تیم ملی اسپانیا در حالی برای بازی نیمهنهایی جام جهانی ۲۰۲۶ با فرانسه وارد دالاس شد که از آغاز جام جهانی تاکنون بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر سفر کرده و شش بار نیز تغییر منطقه زمانی را پشت سر گذاشته است؛ آماری که در مقایسه با فرانسه، تفاوت چشمگیری دارد.
اسپانیا در طول این تورنمنت بارها بین شهرهای مختلف آمریکا، مکزیک و کانادا جابهجا شده و علاوه بر طی کردن بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ کیلومتر، شش بار نیز تغییر منطقه زمانی را تجربه کرده است.
شاگردان لوئیس دلافوئنته پس از دو سفر زمینی کوتاه از چاتانوگا به آتلانتا، راهی گوادالاخارا برای دیدار با اروگوئه شدند، سپس برای مصاف با اتریش به لسآنجلس رفتند و بعد از آن نیز برای دیدار برابر پرتغال در دالاس و مسابقه مرحله یکچهارم نهایی مقابل بلژیک بار دیگر سفرهای طولانی انجام دادند.
اگرچه این جابهجاییها با بهترین امکانات صورت گرفته، اما تغییرهای پیاپی ساعت محلی و خستگی ناشی از سفر، چالشی جدی برای بازیکنان بوده است؛ موضوعی که دلافوئنته نیز پیشتر از آن بهعنوان یکی از دشواریهای ویژه این جام جهانی یاد کرده بود.
در سوی مقابل، فرانسه شرایطی کاملا متفاوت را تجربه کرده است. نایبقهرمان جهان از ابتدای مسابقات در بوستون مستقر بوده و تمرینات خود را نیز در همان منطقه برگزار کرده است. فرانسویها تمام مسابقاتشان را در محدوده بوستون، فیلادلفیا و نیوجرسی انجام دادهاند و تا پیش از سفر به دالاس تنها حدود سه هزار کیلومتر در خاک آمریکا جابهجا شده بودند.
با احتساب پرواز به تگزاس، مجموع مسافت طیشده آنها به حدود پنج هزار و ۷۰۰ کیلومتر رسید؛ یعنی ۱۰ هزار و ۸۰۰ کیلومتر کمتر از اسپانیا؛ اختلافی که میتواند در چنین تورنمنت فشردهای از نظر ریکاوری و آمادگی جسمانی تاثیرگذار باشد.
ترامپ در گفتوگو با سالمنیوز در پاسخ به این پرسش که آیا زمان آن رسیده است که مردم ایران دوباره به خیابانها بازگردند، گفت: «آنها نمیتوانند چنین کاری بکنند، چون سلاح ندارند و طرف مقابل سلاح دارد.»
او افزود: «در واقع، تاکنون ۵۲ هزار نفر کشته شدهاند. مقامهای ایران اوباش هستند. بازگشت مردم به خیابانها بسیار دشوار است.»
ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا باید طی ۳۰ ماه آینده جمهوری اسلامی را از قدرت ساقط کند، گفت: «فکر میکنم آنها کمی دیوانه هستند؛ در واقع فکر میکنم همهشان همینطورند. ما نخستین بخش این حکومت را از بین بردیم. بعد دومین بخش را از بین بردیم. سپس حدود ۲۵ درصد از این حکومت را نابود کردیم. آنها طرز فکر متفاوتی دارند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا ارتش آمریکا یا ارتش اسرائیل میتوانند ردههای باقیمانده از جمهوری اسلامی را پیدا کنند و بکشند، گفت: «قطعا آنها را زیر نظر داریم. بله. درباره این موضوع اطلاعات زیادی دارم، اما فکر نمیکنم الان زمان مناسبی برای صحبت درباره آن باشد.»
