هشدار استارمر در آستانه مراسم افتتاح پارلمان: برکناری من بریتانیا را دچار هرجومرج میکند
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، درخواست حدود ۹۰ نماینده حزب کارگر در پارلمان این کشور برای استعفا از سمت خود را رد کرد و گفت قصد دارد برنامههای اصلاحی دولت را ادامه دهد. او همچنین هشدار داد برکناریاش میتواند به «هرجومرج» بینجامد.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت گزارش داد استارمر در روزهای اخیر با فشار فزایندهای برای کنارهگیری از قدرت روبهرو شده و دهها نماینده حزب کارگر او را مسئول شکست سنگین این حزب در انتخابات محلی اخیر میدانند.
در این مدت، چند تن از وزرای ردهپایین دولت در اعتراض به عملکرد استارمر استعفا دادهاند، اما تاکنون هیچ یک از چهرههای برجسته حزب کارگر نتوانستهاند حمایت کافی را برای آغاز رسمی رقابت بر سر رهبری حزب به دست آورند.
در همین حال، دیدار ۲۰ دقیقهای وس استریتینگ، وزیر بهداشت بریتانیا و یکی از گزینههای احتمالی جانشینی استارمر، با نخستوزیر در دفتر داونینگاستریت در صبح ۲۳ اردیبهشت، توجه رسانهها را به خود جلب کرد. ملاقاتی که برخی رسانههای بریتانیایی آن را نشانه تشدید اختلافات در حزب کارگر توصیف کردند.
با این حال، نیک توماس-سیموندز، وزیر امور اروپا و از متحدان استارمر، تاکید کرد در حال حاضر، هیچ یک از چهرههای حزب از حمایت کافی نمایندگان برای به چالش کشیدن رهبری نخستوزیر برخوردار نیستند و احتمال وقوع چنین سناریویی اندک است.
مراسم افتتاح پارلمان؛ استارمر در کنار پادشاه
به گزارش رویترز، استارمر ۲۳ اردیبهشت در مراسم افتتاح رسمی پارلمان بریتانیا شرکت خواهد کرد. رویدادی باشکوه به رهبری چارلز سوم، پادشاه بریتانیا، که دولت در آن اولویتهای سیاسی و برنامه قانونگذاری خود را برای سال پیش رو اعلام میکند.
استارمر در بیانیهای گفت: «بریتانیا در لحظهای سرنوشتساز قرار دارد. یا باید به اجرای برنامهای برای ساختن کشوری قویتر و عادلانهتر ادامه دهیم، یا به هرجومرج و بیثباتی گذشته بازگردیم.»
او افزود مردم بریتانیا انتظار دارند دولت بر کاهش هزینههای زندگی، کوتاه شدن صف انتظار خدمات درمانی و حفظ امنیت کشور در «جهانی که روزبهروز خطرناکتر میشود»، تمرکز کند.
دولت بریتانیا اعلام کرده است بستهای شامل بیش از ۳۵ لایحه و پیشنویس قانونی را ارائه خواهد کرد که محور اصلی آن بهبود وضعیت اقتصادی، تقویت امنیت ملی و اصلاح ساختار حکمرانی با هدف ایفای نقش فعالتر دولت در حمایت از مردم است.
آینده سیاسی استارمر در ابهام
رویترز در ادامه نوشت چارلز سوم با حضور در پارلمان، متن رسمی دولت در خصوص برنامههای آتی آن را قرائت خواهد کرد، اما در این میان، آینده سیاسی استارمر بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
این در حالی است که اگر نخستوزیر کنونی بریتانیا از قدرت کنار گذاشته شود، جانشین او الزامی به پیروی از همین برنامه نخواهد داشت.
تنها ساعاتی پیش از آغاز این مراسم، گروهی از اتحادیههای نزدیک به حزب کارگر خواستار کنارهگیری استارمر شدند؛ موضوعی که فشارها را بر او بیش از پیش افزایش داده است.
استارمر که ۲۲ اردیبهشت را عمدتا در دفتر نخستوزیری و در تلاش برای حفظ حمایت همحزبیها برای ماندن در قدرت سپری کرد، ۲۳ اردیبهشت در برابر دوربینها و در کنار رهبران احزاب رقیب در مراسم رسمی پارلمان حضور خواهد یافت.
او همچنین قرار است در جریان مناظره پارلمانی پس از سخنرانی پادشاه، از برنامههای دولت دفاع کند. رخدادی که پیشبینی میشود مخالفان از آن برای به چالش کشیدن اقتدار سیاسی او بهره ببرند.
