنه با این شرایط نابهسامان و مدتها پس از سقوط قذافی، نیاز به سرمایهگذاریهای زیرساختی داشته است.
پس از سلطه حفتر در سال ۱۳۹۵ بر شرق لیبی، او همیشه تلاش کرده است تا کنترل سیاسی درنه را در دست بگیرد.
دو سد بزرگ در دره باریک بالای درنه، همزمان با حکومت معمر قذافی در دهه ۵۰ خورشیدی به دست یک شرکت یوگسلاویایی ساخته شدند.
این دو سد، ایمنی مورد نیاز را برای چنین شرایطی نداشتند و آبستن فاجعه بودند؛ به ویژه وجود ساختمانهای ناایمن متراکم و مرتفع نزدیک رودخانه، شرایط شهر درنه را خطرناکتر هم میکرد.
یک مقاله دانشگاهی در سال ۱۴۰۱ به تشریح خطر ناشی از این دو سد پرداخته و وضعیت پوسیدگی آنها را بررسی کرده بود.
به گزارش گاردین، در این مقاله با توجه به نقشهبرداری (توپوگرافی) منطقه محاسبه شده بود که این دو سد تحمل چه میزان آبی را دارند و با چه راهکاری میتوانند از وضعیت بحرانی خارج شوند.
بر همین اساس بودجهای برای بهبود شرایط سدها در نظر گرفته شد اما حسابرسی منتشر شده در فضای مجازی نشان میدهد مقدار کمی از آن برای مقاومسازی سدها هزینه شده است.
همین امر باعث شد هنگامی که سیل سد اول را درهم شکست، آب به سرعت پشت سد دوم جمع شود و باعث ترکیدن آن هم بشود.
این در حالی است که هیچ دستوری مبنی بر تخلیه سد با نزدیک شدن طوفان داده نشده بود. در عوض، شبهنظامیان لیبی مقررات منع آمد و شد اعلام کردند؛ تنها پاسخی که در مواجهه با هر بحرانی میدهند.
آیا شیوه اداره لیبی تغییر میکند؟
انتخابات شورای شهر درنه قرار بود با تنظیم لیست نامزدها و ثبتنام رایدهندگان در ماه جاری برگزار شود. با این حال در هفتههای اخیر اعضای تیپ اولیا الدم وفادار به حفتر، پوسترهای تبلیغاتی را سوزانده و نامزدها را به آدمربایی و قتل تهدید کردند. آنها همچنین خواستار لغو انتخابات و انتصاب فرماندار نظامی در این شهر شدند.
رییس کمیسیون انتخابات گزارش داد که او نیز از جانب این افراد مورد تهدید قرار گرفته است.
آگیلا صالح، رییس مجلس نمایندگان در پارلمان مستقر در شرق، تشکیل یک شورای مدیریت موقت را برای به تعویق انداختن انتخابات و آرام کردن اوضاع پیشنهاد کرد.
هنوز مشخص نیست آیا سیاستمدارانی که اهمیتی به آمادگی درنه برای قرار گرفتن در معرض مخاطرات طبیعی نمیدهند، همراه با ساختمانهایی که سیل به داخل رودخانه فرو ریخت، شسته و برده شده (برده خواهند شد) یا خیر؟
تجربه چند سال گذشته در لیبی نشان میدهد دولتهای حاکم چه در شرق و چه در غرب، توانایی شگفتانگیزی برای ادامه حیات خود دارند.
با نزدیک شدن به سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، مقامهای جمهوری اسلامی به دنبال محدود کردن هر چه بیشتر دسترسی آزاد به اطلاعات هستند. مجله ساینس به تازگی در مطلبی چگونگی کنترل اطلاعات توسط حکومت، راهاندازی شبکه ملی اطلاعات و تاثیرش بر فعالیت محققان در ایران را بررسی کرده است.
