کوچصفهان، شهری با جمعیتی کمتر از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی رشت، مرکز استان گیلان، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه شاهد اعتراضهایی بود که پیش از آن در این شهر دیده نشده بود. جایی که حضور گسترده مردم، بهویژه جوانان، در مقیاس این شهر کوچک، اتفاقی بزرگ را رقم زد.
بر اساس گزارشها، نیروهای بسیج بههمراه نیروهای اعزامی از شهرهای اطراف از جمله سپاه سلمان سنگر، در این شهر مستقر شدند و حمله به معترضان را با گاز اشکآور و تیراندازی با سلاح جنگی آغاز کردند.
در جریان این تیراندازیها، حداقل ۱۰ نفر در میدان اصلی شهر کشته و شمار زیادی مجروح شدند. امیرمحمد خداپرست، سیدحسین حسینی و پیمان لفوطی، سه نفر از کشتهشدگان آن شب بودند.
پس از این کشتار، روند تحویل پیکرها با فشار و محدودیت همراه بود؛ از ربودن پیکرها تا مجبور کردن خانوادهها به اعلام «بسیجی» بودن جانباختگان و برگزاری مراسم در شرایط امنیتی.
در مواردی نیز خانوادهها برای تحویل گرفتن پیکر نزدیکانشان، ناچار به پرداخت مبالغ سنگین شدند.
روند سرکوب در هفتههای بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی ماه در کوچصفهان نیز ادامه یافت.
نیروهای امنیتی با برپا کردن ایست بازرسی، معترضان با آثار جراحت را دستگیر و تلفنهای همراه افراد را به قصد بررسی حضور آنها در تجمعها، بررسی میکردند.
امیرمحمد خداپرست؛ جوانی که با تیر خلاص کشته شد امیرمحمد خداپرست، ۲۴ ساله و از ساکنان کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در میدان اصلی این شهر هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، او ابتدا با اصابت گلوله به ناحیه پهلو مجروح شد و نیروهای حاضر در محل با شلیک تیر خلاص به سرش، او را کشتند.
به گفته منابع محلی، شدت جراحات به حدی بود که امکان نجاتش وجود نداشت.
خداپرست، شاغل در حوزه محصولات چوبی بود.
پیکر او در سکوت و تحت شرایطی امنیتی، در روستای «بلسبنه» کوچصفهان به خاک سپرده شد.
سیدحسین (آرین) حسینی لالهدشتی؛ جوانی که از پشت هدف گلوله قرار گرفت
سیدحسین (آرین) حسینی لالهدشتی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در میدان شهرداری کوچصفهان با اصابت گلوله جنگی کشته شد.
بر اساس گزارشها، او در حالی که تلاش میکرد از اصابت گلوله در امان بماند، از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.
به گفته شاهدان، نیروهای سرکوب و بسیجی، پیکر او و خداپرست را ساعتهای زیادی در همان محل نگه داشتند و مانع کمک مردم شدند.
منابع مطلع گفتند: «آرین از جوانان زحمتکش و شناختهشده محل بود. او که بهتازگی از خدمت سربازی بازگشته بود، در کنار کارهای روزمره، به پدرش در فروش میوه در بازار روز کوچصفهان کمک میکرد.»
به گفته آشنایانش، او جوانی آرام، مسئولیتپذیر و خانوادهدوست بود که بخش مهمی از وقت خود را صرف کمک به خانواده و کار میکرد.
گزارشها حاکی از آن است که پس از کشتهشدن آرین، نیروهای بسیج مستقر در محل، پیکرش را با خود بردند و برای تحویل آن به خانواده، شروطی از جمله دفن شبانه بدون انجام کامل آیینهای معمول خاکسپاری مانند غسل و کفن مطرح کردند.
در نهایت نیز با تنظیم اسناد ساختگی، او بهعنوان «بسیجی» معرفی شد و بعد پیکرش را به خانواده تحویل دادند.