جنگ آمریکا و اسرائیل با حکومت ایران بر نشست دو روزه وزیران خارجه گروه بریکس که از پنجشنبه در دهلی نو آغاز میشود، سایه انداخته است. این نشست توانایی این بلوک را برای رسیدن به موضعی مشترک در این زمینه و انتشار بیانیه نهایی، محک خواهد زد.
گروه بریکس که در ابتدا شامل آفریقای جنوبی، برزیل، چین، روسیه و هند بود، در سالهای اخیر با پیوستن اتیوپی، امارات متحده عربی، اندونزی، ایران و مصر، گسترش یافته است.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت خبر داد که تهران از هند، رییس دورهای بریکس در سال ۲۰۲۶، خواسته است از این سازوکار برای «ایجاد اجماع در محکوم کرد اقدامات آمریکا و اسرائیل در جنگ و تنش در خلیج فارس» استفاده کند.
اصلیترین اختلافها میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی شکل گرفته است. دو کشوری که در دو سوی جبهه جنگی قرار دارند که آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، احتمالا اواخر روز چهارشنبه برای شرکت در این نشست وارد دهلی خواهد شد. این نشست روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برگزار میشود.
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز قرار است در این نشست حضور داشته باشد.
هنوز مشخص نیست چه کسی نمایندگی امارات را در این نشست بر عهده خواهد داشت.
رویترز نوشت: «دور جدید مذاکرات میتواند پرتنش باشد؛ بهویژه پس از گزارشهایی مبنی بر اینکه امارات و عربستان سعودی در واکنش به حملات ایران، حملاتی نظامی علیه جمهوری اسلامی انجام دادهاند.»
رندهیر جایسوال، سخنگوی وزارت خارجه هند، پیش از این گفته بود برخی اعضای بریکس مستقیما در این جنگ درگیر هستند و به همین دلیل «رسیدن به اجماع برای ما دشوار بوده» است.
با این حال، یکی دیگر از مقامهای وزارت خارجه هند به رویترز گفت دهلی امیدوار است پس از این دور از نشستها، بیانیهای مشترک صادر شود.
مانجیو سینگ پوری، دیپلمات پیشین هند، گفت: «خوشحالکننده است که وزیران خارجه همه کشورهای بریکس، بهجز چین که بهدلیل دیگری درگیر است، در نشست حضور پیدا میکنند.»
اشاره سینگ پوری به درگیری وزیر خارجه چین احتمالا به سفر پیش روی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به چین برمیگردد.
او افزود: «این نشانه مثبتی برای تلاشها به منظور ایجاد ائتلافی در بریکس حول موضوعات مهم برای اقتصادهای نوظهور و کشورهای جنوب جهانی است.»
پوری گفت: «البته رسیدن به راهحل سیاسی دشوار است، اما همین که آنها دور هم جمع میشوند اتفاق مثبتی است و امیدواریم راهی رو به جلو ایجاد کند.»
افزایش شدید قیمت انرژی ناشی از جنگ با حکومت ایران باعث شده است بسیاری از کشورهای بریکس، از جمله هند، اقدامهای اضطراری برای حفاظت از اقتصاد و مصرفکنندگان خود انجام دهند.
چین تاکنون موضعی ظاهرا بیطرفانه اتخاذ کرده است. موضوعی که به روابط نزدیک پکن هم با تهران و هم با کشورهای عرب سنیمذهب مرتبط دانسته میشود.
قرار است شو فیهونگ، سفیر چین در هند، بهجای وانگ یی، وزیر خارجه چین، در نشست وزیران خارجه بریکس شرکت کند، چون وانگ احتمالا همزمان با سفر ترامپ به پکن، امکان حضور در دهلی را نخواهد داشت.
پس از افشای حملات تلافیجویانه امارات متحده عربی به اهدافی در لاوان و عسلویه، خبرگزاری رویترز گزارش داد که عربستان سعودی نیز در واکنش به حملات جمهوری اسلامی به خاک این کشور در جریان جنگ اخیر، چندین حمله اعلامنشده علیه ایران انجام داده است.
خبرگزاری رویترز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت به نقل از دو مقام غربی که در جریان این موضوع قرار گرفتهاند و دو مقام ایرانی نوشت: «عربستان سعودی به تلافی حملاتی علیه این کشور در جریان جنگ ایران، حملات متعددی را علیه اهدافی در ایران اجرا کرد اما این حملات بهصورت عمومی اعلام نشدند.»
دو مقام غربی به این رسانه گفتهاند که حملات نیروی هوایی عربستان سعودی در آخرین روزهای ماه مارس (اوایل فروردین) انجام شد.
