آمریکا روند تخلیه هواپیماهای سوخترسان خود را از فرودگاه تلآویو متوقف کرد

همزمان با تشدید تنشها در منطقه، رسانههای اسرائیلی گزارش دادند ایالات متحده روند خروج هواپیماهای سوخترسان نظامی خود را از فرودگاه بنگوریون تلآویو متوقف کرده است.

همزمان با تشدید تنشها در منطقه، رسانههای اسرائیلی گزارش دادند ایالات متحده روند خروج هواپیماهای سوخترسان نظامی خود را از فرودگاه بنگوریون تلآویو متوقف کرده است.
سازمان فرودگاههای اسرائیل سهشنبه ۲۳ تیر هشدار داد ادامه حضور این هواپیماها در فصل سفرهای تابستانی میتواند به اختلال گسترده در پروازهای غیرنظامی منجر شود.
این سازمان اعلام کرد اگر روند خروج هواپیماهای سوخترسان آمریکایی از سر گرفته نشود، تا ۵۰ هزار بلیت پرواز در معرض لغو قرار خواهند گرفت.
واشینگتن پیشتر بهدنبال امضای یادداشت تفاهم با تهران برای پایان دادن به جنگ، روند انتقال بخشی از هواپیماهای نظامی خود را از فرودگاه بنگوریون آغاز کرده بود.
با این حال، پس از تشدید دوباره تنشها و حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۱۷ تیر از پایان آتشبس با جمهوری اسلامی خبر داد.
ترامپ همچنین ۱۹ تیر در نامهای به کنگره اعلام کرد ارتش ایالات متحده از ۱۶ تیر «عملیات دفاعی» تازهای را علیه اهداف نظامی در ایران آغاز کرده است.
پایگاه خبری تایمز اسرائیل ۲۳ تیر گزارش داد حدود ۷۵ فروند هواپیمای سوخترسان و ترابری نظامی آمریکا ماههاست در فرودگاه بنگوریون مستقر هستند.
به نوشته این رسانه، استقرار این ناوگان بخش قابل توجهی از ظرفیت فرودگاه را اشغال کرده و فضای در دسترس برای هواپیماهای مسافربری را در مهمترین فرودگاه بینالمللی اسرائیل کاهش داده است.
ادامه روند صعودی قیمت جهانی نفت
خبرگزاری رویترز ۲۳ تیر گزارش داد بهدنبال بالا گرفتن تنشها در تنگه هرمز و ازسرگیری محاصره دریایی ایران از سوی ارتش آمریکا، قیمت جهانی نفت به بالاترین سطح خود در چهار هفته گذشته رسید.
بر اساس این گزارش، نرخ قراردادهای آتی نفت خام برنت با سه دلار و ۱۷ سنت رشد، معادل ۳.۸۱ درصد، به ۸۶ دلار و ۴۷ سنت در هر بشکه افزایش یافت.
همچنین نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا با دو دلار و ۱۵ سنت افزایش، معادل ۲.۷۵ درصد، در سطح ۸۰ دلار و ۲۹ سنت در هر بشکه معامله شد.
سونی کوماری، تحلیلگر بانک «ایانزد»، گفت با وجود دستیابی تهران و واشینگتن به تفاهمی برای خاتمه جنگ، این وضعیت حتی چند هفته نیز دوام نیاورد و بازار اکنون در حال سنجش مخاطرات ناشی از تحولات اخیر و قیمتگذاری آن است.
کوماری افزود به باور او، اوج تنشها پشت سر گذاشته شده است، اما ادامه اختلالها در آبهای منطقه میتواند خطر افزایش بیشتر بهای نفت را به همراه داشته باشد و قیمتها را در محدوده ۸۵ تا ۹۰ دلار در هر بشکه نگه دارد.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۶ تیر در واکنش به حملات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، مجوز موقت فروش نفت ایران را لغو کرد و برای خاتمه معاملات پیشین، مهلتی ۱۰ روزه در نظر گرفت.
ایالات متحده پیشتر با صدور یک معافیت ۶۰ روزه، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران را تا ۳۰ مرداد از تحریمها مستثنا کرده بود.







پایگاه خبری اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، پیش از حملات اخیر ریاض علیه حوثیهای یمن، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را در جریان این عملیات قرار داد و ترامپ نیز از آن حمایت کرد.
اکسیوس بامداد سهشنبه ۲۳ تیر نوشت تماس بن سلمان با ترامپ و درخواست او برای پشتیبانی واشینگتن از عملیات عربستان سعودی نشان میدهد ریاض نگران است در صورت گسترش درگیری با حوثیها، به حمایت نظامی و دیپلماتیک آمریکا نیاز پیدا کند.
بر اساس این گزارش، سفیر عربستان سعودی در واشینگتن ۱۸ تیر با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دیدار کرد.
یک روز بعد، روبیو با فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، گفتوگو کرد و ساعاتی بعد نیز ترامپ و بن سلمان تلفنی رایزنی کردند.
