کارشناس اسرائیلی: موفقیت فشار اقتصادی بر حکومت ایران به عزم واشینگتن بستگی دارد
پروفسور اوزی رابی، پژوهشگر دانشگاه تلآویو، فشار اقتصادی را یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران دانست. او گفت موفقیت این راهبرد به عزم واشینگتن و تداوم محدودیتها بستگی دارد.
این پژوهشگر دانشگاه تلآویو میگوید کارزار اقتصادی آمریکا دسترسی ایران به ارزهای معتبر را محدود کرده است، اما فروپاشی اقتصادی لزوما به سقوط جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد. او همچنین دوام این فشارها را به میزان همکاری کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان وابسته دانست.
روزنامه اورشلیمپست به نقل از پروفسور اوزی رابی، رییس مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان در دانشگاه تلآویو، گزارش داد که تحریمهای آمریکا بهطور فزایندهای توان حکومت ایران برای تامین ارز خارجی و اداره بخشهای اقتصادی را کاهش میدهد.
رابی پنجشنبه پنجم شهریور در گفتوگو با رادیو «۱۰۳افام» اسرائیل هشدار داد که نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت تشدید مشکلات اقتصادی به سقوط حکومت ایران خواهد انجامید. او گفت: «مسیر اقتصادی قطعی نیست.»
این پژوهشگر اسرائیلی، فشار اقتصادی را از نظر راهبردی یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران توصیف کرد، اما موفقیت آن را مشروط به عزم و استمرار واشینگتن دانست.
رابی گفت: «این محاصره از نظر نظری بهترین کاری است که میتوان انجام داد. اگر آمریکا مصمم و ثابتقدم باشد، باید نتیجه بدهد.»
او افزود که نقش کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان میتواند در اثربخشی این سیاست تعیینکننده باشد. به گفته او، باید دید این کشورها تا چه اندازه با فشارهای واشینگتن همراه میشوند و محدودیتها علیه مبادلات اقتصادی ایران را اجرا میکنند.
رابی گفت آمریکا برای نخستین بار دریافته است که فشار بر اقتصاد داخلی ایران بهتنهایی کافی نیست و باید شبکه بیرونی کشورها، موسسات مالی و واسطههایی را نیز هدف قرار دهد که امکان ادامه مبادلات ایران را فراهم میکنند.
کاهش دسترسی ایران به ارز خارجی رابی تاکید کرد که [حکومت] ایران در هفتههای اخیر ناچار شده است فعالیتهای اقتصادی خود را با منابع دلاری کمتری اداره کند. او گفت کاهش دسترسی به ارزهای معتبر میتواند بخشهایی مانند کشاورزی و صنعت را با مشکلات جدی روبهرو کند.
او افزود: «ایران از زمان تاسیس جمهوری اسلامی هیچگاه یک اقتصاد عادی را اداره نکرده و همواره اقتصاد مقاومتی داشته است. اما تحریم با تحریم تفاوت دارد و فکر میکنم این تحریمها اثرگذاری بیشتری دارند.»
این استاد دانشگاه تلآویو در عین حال احتمال تغییر سیاست آمریکا را منتفی ندانست. او گفت ممکن است میانجیگری کشورهایی مانند عمان یا پاکستان به ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن منجر شود و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واکنش بخشی از فشارها را کاهش دهد.
رابی همچنین به تغییر مسیرهای صادرات انرژی در منطقه اشاره کرد و گفت جایگاه تنگه هرمز نسبت به گذشته تغییر کرده است. به گفته او، برخی کشورهای منطقه پس از مشاهده آسیبپذیری این آبراه، برای توسعه مسیرهای جایگزین تلاش کردهاند و عربستان سعودی بخشی از نفت خود را از مسیر دریای سرخ صادر میکند.
اقتصاد عمومی و اقتصاد حکومت رابی تاکید کرد که دشوارترشدن شرایط زندگی مردم یا حتی فروپاشی بخشهایی از اقتصاد عمومی، لزوما به سقوط ساختار سیاسی منجر نمیشود.
