
تصاویر و پیامهای رسیده به ایران اینترنشنال حاکی از تیراندازی، کشتار و سپس تدفین شبانه معترضان، از جمله یک یک پسر ۱۶ ساله به نام رضا در جریان اعتراضات کرج است. پیکر این کودک بدون اطلاع خانواده شبانه توسط ماموران سپاه دفن شد.
بنا بر روایت شاهدان، پنجشنبه ۱۸ دیماه حدود ساعت ۹ شب، رضا در کوچهای از «شاهینویلا» هدف شلیک مستقیم یک تکتیرانداز قرار گرفت. به گفته شاهدان، تیراندازی از روی پشتبام یک میوهفروشی انجام شده است.
شاهدان میگویند او پس از اصابت گلوله به داخل پارکینگ یک خانه منتقل شد و همانجا جان باخت. با آرامتر شدن اوضاع، پیکر او به درمانگاه منتقل شد. روز بعد به اطرافیان گفته شد که نیروهای سپاه پیکر این نوجوان را شبانه دفن کرده و محل قبر را به خانواده اعلام کردهاند.
به گفته مخاطبان، نیروهای مسلح در پایگاه هشتم و نهم شاهینویلا مستقر بودند و با شلیک مستقیم مانع نزدیک شدن مردم میشدند. تنها در خیابان شاهینویلا، دستکم شش نفر با گلوله کشته شدند. شاهدان از شلیک هدفمند تکتیراندازها، بهویژه به افراد کمسن، خبر میدهند.






پیام مخاطبان حاکی از آن است که شامگاه ۱۹ دیماه، در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، خیابان شکوفه کرج شاهد تجمع معترضان بود. بنا بر این روایتها تنها در یک کوچه از کرج سه نفر از معترضان با شلیک ماموران جان خود را از دست دادند.
به گفته شاهدان، فضای تجمع در ساعات اولیه آرام و همراه با دستزدن و شعار بود و خانوادهها و اقشار مختلف اجتماعی در خیابان حضور داشتند؛ بهطوریکه برخی آن را شبیه یک جشن اعتراضی توصیف کردند.
همچنین طبق این پیامها، حوالی میدان طالقانی، صدای تیراندازی شنیده میشد که ابتدا شهروندان تصور کردند تیر هوایی ماموران است. اما، به گفته آنها، ساعتی بعد مشخص شد بخشی از جمعیت که به سمت کلانتری عظیمیه حرکت کرده بودند، هدف شلیک مستقیم قرار گرفتهاند.
طبق روایتهای مردمی رسیده به ایران اینترنشنال، در تنها یک کوچه دستکم سه نفر کشته شدند. یکی از قربانیان جوانی بوده که هویت او برای ساکنان محل مشخص نبوده و مادرش جسد فرزندش را از محل درگیری منتقل کرده است.
به گفته شاهدان، از پنجشنبه شب تا جمعه، وضعیت منطقه از تجمع اعتراضی به صحنهای شبیه جنگ شهری تبدیل شد و پیکر برخی کشتهشدگان توسط خانوادهها و مردم جابهجا شد.
یکی از زنان معترض مشهدی در گفتوگو با ایراناینترنشنال، روایت خود را از سرکوب خونین معترضان این شهر در شامگاه ۲۰ دی بازگو کرد؛ سومین شب پیاپی از تیراندازی مستقیم و مرگبار ماموران سرکوب و ورود نفربرهای زرهی و کشتن، زخمی کردن، ضربوشتم و بازداشت شمار زیادی از معترضان.
به گفته این معترض، بسیاری از مجروحان بهدلیل ترس از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها و خطر بازداشت، از درمان محروم ماندند و بخشی از رسیدگیها بهصورت خانگی و با کمک افراد داوطلب انجام شد.
این روایت مربوط به شامگاه شنبه ۲۰ دیماه است؛ شبی که پس از دو شب خونین پیشین، بر خلاف شماری دیگر از شهرهای ایران، موج تیراندازی و تعقیب معترضان در محدودههای هاشمیه، وکیلآباد و هنرستان همچنان ادامه داشت.
به گفته این شاهد عینی، هرچند اعتراضات در روزهای پیشتر نیز در نقاط مختلف مشهد جریان داشت، اما این سه شب با شدت بیسابقهای از سرکوب و کشتار همراه بوده است: «تقریبا کل شهر مشهد ملتهب و شلوغ بود.»
