• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مرکز تجارت دریایی بریتانیا: وضعیت در خاورمیانه همچنان بحرانی است

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

مرکز تجارت دریایی بریتانیا سطح تهدید در منطقه دریایی خاورمیانه را همچنان «بحرانی» خواند و گفت که تردد در تنگه هرمز همچنان به‌طور چشمگیری کاهش یافته اما در ۴۸ ساعت گذشته هیچ رخداد مرتبط با امنیت در این محدوده گزارش نشده است.

این نهاد که به نیروی دریایی بریتانیا وابسته است، پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت اعلام کرد: «مین‌گذاری در داخل و اطراف مسیرهای جداسازی تردد دریایی همچنان یک تهدید محسوب می‌شود و اختلال در سامانه‌های ناوبری ماهواره‌ای جهانی به‌طور مستمر ادامه دارد.»

طبق اعلام این مرکز، شناورهای تجاری همچنان در سراسر خلیج عمان و شمال دریای عرب به نیروی دریایی آمریکا گزارش می‌دهند و اجرای محاصره دریایی از سوی این کشور ادامه دارد.

مرکز تجارت دریایی تردد تجاری در باب‌المندب و خلیج عدن را همچنان «باثبات» توصیف کرد.

پربازدیدترین‌ها

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر
۱
گزارش ویژه

کارزار مردمی ایران‌اینترنشنال؛ روایت‌هایی تازه از جاوید‌نامان بیمارستان الغدیر

۲

وال‌استریت ژورنال: شبکه بابک زنجانی از طریق بایننس ۸۵۰ میلیون دلار برای سپاه جابه‌جا کرد

۳

جمهوری اسلامی ۴ زندانی سیاسی، از جمله ۲ شهروند عراقی را اعدام کرد

۴

فرمانده نیروی هوایی آمریکا: پهپاد ام‌کیو-۹ ریپر، مهم‌ترین سلاح در «جنگ ایران» بود

۵

واشینگتن فری‌بیکن: گرجستان به پایگاه نفوذ سپاه پاسداران تبدیل شده است

انتخاب سردبیر

  • بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

    بحران انسانی در تنگه هرمز؛ هزاران دریانورد میان جنگ و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند

  • قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟
    تحلیل

    قطع اینترنت در ایران چگونه تصویر افکار عمومی را در فضای آنلاین تحریف می‌کند؟

  • بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

    بندر خَصَب، راه فرار جمهوری اسلامی از محاصره دریایی؟

  • رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی
    تحلیل

    رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

  • مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

    مجتبی خامنه‌ای در مسیر بن‌لادن؛ از غیبت رسانه‌ای تا زیست مخفیانه

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ به دلیل جنگ ایران درباره حضور در مراسم ازدواج پسرش ابراز تردید کرد

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت در گفت‌وگو با خبرنگاران در کاخ سفید اعلام کرد که مطمئن نیست بتواند این آخر هفته در مراسم ازدواج پسر بزرگش، دونالد ترامپ جونیور، شرکت کند. او دلیل این تردید را درگیری‌های مرتبط با ایران و دیگر مشغله‌های کاری عنوان کرد.

ترامپ در توضیح این موضوع در دفتر بیضی گفت: «او دوست دارد من در مراسم باشم»، اما افزود: «به او گفتم این زمان‌بندی برای من مناسب نیست، چون موضوعی به نام ایران و مسائل دیگر دارم.»

بر اساس این اظهارات، مراسم ازدواج دونالد ترامپ جونیور، ۴۷ ساله، و بتینا اندرسون، ۳۹ ساله، قرار است در باهاما برگزار شود. این زوج از سال ۲۰۲۴وارد رابطه شدند و در دسامبر ۲۰۲۵ نامزد کردند.

پسر رییس‌جمهوری آمریکا پیش‌تر با ونسا ترامپ ازدواج کرده بود و این زوج پنج فرزند دارند. او همچنین با کیمبرلی گیلفویل نامزد بود که اکنون به عنوان سفیر آمریکا در یونان فعالیت می‌کند.

از رهبر پشت تریبون تا رهبر نامرئی؛ خامنه‌ای دیده نمی‌شود اما فتوا می‌دهد

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

رهبر جمهوری اسلامی ناپدید شده است، فرمان‌هایش بدون تصویر و صدا صادر می‌شوند و قدرت به تدریج از یک رهبر قابل مشاهده به شبکه‌ای امنیتی و پنهان منتقل شده است؛ تغییری که شاید بازگشتی برای مدل قدیمی جمهوری اسلامی باقی نگذاشته باشد.