او گفت: «نمیخواهم از این مصاحبه چنین برداشتی ایجاد شود که اگر اقتصاد فروبپاشد، حکومت نیز سقوط خواهد کرد. ایران اقتصاد دیگری هم دارد؛ اقتصاد حکومت.»
به گفته او، مردم ایران در خرید کالاهای روزمره با فشارهایی روبهرو شدهاند که حتی در دورههای دشوار گذشته تجربه نکرده بودند. با این حال، توان حکومت برای استفاده از قاچاق، ارزهای دیجیتال و شبکههای مالی غیررسمی میتواند بخشی از آثار تحریمها را کاهش دهد.
رابی گفت هدف آمریکا مسدودکردن همه مسیرهای اقتصادی و مالی ایران است، اما باید منتظر ماند و دید واشینگتن تا چه اندازه میتواند کانالهای جایگزین، از جمله مسیرهای قاچاق و مبادلات مبتنی بر رمزارزها، را محدود کند.
هشدار درباره توافق احتمالی با تهران این پژوهشگر اسرائیلی همچنین نسبت به اتکای کشورهای غربی به توافق دیپلماتیک با تهران ابراز بدبینی کرد و تاکید کرد چنین توافقی ممکن است به جمهوری اسلامی برای بازسازی توان خود زمان بدهد.
او گفت: «توافق با [حکومت] ایران میتواند نعمتی پنهان برای آنها باشد و فرصت خریدن زمان را فراهم کند.»
رابی تهدید ناشی از جمهوری اسلامی را فراتر از اسرائیل توصیف کرد و گفت کشورهای غربی باید آن را تهدیدی علیه «تمام جهان آزاد» بدانند.
او در پایان گفت کنارزدن حکومت ایران آسان نخواهد بود و فشار اقتصادی نیز موفقیت را بهطور کامل تضمین نمیکند. به گفته او، این فشارها ممکن است بهتدریج توان و پویایی حکومت را کاهش دهد و شرایطی ایجاد کند که به تغییر سیاسی کمک کند، اما چنین نتیجهای باید با احتیاط ارزیابی شود.
سازمان امنیت داخلی اسرائیل، شینبت، تایید کرد که یائیر نتانیاهو، پسر نخستوزیر این کشور، در پی دریافت اطلاعاتی درباره تهدید جانش، با عملیاتی فوری از میامی به اسرائیل منتقل شده است. این نهاد درباره ماهیت تهدید و عاملان احتمالی آن توضیحی نداده است.
شینبت شامگاه شنبه هفتم شهریور در بیانیهای اعلام کرد: «تهدیدی جدی برای آسیبرساندن به یائیر نتانیاهو وجود داشت و با توجه به این موضوع و پس از ارزیابی شرایط، تصمیم گرفته شد او بههمراه تیم حفاظتیاش فورا از محل خارج و به اسرائیل بازگردانده شود.»
این تایید رسمی چند روز پس از آن صورت گرفت که گزارشهایی درباره طرح احتمالی حکومت ایران برای ترور یائیر نتانیاهو در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد؛ زمانی که او در ایالت فلوریدای آمریکا زندگی میکرد.
بنیامین نتانیاهو نیز پیشتر در مصاحبهای تلفنی با «کانال ۱۴» گفته بود: «ایران یکی از پسرانم را هدف قرار داد. ایران تلاش کرد یکی از پسرانم را بکشد، به قتل برساند.»
با این حال، شینبت در بیانیه خود ارتباط این عملیات با حکومت ایران را تایید نکرده و جزئیاتی نیز درباره زمان دقیق، شیوه یا عاملان تهدید ارائه نداده است.
کانال ۱۲ اسرائیل گزارش داد که شینبت برای اجرای این عملیات فوری، شماری از ماموران خود را از نیویورک به میامی اعزام کرد. این ماموران در آن زمان بخشی از تیم حفاظت اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، بودند که به نیویورک سفر کرده بود.
بر اساس این گزارش، یائیر نتانیاهو پس از انتقال از آمریکا در اسرائیل ساکن شده و گمان میرود از آن زمان تاکنون در این کشور مانده باشد.