محمود احمدینژاد در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، تهران ۱۵ تیر ۱۴۰۵
روزنامه اسرائیلی هاآرتص دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار گزارشی تحقیقی، روایتی کمسابقه از یکی از بلندپروازانهترین و در عین حال ناکامترین طرحهای اسرائیل ارائه کرد: برنامهای برای سرنگونی جمهوری اسلامی با استفاده از شبهنظامیان کرد و نشاندن محمود احمدینژاد بر مسند قدرت در ایران.
هاآرتص تاکید کرده است که این گزارش بر پایه گفتوگو با بیش از ۳۰ مقام ارشد سیاسی، امنیتی، دیپلمات و مقام خارجی تهیه شده است.
براساس این گزارش، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
بهنوشته هاآرتص، ارتباط موساد با احمدینژاد از حدود یک سال پیش از حمله هفتم اکتبر آغاز شده بود. ماموران اسرائیلی به اطلاعاتی دست یافته بودند که از تغییر تدریجی دیدگاههای او حکایت داشت. احمدینژاد که در دوران ریاستجمهوری از سرسختترین دشمنان اسرائیل، منکر هولوکاست و مدافع برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود، پس از کنار رفتن از قدرت در سال ۲۰۱۳ به یکی از منتقدان برجسته ساختار حاکم تبدیل شد.
مقامهای اسرائیلی بهویژه به این ارزیابی او توجه کردند که ایران زیر فشار تحریمها نمیتواند به وضعیت موجود ادامه دهد و برنامه هستهای، بهجای آنکه یک دارایی راهبردی باشد، به باری اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است.
بهنوشته هاآرتص، موساد به این نتیجه رسید که دشمنی احمدینژاد با رهبری جمهوری اسلامی به حدی رسیده که ممکن است حاضر به همکاری با اسرائیل شود. از این رو، تماسها بهتدریج جدیتر شد و دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، شخصا هدایت پرونده را در دست گرفت.
براساس این گزارش، تا اوایل سال ۲۰۲۶، احمدینژاد از نگاه اسرائیل به یکی از ارزشمندترین داراییهای اطلاعاتی و سیاسی تبدیل شده بود. طرح این بود که در صورت سقوط حکومت، او بهعنوان چهرهای آشنا، برخوردار از پایگاه مردمی و در عین حال مخالف رهبران وقت، زمام امور را در دست گیرد، برنامه هستهای نظامی را کنار بگذارد و چهرهای تازه از ایران به جهان عرضه کند.
با این همه، بهنوشته هاآرتص، احمدینژاد تنها بخشی از یک پروژه بسیار گستردهتر بود. طرح اسرائیل شامل عملیات نفوذ در بازار بزرگ تهران و دیگر مراکز اجتماعی، جذب رهبران محلی و همکاران داخل ایران، تحریک اقلیتهای قومی، استقرار پهپاد در خاک ایران، ایجاد پایگاه در جمهوری آذربایجان و مسلح کردن و آموزش حدود ۱۶ هزار نیروی کرد در عراق برای حمله زمینی به غرب ایران بود.
احزاب کرد ایرانی همواره دریافت هرگونه سلاح و آموزش از سوی اسرائیل یا آمریکا برای مشارکت در جنگ علیه جمهوری اسلامی را رد کردهاند.
از مرگ رئیسی تا الهام گرفتن از سقوط اسد
براساس این گزارش، یکی از نقاط آغاز تغییر نگاه موساد به ایران، مرگ ابراهیم رئیسی رییس پیشین دولت در جمهوری اسلامی، در سانحه بالگرد حامل او در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ بود.
در آن زمان، مقامهای موساد از تصاویر شادی مردم در خیابانهای ایران نتیجه گرفتند که حکومت بسیار ضعیفتر از آن چیزی است که تصور میشود. اعتراضهای پس از مرگ مهسا امینی، کاهش حضور گشت ارشاد، فشار تحریمها و نارضایتی اقتصادی نیز این ارزیابی را تقویت میکرد.