نه تصویر تازه‌ای از رهبر جدید جمهوری اسلامی وجود دارد، نه سخنرانی علنی، نه حضور عمومی و نه حتی یک پیام صوتی یا ویدیویی. در میانه بحرانی که تهران را وارد خطرناک‌ترین رویارویی نظامی تاریخ جمهوری اسلامی کرده، مردی که قرار بود سومین رهبر نظام باشد، اکنون بیشتر یک نام است تا یک چهره واقعی و حاضر در قدرت.

همین غیبت، شاید بزرگ‌ترین تحول در ساختار جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن باشد؛ تغییری که نه فقط چهره رهبری، بلکه کل مکانیزم قدرت را دگرگون کرده است.

فاکس نیوز در گزارشی درباره مدل زندگی مجتبی خامنه‌ای، وضعیت او را با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن‌لادن در ابوت‌آباد مقایسه کرده است؛ الگویی مبتنی بر اختفا، حذف حضور عمومی و ارتباطات محدود امنیتی. در این گزارش، عمر محمد، کارشناس ضدتروریسم، از اصطلاح «نامرئی شدن عملیاتی» استفاده می‌کند؛ وضعیتی که در آن رهبر، برای زنده ماندن نباید دیده شود.

اما مساله فقط پنهان شدن یک رهبر نیست. آنچه اکنون در جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است، عبور از «رهبری فردمحور» به «مکانیزم پنهان بقا» است.

در جمهوری اسلامی، رهبر همیشه باید دیده می‌شد. از روح‌الله خمینی تا علی خامنه‌ای، اصل قدرت بر نمایش حضور استوار بود؛ رهبر در نماز جمعه، سخنرانی‌ها، دیدارهای رسمی و بحران‌های سیاسی ظاهر می‌شد تا نشان دهد مرکز تصمیم‌گیری است و با قدرت در صحنه حضور دارد. اما اکنون، برای نخستین بار، ساختار حکومت وارد مرحله‌ای شده که در آن حتی معلوم نیست شخصی که فرمان‌ها به نام او صادر می‌شوند، واقعا در چه وضعیتی قرار دارد.

رویترز گزارش داده است که مجتبی خامنه‌ای دستور داده ذخایر اورانیوم غنی‌شده از ایران خارج نشود. اما واقعیت این است که هیچ تصویر، صدای مستقیم یا حضور علنی‌ای وجود ندارد که نشان دهد این تصمیم‌ها واقعا از سوی خود او گرفته می‌شوند. تمام پیام‌ها مکتوب‌اند، تمام نقل‌قول‌ها غیرمستقیم‌اند و تمام روایت‌ها از «منابع نزدیک» یا «مقام‌های آگاه» می‌آیند.

همین ابهام، نشان‌دهنده تغییر ماهیت قدرت در جمهوری اسلامی است. اکنون نام «خامنه‌ای» بیش از آنکه نشانه یک رهبر قابل مشاهده باشد، به ابزاری برای حفظ انسجام ساختار تبدیل شده است؛ ساختاری که از ترس فروپاشی، نیاز دارد همچنان وانمود کند راس قدرت هنوز وجود دارد و فرمان می‌دهد.

در چنین وضعیتی، رهبری دیگر یک فرد نیست؛ یک مکانیزم امنیتی است.

آسوشیتدپرس در همین چارچوب، احمد وحیدی را به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی ساختار جدید قدرت معرفی می‌کند؛ فردی که اکنون به یکی از حلقه‌های اصلی تصمیم‌سازی و مذاکره تبدیل شده است. این گزارش می‌گوید وحیدی، که سابقه فرماندهی نیروی قدس، نقش در سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱ و اتهام مشارکت در عملیات‌های برون‌مرزی را دارد، اکنون بخشی از حلقه محدود نزدیک به مجتبی خامنه‌ای محسوب می‌شود.

اما اهمیت نقش وحیدی فقط در جایگاه او نیست، بلکه در معنایی است که این جابه‌جایی قدرت دارد. هرچه رهبر کمتر دیده می‌شود، فرماندهان امنیتی و حلقه‌های پنهان بیشتر جای او را پر می‌کنند. به همین دلیل، قدرت در جمهوری اسلامی به تدریج از «رهبری علنی» به «مدیریت امنیتی پشت پرده» منتقل شده است.

این همان نقطه‌ای است که مدل پیشین جمهوری اسلامی عملا فرو می‌ریزد. حکومت دیگر نمی‌تواند به وضعیت سابق بازگردد، چون اصل مشروعیت سنتی آن آسیب دیده است. رهبری که از ابتدای قدرت گرفتنش ناپدید بوده، در ‌آینده دیگر نمی‌تواند ناگهان به چهره‌ای علنی و مقتدر تبدیل شود.