رسانه آمریکایی نیوزمکس نیز روز چهارشنبه چهارم شهریور گزارش داد که به باور نهادهای اطلاعاتی، ماموران ایرانی در منطقه میامی حضور داشتهاند و رفتوآمدهای یائیر نتانیاهو را زیر نظر داشتند.
یائیر نتانیاهو بخش عمده چند سال گذشته را در منطقه میامی گذرانده بود. سبک زندگی بهگفته رسانهها مجلل او و تامین هزینههای حفاظت امنیتیاش از بودجه عمومی، بارها در اسرائیل با انتقاد روبهرو شده است.
این انتقادها پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس و آغاز جنگ شدت گرفت. منتقدان میپرسیدند چرا پسر نخستوزیر در حالی خارج از کشور به سر میبرد که صدها هزار اسرائیلی برای خدمت در نیروهای ذخیره ارتش فراخوانده شدهاند.
نتانیاهو در گفتوگو با کانال ۱۴ از تامین حفاظت امنیتی برای پسرانش دفاع کرد و گفت بدون این تدابیر، افرادی که قصد ترور آنها را دارند «موفق میشدند».
یائیر نتانیاهو در سالهای گذشته حضوری پررنگ و اغلب جنجالی در شبکههای اجتماعی داشته است. او بارها درباره تحولات سیاسی اسرائیل اظهارنظر کرده و به مخالفان سیاسی پدرش، منتقدان دولت و شماری از روزنامهنگاران تاخته است.
به نوشته نشریه تایمز اسرائیل، او همچنین با برخی سیاستمداران و چهرههای راست افراطی در اروپا و آمریکا ارتباط داشته است. رسانههای اسرائیلی در آوریل ۲۰۲۳ گزارش دادند که بنیامین و سارا نتانیاهو از او خواستهاند انتشار مطالب سیاسی در شبکههای اجتماعی و تماس مستقیم با وزیران و قانونگذاران را متوقف کند؛ درخواستی که در پی اتهامها درباره نقش او در تشدید تنشهای سیاسی مطرح شد.
به نوشته نشریه تایمز اسرائیل، یائیر نتانیاهو در ادامه همان سال نیز پستی را در شبکههای اجتماعی پسندید که هرتزی هالوی، رییس وقت ستاد ارتش اسرائیل، را متهم میکرد با پنهانکردن اطلاعات قبلی درباره حمله حماس از نخستوزیر، در هفتم اکتبر دست به «کودتای نظامی» زده است.
بانک مصر اعلام کرد پیشنهاد آمریکا برای قطع دسترسی شعب این بانک در امارات متحده عربی به تراکنشهای دلاری را بررسی میکند. بانک مرکزی امارات نیز در واکنش، تحقیقات فوری و ویژهای را درباره فعالیت این شعب آغاز کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه، ششم شهریور، شعب بانک مصر در امارات متحده عربی را به پردازش تراکنشهای مرتبط با شبکه بانکی غیررسمی ایران متهم کرد و پیشنهاد داد ارتباط کارگزاری آنها با موسسات مالی آمریکایی ممنوع شود.
بر اساس بیانیه وزارت خزانهداری آمریکا، شبکه مقابله با جرائم مالی این وزارتخانه، موسوم به «فینسن»، شعب بانک مصر در امارات را یک «نگرانی عمده در زمینه پولشویی» تشخیص داده و پیشنهاد کرده است بانکهای آمریکایی از افتتاح یا نگهداری حسابهای کارگزاری برای این شعب منع شوند.
این اقدام هنوز در مرحله پیشنهاد مقررات قرار دارد و با تحریم مستقیم تمامی فعالیتهای بانک مصر یکسان نیست. پیشنهاد آمریکا تنها شعب این بانک در امارات را شامل میشود و فعالیتهای آن در مصر یا کشورهای دیگر را در بر نمیگیرد. برای اظهارنظر عمومی درباره مقررات پیشنهادی نیز مهلتی ۳۰ روزه در نظر گرفته شده است.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد شعب بانک مصر در امارات از ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار تراکنش برای ۱۰۳ شرکت پردازش کردهاند که ممکن است بخشی از شبکه «بانکداری سایه» ایران باشند.
