مخاطبی از اصفهان گفت پیکر کشتهشدگان اعتراضات در این شهر بدون «غسل و کفن» و با تدابیر امنیتی به خاک سپرده میشود و ماموران لباسشخصی حتی اجازه دیدن پیکرها را هم به برخی خانوادهها نمیدهند.
شهروندی دیگر از اصفهان گفت هفته گذشته حدود ۲۰ جوان بازداشتی را «با غل و زنجیر» و در شرایطی به مجتمع قضایی امیرکبیر منتقل کردند که سر و صورتشان زخمی بود.
به گفته این شهروند، صورت دستکم دو تن از این جوانان سوخته بود.
یک مخاطب از یورش ماموران به خانه مادریاش در اصفهان و بازداشت برادرش خبر داد و گفت این اتفاق حدود ۱۰ روز قبل رخ داد.
به گفته او، خانواده از آن زمان تاکنون از وضعیت برادرش بیاطلاع هستند.
دهها شهروند دیگر در روزهای گذشته با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از وضعیت بحرانی بازداشتشدگان در شماری از شهرهای ایران خبر داده یا درباره محل نگهداری اعضای بازداشتی خانواده خود ابراز نگرانی کردهاند.
شهروندی از کرج گفت زندان رجاییشهر کرج که حدود دو سال پیش تعطیل شده بوده، دوباره بازگشایی شده و تعدادی از بازداشتشدگان و معترضان مجروح به این مکان منتقل شدهاند.
منبعی دیگر به ایراناینترنشنال گفت حدود یک ماه است شماری از جوانان ساکن بروجن استان چهارمحال و بختیاری که گروهی اینستاگرامی داشتند، بازداشت شدهاند و خانوادهها در این مدت از محل نگهداری و وضعیت سلامتی آنان بیاطلاع ماندهاند.
در روزهای اخیر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده که حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است.
بر اساس این گزارشها، تعداد بازداشتشدگان به اندازهای زیاد است که حتی نمازخانه زندان نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتیها مجبورند روی زمین بخوابند، تنها یک پتو و بالش دارند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شدهاند.
برخی خانوادهها در پیامهای خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشتشدگان و اخذ اعترافات اجباری از آنها ابراز نگرانی کردند.
شماری از شهروندان از معترضان بازداشتشده نام بردند.
به گفته یک مخاطب، نیهاد شهریاری، نوجوان زیر ۱۸ سال، عصر ۱۸ بهمن در نزدیکی بیمارستان آرمان تهران و در حالیکه بیمار بود، به دست لباسشخصیها بازداشت شد.
خانواده نیهاد از آن زمان تاکنون از وضعیت او بیاطلاعاند.
بر اساس گزارشهای رسیده، شامگاه ۱۸ دی تعداد زیادی کشته و مجروح به بیمارستان خمینی تهران منتقل شدند؛ طوری که «همه جا پر از خون شده بود و حتی پزشکی که این منظره را دیده بود، رنگش مانند گچ، سفید شده بود».
نیروهای یگان ویژه در بیمارستان مستقر شدند و اجازه ندادند پزشکان و پرستاران به مجروحان و کشتهها نزدیک شوند و پس از چند ساعت، همه معترضان را با خود بردند و کادر درمان را توبیخ کردند که: «به چه حقی مجروحان را داخل راه دادهاید؟»
در هفتههای اخیر، گزارشهای متعددی از ربودن مجروحان از بیمارستانها و مراکز درمانی و حتی شلیک تیر خلاص به آنان منتشر شده است.
روایتهایی از خشونت ماموران در شهرها
مخاطبی از نجفآباد اصفهان گفت در جریان چند شب اعتراضات این شهر، نزدیک به ۱۵۰ نفر کشته شدند.
به گفته او، در شب هجدهم دی تعداد زیادی از مردم در باغ ملی جمع شده بودند. نیروهای بسیجی و سپاهی با صورتهای بسته میان مردم بودند و جمعیت را به سوی کلانتری ۱۲ هدایت کردند. بعد هر دو طرف خیابان را بستند و مردم را گیر انداختند: «از بالای ساختمان کلانتری مردم را به گلوله بستند و از آن سو، نیروهای بسیجی و سپاهی به مردم شلیک کردند.»
این شهروند توضیح داد در شب نوزدهم مردم در خیابان شریعتی و نزدیک بیمارستان منتظری جمع شدند. برقها را قطع و از بالای مسجد صفا به مردم شلیک کردند.
در شب بیستم دی، مردم در بلوار فجر جمع شدند و به سوی حوزه علمیه حرکت کردند که ماموران، جمعیت را با کلاشنیکف و تیربار به گلوله بستند.
بر اساس این روایت، در نجفآباد از شب ۲۱ دی به مدت یک هفته حکومت نظامی برقرار بود و از ساعت شش عصر به بعد مردم حق رفت و آمد در خیابانها را نداشتند.
مخاطبی از شهر جدید هشتگرد گفت در میدان ناجای این شهر «تیربار» مستقر کردهاند و جو همچنان کاملا امنیتی است.
در خیابان ستار خان یاسوج نیز ماموران سرکوبگر و نیروهای بسیج همچنان مسیرها را بسته، خودروها را متوقف و سرنشینان را بازجویی میکنند.