حتی اگر جنگ متوقف شود یا توافقی شکل بگیرد، این واقعیت تغییر نخواهد کرد که ساختار جمهوری اسلامی اکنون بر پایه پنهان نگه داشتن راس قدرت عمل می‌کند.

در چنین شرایطی، صدور فرمان‌ها، موضع‌گیری‌ها و حتی تصمیم‌های استراتژیک، بیش از آنکه نشانه حضور فعال یک رهبر باشد، به بخشی از تلاش حکومت برای حفظ ظاهر یک مرکز فرماندهی تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین بحران جمهوری اسلامی همین باشد؛ حکومتی که دهه‌ها مشروعیت خود را بر «حضور رهبر» بنا کرده بود، اکنون برای بقا مجبور شده رهبری را به چیزی نامرئی، مبهم و غیرقابل اثبات تبدیل کند.

حامد تیزرویان، پژوهشگر و عکاس محیط‌زیست بازداشت شد

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

حامد تیزرویان، دانشجوی دکترای مهندسی محیط زیست دانشگاه بهشتی و عکاس حیات‌وحش، از ۱۴ اردیبهشت‌ماه توسط ماموران اداره اطلاعات مازندران بازداشت شده و همچنان در زندان ساری در وضعیت بلاتکلیف نگهداری می‌شود.

به گفته نزدیکان او، بازداشت پس از انتشار مطالب انتقادی در شبکه‌های اجتماعی درباره سرکوب معترضان و اعتراض به اعدام‌ها صورت گرفته است.

بر اساس گزارش‌ها، اتهام مطرح‌شده علیه او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان شده است.

فاطمه عباسی؛‌ دانشجوی هنردوستی که در حال پناه به مجروحان به گردنش شلیک کردند

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

فاطمه عباسی، ۳۱ ساله و دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در جریان انقلاب ملی در بلوار کشاورز شهر اصفهان هنگامی‌ که در حال کمک و پناه دادن به مجروحین بود با اصابت گلوله به گردنش مجروح و دچار قطع نخاع شد. او ۲۱ اسفندماه پس از گذران نزدیک به چند هفته کما، در بیمارستان جان باخت.

بنا به گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، او پس از یک دوره کما، به هوش آمده و در روزهای پایانی زندگی‌اش حال عمومی بهتری داشته است. خبر درگذشت فاطمه از طریق تماس تلفنی به خانواده اطلاع داده شد.

دوستان فاطمه او را علاقه‌مند به حرفه‌ عکاسی معرفی کرده‌اند.

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، فاطمه پس از گرفتن تعهد به خانواده تحویل و طی تدابیر شدید امنیتی در قطعه ۵۲ باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.

رجزخوانی نظام؛ مغازه کوچک وحشت‌فروشی

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
حسین ذوقی

جمهوری اسلامی در حالی که تقریبا در آستانه شکست در همه زمینه‌های داخلی و خارجی قرار دارد، تاکتیکش را بر یک سنت فقهی استوار کرده است: رجزخوانی.

سخنان تند مداحان در تجمعات شبانه، سخنان تلویزیونی مسئولان میان‌رده تا گفته‌های رسمی مسئولین بلندپایه در مذاکرات، رسانه‌های اجتماعی و در نهایت، پیام‌های مکتوب رهبر نادیده نظام، بر همین سنت استوار شده است.

ماجرای «آتیش زدم به مالم» را حتما شنیده‌اید: بزازی در بازار، در کسادی وضعیتش و وقتی که اجناسش روی دستش مانده بود و راهی برای فروش نداشت، شاگردش را با یک حلب نفت به میانه بازار می‌فرستد تا فریاد بزند که: «اوستایم عقلش را از دست داده، می‌خواهد همه جا را به آتش بکشد!»

مردم هم که ترسیده‌اند به طمع جنس مفت، سمت دکان بزاز هجوم می‌برند. اوستای بزاز پارچه‌هایش را میان دکان می‌اندازد و رجز می‌خواند که «آتش می‌زنم ...»

خلاصه که انبار بزاز خالی می‌شود و جنس‌هایش را با قیمت بالاتر می‌فروشد!

حالا جمهوری اسلامی هم انگار می‌خواهد با تهدید و رجزخوانی به آتش زدن دنیا، ایده‌هایش را به منطقه و جهان بفروشد.

مداحان از منبر، منتقدان داخلی را به مرگ تهدید می‌کنند. محمود نبویان، نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، پادشاهان کشورهای عربی را تهدید می‌کند که «هیچ یک از کاخ‌هایشان سالم نخواهد ماند».

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه‌های اجتماعی از «پاسخ طولانی و دردناک» سخن می‌گوید.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، حتی در نشست‌های دیپلماتیک، با لحنی رجزآلود حرف می‌زند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه، از «تحمیل ناپذیری» می‌گوید؛ و حسین کنعانی‌مقدم، فرمانده پیشین سپاه پاسداران، اعتراف می‌کند که «رجزخوانی یکی از روش‌های مقابله با دشمن است».

