اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال است حاکی است که محمد (نیما) معصومشاهی، زندانی سیاسی ۳۹ ساله که روز ۳۱ فروردین اعدام شد، در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید و شکنجه قرار داشته، بهطوری که دندانهایش شکسته و شنوایی یکی از گوشهایش را از دست داده بود.
بنا بر این اطلاعات، معصومشاهی در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» هم بازداشت و پس از مدتی با قرار وثیقه بهطور موقت آزاد شده بود.
او مجددا ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ مجددا بازداشت شد و به اتهامهای «محاربه»، «عضویت در گروه مجرمانه» و «تبلیغ علیه نظام» و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شد.
نزدیکان معصومشاهی به ایران اینترنشنال گفتند که معاون قوهقضاییه به او پیشنهاد داده بود در ازای همکاری تبلیغاتی در چارچوب پویش «جانفدا»، از تخفیف مجازات برخوردار شود؛ پیشنهادی که به گفته نزدیکانش، با مخالفت او مواجه شده است.
معصومشاهی در دوران حبس برای همبندیها و دوستانش شعر میخواند.
اکسیوس به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد آنها نگرانند آمریکا درگیر مناقشهای سرد با جمهوری اسلامی شود، وضعیتی که به جنگ یا توافق منتهی نمیشود. در چنین سناریویی، آمریکا ناچار خواهد بود نیروهای خود را برای ماههای بیشتری در منطقه حفظ کند و تنگه هرمز بسته بماند.
بر اساس این گزارش، در این شرایط دو طرف در انتظار عقبنشینی یا اقدام نخست طرف مقابل خواهند بود.
اکسیوس به نقل از پنج مشاور رییسجمهوری آمریکا گزارش داد ترامپ میان آغاز حملات نظامی تازه علیه جمهوری اسلامی یا صبر برای مشاهده تاثیر تحریمهای «فشار حداکثری» بر تمایل تهران به مذاکره در نوسان است. به گفته یکی از مشاوران، ترامپ اخیرا گفته: «تنها چیزی که آنها میفهمند بمب است.»
ترامپ دوشنبه پیشنهاد جمهوری اسلامی را با تیم امنیت ملی خود بررسی کرد. تهران پیشنهاد داده بود در قالب توافقی جانبی و در ازای لغو محاصره کشتیهای ورودی و خروجی از ایران، تنگه هرمز بازگشایی شود.
یک مقام آمریکایی و دو منبع مطلع به اکسیوس گفتند که در این نشست تصمیم نهایی اتخاذ نشد. یکی از این منابع گفت ترامپ تمایلی به پذیرش پیشنهاد ایران ندارد، زیرا این طرح مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران را به تعویق میاندازد. به گفته منابع، این موضوع دلیل اصلی حملات اخیر آمریکا عنوان شده است.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد هدف دونالد ترامپ سرنگونی جمهوری اسلامی نیست و «این تغییر باید از درون ایران صورت گیرد».
علیحسین قاضیزاده، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، با اشاره به سخنان روبیو گفت هدف آمریکا از مذاکره با جمهوری اسلامی، حذف ابزارهای تهدید حکومت ایران شامل برنامههای موشکی و هستهای و گروههای نیابتی است.
درگیری در سطح بالای حکومت که حالا در قالب جنگ رسانهای میان خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، و سایت رجانیوز، نزدیک به سعید جلیلی، متبلور شده، از یک سو نشاندهنده خلأ قدرت و تزلزل در کانون مرکزی تصمیمگیری و از سوی دیگر نشاندهنده جنگ گروههای انقلابی برای کسب قدرت است.
در حالی که سایه مذاکرات با آمریکا بر فضای سیاسی سنگینی میکند، تقابل میان جناحهای حکومتی بر سر قدرت از پشت پرده به صحنه علنی رسانهها کشیده شده است. نبردی تمامعیار میان محمدباقر قالیباف و بخشی از سپاه پاسداران از یک سو، و سعید جلیلی و جبهه پایداری از سوی دیگر.
لوبیای سحرآمیز؛ استعارهای که آتش به پا کرد
جرقه دور جدید تنشها زمانی زده شد که خبرگزاری تسنیم در بخش اخبار سایر رسانهها، مطلبی را با کلیدواژه «لوبیای سحرآمیز» منتشر کرد.
این تعبیر کنایهآمیز، سقف مطالبات مطرحشده برای توافق را به «لوبیای سحرآمیز» تشبیه کرد و با زیر سوال بردن امکان تحقق مواردی چون «تضمین صلح تا دهها سال برای ایران و شکوفایی اقتصادی»، این رویکرد را دلفریب اما غیرعملی دانست.
