یک شهروند از مشهد به ایران اینترنشنال گفت سرکوبگران مردمی را که در سکوت به سمت محل تجمع حرکت میکردند گلولهباران کردند.
او از به راه افتادن جوی خون در خیابانها خبر داد و افزود صبحها خیابانها را میشستند و شبها دوباره کشتار به راه میافتاد.
محسن مهیمنی، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گزارش میدهد:
یک پرستار با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال، از شدت خشونت علیه معترضان و پیامدهای آن در مراکز درمانی خبر داد. او اشاره کرد همراهان معترضان مجروح در بیمارستان او شعارهای اعتراضی از جمله «مرگ بر خامنهای» سر میدادند.
به گفته او، گازهای استفادهشده ریه و حنجرهها را بهشدت آسیب میزد و موارد متعددی از مصدومان با مشکلات تنفسی حاد به بیمارستان منتقل شدند.
این پرستار گفت یکی از معترضان با حدود ۱۷۰۰ ساچمه در بدن به اورژانس آورده شد.
او افزود پرستاران در همراهی با معترضان، در برابر ورود ماموران امنیتی به بخشها مقاومت میکردند و برای ادامه درمان بیماران تلاش داشتند. به گفته این پرستار، برای کاهش خطرات امنیتی، برخی بیمارستانها معترضان را بدون ثبت نام پذیرش میکردند.
این شاهد عینی تاکید کرد که «جنایات زیادی به چشم دیدهام» و در مواردی مردم پشت در اتاقهای عمل شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدادند؛ روایتی که از پیوند اعتراضات خیابانی با فضای ملتهب بیمارستانها حکایت دارد.

روایت پیش رو، شهادت یک معترضِ مجروح از رخدادهای ۱۸ دی در مشهد است؛ روایتی از محاصره معترضان در تاریکی، شلیک بیامان به سمت جمعیت، کشتار مردم و صحنههای دلخراش شهروندان آسیبدیدهای که سعی میکردند به همدیگر کمک کنند.
شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه، درهای صداوسیما را با زنجیرهای ضخیم قفل کرده بودند و داخل ساختمان هم پر از مامور بود.
از همانجا به سمت مردم گاز اشکآور و تیر جنگی شلیک میکردند و چند نفر هم که تلاش کردند از درهای صداوسیما بالا بروند، با تیر جنگی هدف قرار گرفتند و کشته شدند.
شلیک گاز اشکآور قطع نمیشد. طوری که فقط گاز اشکآور تنفس میکردیم. دود سیگار دیگر تاثیری نداشت. ما در بلوار تلویزیون بودیم. تمام چراغهای بلوار قطع شده بود. شلیک پیاپی فلش بنگ هم آغاز شد. صدای هولناکی داشت. دید را مختل میکرد. اما جمعیت متفرق نمیشد.
مامورها احتمالا از سمت آزادی یا باغ ملکآباد با موتور دور زده بودند و از پشت ما را قیچی کردند. تعدادشان نسبت به جمعیت زیاد نبود. لباسهای گارد ویژه داشتند و مسلح بودند. جمعیت بیشتر سمت چپ بلوار بود. سمت راست با خودروها بند آمده بود. مامورها از سمت راست آمدند و بین خودروها پناه گرفتند.
در تاریکی شلیک گلولهها شروع شد. هیچچیز نمیدیدیم. صدای گلوله کرکننده بود. جمعیت خیلی فشرده بود؛ نه راه پس داشتیم و نه راه پیش. خیلیها روی هم افتادند و همدیگر را گم کردیم. با هر صدای تیر، سعی میکردم نیمخیز بشوم. اطرافم هم چند نفر تیر خوردند.
ساچمه به کاپشنم خورد. اول پشت یک درخت و بعد پشت پرچین پناه گرفتم. چند نفر توی پرچینها زمین خوردند. یکیشان را به زحمت بلند کردم؛ حدس میزنم تیر خورده بود، اما توی جمعیت گمش کردم. نیمخیز و چسبیده به هم حرکت میکردیم.
یک دفعه احساس کردم هر دو پایم آتش گرفت و زمین خوردم. تیر خورده بودم. در تاریکی نگران خونریزی پایم بودم، اما چیزی نمیدیدم. نمیدانستم وضعم چقدر بد است. بدنم میلرزید. روی زمین منتظر بودم برای تیرِ خلاص، بالای سرم بیایند. نمیدانم چقدر روی زمین بودم؛ شاید فقط چند ثانیه یا چند دقیقه، اما کند میگذشت.