به گفته یک منبع آگاه، بن سلمان در این تماس از ترامپ خواست از عملیات ریاض علیه حوثیها حمایت کند و رییسجمهوری آمریکا با این درخواست موافقت کرد.
تشدید تنشها بر سر پروازهای ماهانایر
تنش میان عربستان سعودی و حوثیها ۱۰ روز پیش، همزمان با فرود یک هواپیمای ماهانایر در فرودگاه صنعا، وارد مرحله تازهای شد.
این هواپیما برای انتقال هیاتی از رهبران حوثی به ایران بهمنظور شرکت در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، وارد صنعا شده بود.
این پرواز رخدادی کمسابقه به شمار میرفت، زیرا به مدت بیش از یک دهه، هیچ پرواز مستقیمی از ایران به صنعا انجام نشده بود.
عربستان سعودی پیشتر این مسیر را بهدلیل نگرانی از انتقال تسلیحات و مستشاران نظامی جمهوری اسلامی به یمن مسدود کرده بود.
به گفته حوثیها، جنگندههای سعودی تلاش کردند مانع فرود این هواپیما در صنعا شوند، اما «موفق نشدند».
این گروه نیابتی حکومت ایران همچنین تهدید کرد در صورت تکرار چنین اقدامی، فرودگاههای عربستان سعودی را هدف قرار خواهد داد.
تنشها ۲۲ تیر بار دیگر بالا گرفت. در این روز، یک فروند هواپیمای ماهانایر حامل شماری از مقامهای حوثی قصد فرود در صنعا را داشت، اما ارتش عربستان سعودی فرودگاه این شهر را بمباران کرد و هواپیما ناچار شد پس از تغییر مسیر، در بندر حدیده در ساحل دریای سرخ به زمین بنشیند.
یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفت ماهانایر «شرکت هواپیمایی سپاه پاسداران» است و در فهرست تحریمهای ایالات متحده قرار دارد.
او افزود این هواپیما کارشناسان نظامی، سلاح و قطعات موشکی را برای حوثیها حمل میکرد.
در پی این رویداد، حوثیها با شماری موشک بالستیک و پهپاد، فرودگاه ابها در جنوب غرب عربستان سعودی را هدف قرار دادند.
این گروه نیابتی جمهوری اسلامی همچنین به شرکتهای هواپیمایی هشدار داد تا زمانی که محاصره فرودگاه صنعا پایان نیافته، از پرواز در حریم هوایی عربستان سعودی خودداری کنند.
اکسیوس نوشت حملات متقابل عربستان سعودی و حوثیها جدیترین تنش میان دو طرف از سال ۲۰۲۲ به این سو بوده است و میتواند نشانهای از فروپاشی آتشبس غیررسمی چهارساله میان آنها باشد.
بر اساس این گزارش، آغاز مجدد درگیریها میان ریاض و حوثیها ممکن است به تنشهای منطقهای دامن بزند و دامنه رویارویی تهران و واشینگتن را گسترش دهد.
حوثیها از سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا را در دست دارند. با این حال، سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا، حکومت این گروه را به رسمیت نمیشناسند.
ایالات متحده و اسرائیل، حوثیها را در فهرست گروههای تروریستی قرار دادهاند.
روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی، شبکههای تلفن همراه در خاورمیانه هدف موجی از حملات سایبری قرار گرفتند که به منظور شناسایی موقعیت نیروها و پیمانکاران آمریکایی انجام شده بود.
بر پایه گزارش فایننشال تایمز که سهشنبه ۲۳ تیر منتشر شد، مقامهای آمریکایی و کارشناسان امنیت سایبری احتمال دادهاند حکومت ایران یا افراد مرتبط با آن، از آسیبپذیریهای شبکههای مخابراتی و دادههای تجاری موقعیت مکانی، برای ردیابی نیروهای آمریکایی استفاده کرده باشند.
بر اساس دادههای پروژه پژوهشی «موبایل سورویلنس مانیتور» که در اختیار فایننشال تایمز قرار گرفته، شبکههای مخابراتی منطقه شمار زیادی درخواست موسوم به «اساس۷ پینگز» را مسدود کردهاند.
این درخواستها برای تعیین موقعیت تلفنهای همراهی ارسال شده بوده که خارج از شبکه اصلی خود از خدمات رومینگ استفاده میکردند.
دو کارشناس امنیت سایبری که این دادهها را بررسی کردهاند، گفتند الگوی این درخواستها از یک کارزار هماهنگ برای ردیابی کاربران مشخص حکایت دارد.
به گفته یکی از افراد آگاه، مقامهای کشورهای خلیج فارس معتقدند جمهوری اسلامی یا متحدانش با استفاده از توافقهای رومینگ میان اپراتورهای تلفن همراه، در پی شناسایی محل استقرار نیروهای آمریکایی بودهاند.