سال گذشته، یک کارشناس یادگیری ماشین در سیلیکون ولی، همکاری راه دوری را با دو عصبشناس در تهران آغاز کرد. آنان قصد داشتند دادههایی را در مورد چگونگی پاسخ نورونها به نشانههای بصری جمعآوری کنند به این امید که اطلاعاتی برای تشخیص زودهنگام بیماری پارکینسون به دست آورند.
این دانشمند ساکن ایالات متحده که خواست نامش فاش نشود، به «ساینس» میگوید: «من مدلسازی و تجزیه و تحلیل دادهها را انجام میدادم و مقالهها را با هم تالیف میکردیم.»
اما پس از قتل مهسا ژینا امینی در روز ۲۵ شهریور سال ۱۴۰۱ در بازداشت «پلیس اخلاق» (گشت ارشاد) به اتهام «نداشتن حجاب مناسب» که منجر به اعتراضات گسترده در سراسر ایران شد، دولت سعی کرد با بازداشتهای دستهجمعی و قطع اینترنت، ارتباط داخل را با جهان خارج مختل کند.
این دانشمند آمریکایی میگوید که به همین دلیل رفته رفته امکان ادامه تحقیقات دشوار شد تا جایی که مجبور به قطع این همکاری شدند.
با نزدیک شدن به سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی، دولت ایران میرود تا باز دسترسی به اینترنت را محدود[تر] کند اما به نظر میرسد این بار آماده است تا با راهاندازی شبکه ملی اطلاعات (NIN) برای دور نگه داشتن بیشتر ایرانیان از شبکه جهانی وب، اقدامی اساسی انجام دهد.
فریدون بشار، مدیر اجرایی ایاسالASL19) ۱۹)، یک شرکت فنآوری در کانادا که به ایرانیان کمک میکند با استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ به اینترنت آزاد متصل شوند، میگوید شبکه ملی اطلاعات که به مدت دو دهه در دست توسعه بوده، «به منظور سرکوب و کنترل فضای اطلاعاتی در ایران راهاندازی میشود».
یک فیزیکدان ایرانی مقیم کانادا نیز که خواست نامش فاش نشود، میگوید: «با شرایط کنونی ایران و احتمال بروز ناآرامیها، همه ما انتظار داریم شبکه ملی اطلاعات به زودی راهاندازی شود.»
دیوارهای سایبری جدید جمهوری اسلامی تهدیدی برای بدتر شدن شرایط دانشمندان ساکن ایران هستند.
طی یک دهه گذشته حکومت به منظور تسلط بر دانشگاهها و جلوگیری از بروز ناآرامی، «پاکسازی استادان»ی را افزایش داده است که مخالف نظام تلقی میشوند.
مرسده خواجوی خان، متخصص فوتوالکترونیک ایرانیتبار در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به ساینس میگوید: «بسیاری از افرادی که داخل ایران میشناسم اکنون در محیط دانشگاه احساس ناراحتی میکنند.»
علیاکبر صالحی، دانشمند هستهای دانشگاه شریف و رییس سابق سازمان انرژی اتمی ایران به تازگی گفته است: «ضروریترین عنصر یک دانشگاه، استادان و کادر واجد شرایط دانشگاه است.»
او به ساینس میگوید: «اگر به هر بهانهای این حقیقت مخدوش شود، شاهد زوال علم، دانش و در نهایت جامعه خواهیم بود.»
دو دهه تحریمهای بینالمللی و سقوط ارزش ارز، واردات ابزار و مواد تحقیقاتی را متوقف کرده و در نتیجه تحقیقات علمی در ایران متوقف شده است.
فیزیکدان ایرانی مقیم کانادا میگوید که تحریمها باعث شدهاند بسیاری از مجلات علمی در اروپا و ایالات متحده دسترسی به سرورهای ایران را ممنوع کنند که این امر «دانشمندان ایرانی را مجبور به استفاده از کتابها و مقالات الکترونیکی غیرقانونی کرده است».