به نوشته رویترز این حملات نخستین مورد شناساییشده از حملات مستقیم عربستان علیه جمهوری اسلامی است و نشان میدهد این کشور در دفاع از خود در برابر «رقیب اصلیاش در منطقه» نسبت به گذشته «بسیار جسورتر» شده است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس علیه جمهوری اسلامی
پیش از انتشار این گزارش، بلومبرگ به نقل از «افراد آگاه از موضوع» نوشت که امارات متحده عربی در جریان جنگ جاری، بیش از یکبار به اهدافی در خاک ایران حمله کرده است؛ حملاتی که تنها به جزیره لاوان محدود نبود و هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل میشد.
به گفته یکی از منابع بلومبرگ، امارات یک بار پیش از آتشبس ۲۰ فروردین به ایران حمله کرد و یک بار پس از آن، در هفتم اردیبهشت. این گزارش میگوید یکی از این اقدامات، واکنشی هماهنگشده با اسرائیل به حمله ایران به تاسیسات پتروشیمی «بروج» امارات بود.
بلومبرگ همچنین نوشت که امارات و اسرائیل در حمله ۱۷ اردیبهشت اسرائیل به بزرگترین تاسیسات پتروشیمی ایران در عسلویه، با یکدیگر هماهنگ بودند. این حمله در واکنش به حمله تهران به مجتمع بروج امارات انجام شد.
این منبع همچنین به بلومبرگ گفت حملات تلافیجویانه امارات شامل حمله به یک پالایشگاه ایرانی در جزیره لاوان در خلیج فارس نیز بوده است.
والاستریت ژورنال دوشنبه ۲۱ اردیبهشت در گزارشی تنها از حمله امارات به جزیره لاوان پیش از آغاز آتشبس خبر داده بود. روایت بلومبرگ نشان میدهد دامنه اقدامات امارات گستردهتر بوده و علاوه بر حمله به لاوان، هماهنگی با اسرائیل در حمله به تاسیسات پتروشیمی عسلویه را نیز شامل شده است.
افشای نقش عربستان و امارات در حملات تلافیجویانه علیه جمهوری اسلامی نشان میدهد جنگ اخیر، فراتر از تقابل مستقیم جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، به شکلی گستردهتر و کمتر علنی کشورهای عربی خلیج فارس را نیز درگیر کرده بود.
کاهش تنش پس از حملات
رویترز به نقل از مقامهای ایرانی و غربی نوشت که عربستان سعودی پس از انجام حملات، حکومت ایران را آگاه کرد و پس از آن، رایزنیهای دیپلماتیک فشرده و تهدید ریاض به تلافی بیشتر دو کشور را به تفاهمی برای کاهش تنش رساند.
یکی از مقامهای جمهوری اسلامی در گفتوگو با رویترز دستیابی به این تفاهم میان تهران و ریاض را تایید کرد و گفت هدف از این اقدام، «توقف خصومتها، حفاظت از منافع متقابل و جلوگیری از تشدید تنشها» بوده است.
به نوشته رویترز، تفاهم غیررسمی تهران و ریاض برای کاهش تنش، در هفته منتهی به توافق آتشبس که ۱۹ فروردین اجرایی شد، حاصل شده است. کاخ سفید به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این باره پاسخی نداد.
منابع غربی به این رسانه گفتند تا پایان ماه مارس، تماسهای دیپلماتیک و تهدید عربستان سعودی مبنی بر اتخاذ رویکردی تندتر، مشابه امارات متحده عربی، و تلافی بیشتر، به تفاهمی برای کاهش تنش انجامید.
رویترز نوشت که هرچند یک مقام ارشد وزارت امور خارجه عربستان این پرسش را که آیا توافقی برای کاهش تنش با ایران حاصل شده است یا نه، بیپاسخ گذاشت، اما گفت: «ما بر موضع ثابت عربستان سعودی در حمایت از کاهش تنش، خویشتنداری و کاستن از تنشها در راستای ثبات، امنیت و شکوفایی منطقه و مردم آن تاکید میکنیم.»
بررسی الگوی حملات، کاهش تنش میان تهران و ریاض را تایید میکند
رویترز با بررسی بیانیههای وزارت دفاع عربستان نوشته است که شمار حملات پهپادی و موشکی علیه این کشور در هفته منتهی به ۱۱ فروردین بیش از ۱۰۵ مورد بود اما یک هفته پس از آن، یعنی در فاصله بین ۱۲ تا ۱۷ فروردین (دو روز پیش از شروع رسمی و عملی آتشبس) به ۲۵ مورد کاهش یافت.