پیمان لفوطی؛ پدری که نانآور دو خانواده بود
پیمان لفوطی، ۴۰ ساله، ساکن کوچصفهان، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در این شهر هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، او هنگام تجمعات آن شب، همراه خواهرش سوار بر موتورسیکلت بود که نیروهای بسیجی آنها را به رگبار بستند. گلولهها به چند ناحیه از بدن پیمان اصابت کرد و در پی خونریزی شدید، جان باخت.
همچنین در این حادثه، خواهر او نیز از ناحیه شکم و روده مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.
پیکر پیمان، ۱۹ دیماه تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.
لفوطی پدر دو دختر هفت و ۱۳ ساله بود و به گفته نزدیکانش، نانآور دو خانواده به شمار میرفت. او علاوه بر تامین هزینههای زندگی همسر و فرزندانش، مسئولیت نگهداری و تامین مخارج پدر و مادر بیمار خود را نیز بر عهده داشت.
حسن نتاج صلحدار، نماینده بابل در مجلس، گفت: «ما بمب اتم نداریم و نمیخواهیم علیه مردم استفاده کنیم. اما اگر قرار باشد اتفاقی رخ دهد و بخواهیم از آن استفاده کنیم، استفاده نظامی و در حد ضعیفشده برای اقدامات نظامی است.»
او افزود: «ما خوشحال میشویم آمریکا شروط ما را نپذیرد... برای مذاکره، آمریکا باید مقابل ما زانو بزند.»
در جریان جنگی که از ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، گروه حزبالله برای تغییر وضعیت خود در برابر اسرائیل، هزینهای سنگین پرداخت. از اشغال بخشی از جنوب لبنان و آوارگی صدها هزار نفر از حامیانش، تا کشته شدن هزاران نیرویش.
خبرگزاری رویترز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت در گزارشی نوشت که اقدامات حزبالله، پیامدهای سیاسی قابل توجهی نیز به همراه داشته است: در بیروت، مخالفتها با وضعیت حزبالله بهعنوان یک گروه مسلح تشدید شد.
رقیبان داخلی، این گروه را عامل قرار گرفتن لبنان در معرض جنگهای مکرر با اسرائیل میدانند.
فروردین ۱۴۰۵، دولت لبنان برای نخستین بار در چند دهه گذشته، وارد گفتوگوهای مستقیم با اسرائیل شد. تصمیمی که حزبالله بهشدت با آن مخالفت کرد.
با این حال، بیش از ۱۰ مقام حزبالله گفتند این گروه همچنان فرصتی برای تغییر شرایط میبیند؛ از جمله از طریق همراستایی با تهران در جنگ با اسرائیل و آمریکا.
گروه مسلح شیعه حزبالله که در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) بهوسیله سپاه پاسداران تاسیس شد، دو روز پس از آغاز درگیریها با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، وارد جنگ شد.
به گفته منابع مطلع، هدف این است که موضوع لبنان وارد دستور کار مذاکرات آمریکا و حکومت ایران شود و فشار تهران، به آتشبس قویتری بینجامد.
یک دیپلمات، اقدامات حزبالله لبنان را «خطرآفرینی بزرگ» و در عین حال تلاشی برای نقش داشتن در راهحل آینده تنشها میان آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی توصیف کرد.
تهران خواستار گنجاندن موضوع حزبالله در هر توافقی شده، اما دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفته است توافق با حکومت ایران، به لبنان «مرتبط نخواهد بود».
برخی مقامهای غربی نیز احتمال دادهاند توافقی حاصل شود که شامل لبنان نباشد.
حزبالله میگوید به جمهوری اسلامی «اعتماد کامل» دارد و تهران، متحدانش را معامله نخواهد کرد.
در مقابل، آمریکا بر حق دفاع اسرائیل تاکید کرده و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خلع سلاح حزبالله را «شرط صلح» دانسته است.
حزبالله این موضوع را رد کرده و آن را به گفتوگوی ملی موکول کرده است.
مقامهای لبنانی هشدار دادهاند تلاش برای خلع سلاح اجباری میتواند به درگیری داخلی منجر شود.
در همین حال، مقامهای لبنان معتقدند گفتوگوهای مستقیم با اسرائیل با میانجیگری آمریکا بهترین مسیر برای دستیابی به آتشبس پایدار و خروج نیروهای اسرائیلی است.