این موضعگیری که شروط آتشبس را فانتزی و فراتر از واقعیت توصیف میکرد، موجی از اعتراض را در میان جریان پایداری برانگیخت.
رجانیوز در واکنشی تند، این اقدام تسنیم را «کمرنگ کردن خطوط قرمز رهبری» خواند و گفت این رسانه با توصیف مطالبات حکومت به «لوبیای سحرآمیز»، همان مسیری را میرود که در سال ۹۴ به «خسارت محض» برجام منجر شد.
تسنیم در پاسخ، ضمن حذف مطلب مذکور، منتقدان خود را یک «گروه کوچک و مشکوک» نامید که با تفرقهافکنی در حال تکمیل پروژه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، هستند.
این خبرگزاری با ادبیاتی کمسابقه، مخالفان خود در جبهه پایداری را به «نفوذ» متهم کرد و حتی از بازداشت برخی افراد در این زمینه خبر داد.
تسنیم در بیانیهای تند، روش رجانیوز را به «روش کشمیری» تشبیه کرد و آنها را متهم کرد که با تندرویهای خود، مسبب اصلی روی کار آمدن دولتهایی چون حسن روحانی بودهاند.
پسزمینه بحران؛ چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری
این دعوای قدرت بین قالیباف و جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ به شکل عریان در «نشست مشهد» خود را نشان داد. جایی که به نوشته رسانههای داخلی، اسماعیل قاآنی تلاش کرد میان جلیلی و قالیباف ائتلاف ایجاد کند، اما با بنبست مواجه شد.
روایتهای متضادی از آن جلسه نقل شده است. یاران قالیباف میگویند جلیلی با سرپیچی از توصیهها و حتی نادیده گرفتن پیام غیرمستقیم علی خامنهای برای کنارهگیری به نفع قالیباف، موجب شکست کل «جریان انقلابی» شد.
در مقابل، جبهه پایداری میگوید خامنهای در پاسخ به پرسش مستقیم وحید جلیلی، «تکلیف کردن به قالیباف» را رد کرده است.
این تنشها به سرعت در راهروهای مجلس شورای اسلامی نیز طنینانداز شد.
در جریان صدور بیانیه حمایت ۲۶۱ نماینده از تیم مذاکرهکننده به ریاست قالیباف، نبود نام هفت چهره کلیدی جبهه پایداری، از جمله حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و مرتضی آقاتهرانی، پیام روشنی به هسته سخت قدرت داد.
این افراد با امتناع از امضای بیانیه، رسما نشان دادند ریاست قالیباف را بر پرونده مذاکرات، برنمیتابند.
ایراناینترنشنال پیشتر خبر داد که قالیباف در جلسات خصوصی، سعید جلیلی و اطرافیانش را «شبهنظامیان افراطی» توصیف کرده که با لجاجت خود «ایران را نابود خواهند کرد».
قالیباف نگران است که این فشارها در نهایت به حذف او از ریاست مجلس و کنار گذاشته شدن عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، منجر شود.
این دودستگی از دید مقامهای آمریکایی نیز پنهان نمانده است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، صراحتا به این شکاف اشاره کرده و گفته است در جمهوری اسلامی همه تندرو هستند، اما برخی درک میکنند که باید یک اقتصاد را اداره کنند، در حالی که گروه دیگر صرفا با انگیزههای صلب مذهبی عمل میکنند.
همچنین کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، تاکید کرده است حکومت ایران اکنون با یک «تشتت و اختلاف داخلی شدید» روبهروست که مانع از ارائه یک پیشنهاد واحد در مذاکرات میشود.
شاید بنیادیترین علت این درگیریهای افسارگسیخته را باید در لایههای پنهان جانشینی جستوجو کرد.
غیبت فیزیکی و رسانهای مجتبی خامنهای در این برهه حساس، یک «خلأ قدرت» جدی ایجاد کرده است.
در ساختار سنتی جمهوری اسلامی، همواره یک «فصلالخطاب» وجود داشت که دعواهای جناحها را پایان میداد، اما اکنون، در حالی که جمهوری اسلامی در میانه یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود قرار دارد، عملا مجتبی خامنهای در میان نیست.
این خلأ قدرت باعث شده باندهای درون حاکمیت برای سهمخواهی بیشتر به جان هم بیفتند.
نبرد تسنیم و رجانیوز تنها یک مشاجره رسانهای نیست. این جنگی برای تعیین جهتگیری آینده حکومت در دوران رهبری سوم است. دورانی که در آن «لوبیای سحرآمیز» مذاکره میتواند هم نردبانی برای بقا باشد و هم طنابی برای حذف رقیب سیاسی.