گزارشها از پیادهکردن سرنشینان، ضربوشتم برخی افراد و ایجاد فضای امنیتی برای جلوگیری از گسترش اعتراضات حکایت دارد.
مخاطبی از گوهردشت کرج، روایتی آخرالزمانی از اعتراضات شامگاه ۱۸ دی در این منطقه ارائه کرد و با اشاره به شلیک ماموران به سوی جمعیت مقابل کلانتری، گفت: «آنتنهای موبایل و برق قطع شده بود، چشم چشم را نمیدید، هر کجا پا میگذاشتیم خون بود ....»
شهروندی دیگر از کرج گفت همان شب او و فرزند نوجوانش که برای اعتراضات به فلکه دوم فردیس رفته بودند، دیدند که یک تکتیرانداز به سر پسری نوجوان در نزدیکی آنان شلیک کرد.
او گفت هنوز، هر روز صبح با به یاد آوردن این تصاویر از خواب بیدار میشود.
روایتهایی از کشتهشدگان
دهها مخاطب با ارسال پیامها، تصاویر و ویدیوهایی به ایراناینترنشنال، از کشته شدن عزیزان و آشنایان خود گفتند.
بر اساس این گزارشها، محمد رحمتی ۲۷ ساله، ۱۸ دی در میدان هروی تهران، نزدیک ساختمان کلانتری گلوله خورد. او که مادرش چند سال پیش فوت کرده بود و با پدرش زندگی میکرد، به مردم گفت او را به خانه ببرند.
پدر محمد، او را به بیمارستان منتقل کرد اما محمد بهدلیل شدت جراحات جان خود را از دست داد.
خانواده صبح ۱۹ دی برای تحویل پیکر به بیمارستان مراجعه کرد اما به آنها اطلاع دادند ماموران پیکر را با خود بردهاند. خانواده او سرانجام روز ۲۳ دی پیکر محمد را در پزشکی قانونی کهریزک پیدا و او را در بهشت زهرا در مزار مادرش دفن کردند.
گزارشهایی نیز از مرگ مازیار مودت، شهروند ۵۶ ساله و مترجم رسمی زبان انگلیسی، در شامگاه ۱۸ دی مقابل خانهاش در شاهین ویلای کرج منتشر شده است.
بر اساس این گزارشها، مازیار آن شب میبیند که چند بسیجی با اسلحه ساچمهای به نوجوانان شلیک میکنند و با آنها درگیر میشود. اما از مسجد روبهروی خانهاش به قلب او شلیک میکنند.
خانواده مازیار، پیکرش را بعد از چند روز در کهریزک پیدا میکنند. ماموران به خانواده میگویند باید پیکر او را در یکی از روستاهای اطراف کرج دفن کنند که با مخالفت خانواده مواجه میشوند. با این حال خانواده را تحت فشار قرار میدهند و مجبورشان میکنند برای تحویل پیکر بگویند مازیار را «تروریستها» کشتهاند.
خانواده پارسا اصلانی نیز با فشار مشابهی مواجه شدند و بهناچار او را با عنوان «بسیجی» معرفی کردند.
پارسا شامگاه ۱۸ دی با شلیک ماموران کشته شد. از خانواده او برای تحویل پیکر درخواست پول کردند اما چون خانواده تمکن مالی نداشت، او را با عنوان «شهید» در قطعه «شهدای» بهشت زهرای تهران دفن کردند.
پویا وکیلی ۲۲ ساله نیز شامگاه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی به سرش در قیصریه نهاوند کشته شد. پیکر او را چهار روز بعد و با اخذ تعهد و دریافت پول تحویل دادند.
بر اساس گزارشها، پویا را بدون رضایت خانواده بهعنوان «شهید» معرفی کردند و در مراسم خاکسپاری او هم لباس شخصیها حضور داشتند و خانواده را تهدید کردند.
یکی از نزدیکان جاویدنام جواد آقامحمدی نیز به ایراناینترنشنال گفت این شهروند ۳۰ ساله، شامگاه ۱۹ دی در محله خلیج فارس تهران با شلیک گلوله به سینهاش کشته شد.
پیکر جواد را در شهر آجین شهرستان اسدآباد در استان همدان به خاک سپردند.
بر اساس ویدیوها، در مراسم خاکسپاری او، حاضران دست زدند و سرود «ای ایران» را بازخوانی کردند.
جواد متاهل و شغلش خیاطی بود.
مخاطبی دیگر، از کشته شدن ناهید واعظ، شهروند ۳۳ ساله، در محمدیه قزوین خبر داد.
ناهید که ۱۹ دی کشته شد، مادر یک پسر چهار ساله بود.
ایرج کیانی ۵۸ ساله، یکی دیگر از شهروندانی است که شامگاه ۱۹ دی در خیابان رباط سوم اصفهان هدف حمله تک تیرانداز قرار گرفت، گلوله جنگی به پهلویش شلیک و کشته شد.
خانواده او، ایرج را به بیمارستان منتقل کرد اما بیمارستان گفت کاری از دستشان برنمیآید و او را دوباره به خانه بردند.
این شهروند تا ساعت پنج صبح خونریزی کرد و در نهایت جان خود را از دست داد.
بر اساس بیانیه شورای سردبیران ایراناینترنشنال، دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند معترض در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشته شدهاند.