به گفته این وزارتخانه، شماری از مشتریان این شعب شرکتهای پوششی مرتبط با وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودهاند و برای دورزدن تحریمهای آمریکا و جابهجایی پول فعالیت میکردهاند.
بانک مصر شنبه هفتم شهریور اعلام کرد اطلاعیه وزارت خزانهداری آمریکا را بررسی میکند و شعبه آن در امارات همچنان مطابق قوانین و رویههای جاری، خدمات بانکی به مشتریان ارائه میدهد.
بانک مرکزی امارات متحده عربی نیز ساعاتی بعد از آغاز «بررسی ویژه و فوری» فعالیت شعب بانک مصر خبر داد. این تحقیقات شامل بازبینی عمیق و قضایی تراکنشهای انجامشده در دوره زمانی مورد اشاره مقامهای آمریکایی خواهد بود.
این نهاد ناظر در بیانیه خود اعلام کرد بانکهای دارای مجوز فعالیت در امارات متحده عربی نباید نظام مالی این کشور را در معرض خطرهای اعتباری قرار دهند. بانک مرکزی همچنین از آنها خواست قوانین کشورهایی را که موسسات مالیشان در انجام تراکنشها دخالت دارند رعایت کنند و از زیرساخت مالی امارات سوءاستفاده نکنند.
اقدام علیه شعب بانک مصر بخشی از کارزار تازه وزارت خزانهداری آمریکا با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» است که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، آن را در دوم شهریور اعلام کرد. واشینگتن میگوید هدف این کارزار، افزایش فشار بر شبکههایی است که حکومت ایران از طریق آنها نفت میفروشد، درآمدهای خود را جابهجا میکند یا تحریمها را دور میزند.
مقامهای آمریکایی این فشار اقتصادی را بخشی از تلاش برای شکستن بنبست ایجادشده پس از شش ماه جنگ با حکومت ایران توصیف کردهاند. در مقابل، تهران تحریمهای آمریکا را غیرقانونی میداند و واشینگتن را به استفاده سیاسی از نظام مالی و دلار متهم میکند.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دیماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولیفر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.
اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دیماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستانهای استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای دادهاند.
پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراضها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیشتر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بیسابقه انجامید.
در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفتهاند؛ سرکوبی که شیوه سازماندهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهتهایی دارد.
بخشهایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقلشده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.
امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار در شهریار، پیوند نقاط ثبتشده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولیعصر، چهارراه مخابرات و روبهروی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی میکند.
امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامههای مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولیفر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجیاش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.
تحقیقات و روایتهای تازه نشان میدهد رسولیفر در دی ۱۴۰۴ هدایت دستههای عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافتهها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روحالله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام میشدند.
این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشههای هوایی، محدودهای در این نقطه دیده میشود که شناسه مشخصی ندارد. گزارشهای میگویند این محل برای تجمع و آمادهسازی نیروهایی به کار میرفت که با هدایت رسولیفر برای سرکوب معترضان اعزام میشدند.
از سوریه تا سرکوب شهریار
عباس رسولیفر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشتهاند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقهای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریقالقدس، بیتالمقدس و نصر ۴ حضور داشته است.
روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولیفر در سال ۱۳۹۶ بهعنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای همپیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد میجنگیدند. بنابراین حضور رسولیفر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید میکند.
جنگ شهری در کمربند تهران بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان میدهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزههای عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگانهای درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابهجایی مسئولیت میان یگانها.
عباس رسولیفر از سردستگان سرکوب در شهریار بود
یافتههای تحقیق میگوید تجربه نظامی فرامرزی رسولیفر و نقش او در سازماندهی دستههای عملیاتی میتواند توضیح دهد چرا تاکتیکهای بهکاررفته در شهریار با روشهای به کار رفته در سوریه شباهت داشتهاند. طبق برآوردها دستکم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبهنظامیان همسو کشته شدهاند.
