اقتصاد در منگنه جنگ و محاصره دریایی؛ دوراهی سخت تهران میان بازسازی و ایستادگی

جمهوری اسلامی پس از هفتهها درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل، اکنون با بحرانی اقتصادی روبهرو است که ابعاد آن گستردهتر از خسارات جنگ ایران و عراق ارزیابی میشود.

جمهوری اسلامی پس از هفتهها درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل، اکنون با بحرانی اقتصادی روبهرو است که ابعاد آن گستردهتر از خسارات جنگ ایران و عراق ارزیابی میشود.
تخریب زیرساختهای حیاتی، از جمله مجتمعهای پتروشیمی، کارخانههای فولاد و شبکههای حملونقل، در کنار محاصره دریایی بنادر از سوی ناوگان آمریکا، تهران را در موقعیت دشواری برای تامین منابع مالی برای بازسازی قرار داده است.
در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی بر پیروزی نظامی تاکید میکنند، واقعیتهای روی زمین، از جمله خطر بیکاری میلیونها نفر و توقف صادرات نفت، فشارها بر مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافقی جهت رفع تحریمها را دوچندان کرده است.
در سوی دیگر، محاصره دریایی تنگه هرمز با هدف قطع منابع مالی تهران آغاز شده، اما این راهبرد خطرهای بزرگی همچون افزایش قیمت جهانی انرژی و احتمال درگیری با شرکای تجاری ایران، نظیر چین، را به همراه دارد.
اگرچه اقتصاد ایران طی سالها تحریم به خودکفایی نسبی رسیده، اما حجم ویرانیهای اخیر و فلج شدن بخشهای ارزآور، کارشناسان را نسبت به بقای اقتصاد کشور بدون لغو تحریمها مردد کرده است.
ویرانی زیرساختها؛ فراتر از تجربه جنگ هشتساله
به گزارش والاستریت ژورنال، ابعاد تخریبهای ناشی از حملات اخیر بسیار سنگین است.
کاوه احسانی، استاد دانشگاه دیپال، معتقد است مقیاس ویرانیهای فعلی بسیار بدتر از جنگ ایران و عراق است؛ چرا که در آن دوران جنگ عمدتا در جبهههای مرزی بود، اما در هفتههای اخیر بیش از ۲۰ هزار موشک و بمب در نقاط مختلف ایران، از جمله تهران و مراکز صنعتی، فرود آمده است.
این روزنامه گزارش میدهد که دستکم ۱۷ هزار هدف، شامل کارخانهها، راهآهن، بنادر و ساختمانهای دولتی، مورد اصابت قرار گرفتهاند.
رسانههای دولتی ایران هزینه بازسازی را ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند. والاستریت ژورنال تاکید میکند که حملات اسرائیل «تصادفی» نبوده و بهطور سیستماتیک بخشهایی مانند پتروشیمی بندر امام و شرکت فولاد مبارکه را هدف قرار داده است تا توان ارزآوری جمهوری اسلامی را فلج کند.
محاصره دریایی و سقوط درآمدهای نفتی
نیویورک تایمز نیز در گزارشی به بررسی استراتژی محاصره دریایی ایران پرداخته است. بیش از ۱۰ ناو جنگی آمریکایی در اطراف تنگه هرمز مستقر شدهاند تا مانع صادرات نفت ایران شوند.
طبق گزارش این روزنامه، صادرات نفت ۴۰ درصد از کل درآمد صادراتی ایران در سال ۲۰۲۳ را تشکیل داده و چین با خرید ۹۰ درصد نفت ایران در سال ۲۰۲۴، اصلیترین مشتری تهران بوده است.
نیویورک تایمز به نقل از تحلیلگران هشدار میدهد که این محاصره میتواند منجر به حذف روزانه دو میلیون بشکه نفت از بازار جهانی شود.
اگرچه این اقدام فشار مالی شدیدی بر تهران وارد میکند، اما اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر بنیاد بورس و بازار، معتقد است هدف ایران در زمان جنگ، رسیدن به حداقل درآمد برای «لنگلنگان جلو بردن اقتصاد» است و این فشار اقتصادی لزوما به امتیازدهی فوری منجر نمیشود.
بحران اشتغال و فشارهای اجتماعی
والاستریت ژورنال مینویسد که تخریب بخشهای صنعتی مستقیما معیشت مردم را هدف قرار داده است.
هادی کحالزاده، اقتصاددان، برآورد میکند که حدود ۱۲ میلیون شغل، تقریبا نیمی از نیروی کار ایران، در معرض خطر تعلیق یا نابودی قرار دارند. تنها در بخش فولاد، ۵.۵ میلیون شغل تهدید میشود.
این روزنامه میافزاید که قطع ششهفتهای اینترنت از سوی دولت نیز به کسبوکارهای دیجیتال آسیب جدی زده است.
جواد صالحی اصفهانی، استاد اقتصاد، معتقد است بزرگترین مشکل مقامهای جمهوری اسلامی، نارضایتی گسترده عمومی و بیاعتمادی مردم به وعدههای حکومتی است که میتواند منجر به موج جدیدی از مهاجرت یا اعتراضات شود.
بنبست دیپلماتیک یا راه خروج؟
به گزارش والاستریت ژورنال، دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد به بنبست رسید، اما هر دو طرف نشانههایی از انعطاف در مورد مسایل هستهای نشان دادهاند.
تحلیلگران معتقدند بدون چشمانداز بهبود اقتصادی و رفع تحریمها، بقای ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در بلندمدت سخت خواهد بود، چراکه با فشارهای مردمی شدیدی روبهرو خواهد شد.
در همین حال، نیویورک تایمز اشاره میکند که جمهوری اسلاهنوز راههای زمینی با هفت کشور همسایه در اختیار دارد و قاچاق کالا و سوخت، مانند تجارت یک میلیارد دلاری با پاکستان، میتواند بخشی از نیازهای اولیه را تامین کند.