این انزوای علمی در داخل ایران باعث رشد فرهنگ فریبکاری در بسیاری از دانشگاهها شده است.
به نوشته ساینس، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، بازوی پژوهشی مجلس، در اردیبهشت ماه سال جاری با بررسی ۷۵۰ هزار پایاننامه کارشناسی ارشد و دکترا طی چهار سال گذشته، خبر از سرقت ادبی گسترده - «شباهت متنی» بیش از ۳۰ درصد - در نزدیک به نیمی از این پایاننامهها داد.
این چشمانداز غمانگیز، دانشمندان ایرانی بیشتری را به جستوجوی فرصتهایی در خارج از کشور وادار میکند.
خواجوی خان که در دهه ۷۰ شمسی در رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی امیرکبیر تحصیل کرده است، میگوید: «دوستان دوران کارشناسی با من تماس میگیرند و میپرسند آیا راهی برای خروج از ایران وجود دارد یا خیر. آنها در ایران آیندهای برای خود نمیبینند.»
بر اساس این گزارش، راهاندازی شبکه ملی اطلاعات میتواند فرار مغزها را سرعت ببخشد.
مقامات جمهوری اسلامی اما در ابتدا این پروژه چند میلیارد دلاری (شبکه ملی اطلاعات) را به عنوان یک شبکه پاناسلامیستی که عاری از افکار و آرمانهای غیراخلاقی غربی است، تبلیغ میکردند؛ در حالی که سایر ملل اسلامی علاقه چندانی به اینترنت به اصطلاح حلال نداشتنددااش. اما در واقع، شبکه ملی اطلاعات یک شبکه اینترانت سفارشی در حال ظهور برای کنترلهروندان ساک ایران است؛ مانند آنچه کره شمالی به نام شبکه داخلی «کوانگ میونگ» راهاندازی کرده که دولت را قادر میسازد دسترسی کاربران را کنترل، و با سانسور محتوا بر آنان نظارت بر کاربران را کنترل کن.
مقامهای ایرانی متعهد شدهاند شبکه ملی اطلاعات را حداکثر تا بهار ۱۴۰۳ تکمیل کنند. آنان تاکنون برنامه پیامرسانی خود به نام «بله» و نسخههای داخلی از یوتیوب و آمازون را ارائه کردهاند.
صفحه اصلی شبکه ملی اطلاعات به موسسات مختلفی از جمله دانشگاهها و گروههای تحقیقاتی پیوند دارد اما مطالب ارائه شده عمدتا شامل نمایههای عمومی، زندگینامهها و گزارشهای تاریخی تحولات علمی است.
دولت ایالات متحده آمریکا با این استدلال که راهاندازی شبکه ملی اطلاعات، آزادی بیان را تضعیف و مخالفان را سرکوب میکند، به دنبال ایجاد موانع برای به راه افتادن آن در ایران است.
در ماه ژوئن، وزارت خزانهداری آمریکا، ابرآوران، یک شرکت ایرانی مستقر در ایران را که به ساخت شبکه ملی اطلاعات کمک کرده است، تحریم کرد.
اما چین، متحد قدرتمند ایران، هم در دور زدن تحریمهای آمریکا و هم در ایجاد فایروال توانا و ماهر است.
فریدون بشار میگوید اعتقاد بر این است که کارشناسان چینی به توسعه زیرساخت و الگوریتمهای نظارتی شبکه ملی اطلاعات کمک میکنند: «استقرار کامل شبکه ملی اطلاعات اکنون احتمالا تنها در انتظار اشاره سر از سوی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران است.»
بر اساس گزارشهای خبری جمهوری اسلامی، مقامات، سیستم دسترسی چند لایهای را برای این شبکه در نظر گرفتهاند: برای اکثر ایرانیان فقط شبکه ملی اطلاعات در دسترس خواهد بود اما برخی دیگر، از جمله مقامات و دانشمندان، از طریق فیلترشکن ارائه شده از سوی دولت، دسترسی گستردهتری به فضای اینترنت خواهند داشت.
