دانشمندان هشدار دادهاند برخی از گیاهان که چشماندازهای آشنای طبیعی جهان را شکل میدهند، ممکن است تا پایان قرن حاضر از بین بروند، زیرا تغییرات اقلیمی بهطور فزایندهای زیستگاههای مناسب برای بقای آنها را کوچکتر و دگرگون میکنند.
خبرگزاری رویترز دوشنبه چهارم خرداد گزارش داد پژوهشگران در مطالعهای تازه، محدوده زیستی آینده دهها هزار گونه از «گیاهان آوندی» را مدلسازی کردند. گروهی که تقریبا همه گیاهان شناختهشده جهان را در بر میگیرد و شامل گیاهانی با بافتهای انتقال آب و مواد مغذی است.
این بررسی بیش از ۶۷ هزار گونه را شامل میشود که معادل حدود ۱۸ درصد از گیاهان آوندی شناختهشده جهان است.
نتایج پژوهش نشان میدهد بین هفت تا ۱۶ درصد این گونهها ممکن است بیش از ۹۰ درصد زیستگاه خود را از دست بدهند. وضعیتی که آنها را در معرض خطر بالای انقراض قرار میدهد.
از جمله گونههایی که در معرض تهدید قرار گرفتهاند، میتوان به درخت نادر «کاتالینا آیرونوود» در کالیفرنیا، گونهای از «خزه سنبلهای آبی» متعلق به دودمانی با قدمت بیش از ۴۰۰ میلیون سال و حدود یکسوم گونههای اکالیپتوس - یکی از شناختهشدهترین گروههای گیاهی استرالیا - اشاره کرد.
پژوهشگران برای رسیدن به این برآوردها، میلیونها داده مربوط به محل پراکندگی گیاهان را همراه با سناریوهای انتشار گازهای گلخانهای برای سالهای ۲۰۸۱ تا ۲۱۰۰ بررسی کردند.
در این مطالعه، زیستگاه گیاه تنها یک نقطه جغرافیایی در نظر گرفته نشده، بلکه مجموعهای از شرایط لازم برای بقا شامل دما، میزان بارندگی، خاک، نحوه استفاده از زمین و ویژگیهای محیطی مانند سایه را شامل میشود.
جونا وانگ، پژوهشگر فوقدکتری دانشگاه ییل، و شیائولی دونگ، استاد علوم محیط زیست دانشگاه کالیفرنیا در دیویس، که هدایت این تحقیق را بر عهده داشتند، به رویترز گفتند: «میتوان تصور کرد گیاهان تلاش میکنند یک پوسته اقلیمی در حال حرکت را دنبال کنند. با گرمتر شدن هوا، بسیاری از گونهها برای حفظ شرایط مناسب به سمت شمال یا ارتفاعات بالاتر حرکت میکنند، اما دما فقط بخشی از ماجراست.»
این مطالعه که در نشریه علمی ساینس منتشر شده، نشان میدهد تغییرات اقلیمی در بسیاری از مناطق جهان، ترکیب شرایط لازم را برای بقای گونهها کوچکتر میکند و مناطق کمتری باقی میمانند که همه نیازهای یک گونه بهطور همزمان در آن وجود داشته باشد.
گیاهان معمولا طی نسلها و از طریق بذر یا هاگهایی که بهوسیله باد، آب، حیوانات یا نیروی جاذبه جابهجا میشوند، گسترش پیدا میکنند، اما پژوهشگران دریافتند حتی اگر فرض شود گیاهان بتوانند آزادانه به هر زیستگاه جدید مناسب مهاجرت کنند، میزان خطر انقراض تفاوت چندانی نمیکند.
وانگ و دونگ گفتند: «اگر مشکل اصلی فقط کندی جابهجایی بود، امکان پراکندگی نامحدود باید خطر انقراض را بهشدت کاهش میداد. اما چنین چیزی مشاهده نشد.»
به گفته آنها، این یافته برای سیاستهای حفاظتی اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر مشکل اصلی کاهش کلی زیستگاههای مناسب باشد، صرفا انتقال گونهها به مناطق جدید کافی نخواهد بود.