در این گزارش بر اساس ارزیابی منابع غربی آمده است که منشاء پرتابههای شلیکشده به عربستان سعودی در روزهای منتهی به آتشبس، عراق بود. این نشان میدهد که تهران حملات مستقیم را محدود کرده بود، در حالی که گروههای متحدش همچنان به فعالیت علیه عربستان ادامه میدادند.
عربستان سعودی ۲۳ فروردین سفیر عراق را احضار کرد تا به حملاتی که از خاک عراق انجام شده بود، اعتراض کند. با وجود این، تماسهای عربستان و جمهوری اسلامی حتی پس از آغاز آتشبس گستردهتر میان تهران و واشینگتن نیز ادامه یافت. وزارت دفاع عربستان گزارش داد که در روزهای ۱۸ و ۱۹ فروردین، ۳۱ پهپاد و ۱۶ موشک به سوی این پادشاهی شلیک شد.
والاستریت ژورنال اواخر فروردین در گزارشی تحلیلی نوشت که شبهنظامیان عراقی تحت حمایت تهران، با پرتاب دهها پهپاد به سمت عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، «جنگی پنهان» را در دل نبرد بزرگتر منطقه رقم زدهاند.
این رسانه نوشت که حملات شبهنظامیان عراقی تحت حمایت جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس، این تولیدکنندگان بزرگ نفت جهان را بیش از هر زمان دیگری به مرز درگیری آشکار با بغداد سوق داده است.
مقامات سعودی در ارزیابیهای خود برآورد کردند که نیمی از حدود ۱۰۰۰ حمله پهپادی انجامشده به این کشور، شامل هدف قرار دادن پالایشگاه حساس «ینبع» در دریای سرخ و میادین نفتی در استان شرقی عربستان، از درون خاک عراق انجام شده بود.
این موج از حملات، ریاض را به بررسی گزینه تلافی علیه ایران و عراق واداشت. همزمان، پاکستان برای اطمینان دادن به عربستان سعودی، جنگندههایی به این کشور اعزام کرد و با شدت گرفتن تلاشهای دیپلماتیک، خواستار خویشتنداری شد.
سیانان گزارش داد یک شبکه پنهان نفتی در چین سالهاست میلیاردها دلار به اقتصاد ایران تزریق کرده و اکنون نیز همزمان با تشدید فشارهای آمریکا، به بقای مالی جمهوری اسلامی کمک میکند.
در استان شاندونگ چین و مناطق پیرامونی آن، بنادر، خطوط انتقال و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» نقش کلیدی در این چرخه ایفا میکنند.
این پالایشگاههای کوچک و مستقل که با مجوز دولت چین فعالیت دارند، بهصورت غیرعلنی نفت خام تحریمشده ایران را به فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و محصولات پتروشیمی تبدیل میکنند تا نیاز دومین اقتصاد بزرگ جهان تامین شود.
سیانان با اشاره به سفر قریبالوقوع دونالد ترامپ به چین نوشت همزمان با تشدید تنشها بر سر تجارت نفت ایران، پکن در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است؛ از یک سو به دنبال برقراری رابطهای باثبات با واشینگتن است و از سوی دیگر، همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک نزدیک خود با تهران را ادامه میدهد.
در آستانه این سفر، وزارت خزانهداری آمریکا ۱۲ فرد و نهاد را به اتهام نقشآفرینی در تسهیل فروش و انتقال نفت ایران به چین تحریم کرد.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، بهتازگی چین را متهم کرده است که با خرید انرژی از ایران، به تامین مالی «شبکههای تروریستی» جمهوری اسلامی کمک میکند.
۲۱ اردیبهشت، روزنامه فایننشالتایمز گزارش داد ترامپ در سفر به پکن خواستار کاهش حمایت چین از حکومت ایران خواهد شد.
تشدید فشارهای آمریکا بر شرکتهای چینی
ایالات متحده حدود یک سال پیش، شرکت «هِبِی شینهای» چین را به خرید محمولههای نفتی مرتبط با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی متهم کرد. واشینگتن همچنین اعلام کرد این شرکت صدها میلیون دلار نفت خام را از طریق نفتکشهای موسوم به «ناوگان سایه» وارد کرده است.
«هِبِی شینهای» اکنون به فهرست رو به گسترش تحریمهای آمریکا علیه شرکتهای فعال در تجارت نفت ایران اضافه شده است.