نام رسولیفر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت دادهاند.
یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان
بررسیهای انجامشده نشان میدهد سرکوب در شهرستانهای استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روشها نه حاصل تصمیمهای لحظهای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بودهاند.
نخستین نشانههای این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده میشود. روز ۱۷ دی، همزمان با شکلگیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محلههای زرافشان و باغفیض به حالت آمادهباش درآمدند.
روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابانهای زرافشان، باغفیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایتهای جمعآوریشده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمعها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانهگذاری هدف به کار میرود.
همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشتبام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. بهکارگیری یک مرکز مذهبی بهعنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایتهای شاهدان تکرار شد.
در شهرستان رباطکریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان میگویند عربی صحبت میکردند، از داخل مسجدها و پایگاهها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کردهاند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانستهاند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقبنشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایتها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفتهاند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.
در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیریها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.
در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و همزمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تکتیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایتهای محلی شمار کشتهشدگان این تیراندازیها را دهها نفر اعلام کردهاند.
۱۹ دی در میدان راهآهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. همزمان، نیروهای حکومتی گاز اشکآور و گلوله جنگی شلیک کردند.
۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسنخان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق همزمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تکتیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبهنظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کردهاند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارشهای محلی از کشته شدن دهها نفر خبر میدهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.
قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص
در پردیس و بومهن، روایتها از مرحلهای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کردهاند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.
طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبتشده، ماموران او را بهشدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمهشب در خیابان رها شد.
در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» همزمان با ضربوجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشکآور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تکتیرانداز در قرچک و قلعه حسنخان و حضور نیروهای عربزبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچهای است که در چند شهرستان دیده میشود.
سرکوب همزمان و نظاممند اعتراضات دیماه در شهرستانهای استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسنخان و شهریار نمونهای از پیادهسازی تکتیکهای «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه بهعنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.
جمهوری اسلامی باورهای خرافی را از حاشیه جامعه به مرکز قدرت برد و برای این باورها با پول نفت، نهاد، بودجه و دستگاه تبلیغاتی ساخت تا حاکمان در «مملکت امام زمان» مشروعیت خود را از جهان غیب بگیرند و هزینه بقایشان را بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل کنند.
در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، مجسمهای که برگزارکنندگان «بعل» میخواندند، به آتش کشیده شد و «نظام»، در میانه تلاطمها و بحران اقتصادی، «جشن پیروزی بر دشمنان» را در قالب آیینی خیابانی، به اجرا گذاشت.
چند ماه بعد، سالار ولایتمدار، نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت انتشار تصویر مجتبی خامنهای به توصیه علمای قم، مشهد و نجف و مقامهای امنیتی متوقف شده تا دشمن نتواند با «علوم غریبه» به او آسیب برساند.
این اظهارات نشان داد علوم غریبه به روایت رسمی امنیت ملی راه یافته است.
این دو وضعیت از دل منطق نظامی بیرون میآیند که سیاست را از جمله رویارویی نیروهای مرئی و نامرئی میبیند.
باید تاکید کرد جمهوری اسلامی دولتی عرفی نبوده که بعدتر به خرافه آلوده شود؛ بلکه از زمان شروع این حکومت، نام و هویت آن با ترکیب «مملکت امام زمان» پیوندی ناگسستنی داشته است.
روحالله خمینی ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ در سخنرانی برای مسئولان دولت گفت: «صاحب این مملکت امام زمان است.»
این عبارت در جلد ۱۵ «صحیفه امام» ثبت شده است. البته روی کار آمدن خمینی آغازگر باورمندی عمومی به کرامت و نیروهای غیبی نبود اما حکومتی که او بنیان گذاشت، این باورها را بیش از پیش از زندگی خصوصی، به مرکز قدرت برد.
در این تعبیر، «مملکت امام زمان» نظریه مالکیت کشور است. اگر صاحب مملکت امامی غایب باشد، روحانیان مدعی تفسیر اراده او میشوند و ولی فقیه، به جای نمایندگی شهروندان، نایب صاحب غایب میشود و مسئولیت او رو به جهانی دسترسناپذیر است، نه مردمی که بتوانند برکنارش کنند.