تغییر نقشه گیاهی جهان
بر اساس این پژوهش، پیامدهای تغییرات اقلیمی در مناطق مختلف جهان متفاوت خواهد بود.
گیاهان سازگار با سرما در قطب شمال ممکن است با کوچک شدن اقلیمهای بسیار سرد، زیستگاه خود را از دست بدهند.
مناطق خشک، از جمله بخشهایی از غرب آمریکا و نواحی دارای اقلیم مدیترانهای، با خطر خشکسالی شدیدتر، کاهش رطوبت خاک و آتشسوزیهای بیشتر روبهرو خواهند شد.
در سواحل جنوبی و شرقی استرالیا نیز خط ساحلی میتواند مانع مهاجرت گونهها به سمت قطب شود.
در مقابل، پژوهشگران معتقدند تنوع گیاهی محلی ممکن است در نزدیک ۲۸ درصد از خشکیهای زمین افزایش یابد، زیرا برخی گونهها به مناطق تازه مناسب، مهاجرت خواهند کرد.
این وضعیت بهویژه در بخشهایی از مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری رخ میدهد. جایی که افزایش بارندگی میتواند شرایط را برای گونههای بیشتری مناسب کند.
«بازآرایی جهانی» طبیعت
پژوهشگران این روند را نوعی «بازآرایی جهانی» توصیف کردند. وضعیتی که در آن برخی گونهها از زیستگاه تاریخی خود حذف میشوند و گونههای دیگر وارد مناطق تازه میشوند.
اما آنها تاکید کردند افزایش تنوع محلی لزوما به معنای بهتر شدن وضعیت کلی گیاهان نیست.
این تغییرات میتواند به شکلگیری «اجتماعهای گیاهی جدید» منجر شود: ترکیبهایی از گیاهان که پیشتر هرگز در کنار هم زندگی نکرده بودند، اکنون برای نخستین بار با یکدیگر روبهرو میشوند.
پژوهشگران تاکید کردند هنوز مشخص نیست این تعاملهای جدید چه پیامدهایی خواهند داشت.
تهدیدی فراتر از طبیعت
گیاهان پایه اصلی بیشتر اکوسیستمهای خشکی هستند. آنها کربن جذب میکنند، خاک را تثبیت میکنند، زیستگاه حیات وحش را فراهم میآورند و منبع غذا، چوب، دارو و بسیاری مواد دیگر هستند.
در نتیجه، تغییر در تنوع گیاهی میتواند پیامدهای زنجیرهای گستردهای برای طبیعت و انسان داشته باشد.
وانگ و دونگ هشدار دادند: «اگر تغییرات اقلیمی پوشش گیاهی را کاهش دهد، اکوسیستمها دی اکسید کربن کمتری از جو جذب خواهند کرد و این موضوع میتواند گرمایش زمین را تشدید کند.»
آنها افزودند: «در نهایت، حفاظت از تنوع گیاهی فقط به معنای حفاظت از طبیعت نیست، بلکه به حفظ نظامهای زیستمحیطیای مربوط میشود که جوامع انسانی به آنها وابستهاند.»
یک شهروند با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت: «مگر ما در ۱۸ و ۱۹ دی در خیابان فریاد زدیم که توافق هستهای جدید میخواهیم؟ توافق هستهای که قبلا انجام شده بود.»
او افزود: «ما فریاد آزادی سر دادیم، نه فریاد توافق هستهای که حالا ترامپ میخواهد انجام دهد.»
روزنامه گاردین، شامگاه یکشنبه، سوم خرداد، در گزارشی به روزهای باشکوه منچسترسیتی تحت هدایت پپ گواردیولا و وداع احساسی هواداران با این سرمربی بزرگ پرداخته است.
طرفداران سیتی، در بازی خداحافظی پپ مقابل استونویلا به مردی ادای احترام کردند که آنها را به کهکشانی برد که تنها تعداد انگشتشماری از تیمهای فوتبال جهان توانستهاند آن را تجربه کنند.