از سال گذشته تاکنون، چهار پالایشگاه دیگر در چین نیز در فهرست تحریمهای واشینگتن قرار گرفتهاند؛ تاسیساتی که اغلب در یک منطقه ساحلی و قطب مهم انرژی چین، در فاصلهای نزدیک به یکدیگر قرار دارند.
صنعت پالایش نفت در استان شاندونگ که دههها پیش با تکیه بر میدانهای نفتی شِنگلی در دلتای رود زرد شکل گرفت، اکنون به واردات گسترده نفت خام وابسته شده و حدود ۲۰ درصد از نفت مصرفی چین را فرآوری میکند.
به گفته تحلیلگران، بخش قابلتوجهی از نفت خام وارداتی این صنعت را محمولههای تحت تحریم تشکیل میدهد.
اریکا داونز، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست جهانی انرژی در دانشگاه کلمبیا، گفت: «اینها پالایشگاههای کوچکی هستند که با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند. تخفیفهایی که طی سالهای گذشته برای خرید نفت خام ونزوئلا، روسیه و ایران دریافت کردهاند، به بقای آنها کمک کرده است.»
با این حال، تحریمهای آمریکا تنها به شرکتهای کوچک چینی محدود نمیشوند. واشینگتن پیشتر شرکت پتروشیمی «هنگلی» را تحریم کرد، پالایشگاهی بسیار بزرگتر در شهر بندری دالیان. این اقدام نشان میدهد ایالات متحده آماده است بازیگران بزرگتر این صنعت را نیز هدف قرار دهد.
چین در آمار رسمی گمرکی خود واردات نفت خام ایران را ثبت نمیکند و منشا این محمولهها نیز در مسیر تجارت پنهان میشود.
با این حال، پکن تحریمهای آمریکا را به رسمیت نمیشناسد و به شرکتهای داخلی دستور داده است از تبعیت از تحریمهای واشینگتن علیه پالایشگاهها خودداری کنند.
سیانان در ادامه نوشت ساختار صنعت نفت چین به شرکتهای مستقل و پالایشگاههای موسوم به «تیپات» اجازه میدهد ریسک خرید نفت تحریمی را بپذیرند و با وجود تحریمهای آمریکا، به فعالیتهای عمدتا داخلی خود ادامه دهند.
این در حالی است که به گفته داونز، شرکتهای بزرگ دولتی انرژی چین بهدلیل پیوند گسترده با نظام مالی بینالمللی، عموما از تحریمها تبعیت میکنند.
با تداوم بحران جهانی نفت ناشی از جنگ ایران، نقش پالایشگاههای مستقل چین در تامین امنیت انرژی این کشور پررنگتر شده است. این روند در شرایطی شدت گرفته که آمریکا با اعمال محاصره دریایی، در تلاش است از خروج نفتکشهای حامل نفت ایران جلوگیری کند.
نفت ایران که بخش عمده آن در پالایشگاههای مستقل چین فرآوری میشود، پیش از آغاز جنگ اخیر، حدود ۱۳ درصد از واردات دریایی نفت چین را تشکیل میداد.
به گفته مویو شو، تحلیلگر ارشد بازار نفت خام در موسسه کپلر، ارزش این واردات در سال گذشته میلادی احتمالا به حدود ۳۲.۵ میلیارد دلار رسید که پس از کسر هزینهها، حدود دوسوم آن نصیب جمهوری اسلامی شد.
اما ماه گذشته و در پی اختلال در صادرات نفت در تنگه هرمز، سهم نفت ایران در واردات دریایی چین به ۱۸ درصد افزایش یافت.
شو افزود: «از نگاه پکن، حفظ جریان باثبات سوخت و تضمین امنیت انرژی اولویت اصلی است. به همین دلیل، دولت چین توجه ویژهای به پالایشگاههای تیپات دارد، چون میداند این پالایشگاهها همچنان قادر به تامین خوراک نفتی خود هستند.»
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی ورتکسا، چهار بندر واقع در سواحل دریای زرد در استان شاندونگ چین، به همراه بندر دالیان، طی ماههای مارس و آوریل (نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت) بهطور میانگین روزانه بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت ایران دریافت کردهاند.
تحلیلگران معتقدند اگرچه پس از اعمال محاصره دریایی آمریکا، واردات نفت ایران اندکی کاهش یافته، اما این موضوع بیشتر ناشی از افزایش قیمتهاست تا کمبود عرضه.
به گفته آنها، دهها میلیون بشکه نفت ایران در شناورهایی که در شرق تنگه هرمز مستقر هستند، بهصورت ذخیره شناور نگهداری میشود.