به گزارش ساینس، جمهوری اسلامی در حالی که روند تکمیل «پرده آهنین دیجیتالی» را پیش میبرد (که قطعا همکاریهای تحقیقاتی با غرب را متوقف میکند)، دانشمندان دولتی را تشویق میکند تا روابط نزدیکتری با چین و روسیه برقرار کنند.
مانند فیلمهای علمی-تخیلی، تکثیر گونه انسان در آزمایشگاه میسر شد. اما این دستآورد تا چه حد موفق است؟ آیا دانشمندان قادر به تکثیر گونه انسان خواهند بود؟ به جز مزایایش، این پیشرفت شگفتآور علم پزشکی چه خطراتی میتواند برای بشر با خود به همراه داشته باشد؟
کیتلین تیلی، گزارشگر سلامت از دیلی میل در مطلب زیر به آنچه تاکنون درباره این پیشرفت علمی منتشر شده است میپردازد.
دانشمندان برای اولین بار در جهان موفق به رشد مدل رویان مصنوعی انسان بدون استفاده از اسپرم، تخمک یا رحم در محیط آزمایشگاه شدند.
محققان موسسه علمی ویزمن (Weizmann) در اسرائیل از سلولهای بنیادی آزمایشگاهی، برای شبیهسازی رویان انسان استفاده کردند.
آنها امیدوارند این کشف از نظر اخلاقی به دانشمندان اجازه دهد تا روزهای ابتدایی تشکیل جنین را از نزدیک بررسی کنند.
این رویان آزمایشگاهی توانست مقدار کافی از هورمونی را که در بدن زنان باردار تولید میشود، آزاد کند. هورمونی که بررسی میزان آن در خون نتیجه تست بارداری را مشخص میکند. در مورد این رویان، نتیجه تست بارداری مثبت بود.
محققان موسسه علوم ویزمن در اسرائیل پس از موفق شدن در رشد دادن جنین موش در آزمایشات قبلی خود، مدل کاملی از رویان انسان را از سلولهای بنیادی تولید شده در آزمایشگاه ساختند.
هدف پژوهشگران این است که بتوانند از نظر اخلاقی آنچه را که در مراحل اولیه بارداری اتفاق میافتد، بدون آزمایش روی جنینهای واقعی انسان مطالعه کنند.
مدل توسعه یافته به دست این تیم، مجموعهای از سلولهاست که نمیتوانند به یک فرد تبدیل شوند.
این رویان هنوز یک انسان نیست و نمیتواند به یک انسان تبدیل شود زیرا این مدل مصنوعی نمیتواند با موفقیت در دیواره رحم کاشته شود.
رویان معمولا از هفتههای ۹ تا ۱۲ بارداری جنین در نظر گرفته میشود. زمانی که تمام سیستمها و اندامهای اصلی خود را دارد و کاملا به عنوان یک انسان قابل تشخیص است.
مدل رویان مصنوعی دارای تمام عناصری بوده که انتظار میرود یک رویان ۱۴ روزه انسان از جمله جفت، کیسه زرده، غشاها و سایر بافتهای خارجی داشته باشد.
بسیاری از موارد سقط جنین و نقایص مادرزادی در روزهای اول بارداری اتفاق میافتد که در حال حاضر اطلاعات کمی در مورد آن وجود دارد.
پروفسور جیکوب هانا که این تیم تحقیقاتی را رهبری میکند، گفته است: «مشکل در ماه اول بارداری است. در هشت ماه باقی مانده جنین عمدتا رشد زیادی دارد.»
به گفته او، ماه اول هنوز تا حد زیادی مانند یک جعبه سیاه است: «مدل رویان انسان حاصل از سلولهای بنیادی ما روشی اخلاقی و قابل دسترس برای بررسی این جعبه سیاه ارائه میدهد. این روش رشد یک جنین واقعی انسانی، به ویژه چگونگی ظهور معماری بینظیر آن را تقلید میکند.»