او گفت خودرویشان را با فاصله از کوچههای هنرستان پارک کردند و با ماسک، پیاده به سمت محل تجمع حرکت کردند: «حدود ۱۰۰ یا ۲۰۰ متر جلو رفته بودیم که بالای سرمان یک پهپاد دیدیم. اول اهمیت ندادیم، اما چند ثانیه بعد دیدیم ماموران موتورسوار مسلح از پشت سر دارند مستقیم به سمت جمعیت میآیند.»
به گفته این زن معترض، جمعیت زیاد بود و کسی شعار نمیداد: «فقط حرکت میکردیم که به بقیه مردم بپیوندیم. از همان لحظهای که نیروهای سرکوب وارد شدند، فقط شلیک میکردند؛ بدون اینکه نگاه کنند به کی، کجا و چطور. فقط شلیک میکردند.»
او گفت پیشتر برخی فعالان به آنها هشدار داده بودند حتی لحظهای ماسک را پایین نیاورند، چون «در صدم ثانیه شناسایی میکنند و همانجا زنگ یا پیامک میزنند که شما در اعتراضات حضور دارید».
به گفته او، تنها توصیه این بود: «دستهایمان را جلوی صورتمان بگیریم، به هیچ پلیسی نگاه نکنیم و فقط برای حفظ جانمان فرار کنیم.»
چند لحظه بعد، به گفته این شاهد، نفربر زرهی از انتهای خیابان هنرستان وارد شد: «صحنهها آنقدر وحشتناک بود که در ۳۲ سال زندگیام چنین ترسی را تجربه نکرده بودم. مرگ را جلوی چشمم میدیدم و فکر نمیکردم راهی برای زنده ماندن وجود داشته باشد.»
او گفت تیراندازی شدید شروع شد و جمعیت پراکنده شد و هرکس به سمتی گریخت. خودش بههمراه یکی از دوستانش به یکی از کوچهها پناه بردند: «مردم واقعا همدل بودند. درِ خیلی از ساختمانها باز بود تا معترضان بتوانند فرار کنند.»
به گفته او، شماری از معترضان به بیمارستان قلب «جوادالائمه» در ابتدای خیابان هنرستان پناه بردند و برخی دیگر در پارکینگ خانهها مخفی شدند.
او صحنه ضربوشتم یک زن حدودا ۴۵ تا ۵۰ ساله را چنین توصیف کرد: «به دیوار بیمارستان چسبیده بود، نمیتوانست فرار کند. چهار پنج نفر ریختند سرش و آنقدر زدندش که دیگر جان و توان بلند شدن نداشت.»
این زن معترض از همدلی مردم در آن شب هم گفت و از مردی که با وجود اصابت چند گلوله به بدنش، همچنان نگران دیگران بود: «داد میزد شما چرا اینجایید؟ شما خانمید، بروید. شما دینتان را ادا کردید.»
به گفته او، همان مرد برای او چند زن دیگر خودرو پیدا کرد تا از محل دور شوند.
او گفت تصاویر آن شب هیچوقت از ذهنش پاک نمیشود و پس از آن، مدام خبر کشته شدن دوستان و آشنایانش را شنیده است: «یکی از دوستانم تیر در پایش گیر کرده و نمیتواند درمان شود. یکی در کتفش تیر خورده، یکی در گلویش. برادر خودم زیر باتوم سیاه و کبود شده است.»
این شهروند افزود موج خبرهای جانباختن آشنایانش قطع نشده و حتی یکی از همسفرانش را نیز از دست داده است: «من بهتازگی سفر بودم و شنیدم یکی از همسفرانم بهدست سرکوبگران در جریان اعتراضات کشته شده است.»
این زن معترض گفت روز بعد از شدت ترس نتوانسته به خیابان برود، اما دو روز بعد با خودرو به همان مناطق سر زده است: «خیابانها خفقانآور بود. تمام چهارراهها پر از ماشین گارد. ساعت ۱۰ شب، موتورهای مسلح پلیس در خیابان میچرخیدند. خیلی وحشتناک بود و هیچکس بیرون نبود.»
او نگرانی اصلیاش را رساندن صدای کشتهشدگان و مجروحان انقلاب ملی ایرانیان دانست و گفت: «خیلی کشته دادیم، خیلی مجروح دادیم.»
