یک مقام حوزه خلیج فارس به رویترز گفت: «برنامهریزی برای برگزاری مذاکرات مستقیم میان آمریکا و ایران روز جمعه در عمان در مراحل نهایی است و گزینه ترکیه بهطور کامل کنار گذاشته شده است.»
این مقام حوزه خلیجفارس گفت دستور کار در حال بررسی این است که مذاکرات با موضوع هستهای آغاز شود و سپس سایر مسائل بهصورت مرحلهبهمرحله مورد گفتوگو قرار گیرد.
به گفته او سازوکار مورد بحث برای مذاکرات این است که چند کشور به میانجیگری میان ایران و آمریکا کمک کنند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست خبری کنفرانس مواد معدنی کمیاب، درباره سیاست واشینگتن در قبال تهران گفت: «ترامپ آماده است با هر کسی در جهان گفتوگو و تعامل کند.»
او افزود آمریکا دیدار و مذاکره را «امتیازدهی یا مشروعیتبخشی» تلقی نمیکند.
روبیو گفت: «این صرفا نشاندهنده آمادگی ما برای نشستن، شنیدن و صحبت کردن با هر کسی است؛ چه دشمن و چه متحد.»
به گفته وزیر خارجه آمریکا، اگر فرصتی برای گفتوگوی مستقیم با همتایان جمهوری اسلامی فراهم شود، واشینگتن نسبت به آن گشوده است.
او گفت آمریکا تصور میکرد چارچوب مشخصی برای این گفتوگوها وجود دارد که در ترکیه بر سر آن توافق شده بود، اما گزارشهای متناقضی از سوی مقامهای ایرانی منتشر شده که نشان میدهد تهران با چنین چارچوبی موافقت نکرده است.
روبیو تاکید کرد: «در نهایت، آمریکا آماده تعامل است و همیشه آماده تعامل با ایران بوده است.»
او تاکید کرد اگر این مذاکرات قرار است به نتیجهای معنادار برسد، باید موضوعاتی مشخص در دستور کار قرار گیرد.
به گفته روبیو این موضوعات شامل «دامنه موشکهای بالستیک ایران، حمایت از سازمانهای تروریستی در سراسر منطقه، برنامه هستهای و نحوه رفتار حکومت با مردم خودش» است.
وزیر خارجه آمریکا همچنین گفت مشکل اصلی جمهوری اسلامی این است که مطالبات مردم معترض در خیابانها ماهیت اقتصادی دارد و حکومت «قادر به پاسخگویی به آن نیست».
او افزود: «یکی از دلایل ناتوانی حکومت ایران در تامین کیفیت زندگی شایسته مردم، این است که منابع و ثروت کشور صرف حمایت از تروریسم، گروههای نیابتی و صدور انقلاب میشود.»
روبیو با تفکیک میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی گفت مردم ایران و حکومت ایران کاملا با هم متفاوتاند و افزود رهبری مذهبی جمهوری اسلامی بازتابدهنده جامعه و فرهنگ ایران نیست و «در هیچ کشور دیگری چنین شکاف عمیقی میان حاکمان و مردم وجود ندارد».
او همچنین به موضع دونالد ترامپ درباره سرکوب اعتراضات اشاره کرد و گفت اظهارات علنی رییسجمهوری آمریکا «مانع اجرای اعدامهای گستردهای شد که در آستانه اجرا قرار داشت.»
در بخش دیگری از این نشست، روبیو گفت ایران پیشتر با قالب مشخصی برای گفتوگوها موافقت کرده بود اما «به هر دلیلی این موضوع تغییر کرده است». او افزود آمریکا آماده دیدار است و این دیدار برای روز جمعه برنامهریزی شده بود.
روبیو گفت: «اگر ایرانیها بخواهند دیدار کنند، ما آمادهایم. آنها علاقهمندی خود را اعلام کردهاند و اگر نظرشان را عوض کنند، با این هم مشکلی نداریم.»
او در پایان تاکید کرد دولت ترامپ گفتوگو را به رویارویی ترجیح میدهد و گفت: «مطمئن نیستم بتوان با این افراد به توافق رسید، اما میخواهیم تلاش کنیم. این رییسجمهوری همیشه راهحل مسالمتآمیز را به هر درگیری یا چالش دیگری ترجیح میدهد.»

هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد.
او میگوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ بهعنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشتشدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند.
این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانهای در سیستم حکمرانی و ماشین روایتسازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک میکند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشنتر درک کند.
یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیقتر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد، میگوید: «در جنگ ۱۲ روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند.»
حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند».
صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برایشان شارژ میشد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزییاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟
دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریعتر روی آورند تا از کارنامهشان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست.
اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کردهاند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیمهای پهپادی موساد در تهران) تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این دادهها محاسبه میکنند.