لایه‌ها‌ی متفاوت نظام به یک زبان مشترک رسیده‌اند. این روش تصادفی نیست، شیوه جدید حکمرانی در جمهوری اسلامی است.

100%

سنت فقهی

پشت این رجزخوانی فراگیر یک نظریه‌ فقهی ایستاده است. حدیثی نبوی می‌گوید: «نُصِرْتُ بِالرُّعْب»، یعنی پیروزی در پس ایجاد رعب و وحشت!

مفهوم انداختن رعب در دل دشمن در چندین آیه‌ قرآن نیز آمده است. این، چارچوب فقهی-ایدئولوژیک رجزخوانی است: ترساندن دشمن، خود نوعی پیروزی محسوب می‌شود.

در جنگ هشت ساله، امثال صادق آهنگران و غلام‌علی سبزواری همین سنت را در پشت بلندگوهای جبهه احیا کردند و رجزخوان جنگ، جایگاه رسمی پیدا کرد.

آهنگران در کنار فرماندهان نظامی، جزیی از ساختار جنگ بود.

شاید در دهه‌ ۶۰، رجز یک کارکرد تعریف‌شده داشت: کنار جبهه، در پشت بلندگوهای عملیات، در منبرهای مذهبی. یا رجزخوانی برای ترساندن مخالفان داخلی. حالا اما رجز از این جایگاه بیرون آمده و به همه‌ نهادهای نظام سرایت کرده است.

وقتی وزیر امور خارجه به‌جای زبان دیپلماتیک، در ایکس تهدید می‌کند، رجز جای دیپلماسی را گرفته است.

وقتی نماینده‌ مجلس به‌جای سخن گفتن از قانون و بودجه، پادشاهان خارجی را تهدید می‌کند، رجز جای کار مجلس را گرفته است.

وقتی رییس قوه قضاییه به جای صحبت از پرونده‌ها و رای‌ها، با لحن رجزآلود از «تحمیل‌ناپذیری» می‌گوید، رجز جای کار قضایی را گرفته است.

حتی تیم مذاکره‌کننده در میز دیپلماسی با همان لحنی حرف می‌زند که مداح در منبر. این یعنی نظام به‌جای آن که از هر نهاد، کارکرد خاص آن را بطلبد، از همه‌ نهادهای خود می‌خواهد رجزخوانی کنند.

این تاکتیک برای نظام دو وجه دارد. یکی برای دشمن خارجی‌اش که زبان تهدید و دیوانگی نظامی آن‌ها را تماشا کند و دیگری، مردم داخل ایران که هر لحظه امکان طغیان دوباره‌شان وجود دارد.

تهدید به حمله بی‌مهابا به همسایگان خلیج فارس ایران، احضار بی‌مهابای فعالان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، تهدید روزنامه‌نگاران داخلی، توقیف اموال هنرمندان و روزنامه‌نگاران و مخالفان داخلی؛ همگی بخشی از این ایجاد ترس و در نهایت ارجاع به وضعیت «النصر بالرعب» مورد علاقه مسئولان جمهوری اسلامی است.

100%

خلأ پشت رجز

اما چرا نظام به این روش رسیده؟

پاسخ ساده است: چون چیز دیگری ندارد. ماجرا همان بزاز بازار است. مستاصل شده و در حال از دست دادن همه جبهه‌های خارجی و داخلی‌اش است.

نظامی که نتوانست در دیپلماسی موفق شود، نتوانست اقتصاد را سامان دهد، نتوانست در میدان نظامی برتر شود، نتوانست جامعه را با خود همراه کند، حالا وضعیتی در آستانه جنون پیدا کرده و تنها یک ابزار برایش باقی مانده است: رجزخوانی. آدم‌هایش را به همه جا می‌فرستد تا فریاد «اوستایم دیوانه شده!» سر بدهند.

نظام معتقد است با ترساندن «دشمن» می‌تواند ضعف‌های خود را پنهان کند، اما این منطق یک ضعف بنیادی دارد. ترس، مثل سکه، دو رو دارد. وقتی نظام مدام تهدید می‌کند، نه تنها دشمن، که خود مردم هم ترس را می‌بینند و این ترس را به ضعف نظام تعبیر می‌کنند، نه به قدرت آن.

در جمهوری اسلامی ۱۴۰۵، با تورم سه رقمی، با میلیون‌ها بیکار، با اینترنت قطع و اقتصاد در آستانه‌ فروپاشی، هر رجزخوانی جدید ایجاد وحشت نمی‌کند؛ کمدی سیاهی‌ست که مردم را به خنده می‌اندازد.