یک مقام آمریکایی نیز به فایننشال تایمز گفت افرادی مرتبط با جمهوری اسلامی احتمالا از پایگاههای داده تجاری تبلیغات دیجیتال برای ردیابی تلفنهای همراه در اقلیم کردستان عراق استفاده کردهاند.
گری میلر، پژوهشگر ارشد آزمایشگاه سیتیزنلب که دادههای مخابراتی را بررسی کرده، گفت جمهوری اسلامی از توانایی لازم برای «دستیابی فوری، مستمر و تقریبا همزمان به اطلاعات موقعیت مکانی» برخوردار است.
او افزود: «برای من بسیار تعجبآور خواهد بود اگر ایران از اساس۷ یا دسترسی به شبکههای تلفن همراه منطقه برای ردیابی کاربران آمریکایی استفاده نکرده باشد.»
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، درخواستهای اساس۷ از ضعفی استفاده میکنند که از نخستین مراحل طراحی زیرساخت شبکههای تلفن همراه باقی مانده است. این سامانه در اصل به اپراتورها و دیگر طرفهای دارای دسترسی قانونی امکان میدهد موقعیت تقریبی تلفنهای همراه را تعیین کنند، اما همین دسترسی میتواند برای اهداف جاسوسی مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
اپراتورهای تلفن همراه ایران با شرکتهای مخابراتی در کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه توافقهای رومینگ دارند و از نظر فنی میتوانند درخواستهای اساس۷ را به شبکههای خارج از مرزهای ایران ارسال کنند.
در جریان جنگ اخیر، جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی مورد حمایت آن، چند هتل را در عراق، بحرین و دیگر کشورهای خلیج فارس هدف قرار دادند. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین مستقر است و در برخی از این حملات، نیروها و پیمانکاران آمریکایی زخمی شدند.
کارشناسان تاکید کردند برای اثبات ارتباط مستقیم هر یک از این حملات با عملیات نظارت دیجیتال، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
اطلاعات حاصل از ردیابی تلفن همراه تنها یکی از منابع اطلاعاتی احتمالی برای شناسایی اهداف است و مهاجمان میتوانند از منابع دیگری، از جمله عوامل انسانی، نظرهای ثبتشده درباره هتلها و پستهای نیروها در شبکههای اجتماعی نیز استفاده کنند.
با این حال، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) حدود چهار ماه پیش به کنگره ایالات متحده اعلام کرد «چندین گزارش تهدید» درباره بهرهبرداری دشمنان از دادههای تجاری موقعیت مکانی برای هدف قرار دادن یا زیر نظر گرفتن نیروهای آمریکایی در منطقه دریافت کرده است.
هشدار درباره ضعفهای امنیتی تلفنهای همراه
ران وایدن، سناتور دموکرات ایالت اورگن، گفت در صورت تایید، این نخستین بار خواهد بود که «دشمنان آمریکا از دادههای تجاری موقعیت مکانی برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در جریان جنگ» استفاده کردهاند.
او به فایننشال تایمز گفت: «سالهاست به دولتهای دموکرات و جمهوریخواه درباره تهدید امنیت ملی ناشی از ردیابی تلفنهای کارکنان آمریکایی به دست دشمنان خارجی هشدار دادهام.»
سنتکام اعلام کرد برای حفاظت از نیروهای خود تدابیری بیسابقه اتخاذ کرده است که امکان توضیح عمومی درباره آنها وجود ندارد.
یک مقام آمریکایی نیز گفت ادعای نقش تعیینکننده دادههای ردیابی در حملات، «با واقعیتها همخوان نیست».
وایدن پیشتر با استناد به گزارشی از وزارت امنیت داخلی آمریکا گفته بود ایران از جمله کشورهایی است که از اساس۷ برای هدف قرار دادن مشترکان آمریکایی استفاده میکند.
از سوی دیگر به گفته میلر، دستکم بخشی از درخواستهای مسدودشده در دادههای موجود، به یک اپراتور تلفن همراه ایرانی مرتبط است و الگوی فنی آنها با چند درخواست دیگر مطابقت دارد.
او گفت: «به نظر میرسد این عملیات، کاربران بسیار مشخصی را هدف قرار داده است. آنها دستگاههای معینی را ردیابی میکنند.»
سفارت جمهوری اسلامی در لندن به درخواست فایننشال تایمز برای اظهارنظر پاسخ نداده است.
ردیابی از طریق تبلیغات دیجیتال
به گفته افراد آگاه، عملیات احتمالی نظارت، تنها به سوءاستفاده از شبکههای مخابراتی محدود نبوده است.
در اقلیم کردستان عراق، عوامل مرتبط با جمهوری اسلامی مظنون هستند که از نرمافزارهای تجاری تبلیغاتی برای شناسایی هتلهای محل اقامت کارکنان و پیمانکاران دولت آمریکا استفاده کرده باشند.
شناسههای تبلیغاتی که سازندگان تلفنهای هوشمند به دستگاهها اختصاص میدهند، سالهاست امکان شناسایی موقعیت یک تلفن مشخص یا مجموعهای از دستگاهها را فراهم میکنند. این فناوری برای نمایش تبلیغات متناسب با موقعیت و علایق کاربران طراحی شده، اما میتواند به ابزاری برای نظارت و جاسوسی تبدیل شود.