بنابراین، بحث بر سر ایمان شخصی شهروندان نیست. مساله از جایی آغاز میشود که باوری اثباتناپذیر مبنای مشروعیت سیاسی، تصمیم امنیتی و توزیع منابع عمومی قرار میگیرد.
در این نقطه، خرافه دیگر عقیدهای خصوصی نیست و فناوری حکومت است.
از ماه تا بیت
اولمو گُلتس، پژوهشگر و تاریخنگار، در مقاله «چهره خمینی در ماه است؛ محدودیتهای قداست و خاستگاههای حاکمیت»، با استناد به خاطرات و روزنامههای آن دوره، هم گسترش این شایعه و هم رد آن از سوی خمینی و شماری از روحانیان را بررسی کرده است.
این تکذیب اما مانع شکلگیری هاله قدسی پیرامون خمینی نشد.
در همان روزها، ویدیویی از دیدار مردم با خمینی در مدرسه علوی، مردی را نشان میدهد که ابتدا دست او و سپس دستهای مردم را لمس میکند؛ برای انتقال «تبرک»، چرا که «امام متبرک است».
فکتنامه، این مرد را غلامحسین روغنی و فیلم را مربوط به روزهای نخست حضور خمینی در مدرسه علوی دانسته است. این صحنه پیوند امر قدسی و فرمانروایی سیاسی را ثبت کرده است.
بعدها محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، هنگام تولد «یا علی» گفته است.
اهمیت سیاسی این داستان در تلاشها برای واقعی جلوه دادن آن نیست، بلکه در این نکته است که دستگاه رسمی با آن، هالهای قدسی پیرامون رهبر میسازد.
در کنار این موارد، مسجد جمکران صورت مادی همان جهان غیبی است. پایگاه رسمی مسجد از «چاه عریضه» سخن میگوید؛ جایی که افراد درخواستهای خود را خطاب به امام غایب در آن میاندازند.
همزمان، ادعاهای حکومتی درباره مشاهده «امام زمان» یا ارتباط با او ادامه یافته و حکومت پیرامون این باورها، آیین، ساختمان، رسانه، سفر و اقتصاد زیارت ایجاد کرده است.
با این سابقه، غیبت مجتبی خامنهای تازهترین صورت این منطق است. رهبری که تصویر و صدای تاییدشدهای ندارد، در نظامی حکومت میکند که صاحب حقیقیاش نیز غایب معرفی شده است.
آنچه در غیبت طولانی او بحران تصمیمگیری و اختلاف درون حکومت به نظر میرسد، در دستگاه اسطورهساز جمهوری اسلامی قابلیت تبدیل شدن به راز، تقدس و انتظار را دارد.
از این زاویه، مقایسه زیست مخفیانه او با سالهای پایانی زندگی اسامه بن لادن، بُعد امنیتی این ناپیدایی را نشان میدهد.
تفاوت مهمتر اما در ساختار معناست: رهبر القاعده پنهان بود تا پیدا نشود؛ رهبر «مملکت امام زمان» میتواند از غیبت خود سرمایه نمادین بسازد.
در نظامی عرفی، ناپدید شدن رهبر بحران مشروعیت است. در اینجا، غیبت از پیش در معماری اعتقادی قدرت معنا شده است.
از سوی دیگر پیامهای منسوب به مجتبی، مردم را حاملان ماموریتی تاریخی ترسیم میکنند.
گفتمان مجتبی، واژه «بعثت» مردم، نهادهای حکومت و «جبهه مقاومت» را در زنجیرهای از رسالت الهی قرار میدهد: فرمانروا دیده نمیشود، اما جامعه باید ماموریت او را انجام دهد.
نفت، بودجه جادو و جنبل
این جهان غیبی، بدون پشتوانهای زمینی نمیتوانست چنین گسترده شود.