بعد نشستم. اطرافم خیلیها روی زمین افتاده بودند. یک نفر به زانویش تیر خورده بود و روی یک خانم مسن افتاده بود. دنبال چیزی میگشتیم جلوی خونریزی را بگیریم. با بندِ کفش، بالای زانوی او را بستیم. خون زیادی از او رفته بود و بیحال بود. دو نفر هم زیر بغلش را گرفتند و کشانکشان بردند.
در جریان تیراندازیها، زنی که همراه همسرش بود هدف گلوله قرار گرفت و در حالی که شلیکها همچنان ادامه داشت، معترضان در حال عقبنشینی و فرار تلاش میکردند به یکدیگر و به زخمیها کمک کنند.
مردی با موی جوگندمی که از تقیآباد همراهشان بود نیز تیر خورد و روی زمین افتاد. یکی از حاضران پیشنهاد کرد او را با موتور منتقل کند اما مرد زخمی گفت قادر نیست روی موتور بنشیند.
در همین حین رانندهای دیدم که زخمیها را سوار خودرو میکرد، اما تا خودم را به آن خودرو رساندم، ماشین پر شد و محل را ترک کرد.
یک دختر ۱۴ یا ۱۵ سالهای نیز بر اثر اصابت گلوله به انگشت، یک بند انگشتش را از دست داده بود و با درماندگی از رهگذران میخواست به او کمک کنند تا انگشت قطعشدهاش را پیدا کند.
در روزهای گذشته روایتهای بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایراناینترنشنال رسیده که همگی از شلیک مستقیم، سرکوب خشن، کشتار معترضان و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان به دست نیروهای جمهوری اسلامی حکایت دارد.
برای خواندن تحولات جاری مربوط به انقلاب ملی ایرانیان اینجا را کلیک کنید.

بر پایه پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با کشتار گسترده معترضان، پنهانسازی اجساد، بازداشتهای جمعی، شکنجه، فشار بر بیمارستانها و خانوادهها، و ایجاد فضای حکومت نظامی، سرکوبی بیسابقه را در دهها شهر ایران رقم زدهاند.
مخاطبان گفتند نیروهای سپاه پاسداران با کنترل و پلمب سردخانه و مراکز درمانی شهرها، نقشی محوری در پنهانسازی اجساد کشتهشدگان انقلاب ملی ایرانیان داشتهاند.
بر اساس گزارشهای شهروندان از بروجرد، سپاه سردخانه غیرفعال بیمارستان «چمران» را دوباره فعال و سپس پلمب کرد و پیکرهای جانباختگان اعتراضات در این محل نگهداری شدند. همزمان، اورژانس زایمان به زخمیهای حکومتی اختصاص یافت.
در بروجرد و دورود، مخاطبان از دستکم ۲۸ کشته خبر دادهاند. به گفته آنان، پیشتر سلاح دوشکا در اطراف میادین مستقر بود و اکنون نیروها با کلاشنیکف در سطح شهر به گشتزنی مشغول هستند.
همچنین نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در فرمانداری و برخی ادارات حضور دارند.
چالوس؛ نوجوانی که با دوچرخه مجروحان را به بیمارستان میرساند، کشته شد
بر اساس پیامهای مخاطبان، روند بازداشت گسترده و سرکوب شهروندان در شهرهای کوچک ایران ادامه دارد و ابعاد آن فراتر از گزارشهای منتشرشده است.
یک شهروند از مراغه گفت در این شهر با جمعیتی حدود ۳۰۰ هزار نفر، دستکم ۳۵۰ نفر دستگیر شدهاند و بازداشتها همچنان ادامه دارد.
به گفته او، پس از غروب، شهر در وضعیت حکومت نظامی قرار میگیرد و ماموران مسلح در نقاط مختلف مستقر میشوند.
او افزود نیروهای امنیتی حافظه دوربینهای مغازهها را تخلیه کردهاند و با استفاده از این تصاویر، جوانان را شناسایی و بازداشت میکنند.
یک شهروند از دهق در استان اصفهان گفت تعداد کشتهشدگان در شهرهای کوچک و حتی روستاها بالاست و بسیاری از موارد هنوز علنی نشدهاند.
بر پایه پیامهای رسیده، در چالوس بیش از ۱۰۰ نفر کشته شدهاند؛ از جمله کودک ۱۳ سالهای که با دوچرخه مجروحان اعتراضات را به بیمارستان میرساند.