پت هریگان، عضو جمهوریخواه کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا، گفت درباره موارد مشخص استفاده تهران از دادههای ردیابی برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی «توجیه نشده»، اما این خطر را «جدی» میداند.
او در تلاش برای پیشنهاد قانونی است که شرکتهای فناوری را از فروش «ردپای دیجیتال» کارکنان دولت آمریکا منع کند.
هریگان هشدار داد در صورت ادامه بهرهبرداری موثر از این ضعف، پیامدهای آن میتواند فاجعهبار باشد.
بر اساس بررسی دفتر بازرس کل وزارت دفاع آمریکا در سال ۲۰۲۴، ارتش این کشور هنوز نتوانسته این حفره امنیتی را حتی در تلفنهایی که در اختیار نیروهای خود قرار میدهد، به طور کامل برطرف کند.
مایکل استوکس، مقام پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و معاون شرکت «ویلنت» مستقر در ویرجینیا که راهکارهای ارتباطی امن ارائه میکند، گفت جامعه اطلاعاتی آمریکا بیش از یک دهه است با این مشکل دستوپنجه نرم میکند.
او توضیح داد برای ردیابی دیجیتال لزوما نیازی به نفوذ مستقیم به تلفن نیست، زیرا تلفنهای هوشمند حجم زیادی از دادههای شخصی را به جا میگذارند؛ دادههایی که میتوان از آنها برای تعیین موقعیت، شناسایی مخاطبان و حتی بررسی میزان تحرک کاربر استفاده کرد.
به گفته استوکس، کارکنان دولت آمریکا گاه تلفنهای امن ویژه ماموریتهای حساس را کنار میگذارند و از تلفن شخصی خود استفاده میکنند، یا هر دو دستگاه را همراه دارند که این رفتار، ردپای قابل ردیابی ایجاد میکند.
او گفت: «این یک آسیبپذیری امنیت ملی است که از برخورد تلفنهای مدیریتنشده، فناوری تبلیغات تجاری، دادههای موقعیت مکانی و ضرورتهای عملیاتی، با واقعیتهای میدان به وجود آمده است.»
جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی دونالد ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری او، در یادداشتی در روزنامه والاستریت ژورنال استدلال کرده است که جمهوری اسلامی ضعیفتر از آن است که بتواند به توافقی خوب برای خودش دست یابد و به صلح برسد.
بهنوشته او حملات آمریکا و اسرائیل چنان موفقیتآمیز رهبری جمهوری اسلامی را از میان بردهاند که اکنون هیچکس اقتدار لازم برای مذاکره را ندارد.
بولتون که از مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی در واشینگتن است در آغاز یادداشت خود مینویسد: «تفاهمنامه میان آمریکا و ایران و آتشبس ناشی از آن، عملا از همان ابتدا مرده به دنیا آمدند. دونالد ترامپ و مشاوران ارشدش اکنون به شکست آن اذعان دارند، اما این توافق از ابتدا قابل اجرا نبود؛ و طنز ماجرا اینجاست که دلیل آن، موفقیت بیش از حد عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بود.»
بهنوشته بولتون، تهران دیگر به هیچ معنای منسجمی دارای دولت نیست. در مسائل امنیت ملی، نه تصمیمگیری مقتدر وجود دارد و نه سازوکاری که بتواند تصمیماتی الزامآور برای کل حکومت اتخاذ کند. در ایران، پاسخ به پرسش معروف رابرت دال، «چه کسی حکومت میکند؟»، این است: ما نمیدانیم و خود ایرانیها هم نمیدانند.
از نظر او آنچه به جای یک دولت وجود دارد، مجموعهای از «کانونهای قدرت» است که هر یک از درجات متفاوتی از نفوذ و آسیبپذیری برخوردارند. آنها برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت میکنند، اما هیچیک نه امروز و نه در آینده قابل پیشبینی قادر نیست بهطور مستمر بر دیگران مسلط شود. همین آشفتگی توضیح میدهد که چرا بنا بر گزارشها، برخی در ایران بار دیگر در حال توطئه برای ترور ترامپ هستند، در حالی که گروهی دیگر همچنان با نمایندگان او مذاکره میکنند.
بهگفته بولتون فروپاشی ساختار یکپارچه حکومتی ایران پیامدهای عظیمی برای نحوه تعامل واشینگتن با تهران دارد: «دقیقا موفقیت ما در متلاشی کردن مؤثر رهبری ایران و نابودی ابزارهای قدرت دولتی آن است که مانع از عملکرد منسجم رژیم کنونی میشود.»