فرناندو کورونیل، انسانشناس ونزوئلایی، در کتاب «دولت جادویی: طبیعت، پول و مدرنیته در ونزوئلا»، توضیح میدهد دولتهای نفتی چگونه با ثروت زیر زمین، قدرتی اعجازگونه به نمایش میگذارند.
در جمهوری اسلامی، این استعاره معنایی تحتاللفظی یافته است.
درآمد نفت در دهههای نخست این حکومت، دولت را از اتکای کامل به مالیات و چانهزنی با شهروندان بینیاز کرد. پول از زیر زمین بیرون آمد و برای ساختن دستگاهی خرج شد که مشروعیتش را از آسمان میگرفت.
نفت همچنان منبع ارز حکومت است و بر اساس دادههای کپلر، چین در سال ۲۰۲۶ روزی حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت کرده است.
با این پشتوانه، حوزههای علمیه، سازمانهای تبلیغاتی، زیارتگاهها، بنیادهای مذهبی، هیاتها و موسسههای فرهنگی، به شبکه بازتولید این جهانبینی تبدیل شدند. به این ترتیب، خرافه در جمهوری اسلامی از فضای منبر و دعانویسی بسیار فراتر رفت و تشکیلات، رسانه، نیروی انسانی و ردیف بودجه پیدا کرد.
برای نمونه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، برای شورای عالی حوزههای علمیه، هفت هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان و برای مرکز خدمات حوزههای علمیه، ۱۶ هزار و ۴۲۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شد.
ارقام گردآمده در بودجه مذهبی، صورتحساب اقتصادی «مملکت امام زمان» را نشان میدهد: در همان زمان که افزایش قابل اعتنای حقوق کارمندان و بازنشستگان به بهانه «مهار تورم» کنار گذاشته شد، دستگاه تولید و توزیع مشروعیت مذهبی در حاشیه امن ماند.
کارکرد سیاسی این نهادها اما مشخص است: روحانی، مبلغ، آیین، اطاعت، دشمن و مشروعیت تولید میکنند. جهانی میسازند که در آن شکست سیاست خارجی، «آزمایش الهی»؛ فقر، ضرورت صبر؛ سرکوب، دفاع از دین و بقای حکومت، وعدهای مقدس جلوه میکند.
نفت هزینه را میپردازد و خرافه، مشروعیت میسازد. با این همه، این دستگاه دیگر فقط با پول نفت اداره نمیشود.
بررسی بودجه نشان میدهد دولت در لایحه ۱۴۰۵ پیشبینی کرده ۸۷ درصد درآمدش را از مالیات تامین کند.
نفت در ساختن این بنای ایدئولوژیک نقش محوری داشت اما اکنون مالیات، تورم و کاهش قدرت خرید مردم، هزینه نگهداری آن را میپردازد.
وقتی شهروند میان هزینه دارو و غذا سرگردان است و سرکوب میشود، بودجه هزاران میلیاردی نهادهای مذهبی صورتحساب حفظ یک نظام اعتقادی است.
جادو برای جمهوری اسلامی نفت تولید نکرده و این حکومت است که با پول نفت، جادو را به ابزار قدرت تبدیل کرده است.
در جمهوری جادو، فرمان همچنان از آسمان میآید، اما هزینه آن روزبهروز بیشتر از جیب مردم پرداخت میشود.
ترکیهتودی در یادداشتی تحلیلی نوشت فشار تازه آمریکا برای انزوای اقتصادی تهران، آنکارا را میان دوراهی روابط راهبردی با واشینگتن و تجارت و واردات گاز از ایران قرار داده است؛ انتخابی که هر دو مسیر آن برای اقتصاد ترکیه هزینه دارد.
وبسایت ترکیهتودی شنبه هفتم شهریور در یادداشتی تحلیلی نوشت دولت دونالد ترامپ فشار اقتصادی را به محور اصلی سیاست خود در برابر جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، دوم شهریور از آغاز کارزار «طرد اقتصادی» و هدف قرار گرفتن مسیرهای مالی، تجاری و حملونقل تهران خبر داد.