قرار است دونالد ترامپ در نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته، چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شود. شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، میزبان ترامپ خواهد بود. این سفر در سایه «جنگ ایران» و بحران تنگه هرمز، جنگ تعرفهها و تنش بر سر تایوان، انجام میشود.
ترامپ سالهاست تمرکز ویژهای بر چین دارد. او که دستکم از اوایل دهه ۲۰۱۰ استدلال میکرد پکن از طریق تجارت «در حال سوءاستفاده» از ایالات متحده است، در دوره نخست ریاستجمهوری خود جنگ تجاری گستردهای را آغاز کرد، بر صدها میلیارد دلار از واردات چین تعرفه وضع کرد و نهادهای دولتی آمریکا را به سمت برخورد با پکن بهعنوان یک «رقیب راهبردی» سوق داد.
این دوره با تشدید مکرر تعرفهها و شکلگیری چارچوبی وسیعتر از «رقابت» در حوزههای نظامی، فناوری و اقتصادی همراه بود.
در دوره دوم ریاستجمهوری او، روابط دو کشور میان تقابل و همکاری تاکتیکی در نوسان بوده است. ترامپ دوباره فشار تعرفهای را آغاز کرد و در مقطعی برخی تعرفهها را تا ۱۴۰ درصد افزایش داد. اقدامی که با واکنش تلافیجویانه چین روبهرو شد.
هنگامی که این سیاست نتوانست امتیازهای عمدهای از پکن بگیرد، ترامپ لحن خود را تغییر داد و بر شراکت «جی۲» (Group of Two) تاکید کرد، شخصا به تمجید از شی پرداخت و در نشست اکتبر ۲۰۲۵ در بوسان با یک آتشبس یکساله در جنگ تجاری موافقت کرد.
در این مرحله، او نگرانیهای مربوط به حقوق بشر در سینکیانگ، هنگکنگ و تبت را کماهمیت جلوه داد و در عین حال، با وجود تایید فروش تسلیحات به تایوان، لحن خود را درباره این جزیره نیز تعدیل کرد تا از تحریک بیش از حد پکن جلوگیری کند.
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین
سفر روسایجمهوری آمریکا به چین از دهه ۱۹۷۰ به یکی از ابزارهای مهم دیپلماتیک تبدیل شده است.
سفر ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۲ نمونه کلاسیک این روند به شمار میرود. رویدادی که به احیای روابط دو کشور پس از دههها خصومت دوران جنگ سرد کمک کرد و به صدور «بیانیه شانگهای» انجامید.
جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ به چین رفت و تعهدات آمریکا در چارچوب آن توافق را تایید کرد.
پس از برقراری کامل روابط دیپلماتیک در سال ۱۹۷۹، روسایجمهوری بعدی آمریکا از سفر به چین برای مدیریت همکاریها و بحرانها استفاده کردند.
رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ راهی چین شد و ضمن امضای بیانیهای دیگر، بر توسعه روابطی «سازنده» تاکید کرد؛ هرچند همچنان از کمونیسم انتقاد میکرد.
جورج اچ دبلیو بوش در سال ۱۹۸۹ به چین سفر کرد و بر سیاست «چین واحد» تاکید داشت.
بیل کلینتون در سفر سال ۱۹۹۸ خود، در سخنرانیهایی در شهرهای مختلف چین از جمله پکن، بر تعامل، تجارت و حقوق بشر تمرکز کرد.
جورج بوش پسر و باراک اوباما چندین بار به چین سفر کردند. سفرهایی که اغلب با موضوعات اقتصادی، گفتوگوهای امنیتی و رویدادهای مهمی مانند المپیک ۲۰۰۸ پکن و نشست آپک ۲۰۱۴ پیوند داشت.
خود ترامپ نیز در سال ۲۰۱۷ به چین رفت. زمانی که روابط دو کشور هنوز نسبتا دوستانه بود و تمرکز اصلی بر مذاکرات تجاری و تشریفات گسترده میزبانی از سوی شی جینپینگ قرار داشت.
سفر کنونی ترامپ نخستین سفر یک رییسجمهوری آمریکا به چین در نزدیک به یک دهه گذشته است و اندکی پس از آتشبس تعرفهای سال ۲۰۲۵ انجام میشود.
در حوزه اقتصاد و تجارت، ترامپ بهدنبال افزایش خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین، از جمله سویا و احتمالا محصولات با ارزش افزوده بالا مانند موتور هواپیما، و همچنین دسترسی شفافتر شرکتهای آمریکایی، بهویژه در بخش مالی و خدمات مرتبط با فناوری، به بازار چین است.