او تاکید میکند: «این نتیجهگیری، یا اگر ترجیح میدهید، این فرضیه، برای کسانی ناخوشایند است که یا بهدلیل همدلی با جمهوری اسلامی یا به علت دشمنی با آمریکا یا دولت کنونی آن، مصمماند میزان خسارت ناشی از حملات ما را کماهمیت جلوه دهند. آنها از اذعان به ویرانی ساختار قدرت در ایران و پیامد احتمالی آن، یعنی نزدیک بودن تغییر رژیم، هراس دارند.»
بولتون سپس مذاکرهکنندگان غیرنظامی جمهوری اسلامی را از جمله ضعیفترین بازگیران باقیمانده میداند و میافزاید: «مشکل آشکار است: مذاکرهکنندگان آمریکایی با کسانی گفتوگو میکنند که توانایی عملی کردن تعهدات خود را ندارند.»
بهنوشته اوتجربه آتشبس اکنون بیهودگی مذاکره با مقامهایی را ثابت میکند که توانایی تغییر این واقعیت را ندارند. ترامپ ناچار خواهد بود یا سرخوردگی و عدم قطعیت بیپایان را بپذیرد، یا عملیات تهاجمی گسترده را از سر بگیرد و به حملات تلافیجویانه محدود و متقابل بسنده نکند
بولتون تاکید میکند: «ما میتوانیم یا اکنون با این واقعیت روبهرو شویم یا پس از انتخابات نوامبر. مسیر درست این است که بهسرعت اقدام کنیم، محاصره را دوباره برقرار سازیم و درآمدهای نفتی ایران را قطع کنیم. ادامه بیثباتی در خلیج فارس ممکن است فارغ از مذاکرات یا آتشبسها، قیمت نفت را تا پیش از انتخابات نوامبر بالا نگه دارد. اگر تاخیر کنیم، دست تهران قویتر خواهد شد، زیرا زمان بیشتری به دست میآورد و میلیاردها دلار درآمد تازه کسب میکند.»
بهگفته او،حتی اگر رییسجمهوری تصمیمگیری را تا پس از انتخابات به تعویق بیندازد، باز هم این تنها مسیر قابل فهم برای آینده است. در عرصه روابط بینالملل، ایران هیچ دولت واقعی ندارد. این اتفاق خوبی است. ما باعث آن شدیم و باید کار را تمام کنیم.»
بولتون در پایان مقاله خود مینویسد: «نخستین گام، بازگشایی تنگه هرمز است؛ در صورت لزوم با استفاده از زور. مارک روته، دبیرکل ناتو، از حملات آمریکا علیه ایران حمایت میکند و پیشبینی کرده است که متحدان اروپایی نیز به مرور با آن موافقت خواهند کرد. حرکت بعدی با ترامپ است.»
روزنامه اسرائیل هیوم گزارش داد که کشورهای خلیج فارس نیز با کنار گذاشتن ملاحظات پیشین، به کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی پیوستهاند. همزمان وبسایت اکسیوس گزارش داد که حملات عربستان سعودی به فرودگاه صنعا تحت کنترل حوثیهای مورد حمایت تهران با موافقت آمریکا صورت گرفته است.
اسرائیل هیوم در گزارش خود تاکید کرده است که کشورهای خلیج فارس در حملات آمریکا علیه جمهوری اسلامی مشارکت دارند و به بیان ساده، صبر آنها به پایان رسیده است.
پس از دورهای کوتاه که واشینگتن مسیر دیپلماتیک را در پیش گرفت و بیشتر کشورهای خلیج فارس سیاست انتظار و نظاره را اتخاذ کردند و قطر نیز نقشی فعال در تلاشهای میانجیگرانه داشت، اکنون این کشورها به موضع اساسی خود بازگشتهاند: تلاش برای از میان بردن تهدید ایران از طریق زور.
دو مقام دیپلماتیک در کشورهای خلیج فارس به اسرائیل هیوم گفتند که در پایان هفته گذشته، پیامی واحد با همین مضمون به واشینگتن منتقل شد که شامل حمایت کامل از ازسرگیری حملات بود.
اسرائیل هیوم دریافته است که کشورهای خلیج فارس طی ۴۸ ساعت گذشته به حملات علیه جمهوری اسلامی پیوستهاند. مشارکت آنها گسترده نبوده است، اما اکنون به شرکتکنندگانی فعال در عملیات تهاجمی تبدیل شدهاند. این تغییر سیاست تا حدی در پی حملات موشکی و پهپادی تهران به کشورهای خلیج فارس، از جمله قطر و تاسیسات گاز طبیعی آن، صورت گرفته است.
قطر که پیشتر مانع شکلگیری موضعی واحد در میان کشورهای خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی شده بود، پس از حملات به خاک خود، مخالفتش را کنار گذاشت. دوحه همچنین تلاش برای آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران را متوقف کرده است.
اسرائیل در این مرحله همچنان خارج از کارزار عملیاتی باقی مانده، اما در پشت صحنه در زمینههای لجستیکی و اطلاعاتی مشارکت دارد.