در همان زمان، جهانبینی بنیامین نتانیاهو نیز تغییر کرده بود. احتیاط سنتی او در استفاده از نیروی نظامی، پس از شوک هفتم اکتبر، جای خود را به رویکردی تهاجمیتر داده بود. نتانیاهو علاوه بر نگرانی از برنامه هستهای ایران، به دنبال دستاوردی بود که بنبست جنگ غزه را تحتالشعاع قرار دهد. به همین دلیل، موساد را مامور کرد ابتدا حکومت ایران را بیثبات و سپس زمینه سرنگونی آن را فراهم کند.
این تصمیم با سیاست نزدیک به دو دهه گذشته اسرائیل تفاوتی آشکار داشت. مئیر داگان و تامیر پاردو، روسای پیشین موساد، پیشتر گفته بودند تغییر حکومت در ایران فراتر از توان اسرائیل است و عملیات نفوذ بدون حمایت گسترده آمریکا نتیجهای ندارد. در دوران یوسی کوهن نیز هدف اصلی، ضربه زدن به برنامه هستهای و دانشمندان ایرانی بود، نه سرنگونی ساختار سیاسی.
بهنوشته هاآرتص آنچه عزم نتانیاهو را تقویت کرد، سقوط سریع حکومت بشار اسد در سوریه در اواخر سال ۲۰۲۴ بود. پیشروی نیروهای ابومحمد جولانی، که بعدها با نام احمد الشرع رییسجمهوری سوریه شد، نتانیاهو را مجذوب کرد.
او به موساد گفت برای سرنگونی حکومت ایران نیز به «نیروی زمینی» و جنگجویانی مسلح نیاز است که از داخل یا مرزهای کشور ناآرامی ایجاد کنند.
به این ترتیب، طرح استفاده از شبهنظامیان کرد در کردستان عراق شکل گرفت. موساد با چند گروه کرد وارد مذاکره شد، اما گروههایی را که آشکارا ضدترکیه بودند کنار گذاشت تا حساسیت آنکارا برانگیخته نشود.
مقامهای امنیتی اسرائیل از همان ابتدا هشدار میدادند که مقایسه ایران با سوریه غیرواقعبینانه است. ایران کشوری ۹۰ میلیون نفری، دارای نهادهای حکومتی ریشهدار، ارتش، سپاه، دستگاههای اطلاعاتی و اقتصادی بسیار بزرگتر بود و نمیشد آن را با چند هزار نیروی شبهنظامی فروپاشاند.
نفوذ در بازار و گذار از عملیات روانی به جنگ
موساد در سال ۲۰۲۵ بخش مهمی از منابع خود را صرف نفوذ در بازار بزرگ تهران کرد؛ مرکزی که از نظر اسرائیل نبض اقتصادی و سیاسی پایتخت بود. ارزیابی موساد این بود که اعتراضهایی که از بازار آغاز شوند، بیش از اعتراضهای صرفا سیاسی مشروعیت اجتماعی دارند و میتوانند به سراسر کشور گسترش یابند.
بهنوشته هاآرتص، ماموران اسرائیلی همچنین با رهبرانی محلی تماس گرفتند که در صورت تضعیف حکومت توانایی بسیج مردم را داشته باشند. اما با آغاز جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، محور طرح از نفوذ اجتماعی و روانی به ترور رهبران، بمباران هوایی و حمله زمینی شبهنظامیان تغییر کرد.
موفقیت حملات هوایی و نابودی بخشهایی از پدافند ایران، نتانیاهو را بهشدت خوشبین کرد. بهگفته نزدیکان او، نخستوزیر به حالتی از «سرخوشی» رسیده و باور کرده بود که ادامه حملات میتواند به سقوط نظام منجر شود.
او از ارتش خواست امکان ترور علی خامنهای را بررسی کند و دستور داد شبکه پناهگاههای زیرزمینی رهبران جمهوری اسلامی در تهران دائما زیر نظر گرفته شود.