در حوزه فناوری و تحریمها، دو طرف بر سر کنترل نیمهرساناها، تراشههای هوش مصنوعی و محدودیتهای صادراتی درگیر چالش هستند.
واشینگتن اخیرا اجازه فروش برخی تراشههای هوش مصنوعی انویدیا به چین را صادر کرده، در حالی که پکن تهدید کرده در واکنش به قوانین آمریکا که چین را تهدیدی امنیتی معرفی میکنند، اقدامات متقابل انجام خواهد داد.
دو موضوع بزرگ ژئوپلیتیکی نیز در پسزمینه این سفر قرار دارند. نخست، «جنگ ایران» که بازارهای انرژی و سیاست جهانی را بیثبات کرده و روابط اقتصادی پکن با تهران به چین اهرم نفوذ و منافعی داده که با منافع واشینگتن متفاوت است.
دوم، مساله تایوان که همچنان یکی از نگرانیهای اصلی پکن به شمار میرود. مقامهای چینی خواهان موضعگیری صریحتر آمریکا علیه استقلال تایوان و پیشبینیپذیری بیشتر در زمینه فروش تسلیحات آمریکا هستند. در سوی دیگر، ترامپ پیشتر ارسال یک بسته بزرگ تسلیحاتی به تایوان را به تعویق انداخته است.
تمایل ترامپ به تمجید از رییسجمهوری چین و پرهیز از انتقاد علنی شدید درباره حقوق بشر، هرچند با هدف آرام نگه داشتن فضای این سفر انجام میشود، اما همزمان اهرم فشار آمریکا در حوزه ارزشهای حقوق بشری را نیز کاهش میدهد.
در کوتاهمدت، این سفر احتمالا به «دستاوردهای» قابل مشاهده اما تغییرات ساختاری محدود منجر خواهد شد.
تحلیلگران انتظار دارند توافقهایی درباره خریدهای جدید چین، برای مثال در حوزه محصولات کشاورزی یا برخی کالاهای صنعتی خاص، اعلام شود و پیشرفتهایی نمادین در زمینه دسترسی به بازار و بیانیههای مشترک درباره همکاری منتشر شود.
چنین توافقهایی میتوانند بازارها را آرام و توقف یکساله تشدید تعرفهها را تقویت کنند. اقدامی که بیثباتی اقتصادی فوری میان دو کشور را کاهش خواهد داد.
در بلندمدت، تاثیر این سفر به آنچه پشت درهای بسته توافق میشود، بستگی دارد. اگر ترامپ در ازای دستاوردهای اقتصادی کوتاهمدت، در موضوعاتی مانند نحوه بیان سیاست آمریکا درباره تایوان، زمانبندی فروش تسلیحات یا محدودیتهای فناوری پیشرفته امتیاز بدهد، پکن ممکن است موقعیت راهبردی خود را تقویت کند، در حالی که واشینگتن تنها به کاهش موقت فشارهای تجاری دست خواهد یافت.
از سوی دیگر، اگر دو طرف به نوعی «رقابت مدیریتشده» پایبند بمانند، یعنی رقابت در فناوری و نفوذ منطقهای را بپذیرند اما از تشدید کنترلنشده تنش جلوگیری کنند، این سفر میتواند به تثبیت روابط دو کشور و کاهش خطر بحران در شرق آسیا، دستکم در کوتاهمدت، کمک کند.
در هر صورت، سفر ترامپ به چین ادامه همان الگویی است که روسایجمهوری پیشین آمریکا نیز دنبال کردهاند: استفاده از سفرهای پرهزینه و نمادین برای ایجاد توازن میان رقابت و همکاری در رابطهای که بسیاری آن را مهمترین رابطه دوجانبه جهان میدانند.
همزمان با ادامه درگیریهای مرزی و عملیات ارتش اسرائیل در جنوب لبنان، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، خلع سلاح این گروه را رد کرد و گفت آمریکا و اسرائیل بهدنبال «سلطه بر لبنان» هستند.
قاسم سهشنبه ۲۲ اردیبهشت با انتشار بیانیهای در آستانه مذاکرات دولت لبنان و اسرائیل، بر ادامه نبرد با اسرائیل تاکید کرد و گفت این گروه نیابتی جمهوری اسلامی خلع سلاح را نخواهد پذیرفت.
در این بیانیه کتبی آمده است: «هیچکس خارج از لبنان هیچ ارتباطی با سلاحها و مقاومت ندارد. این مساله داخلی لبنان است و بخشی از مذاکرات با دشمن نیست.»
قاسم خواستار توقف مذاکرات مستقیم میان دولت لبنان و اسرائیل شد و این گفتوگوها را «به سود اسرائیل و به معنای امتیازدهی رایگان از سوی دولت لبنان» توصیف کرد.