به گفته یک مقام امنیتی اسرائیل، ارزیابی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی در حال حاضر از حمله به اسرائیل خودداری خواهد کرد، تغییری نکرده است؛ هم به دلیل بازدارندگی اسرائیل و هم به این دلیل که تهران نمیخواهد زمینه آغاز دوباره یک جنگ تمامعیار با اسرائیل را فراهم کند.
حمله عربستان به حوثیها با موافقت آمریکا
در همین حال وبسایت خبری اکسیوس گزارش داد که عربستان سعودی پیش از انجام حملات روز دوشنبه به فرودگاه صنعا در یمن، ایالات متحده را در جریان این حملات قرار داد و این حملات با حمایت آمریکا انجام شد.
اکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت عربستان هفته گذشته نگرانی فزاینده خود بابت تحولات اخیر را به اطلاع ایالات متحده رساند و خواستار حمایت واشینگتن برای حملات احتمالی علیه حوثیها شد.
به گفته یک مقام آمریکایی، روز جمعه ۱۹ تیر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، تلفنی با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان گفتوگو کرد. این مقام افزود ولیعهد عربستان در این تماس از ترامپ خواست از اقدام نظامی علیه حوثیها حمایت کند و ترامپ نیز با این درخواست موافقت کرد.
به نوشته اکسیوس، نشانههای تشدید درگیری میان عربستان و حوثیها ۱۰ روز پیش دیده شد؛ زمانی که یک هواپیمای متعلق به شرکت هواپیمایی ماهان در شهر صنعا، تحت کنترل حوثیها، فرود آمد و هیاتی از رهبران این گروه را برای شرکت در مراسم تشییع علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، به ایران منتقل کرد.
عربستان سعودی از حدود یک دهه پیش پرواز از تهران به صنعا را به دلیل نگرانی بابت انتقال سلاح به حوثیهای یمن یا ورود مستشاران نظامی جمهوری اسلامی به این کشور، متوقف کرده بود.
تنش میان عربستان سعودی و حوثیها روز دوشنبه ۲۲ تیر، همزمان با تلاش هواپیمای ایرانی حامل هیات حوثیها در مسیر بازگشت از ایران، برای فرود در فرودگاه صنعا، بار دیگر بالا گرفت. عربستان با بمباران این فرودگاه مانع فرود هواپیمای ایرانی شد. این هواپیما ناچار شد مسیر خود را تغییر دهد و در شهر بندری الحدیده، در ساحل دریای سرخ، فرود آید.
این گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، پس از متهم کردن عربستان سعودی به بمباران فرودگاهی که تحت کنترلشان بود، آتشبس چهار ساله خود با این کشور را شکست و به سوی عربستان موشک شلیک کرد.
حوثیها تهدید کردهاند که اگر چنین اقدامی از سوی عربستان تکرار شود، فرودگاههای این کشور را هدف حملات هوایی قرار خواهند داد.
یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفت این هواپیمای مسافربری ماهان، حامل سلاح، قطعات موشکی و کارشناسان نظامی برای حوثیها بوده است.
در پی این حمله، حوثیها فرودگاه ابها در جنوبغرب عربستان را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار دادند. آنها همچنین به شرکتهای هواپیمایی هشدار دادند تا زمانی که محاصره فرودگاه صنعا پایان نیافته، از پرواز در حریم هوایی عربستان خودداری کنند.
دفتر محمود احمدینژاد، رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، با انتشار بیانیهای گزارشهای نیویورکتایمز درباره ارتباط و همکاری احمدینژاد و موساد را سراسر کذب خواند و این روزنامه را به دروغپراکنی و انتشار گزارشهای جعلی در قبال دریافت پول متهم کرد.
نیویورکتایمز، دوشنبه ۲۲ تیر در گزارشی برای دومین بار از ملاقات و همکاری محمود احمدینژاد با مقامهای موساد و از جمله دیوید بارنیا، رییس پیشین این سازمان، خبر داد و نوشت اسرائیل در نظر داشت که پس از سرنگون کردن جمهوری اسلامی، احمدینژاد را بر مسند قدرت بنشاند.
روزنامه اسرائیلی هاآرتص نیز دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار گزارشی تحقیقی، روایتی کمسابقه از یکی از بلندپروازانهترین و در عین حال ناکامترین طرحهای اسرائیل ارائه کرد: برنامهای برای سرنگونی جمهوری اسلامی با استفاده از شبهنظامیان کرد و نشاندن محمود احمدینژاد بر مسند قدرت در ایران.
براساس این گزارش، که بهنوشته هاآرتص بر پایه گفتوگو با بیش از ۳۰ مقام ارشد سیاسی، امنیتی، دیپلمات و مقام خارجی تهیه شده، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
با این حال، دفتر محمود احمدینژاد در تکذیبیه خود هیچ اشارهای به گزارش روزنامه هاآرتص نکرده و تنها دو گزارش منتشر شده نیویورکتایمز در ۳۰ اردیبهشت و ۲۲ تیرماه امسال را از اساس رد کرده است.