هواداران با تکرار این جمله که «او برای همیشه رئیس ما خواهد بود»، از پپ قدردانی کردند.
سوفی هوپ، یکی از هواداران قدیمی منچسترسیتی، احساس خود را با گریه و اندوه شدید توصیف میکند. فضای اطراف ورزشگاه اتحاد آکنده از حس فقدان است؛ غمی که همه میدانستند روزی فرا میرسد، اما اطلاع از آن هم از تلخیاش کم نمیکند.
مدیران باشگاه شاید نظر دیگری داشته باشند، اما این باشگاهی است که پپ گواردیولا در طول ۱۰ سال گذشته آن را از نو ساخت.
این دوران برای منچسترسیتی یک عصر طلایی و درخشان بود؛ باشگاهی که در دوران مدرن، روزگار سیاه و سختی را هم پشت سر گذاشته است. سقوط به دسته سوم فوتبال انگلستان در استوک و شکستهای پیاپی در زمین منچستریونایتد و یورکسیتی، اکنون به خاطراتی دور تبدیل شدهاند.
فرآیند تغییر و تحول باشگاه حتی پیش از ورود گواردیولا در یک دهه قبل آغاز شده بود و همه چیز بر اساس نیازها و خواستههای او شکل گرفت. با پخش شدن آهنگهای خاطرهانگیز باشگاه، بازیکنانی مانند ایلکای گوندوگان، ادرسون و فرناندینیو دوباره به میدان آمدند.
سوفی هوپ میگوید که پیوند او با سیتی فراتر از فوتبال است و این باشگاه را بخشی از دیانای و خانواده خود میداند. پپ گواردیولا سطح بینظیری از لذت، هیجان، شادی و افتخار را برای این باشگاه به ارمغان آورد.
این هوادار یادآوری میکند که جانشین گواردیولا، اولین مربی خواهد بود که پدرش که در سال ۲۰۲۱ درگذشت، او را نخواهد دید. با این حال، شادی و خوشبختی عظیمی که پپ به زندگی او و شهر منچستر بخشید، هرگز تکرار یا فراموش نخواهد شد.
گواردیولا یک سفر جادویی و شگفتانگیز را برای سیتی خلق کرد. او هواداران پرشمار تیم را به سفرهای همراه با پیروزی در ورزشگاه رئالمادرید و بسیاری دیگر از تاریخیترین استادیومهای اروپا برد.
سیتی در این مسابقات نه تنها برنده شد، بلکه برتری کامل خود را به رخ کشید. خاطرهانگیزترین آنها شب فینال استانبول بود؛ جایی که سیتی اولین جام لیگ قهرمانان اروپا را با گل رودری در یک بازی نفسگیر مقابل اینترمیلان به دست آورد.
اندی هوپر، یکی دیگر از هواداران، میگوید پپ ما را به کهکشانی برد که کمتر تیمی آن را تجربه میکند.
او دوران کودکی خود و تماشای بازیها به همراه پدربزرگش در ورزشگاه «مین روت» را به یاد میآورد؛ دورانی که تیم حتی به یک نیمهنهایی مهم هم نمیرسید و به دسته اول سقوط کرد. پدربزرگش همیشه میگفت که آنها روزی بازخواهند گشت و اکنون اندی پسر هفتسالهاش را به استانبول برد تا اوج دوران پپ و ثبت سهگانه تاریخی را تماشا کند.
پپ فقط یک سرمربی نبود، او یکی از خود هواداران بود که با تمام وجود شهر را دوست داشت و در برابر هر هجومی از تیم دفاع میکرد. او مسیر باشگاه را از پایینترین نقطه در دوران «پیتر سوئیلز» به بالاترین و عجیبترین قلههای موفقیت رساند.
پدر پپ گواردیولا در جایگاه تماشاگران در بازی خداحافظی پسرش با منچسترسیتی
موفقیتهای ورزشی سبک زندگی مردم را تغییر میدهد. گواردیولا کیفیت زندگی دهها هزار نفر را با سبک بازی زیبا و بالا بردن جامها بهبود بخشید. همه مردم این شهر، این «منچستری کاتالونیایی» را پذیرفتند؛ مردی که عاشق منچستر بود، در مرکز شهر زندگی میکرد، با برادران گالگر دوست شد و به فرهنگ محلی احترام میگذاشت.