از آن پس، هر جمعه جلساتی با حضور نتانیاهو، رییس و معاون موساد، رییس بخش نفوذ، نمایندگان ارتش و اطلاعات نظامی برگزار میشد. با این حال، تردیدها در دستگاه امنیتی افزایش یافته بود. تساخی هنگبی، مشاور امنیت ملی، پس از چند جلسه کنار کشید و طرحها را شبیه «داستان علمیتخیلی» دانست.
طرح حمله کردها و معرفی احمدینژاد
براساس این گزارش، در زمستان ۲۰۲۵، بازسازی سریع برنامه موشکی ایران و آغاز اعتراضها در بازار تهران، نتانیاهو را متقاعد کرد که فرصت اقدام نزدیک است. پس از سرکوب خونین اعتراضها در دی ماه ۱۴۰۴ و اعلام آمادگی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای اقدام نظامی نتانیاهو از ارتش و موساد خواست در کوتاهترین زمان ممکن طرح حمله و تغییر حکومت را آماده کنند.
بهنوشته هاآرتص، در کردستان عراق ماموران موساد با فرماندهان کرد عملیات را طراحی کردند. کردها با سلاحهایی آموزش دیدند که اسرائیل در جنگ لبنان از حزبالله به غنیمت گرفته بود. بر اساس طرح، حدود ۱۶ هزار جنگجو باید تحت پوشش حملات هوایی اسرائیل وارد غرب ایران میشدند، ابتدا کرمانشاه و مریوان را تصرف میکردند و سپس با نیروهای محلی پیوند میخوردند.
همزمان، اقلیتهای دیگر باید در نقاط مختلف کشور دست به شورش میزدند تا نیروهای جمهوری اسلامی از مرکز پراکنده شوند. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل قرار بود سپاه، ارتش، صنایع دفاعی و مراکز رهبری را فلج کند. پس از ایجاد هرجومرج در تهران، عملیات نفوذ سیاسی باید محمود احمدینژاد را بهعنوان جانشین طبیعی و چهرهای برخوردار از مشروعیت عمومی معرفی میکرد.
بهنوشته هاآرتص، در سناریویی بسیار خوشبینانه بخشی از نیروهای کرد حتی به تهران میرسیدند و با حمایت هوایی اسرائیل وارد محلههای مخالف حکومت میشدند. موساد انبارهای تسلیحاتی ایران را نیز شناسایی کرده بود تا نیروهای مهاجم در مسیر پیشروی مهمات لازم را به دست آورند.
در فوریه ۲۰۲۶، نتانیاهو طرح را در دیدار با ترامپ مطرح کرد. رییسجمهوری آمریکا ابتدا ظاهرا به آن علاقهمند شد، اما مشاورانش بهشدت با طرح نتانیاهو مخالفت کردند. جیدی ونس تردید داشت، مارکو روبیو طرح را «مزخرف» خواند و جان رتکلیف، رییس سیا، آن را «مضحکه» توصیف کرد. مقامهای اطلاعاتی آمریکا معتقد بودند انتظار برای سقوط حکومت در پی تهاجم کردها کاملا از واقعیت دور است.
اطلاعات نظامی اسرائیل نیز در ارزیابیهای جداگانه احتمال موفقیت این طرح را اندک دانست. فرماندهان هشدار دادند که میزان تعهد کردها مشخص نیست، حمایت آمریکا تضمین نشده و نمیتوان در چند روز آشوب، مسیر تحولات سیاسی و به قدرت رسیدن احمدینژاد را مهندسی کرد.
آنان همچنین احتمال میدادند سرنگونی حکومت روحانیان به سلطه مستقیم سپاه و تشکیل یک دیکتاتوری نظامی منجر شود. نتانیاهو اما حکومت نظامیان را قابلپیشبینیتر و منفعتمحورتر از حکومت روحانیان میدانست و این خطر را چندان جدی نمیگرفت.