در بیانیه دفتر محمود احمدینژاد گفته شده است: «روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ اردیبهشت ماه گذشته با انتشار خبری کاملا کذب علیه آقای دکتر احمدی نژاد، کوشید تا با سواستفاده از حساسیت های سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی، افکار عمومی را مشوش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گسترده ایشان، به جنگ روانی علیه قاطبه ملت شریف ایران بپردازد.»
در ادامه این بیانیه گفته شده است: «بی اعتبار بودن روزنامه مذکور و مضحک بودن سناریو مطرح شده، مانع از این بود که به آن اعتنا شود. این روزنامه که به انتشار اخبار فیک و دروغ پردازی مشهور است، برای جبران ناکامی خود، اکنون و پس از ۵۵ روز مجددا ضمن طرح همان سناریو مفتضح، کوشیده است با دادن شاخ و برگ به شجره خبیثه دروغ، فتنه انگیزی نماید.»
در این بیانیه همچنین حصر خانگی احمدینژاد تکذیب شده است.
محمود احمدینژاد که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در پی حمله به منزل مسکونی خود از انظار عمومی پنهان مانده بود، دوشنبه ۱۵ تیر در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، دیکتاتور کشته شده ایران، دیده شد.
گزارش نیویورکتایمز
بر اساس گزارش تحقیقی نیویورکتایمز، اسرائیل طی چند سال در عملیاتی محرمانه تلاش کرد محمود احمدینژاد، رییسجمهوری پیشین ایران و چهرهای که زمانی به دلیل انکار هولوکاست، تهدید اسرائیل و توسعه برنامه هستهای ایران یکی از سرسختترین دشمنان این کشور شناخته میشد، به یک دارایی اطلاعاتی تبدیل کند و در نهایت، در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی، او را به قدرت برساند.
بهنوشته نیویورکتایمز این طرح در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به مرحلهای عملیاتی رسید، اما سرانجام شکست خورد.
یکی از مهمترین مراحل این عملیات در اوایل سال ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که مقامهای دولت مجارستان از دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا در بوداپست خواستند کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار و احمدینژاد را دعوت کند. اما این کنفرانس در واقع پوششی برای ملاقات محرمانه او با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود. اهمیت این عملیات برای اسرائیل به حدی بود که دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، شخصا به بوداپست رفت و با احمدینژاد دیدار کرد. موساد مدت کوتاهی بعد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را از ارتباط خود با او مطلع ساخت.
بهگفته مقامهای آمریکایی، اسرائیل در سالهای اخیر مخارجی از جمله هزینه مسکن و سفر احمدینژاد را پرداخت کرده و مأموران اسرائیلی در چند کشور، از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست، با او ملاقات کردهاند. مشخص نیست نخستین تماس برای جذب احمدینژاد دقیقا چه زمانی برقرار شد، اما مقامهایی در جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند دستکم در جریان سفر او به گواتمالا در سال ۲۰۲۳، تماسهایی صورت گرفته بود.
اوج عملیات در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، رقم خورد. یک حمله هوایی اسرائیل مجموعه محل اقامت احمدینژاد در تهران را هدف قرار داد و ساختمان محافظان و خودرو زرهی مقابل منزل او را منهدم کرد. سپس یک پژو سیاه به محل رسید و احمدینژاد را با سرعت از صحنه خارج کرد.
مقامهای آمریکایی و ایرانی آگاه از عملیات که نامشان اعلام نشده، به نیویورکتایمز گفتهاند که راننده خودرو مامور موساد بود و او را به خانهای امن و مخفی در داخل ایران منتقل کرد.
بهنوشته این روزنامه اما عملیات مطابق انتظار پیش نرفت. احمدینژاد از شیوه آشفته و پرتنش انتقال خود ناراضی بود و ظاهرا نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندنش به قدرت دچار تردید شده بود. او سرانجام تحت شرایطی که همچنان نامعلوم است خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد تا هفته گذشته در انظار عمومی دیده نشد و سپس برای مدتی کوتاه در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد. چهار مقام ارشد جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند که او اکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران و در حصر خانگی قرار دارد؛ زیرا مقامهای جمهوری اسلامی به بخش قابل توجهی از ارتباطات او با اسرائیل پی بردهاند.
بهنوشته نیویورکتایمز طرح به قدرت رساندن احمدینژاد بخشی از پروژهای بسیار گستردهتر برای تغییر حکومت در ایران بود. بخش دیگری از این برنامه شامل مسلح کردن و آموزش نیروهای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا وارد غرب ایران شوند، مناطقی را تصرف کنند و در نهایت به سمت تهران پیشروی کنند. این بخش از عملیات نیز هرگز عملی نشد.
انتخاب احمدینژاد برای چنین نقشی، با توجه به سابقه سیاسی او، چرخشی شگفتآور بود. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ یکی از برجستهترین سیاستمداران تندرو جمهوری اسلامی بود، بارها از نابودی اسرائیل سخن گفت، هولوکاست را انکار کرد و در دوره ریاستجمهوریاش ایران غنیسازی اورانیوم را از سر گرفت. دولت او همچنین اعتراضهای گسترده پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ را بهشدت سرکوب کرد و در آن دوره مخالفان سیاسی زندانی شدند.