تا کنون مدلهای جنین انسان دقیق نبودهاند زیرا حاوی انواع سلولهایی هستند که برای رشد جنین حیاتیاند؛ از جمله سلولهایی که جفت و غشاء را میسازند.
همچنین مدلهای قبلی نتوانستند بیشتر از ۱۴ روز رشد کنند.
محققان اسرائیلی به جای اسپرم و تخمک، از سلولهای بنیادی ساده استفاده کردند. آنها این سلولها را دوباره برنامهریزی کردند تا به آنها توانایی تبدیل شدن به هر نوع بافتی را در بدن بدهند.
این مرحله همان روز هفتم رویان طبیعی انسان است، یعنی نزدیک به زمانی که رویان میتواند در دیواره رحم لانه گزینی کند.
در این تحقیق از مواد شیمیایی برای تشویق سلولهای بنیادی به منظور تبدیل شدن به چهار نوع سلول مورد نیاز برای ساختن رویان استفاده شده است:
- سلولهای اپیبلاست که تبدیل به رویان میشوند.
- سلولهای تروفوبلاست که به جفت تبدیل میشوند.
- سلولهای هیپوبلاست که تبدیل به کیسه زرده حمایتی میشوند.
- سلولهای مزودرم خارج رویانی که بخشی از کیسه آمنیوتیک میشوند.
حدود ۱۲۰ سلول با یک نسبت دقیق با هم مخلوط شدهاند که در کل این سلولها حدود ۰/۰۱ (یک صدم) میلیمتر اندازهگیری شده است.
در روز چهاردهم تنها یک درصد از این مخلوط به طور خودکار تکثیر و در حدود دو هزار و ۵۰۰ سلول ایجاد کردهاند که این میزان نیم میلیمتر اندازهگیری شده است.
با این حال ۹۹ درصد باقی سلولها رشد نکردهاند.
محققان امیدوار بودند با مطالعه مدل رویان به علل سقط جنین در روزهای ابتدایی بارداری پی ببرند اما پاسخ به این سوال در حالی که ۹۹ درصد از مخلوط سلولی نتوانست خود را تکثیر کند، دشوار خواهد بود.
پروفسور هانا گفت: «رویان یک موجودیت خودران است. نیازی نیست به او بگوییم چگونه رشد کند. فقط باید پتانسیل رمزگذاری شده داخلی آن را آزاد کنیم.»
این مهم است که در ابتدا انواع مناسب سلولها با هم ترکیب شوند که میتوانند از سلولهای بنیادی ساده که هیچ محدودیتی برای رشد ندارند مشتق شوند. هنگامی که این ترکیب ایجاد شد، خود مدل رویان میگوید: «شروع برای رشد!»
سپس مدل رویان تا زمانی که بتوان آن را با رویان طبیعی ۱۴ روز پس از لقاح مقایسه کرد، رشد کرده است.
در اکثر کشورها، مطالعه بر روی رویان در ۱۴ روز اول پس از لقاح غیرقانونی است.
از سوی دیگر محققان تاکید کردهاند تولید حاملگی واقعی از مدلهای رویان انسانی غیراخلاقی، غیرقانونی و غیرممکن است. این به این دلیل است که وقتی ۱۲۰ سلول خودشان را تکثیر میکنند، از نقطهای فراتر میروند که در آن یک رویان میتواند با موفقیت در دیواره رحم کاشته شود.
پروفسور هانا به گاردین گفت: «یکی از مواردی که مدل رویان میتواند برای آن استفاده شود، تولید اندام برای پیوند است.»
از سلولهای پوستی افراد بیمار میتوان برای تولید رویانهای مدل استفاده کرد که پس از یک یا دو ماه، میتوانند اندامهایی را رشد دهند که از آنها برای پیوند به بیماران استفاده شود.
این تحقیق روز پنجشنبه ۱۶ شهریور در مجله Nature منتشر شد.