هوپ اشاره میکند که دیگران مورینیو را «آقای خاص» مینامیدند، اما او هرگز به پای پپ نمیرسد؛ چرا که پپ واقعاً منچستر را به عنوان شهر خود در آغوش کشید.
بسیاری از عاشقان گواردیولا در سکوهای توسعهیافته ضلع شمالی ورزشگاه که به افتخار او نامگذاری شده است، مستقر شدند. این اتفاق به ثبت رکورد حضور ۶۰,۳۳۲ تماشاگر در ورزشگاه اتحاد کمک کرد که وداعی شایسته بود.
باشگاه روز یکشنبه از این سکوها رونمایی کرد و قرار است مجسمهای نیز در محوطه ورزشگاه نصب شود تا نام این مربی را برای همیشه ماندگار کند.
تمام اقلام یادگاری مربوط به گواردیولا، از پرچمها گرفته تا شالگردنها، به فروش میرسیدند. گروهی از هواداران در سکوی شرقی با تیشرتهایی ظاهر شدند که روی آنها عبارت «سپاس پپ» به زبان مادری او، یعنی کاتالونیایی، نقش بسته بود.
نقاشی دیواری بزرگی از چهره گواردیولا روی دیوار خانهای روبروی ورزشگاه کشیده شده است و هیچ شانسی برای فراموش شدن او وجود ندارد.
هواداران احتمالاً به دنبال پیدا کردن همان ساحلی خواهند بود که گواردیولا قرار است تابستان را در آنجا سپری کند؛ آنها حتی با پرتاب کردن توپهای ساحلی در ورزشگاه، آغاز زندگی جدید او را شبیهسازی کردند.
گواردیولا خودش باید دستمال به همراه میآورد، زیرا چشمان او زمانی که برناردو سیلوا، دیگر اسطوره در حال رفتن باشگاه را در آغوش کشید، پر از اشک شد. او بدون داشتن دستمال، مجبور شد اشکهایش را با تیشرت مخصوص خود پاک کند.
این بازیکن پرتغالی با تشویق ایستاده تماشاگران و تونل افتخار بازیکنان دو تیم مواجه شد. گواردیولا وقتی این بازیکن وفادار ۹ فصل اخیر را بغل کرد، تازه متوجه عمق ماجرا شد. اندکی بعد، جان استونز نیز با همین تشویق ایستاده و تونل افتخار روبهرو شد.
شعار «ما گواردیولا را داریم» بارها در ورزشگاه طنینانداز شد و سرمربی تیم در حالی که برای آخرین بار این جو را تجربه میکرد، اشک ریخت. ماه آبی منچستر در دوران گواردیولا به بالاترین نقطه خود رسید؛ این ماه دوباره طلوع خواهد کرد اما هرگز به این درخشندگی نخواهد بود.
گواردیولا صحبتهای خود را اینگونه پایان داد: «در سالهای آینده، اگر من را در آمریکا، اروپا یا هر جای دیگری دیدید و هوادار منچسترسیتی بودید، بیایید و مرا در آغوش بکشید. من به آن نیاز خواهم داشت.» هواداران نیز به این آغوش نیاز خواهند داشت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال، از منتقدان داخلی توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن بهشدت انتقاد کرد و گفت مخالفان بدون آگاهی از این توافق، درباره آن اظهارنظر میکنند.
در این پست آمده است: «توافق با ایران یا یک توافق بزرگ و معنادار خواهد بود، یا اصلا توافقی در کار نخواهد بود.»
ترامپ بار دیگر برجام را «فاجعه» خواند و گفت این توافق که در دوران «دولت شکستخورده» باراک اوباما به امضا رسید، «مسیری مستقیم و آشکار» برای دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای فراهم کرد.
او افزود: «این توافق دقیقا برعکس فاجعه فرجام خواهد بود... نه، من چنین توافقهایی انجام نمیدهم.»