برزیل که پس از ناکامیهای پیاپی، سکان هدایت خود را به یکی از بزرگترین مربیان تاریخ، یعنی آنچلوتی، سپرده، با این شکست خیلی زود با جام وداع کرد؛ حذفی که از سال ۱۹۹۰ تاکنون در این مرحله برای سلسائو بیسابقه بوده است.
بررسی روند بازی نشان میدهد که مسابقه به دو بخش کاملا متفاوت، قبل و بعد از دقیقه ۶۷، تقسیم میشود؛ یعنی همان لحظهای که با ورود همزمان نیمار و دانیلو سانتوس، نظم تیمی برزیل به هم ریخت. تا پیش از این نقطه، سلسائو بازی را کاملا کنترل میکرد.
اگرچه آنها مالکیت توپ را به نروژیها (بیش از ۶۷ درصد) واگذار کرده بودند، اما با اتکا به سرعت گابریل مارتینلی، که جایگزین لوکاس پاکتای مصدوم شده بود، در ضدحملهها بسیار خطرناکتر ظاهر میشدند.
مالکیت توپ نروژ بیثمر بود و مارتین اودگارد در یکسوم دفاعی برزیل کارایی لازم را نداشت. در این بازه، برزیل ۲۴ بار در محوطه جریمه حریف صاحب توپ شد (در برابر تنها ۸ بار برای نروژ) و شاخص گلهای مورد انتظار (xG)، بدون احتساب پنالتی دسترفته برونو گیمارش، عدد ۱.۹ را در مقابل ۰.۶۵ نشان میداد.
آنچلوتی حتی پیش از تعویض، با تغییر سیستم از ۴-۴-۲ به ۱-۵-۴ و انتقال وینیسیوس به جناح چپ، تلاش کرد برتری تدافعی خود را حفظ کند.
اما تصمیم آنچلوتی برای تغییر چیدمان تیمی و فرستادن نیمار به زمین، همهچیز را دگرگون کرد. نیمار که دیگر توان بدنی سابق را نداشت، جایگزین مارتینلی شد،
دانیلو سانتوس جای رایان را گرفت و آندریک جوان به جناح راست رفت. این جابهجایی انسجام دفاعی برزیل را نابود کرد. آندریک ۱۹ ساله، برخلاف رایان، تعهد دفاعی و دوندگی لازم را در این پست نداشت و همین امر باعث شد تا جناح راست برزیل تحت فشار شدید شیلدروپ، وینگر تعویضی نروژ، قرار گیرد؛ فشاری که در نهایت به پاس گل او برای ارلینگ هالند در دقیقه ۷۹ ختم شد.
پس از دقیقه ۶۷ و ورود نیمار، برزیل به مدت ۳۰ دقیقه هیچ شوتی به سمت دروازه حریف نداشت. نیمار اگرچه هنوز تصور یک منجی را با خود یدک میکشید، اما ساقهایش یاری نمیکردند.
به جز نفوذ کاسمیرو در دقیقه ۸۶، سلسائو هیچ خطری ایجاد نکرد. در نهایت، گل دوم هالند تیر خلاصی بر پیکر برزیل بود و پنالتی دقیقه ۱۰۹ نیمار نیز چیزی بیش از یک تلاش ناامیدکننده برای تیمی که پیشتر کارش تمام شده بود، به شمار نرفت.