وقتی بارنیا برای نخستینبار به وزیران گفت هدف نهایی روی کار آوردن احمدینژاد است، اعضای کابینه شوکه شدند. برخی پرسیدند چرا باید حکومتی را سرنگون کرد تا فردی با سابقه احمدینژاد جانشین آن شود. بارنیا توضیح داد که رییسجمهوری پیشین در حصر خانگی قرار گرفته، چند بار از نامزدی منع شده، اطرافیانش بازداشت شدهاند و اکنون به مخالف جدی نظام تبدیل شده است. پس از توضیحات طولانی، وزیران بدون رأیگیری رسمی با ادامه طرح کنار آمدند.
سه روز پیش از حمله، اختلاف میان بارنیا و ایال زمیر، رییس ستاد مشترک ارتش، به اوج رسید. بارنیا گفت موفقیت طرح به ترور خامنهای وابسته است. زمیر که نمیخواست شکست احتمالی عملیات موساد به گردن ارتش بیفتد، خواستار توقف همهچیز شد. نتانیاهو اما اعلام کرد عملیات ادامه خواهد یافت.
حمله مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد و خامنهای کشته شد. نگهبانان احمدینژاد نیز در حملات هوایی کشته شدند و او از حصر خارج شد. با این حال، کردها هرگز حرکت نکردند و اقلیتهای دیگر نیز دست به شورش نزدند.
بهنوشته هاآرتص، عامل اصلی نبود چراغ سبز آمریکا بود. ترامپ بهصراحت اعلام کرد نمیخواهد کردها وارد جنگ شوند. فشار رجب طیب اردوغان، که از تاثیر موفقیت کردهای ایران و عراق بر کردهای ترکیه میترسید، در این تصمیم نقش داشت. کردها نیز با یادآوری تجربههای گذشته، حاضر نبودند بدون تضمین آمریکا وارد ایران شوند و پس از عقبنشینی واشینگتن در برابر نیروهای جمهوری اسلامی بیدفاع بمانند.
عملیات دو بار به تعویق افتاد؛ یک بار به دلیل آماده نبودن نیروی هوایی برای ایجاد کریدور امن و بار دیگر به دلیل خودداری کردها از حرکت. در نهایت همه فهمیدند حمله لغو شده است.
موساد سپس ظرف ۴۸ ساعت طرح جایگزینی برای استفاده از چهارشنبهسوری و تحریک اعتراضها آماده کرد، اما اطلاعات نظامی هشدار داد فعال کردن شبکههای داخلی در زمان جنگ فقط به افشای آنها منجر میشود. طرح کنار گذاشته شد. حملات پراکنده به پایگاههای بسیج نیز پس از چند روز متوقف شد و بارنیا از حضور در جلسات روزانه جنگ دست کشید؛ نشانهای که برای حاضران معنایی روشن داشت: عملیات تمام شده بود.
بهنوشته هاآرتص موساد در جذب احمدینژاد، مسلح کردن کردها، ایجاد شبکه همکاران در تهران، استقرار پهپادها و ایجاد پایگاه در جمهوری آذربایجان دستاوردهای اطلاعاتی قابل توجهی داشت؛ اما در لحظه تعیینکننده هیچیک از اجزای طرح عمل نکرد.
مقامهای پیشین موساد میگویند تغییر حکومت پروژهای ۱۰ تا ۱۵ ساله است، نه عملیاتی که ظرف چند ماه طراحی شود. ضعف اساسی طرح آن بود که همه مراحل به موفقیت تهاجم کردها وابسته بود و با شکست همان حلقه، کل ساختار فرو ریخت.
منتقدان همچنین از غرور، سرخوشی نظامی و نبود مخالفت جدی در برابر نتانیاهو سخن گفتهاند. بسیاری از مقامها در جلسات خصوصی طرح را خیالپردازانه میدانستند، اما حاضر نشدند آشکارا مقابل نخستوزیر بایستند.