گزارشها از فشار نیروهای امنیتی حکومت بر خانواده این نوجوان حکایت دارند.
سرکوب گسترده در پرند، ساری و تربتجام
در پرند، گزارشهای مخاطبان حاکی از کشتار حدود ۶۰۰ نفر است. شهروندان همچنین از یورش ماموران به منازل، جمعآوری دوربینهای مداربسته و استفاده از پهپاد برای شناسایی معترضان خبر دادهاند.
در ساری (میدان ساعت) و روستای گلما، روایتها از قتلعام گسترده معترضان و جان باختن صدها نفر حکایت دارند. همچنین گزارشهایی درباره انتقال اجساد به توپخانه نکا و جابهجایی آنها با کامیونهای شرکتهای کاله و میهن منتشر شده است.
یکی از مخاطبان با ارسال پیامی گفت در تربتجام، بازداشتشدگان شب ۱۹ دی تا صبح مورد شکنجه قرار گرفتند؛ ماموران آنها را در هوای سرد برهنه کردند و روی آنها آب سرد ریختند.
«در فردیس، پیکر کشتهشدگان را برای ایجاد هراس در خیابان رها کرده بودند»
بر اساس پیامهای رسیده از فردیس در استان البرز، در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، نیروهای سرکوب معترضان را بهصورت مستقیم هدف قرار دادند. گزارشها حاکی از آن است که عوامل حکومت در برخی موارد، پیکر معترضان کشتهشده را بهمنظور ایجاد ترس، عامدانه در خیابانها رها کردند.
مخاطبان ایراناینترنشنال گفتند پس از پایان اعتراضات، نیروهای لباسشخصی در خیابانها تلفنهای همراه شهروندان را بازرسی میکردند و ایستهای بازرسی متعددی برپا شده بود.
به گفته یک شهروند، مردم بهطور گسترده مورد تفتیش قرار میگرفتند و فردیس تا پنج روز در سکوتی سنگین و هراسآور، «مانند قبرستان»، فرو رفته بود.
بر پایه این روایتها، ۱۹ دی شهر عملا در کنترل معترضان بود، اما ۲۰ دی نیروهای سرکوب با سلاحهای سنگین از جمله دوشکا وارد شهر شدند و حضور نظامی بهطور چشمگیری افزایش یافت.
«ماموران در محلات اعلامیههای ترحیم کشتهشدگان را جمع میکنند»
یک شهروند از محلات با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، هزاران نفر به خیابانها آمدند و برای چند ساعت کنترل شهر عملا در دست معترضان بود.
این شاهد عینی افزود ۱۸ دی، ماموران با استفاده از گاز اشکآور و شلیک ساچمه به معترضان حمله کردند، اما با افزایش جمعیت ناچار به عقبنشینی شدند. در ادامه، مراکزی از جمله فروشگاه افق کوروش، دادگستری، حوزه علمیه و یک شعبه بانک سپه به آتش کشیده شد.
به گفته او، ۱۹ دی نیروهای امنیتی با گلوله جنگی به سوی مردم شلیک کردند که در نتیجه آن دستکم سه نفر جان خود را از دست دادند و شمار زیادی مجروح شدند. همچنین حداقل ۴۰۰ نفر بازداشت شدند و پس از چند روز اعتراض پیاپی، شهر عملا در وضعیت حکومت نظامی قرار گرفت.
این شاهد عینی خبر داد پیکر جانباختگان تنها پس از دریافت مبالغ سنگین به خانوادهها تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری آنها ساعت ۴ بامداد، با حضور و نظارت ماموران امنیتی انجام گرفت.
به گفته او، نیروهای سرکوب در روزهای اخیر با ورود اجباری به منازل شهروندان اقدام به جمعآوری ماهوارهها کردهاند و اعلامیههای یادبود جانباختگان که در سطح شهر نصب شده بود، به دست ماموران جمهوری اسلامی پایین کشیده شد.
رشت؛ «ماموران مانع از کمک به مجروحان میشدند»
یک مخاطب با ارسال پیامی از رشت گفت نیروهای سرکوب در جریان اعتراضات با محاصره مجروحان، به کسانی که قصد امداد داشتند شلیک میکردند.
او افزود در خیابان «تختی» رشت، یک مجروح در خیابان در حال خونریزی بود، اما زمانی که شهروندی برای کمک به او رفت، مامورانی که در کوچه مقابل کمین کرده بودند به آنها شلیک کردند و هر دو جان باختند.