او همزمان هشدار داد اجرای یکباره شدیدترین تحریمها میتواند به بحران مالی جهانی منجر شود و گفت واشینگتن ابتدا شرکای تهران را به کاهش تجارت با ایران ترغیب میکند.
آمریکا پیشتر به این کشورها هشدار داده بود که باید میان همکاری با جمهوری اسلامی و دسترسی به بازار و نظام مالی جهانی، یکی را انتخاب کنند.
آنکارا میان تهران و واشینگتن
چین، امارات متحده عربی و ترکیه، از مهمترین شرکای تجاری ایران هستند. چین با قطع تجارت مخالفت کرده و امارات مناسبات تجاری و مالی با ایران را تعلیق کرده است.
به نوشته ترکیهتودی، موضع آنکارا میان این دو قرار دارد: ترکیه بهعنوان همسایه ایران میکوشد روابط اقتصادی خود را با تهران حفظ کند، اما همزمان برای همکاری امنیتی، دسترسی به بازارهای مالی و بازگشت به برنامه جنگندههای اف-۳۵، به آمریکا نیاز دارد.
ایران یکی از تامینکنندگان مهم گاز ترکیه است.
بر اساس گزارش بلومبرگ، ترکیه سال گذشته ۷.۷ میلیارد مترمکعب گاز از ایران وارد کرد که حدود ۱۳ درصد کل واردات گاز این کشور بود.
ایران پس از روسیه، جمهوری آذربایجان و آمریکا، چهارمین تامینکننده بزرگ گاز ترکیه محسوب میشود. قطع این واردات، آنکارا را ناچار میکند گاز بیشتری از منابع دیگر و احتمالا با قیمت بالاتر تهیه کند.
ترکیهتودی پرسیده است آیا واشینگتن با افزایش وابستگی متحد خود به گاز روسیه، در نتیجه توقف خرید از ایران، موافقت خواهد کرد؟
اختلاف آمار درباره حجم تجارت
ترکیهتودی گردش تجاری ایران و ترکیه را حدود ۱۷ میلیارد دلار برآورد کرد و نوشت خدمات، جریان سرمایه و سفر سالانه بیش از سه میلیون ایرانی نیز بر اهمیت این روابط میافزایند.
با این حال، آمار رسمی ترکیه حجم تجارت کالایی دو کشور در سال ۲۰۲۴ را ۵.۶۸ میلیارد دلار نشان میدهد.
گزارش بلومبرگ نیز ارزش تجارت دوجانبه در نیمه نخست سال جاری را حدود ۳.۱ میلیارد دلار دانسته است که سه درصد کمتر از دوره مشابه سال قبل بود.
این اختلاف نشان میدهد برآوردها به منبع و دامنه محاسبه بستگی دارند.
اقتصاد ترکیه با تورم بالا، نیاز گسترده به تامین مالی خارجی و محدودیت ذخایر ارزی روبهروست. قطع کامل تجارت با ایران میتواند هزینه انرژی را افزایش دهد، درآمد گردشگری را کاهش دهد و فشار بیشتری بر لیر وارد کند.
پیشتر نیز روشن شده بود گسترش تحریمهای ثانویه به شرکتها و بانکهای کشورهای همسایه، از جمله ترکیه، میتواند روابط واشینگتن با شرکایش را پیچیده کند و بر قیمت انرژی و اقتصاد جهانی اثر بگذارد.
نویسنده یادداشت ترکیهتودی ارزیابی کرد اگر آمریکا خواهان محاصره تقریبا کامل اقتصادی ایران شود، ترکیه احتمالا برای همراهی، کمک یا امتیاز اقتصادی مطالبه خواهد کرد؛ مشابه درخواست آنکارا از واشینگتن پیش از حمله سال ۲۰۰۳ به عراق.
با این حال، این تحلیل احتمال تحمیل چنین خواستهای را پایین دانست.
به باور نویسنده، واشینگتن با توجه به جایگاه ترکیه در ناتو و نقش آن در بحرانهای منطقهای، احتمالا فشارها را بهگونهای تنظیم خواهد کرد که ثبات اقتصاد این متحد خود را به خطر نیندازد.