بارنیا همچنان معتقد است جمهوری اسلامی ظرف یک تا سه سال آینده فرو خواهد پاشید، اما اذعان دارد اگر توافق تهران و واشینگتن به رفع تحریمها و آزادسازی داراییها منجر شود، حکومت شانس زیادی برای بقا خواهد داشت. در آن صورت، نظامی باقی میماند که اعتراضهای گسترده را سرکوب کرده، حمله آمریکا و اسرائیل را پشت سر گذاشته و در مناقشه تنگه هرمز تسلیم نشده است؛ حکومتی با درآمد بیشتر و صنایع دفاعی احیاشده.
از این منظر، بهنوشته هاآرتص، عملیات «گربه چکمهپوش» نهتنها به هدف خود نرسید، بلکه ممکن است در نهایت به جمهوری اسلامی امکان دهد شکست طرح تغییر حکومت را بهعنوان نشانهای از مقاومت و پیروزی خود معرفی کند؛ نتیجهای که میتواند قمار نتانیاهو را به اشتباهی پرهزینه برای اسرائیل تبدیل کند.
صنعا، پایتخت یمن در ساعات پایانی دوشنبه ۲۲ تیر شاهد تجمع هواداران حوثیها در اعتراض به حملات هوایی روز دوشنبه به فرودگاه بینالمللی این شهر بود.
حوثیهای یمن، گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، پس از متهم کردن عربستان سعودی به بمباران فرودگاهی که تحت کنترلشان بود، آتشبس چهار ساله خود با این کشور را شکست و به سوی عربستان موشک شلیک کرد.
سخنگوی ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی در یمن با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد عربستان موشکهایی را که «شبهنظامیان تروریست حوثی به سوی منطقه جنوبی» این کشور شلیک کرده بودند، رهگیری کرده است.
مسئولیت حملات هوایی به فرودگاه صنعا را دولت رسمی یمن که از سوی نهادهای بینالمللی به رسمیت شناخته میشود، بر عهده گرفت و اعلام کرد این حملات برای جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی در این فرودگاه انجام شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه دوشنبه ۲۲ تیر، در پاسخ به پرسشی درباره توان آمریکا یا اسرائیل برای هدف قرار دادن مقامها یا نیروهای باقیمانده جمهوری اسلامی گفت واشینگتن از محل آنها آگاه است، اما نمیخواهد در اینباره توضیح بیشتری بدهد.
ترامپ در گفتوگو با هیو هیویت، مجری محافظهکار آمریکایی از شبکه خبری «سِیلِم» تاکید کرد: «قطعا زیر نظرشان داریم. درباره این موضوع چیزهای زیادی میدانم، اما فکر نمیکنم الان صحبت کردن درباره آن مناسب باشد.»
او در ادامه گفت آمریکا «امشب» و «فردا» ضربات سختی به جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد و افزود: «هیچ کاری از دستشان برنمیآید. آنها هیچچیز ندارند جز دهانهای بزرگشان.»
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از این گفتوگو، مقامهای جمهوری اسلامی را «بهشدت غیرقابل اعتماد» خواند و گفت اگر ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، «ظرف یک روز» از آن استفاده خواهد کرد.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا زمان کنار زدن جمهوری اسلامی فرا رسیده است، گفت مقامهای حکومت ایران «کمی دیوانهاند» و افزود: «ما رژیم اول را از کار انداختیم، بعد رژیم دوم را از کار انداختیم و بعد هم حدود ۲۵ درصد از این رژیم را از بین بردیم.»
او بدون ارائه جزئیات گفت واشینگتن روز گذشته به توافقی با تهران نزدیک شده بود، اما به گفته او، مقامهای ایرانی پس از دریافت یک تماس تلفنی ناگهان اتاق مذاکرات را ترک کردند.
ترامپ گفت: «ما توافقی داشتیم که در آن همهچیز را برده بودیم، اما آنها اساسا توافقها را میشکنند. آنها توافق میکنند و از نظرشان توافقها برای شکسته شدن بسته میشوند.»