سوم: دقیقا همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جانباختگان دیماه نیز روایتسازی میکند و آنها را به «تیمهای هدایتشده از خارج» نسبت میدهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دیماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر دادهاند.
این رویه در مورد وقایع دیماه، فاجعهبارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آنها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابانها به مراتب بیاعتبارتر است.
تضاد میان گفتههای سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان میدهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحرانها نخست شهروندانی را شکار میکند و سپس از آنها دشمنی میسازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزیهایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایتگری برای فریب و بقاست.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد در یک گفتوگوی تلفنی با شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، درباره وضعیت کنونی ایران گفتوگو کرده است.
به گفته ترامپ، تجارت، مسائل نظامی، تایوان، جنگ روسیه و اوکراین از دیگر موضوعات این گفتگو بوده است.
این در حالی است که شی، پیش از این تماس، با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه درباره ایران گفتوگو کرده بود.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، رقص جاویدنام ابوالفضل میرزایی را نشان میدهد. میرزایی، ۳۳ ساله، راننده و اهل روستای قلعهسنگی، ۱۹ دی در مرودشت کشته شد و خانواده او را ۲۱ دی در زادگاهش دفن کردند.

منابع افغانستاناینترنشنال خبر دادهاند که سیفالعدل، رهبر شبکه القاعده، در نامهای به رهبر طالبان، درباره انتقال موقت پایگاه رهبری خود به افغانستان، با ملا هبتالله رایزنی کرده است. آمریکا و کارشناسان سازمام ملل پیش از این اعلام کرده بودند که رهبر القاعده در ایران به سرمیبرد.
در این نامه گفته شده که در صورتی که جمهوری اسلامی، زیر فشارهای امریکا و اسرائيل سقوط کند، شبکه القاعده ناگزیر است رهبری خود را به کشورهایی مانند عراق یا سوریه منتقل کند.
در این نامه پیشنهاد شده که تا آن زمان، رهبری القاعده بتواند به گونه موقت در افغانستان اقامت کند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی منابع آگاهی که نخواستند نامشان فاش شود، این نامه حدود سه هفته قبل از سوی عبدالرحمن وردک، عبدالحکیم و فرد دیگری به نام افغانی، به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان فرستاده شده است.
رهبری شبکه القاعده پیش از حملات یازدهم سپتامبر خود به امریکا هم در افغانستان مستقر بود و همین امر باعث حملات تلافیجویانه ایالات متحده به طالبان و سقوط حکومت اول این گروه در سال ۲۰۰۱ شد.
منابع افغانستاناینترشنال میگویند رهبری القاعده در نامه خود به ملا هبتالله تاکید کرده که نمی خواهد بار دیگر برای «امارت اسلامی» دردسر ایجاد کند و از رهبر این گروه «هدایت» میخواهد.
منابع میگویند رهبر طالبان هنوز درباره پیشنهاد سیفالعدل، رهبر القاعده، تصمیم نگرفته و منتظر مشخص شدن شرایط ایران است.
سیفالعدل که به گزارش کارشناسان ملل متحد در ایران به سر میبرد، پس از کشته شدن ایمنالظواهری در کابل، رهبری القاعده را بر عهده گرفته است.
به گفته یک مقام سابق اداره تحقیقات فدرال امریکا (افبیآی) سیفالعدل از سال ۲۰۰۳ در ایران اقامت دارد. هرچند این گروه بهدلایل مرتبط با طالبان در افغانستان، رهبری خود را بهطور رسمی تایید نکرده است.
سیفالعدل که با نامهای مختلفی از جمله، محمد صلاح الدین زیدان، محمد ابراهیم مکاوی و ابراهیم المدنی نیز شناخته میشود، از سال ۲۰۲۱ در فهرست سیاه ایالات متحده قرار دارد. او در مصر متولد شده و ۶۶ ساله است.
بر اساس گزارشها، تصویری که پلیس امریکا با اعلامیه تحت تعقیب قرار داشتن سیفلعدل منتشر کرده، در سال ۱۳۹۱ در تهران گرفته شده است.
وزارت امور خارجه آمریکا هشتم اسفند ۱۴۰۲ در پاسخ کتبی خود به ایراناینترنشنال اعلام کرد جمهوری اسلامی حداقل از سال ۲۰۰۹ به القاعده اجازه داده تا فعالیتهای تروریستی خود را از راه یک خط ارتباطی کلیدی از طریق ایران تسهیل و بودجه و جنگجویان خود را به جنوب آسیا، سوریه و نقاط دیگر منتقل کند.
وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال تاکید کرد جمهوری اسلامی همچنان به ارائه پناهگاه امن به رهبران ارشد القاعده در خاک ایران ادامه میدهد.
وزارت امور خارجه آمریکا افزود: «جمهوری اسلامی به رغم اطلاع از فعالیتهای رهبران القاعده در خاک ایران، همچنان حضور القاعده در این کشور را انکار میکند.»