به گفته این مخاطب، نیروهای سرکوب در کوچهها پنهان میشدند و به هر فرد عبوری تیراندازی میکردند.
«ماموران در اصفهان کوشیدند آثار خون را بهسرعت پاک کنند»
بر اساس پیامهای مخاطبان از اصفهان، نیروهای حکومتی پس از شلیک گسترده به معترضان، با شستوشوی خیابانها و جمعآوری آثار خون و درگیری تلاش کردند نشانههای سرکوب را از سطح شهر پاک کنند.
به گفته شاهدان عینی، ساعت ۱۱:۳۰ شامگاه ۱۹ دی، ماموران حکومت «تقریبا همه شهر را شستند» و نیروهای شهرداری بهطور گسترده بسیج شدند تا هیچ اثری از وقایع باقی نماند.
یک شهروند گفت فشار بر بیمارستانها بهدنبال کشتار اخیر «بیسابقه» بود و حتی به بیمارستان «خورشید» که مرکز درمانی کوچکی به شمار میآید، حدود ۲۰ کشته منتقل شدند.
به گفته شاهدان، در میان اجساد، کودکان زیر ۱۵ سال نیز دیده میشدند که بهدلیل ضربه باتوم به سر جان خود را از دست داده بودند. همچنین گزارشها از نابودی بخشی از بدن قربانیان بر اثر شلیک دوشکا حکایت دارند.
بر اساس پیامهای مخاطبان، نیروهای سپاه با کنترل و پلمب سردخانه و مراکز درمانی شهرها، نقش محوری در پنهانسازی اجساد جانباختگان اعتراضات داشتهاند.
در بروجرد، گزارش شهروندان حاکی است سردخانه تعطیل بیمارستان «چمران» از سوی سپاه فعال و پلمب شد و اجساد در آن نگهداری شدند.
همزمان اورژانس زایمان به زخمیهای حکومتی اختصاص یافت و شهر در وضعیتی «مرده» فرو رفت.
در بروجرد و دورود، دستکم ۲۸ کشته از سوی مخاطبان گزارش شده؛ پیشتر دوشکا اطراف میادین مستقر بود و اکنون نیروها با کلاشنیکف حضور دارند. همچنین حضور ماموران ارتش در فرمانداری و ادارات دیده میشود.
در پرند، مخاطبان از حدود ۶۰۰ کشته خبر میدهند. همچنین بازداشت از داخل خانهها، جمعآوری دوربینهای امنیتی و فیلمبرداری پهپادی برای شناسایی معترضان گزارش شده است.
در ساری (میدان ساعت) و روستای گلما، روایتها از قتلعام چندصد نفر نفر حکایت دارد. همچنین انتقال اجساد به توپخانه نکا و جابهجایی با کامیونهای شرکتهای کاله و میهن گزارش شده است.
مخاطبی گفت در تربتجام، شب ۱۹ دی بازداشتشدگان تا صبح شکنجه شدند؛ در سرما لباسها را از تنشان درآوردند و آب سرد رویشان ریختند.
بر اساس پیامهای مخاطبان، در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در گرگان کشتاری گسترده رخ داده و چند صد نفر در سطح استان جان باختهاند.
به گفته شاهدان، معترضان در یکی از شبها فرمانداری گرگان را تصرف کرده و ساختمان آن بهطور کامل به آتش کشیده شد. همچنین نیروهای امنیتی با تیراندازی جنگی مستقیم به سوی جمعیت واکنش نشان دادند
یک مخاطب گفت شب ۱۸ دی دستکم ۱۰۰ نفر در گرگان با شلیک نیروهای امنیتی کشته شدند. طبق روایت شاهدان عینی، از داخل فرمانداری و از بالای بیمارستان ۵ آذر به سوی مردم شلیک مستقیم انجام میشد.
پیامهای مخاطبان از انباشت اجساد در بیمارستان پنح آذر و تحویلندادن پیکرها به خانوادهها خبر میدهد؛ گفته شده اجساد در سردخانهها تلمبار شده و ظرفیت مراکز درمانی پاسخگوی دریافت مجروحان و اجساد نبوده است.
همچنین گزارش شده بیش از ۷۰ پیکر برای مدتی در یک پایگاه نظامی حوالی شهر نگهداری شده است. بر اساس این پیامها، در میان جانباختگان برادرزاده رییس ستاد پزشکیان در استان گلستان نیز حضور دارد