دبیرکل حزبالله با تاکید بر ضرورت انجام «مذاکرات غیرمستقیم» افزود توافق آتشبس میان جمهوری اسلامی و آمریکا که شامل «توقف تجاوز به لبنان» میشود، مهمترین اهرم برای جلوگیری از حملات اسرائیل به شمار میرود.
قاسم همچنین تهدید کرد نیروهای حزبالله میدان نبرد را برای نظامیان اسرائیلی به «جهنم» تبدیل خواهند کرد.
نمایندگان اسرائیل و لبنان قرار است ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت برای دور تازه مذاکرات در واشینگتن دیدار کنند.
شبکه کان اسرائیل پیشتر گزارش داد در این نشست، موضوع خلع سلاح حزبالله و ترسیم مرز میان دو کشور بررسی خواهد شد.
بر اساس این گزارش، حزبالله تسلیحاتش را پایه قدرت نظامی، راهبردی و سیاسی خود در لبنان میداند و بهدلیل نگرانی از احتمال از دست دادن پشتیبانی حکومت ایران، به خلع سلاح تن نمیدهد.
تداوم آتشباری متقابل حزبالله و اسرائیل
تنشها میان اسرائیل و حزبالله همچنان ادامه دارد و دو طرف یکدیگر را به نقض آتشبس متهم میکنند.
وبسایت تایمز اسرائیل ۲۲ اردیبهشت از حمله پهپادی حزبالله به نیروهای اسرائیلی مستقر در جنوب لبنان خبر داد.
بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل چند پهپاد انفجاری حزبالله را رهگیری و سرنگون کرد و این حملات تلفات یا خسارات جانی به همراه نداشت.
شب گذشته نیز حزبالله چند راکت به سوی نظامیان اسرائیلی در جنوب لبنان شلیک کرد.
این پرتابهها در مناطق باز و غیرمسکونی فرود آمدند و خسارتی گزارش نشد.
در سوی دیگر، ارتش اسرائیل ۲۲ اردیبهشت اعلام کرد از زمان برقراری آتشبس، بیش از ۱۱۰۰ موضع حزبالله را هدف قرار داده و بیش از ۳۵۰ نفر از نیروهای این گروه نیابتی جمهوری اسلامی را در جنوب لبنان از پا درآورده است.
ارتش اسرائیل افزود حملات به ساختمانهای نظامی، انبارهای سلاح و پرتابگرهای حزبالله ادامه دارد و عملیات طبق دستور مقامهای سیاسی اسرائیل انجام میگیرد.
روزنامه هاآرتص پیشتر گزارش داده بود خلع سلاح حزبالله همچنان گره اصلی در مذاکرات میان لبنان و اسرائیل به شمار میرود.
مقامهای جمهوری اسلامی، بهعنوان پشتیبان اصلی حزبالله، تاکنون بهطور جدی با خلع سلاح این گروه مخالفت کردهاند.
تامین مالی و تسلیحاتی گروههای نیابتی حکومت ایران در منطقه در شرایطی ادامه دارد که مردم ایران در سالهای اخیر با مشکلات متعدد اقتصادی، از جمله تورم افسارگسیخته، افزایش نرخ ارز و بیکاری، دستبهگریبان بودهاند.
ارتش اسرائیل ۲۲ اردیبهشت اعلام کرد نیروهای این کشور بهتازگی در جریان عملیاتی علیه حزبالله، از رودخانه لیتانی در حومه شهر زوطر الشرقیه در جنوب لبنان عبور کردند. منطقهای که حدود ۱۰ کیلومتر با مرز اسرائیل فاصله دارد.
ارتش اسرائیل اعلام کرد نیروهای تیپ گولانی تحت فرماندهی لشکر ۳۶، عملیات ویژه «پاکسازی» در منطقه را به پایان رسانده و کنترل عملیاتی آن را به دست آوردهاند.
بر اساس بیانیه ارتش اسرائیل، در جریان این عملیات، مواضع حزبالله، تونلها و مسیرهای زیرزمینی، انبارهای تسلیحاتی و پرتابگرهای موشکی شناسایی و منهدم شد. همچنین نیروی هوایی اسرائیل بیش از ۱۰۰ هدف رزمی را «در حمایت از نیروهای مستقر در منطقه» مورد حمله قرار داد.
در جریان این عملیات «پاکسازی»، دهها عضو مسلح حزبالله «در درگیریهای رو در رو و با پشتیبانی هوایی» کشته شدند.