اما احمدینژاد پس از پایان ریاستجمهوری بهتدریج چهرهای متفاوت از خود نشان داد. لحن ضداسرائیلیاش کاهش یافت، از برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی با مردم انتقاد کرد و مقامهای حاکم را به فساد مالی متهم ساخت. ظاهر خود را نیز تغییر داد، لباسهای رسمیتر پوشید، زبان انگلیسی آموخت و کوشید تصویری معتدلتر و مردمگراتر از خود ارائه دهد. او در دفترش روزانه با شهروندان عادی ملاقات میکرد، به مشکلات آنان گوش میداد و گاهی برای کمک به دریافت وام یا حل مشکلات اداری به وزارتخانهها نامه مینوشت.
با وجود آنکه حکومت او را به حاشیه رانده و رفتوآمدهایش را محدود کرده بود، احمدینژاد همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام باقی ماند و حتی چند روز پیش از آغاز جنگ در جلسه این نهاد شرکت کرد. او همچنین در میان بخشهایی از طبقات کارگر و اقشار کمدرآمد پایگاه اجتماعی داشت.
یکی از نزدیکان سابق احمدینژاد به نیویورکتایمز گفته است انگیزه اصلی او پول نبود، بلکه قدرت بود. بهگفته یکی از اعضای حلقه نزدیک او، احمدینژاد پس از آنکه سه بار از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری محروم شد، به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام موجود پابرجاست، نمیتواند دوباره به قدرت بازگردد. او به برخی نزدیکان خود گفته بود که در صورت جنگ و تغییر حکومت نگران است آمریکا و اسرائیل فردی از اپوزیسیون خارج از کشور را به قدرت برسانند که شناختی از ایران ندارد و موجب بیثباتی کشور شود.
بر اساس این گزارش، احمدینژاد خود را فردی شبیه بوریس یلتسین، رییسجمهوری پیشین روسیه، میدانست که میتواند نقش یک اصلاحگر را در دوران گذار ایفا کند. یکی از نزدیکانش به نیویورکتایمز گفته است او حتی مطرح کرده بود که در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و در چارچوب پیمانهای ابراهیم دولت دونالد ترامپ، روابط با این کشور را عادی خواهد کرد.
سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل از نزدیک شکاف فزاینده میان احمدینژاد و رهبری جمهوری اسلامی، بهویژه نارضایتی او از علی خامنهای و دیگر مقامهایی که مانع نامزدی دوبارهاش شده بودند، را زیر نظر داشتند. همزمان، اطلاعات سپاه نیز به فعالیتهای او مشکوک شده بود. این بدگمانی پس از نامههای علنی احمدینژاد به دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ و سپس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، افزایش یافت.
یکی دیگر از مراحل مهم عملیات، سفرهای خارجی احمدینژاد بود. در سال ۲۰۲۳، او برای شرکت در یک کنفرانس محیطزیستی به گواتمالا رفت. نیروهای امنیتی ابتدا مانع خروجش شدند، اما پس از چند ساعت تحصن در فرودگاه و ایجاد جنجال عمومی، اجازه سفر یافت. سال بعد به بوداپست رفت و با دیوید بارنیا دیدار کرد.
احمدینژاد در خرداد ۱۴۰۴ تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل علیه ایران، بار دیگر به بوداپست سفر کرد. بهگفته اعضای سپاه و مقامهای اطلاعاتی ایران، محافظان او گزارش دادند که احمدینژاد دستکم دو بار موفق شده از تیم امنیتی خود جدا شود و برای ساعتها ناپدید شود. او در پاسخ به پرسش محافظان مدعی شد که با استادان دانشگاه ملاقات داشته است، اما به نوشته نیویورکتایمز، این سفر پوششی برای دیدار با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود.
احمدینژاد سرانجام پس از ماهها غیبت، در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد؛ در حالی که در هوای بسیار گرم کت سنگینی پوشیده، ماسکی جراحی زیر چانه داشت و در میان افرادی که ظاهراً مأموران امنیتی بودند، با سر پایین و بدون صحبت ایستاده بود. حسن روحانی و محمد خاتمی، دو رییسجمهوری پیشین دیگر ایران، به این مراسم دعوت نشده بودند.
سرنوشت نهایی احمدینژاد و وضعیت دقیق او همچنان نامشخص است. با این حال، تحقیقات نیویورکتایمز نشان میدهد که اسرائیل برای سالها روی یکی از غیرمنتظرهترین چهرههای سیاسی ایران سرمایهگذاری کرده بود: مردی که زمانی نابودی اسرائیل را تبلیغ میکرد، اما بعدها، بنا بر این گزارش، آماده شده بود با کمک همان کشور به قدرت بازگردد و حتی روابط ایران و اسرائیل را عادی کند.