این شاهد عینی همچنین از بازداشت یک زن ۳۶ ساله خبر داد که ۱۴ دیماه در محدوده احمدآباد بازداشت شد: «لباسشخصیها و بسیجیها دنبالش کردند تا دم در خانه. جلوی خانه به او حمله کردند و بردندش. خبر رسید که زندان وکیلآباد است و زنده است. خانوادهاش نمیدانند بعد از آن، زنده است یا نه و چه اتفاقی قرار است برایش بیفتد.»
او در بخش دیگری از روایتش گفت زمانی که در خانه یکی از دوستانشان بودند، با مردی مجروح روبهرو شدند که از ناحیه پهلو تیر خورده بود، خونریزی داشت و پشت یکی از خودروهای داخل کوچه افتاده بود و از درد ناله میکرد.
این زن معترض افزود شهروندان او را به داخل خانه بردند تا کمکش کنند، اما «آنقدر وحشتزده و دردکشیده بود» که اجازه نمیداد کسی به او نزدیک شود.
او گفت: «یک پارچه روی جایی گذاشته بود که تیر به پهلویش خورده بود و از درد به خودش میپیچید.»
به گفته این شاهد عینی، او تلاش کرده بود پزشکی یا پرستاری را برای رسیدگی به مجروح هماهنگ کند، اما مرد مجروح به دلیل ترس به آنها اعتماد نکرد، با دوستانش تماس گرفت و پس از هماهنگی، آنها آمدند و او را بردند.
این زن معترض گفت مرد مجروح اهل ایلام بود و به آنها گفته بود: «ما ایلام رو گرفتیم اومدیم مشهد کمک مشهدیها.» او اضافه کرد پس از انتقال این مجروح، از سرنوشتش بیخبر مانده است.
در روایت دیگری، او از مردی حدود ۴۰ ساله گفت که گلوله از پای راستش عبور کرده و در پای چپش گیر کرده بود. این فرد را به بیمارستان «رضوی» برده بودند، اما به گفته این شاهد، به او گفته بودند اگر رسیدگی نشود «نهایتش این است که پایت را قطع میکنیم، چون اولویت با کسانی است که دارند میمیرند».
او افزود حجم مجروحان آنقدر بالا بود که رسیدگی به بسیاری از زخمیها عملا ممکن نبود.
به گفته این شاهد، زمانی که این مجروح را برای عکسبرداری به یک مطب خصوصی بردند، ماموران وارد شدند و پرونده تمام مجروحان تیرخورده را با خود بردند: «نمیدانیم قرار است با این اطلاعات و با این مجروحان چه کنند.»
او در پایان گفت: «شبها جوی خون در مشهد راه انداخته بودند. جوانهایمان را میکشتند، صبحها خیابانها را تمیز میکردند و آمادهاش میکردند برای کشتار در شبهای بعد.»
این زن معترض همچنین آمار رسمی کشتهشدگان مشهد را غیرواقعی دانست و گفت: «فقط شب اول که هنوز بهطور رسمی دستور تیراندازی نداده بودند، حدود ۱۵۰ نفر در مشهد کشته شدند و تنها در محله گرگان این شهر ۴۰ نفر جان باختند.»
او افزود: «دو شب بعد که حکم تیر بهصورت رسمی صادر شد، چندین برابر این آمار کشتند. آماری هم که اعلام میکنند درباره جانباختگان اعتراضات مثل ۴۰۰ کشته در مشهد واقعی نیست و خیلی بیشتر از اینهاست.»
در روزهای گذشته روایتهای بسیاری از شهروندان در نقاط مختلف ایران، از جمله مشهد، به ایراناینترنشنال رسیده است؛ روایتهایی که از شلیک مستقیم، سرکوب خشن و کشته و زخمی شدن شمار زیادی از معترضان به دست نیروهای جمهوری اسلامی خبر میدهند.
برای دنبال کردن تحولات مرتبط با انقلاب ملی ایرانیان، اینجا را کلیک کنید.
بنا بر اطلاعات ارسالی شهروندان به ایران اینترنشنال، فائزه مستعان، متولد مهرماه ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله به سینه جان باخت. مادر فائزه پیکر او را تا صبح در آغوش خود نگه داشت.
طبق روایت شاهدان، پس از قطع تماس با فائزه، خانوادهاش در همان منطقه به جستوجو پرداختند و پیکر او توسط یکی دیگر از معترضان به خانواده تحویل داده شد.
به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش بود و سپس برای کالبدشکافی تحویل داده شد. گزارش شده پیکر او پس از انتقال برای کالبدشکافی حدود دو روز بعد به خانواده تحویل داده شده است. مادر فائزه در جریان مراسم خاکسپاری دچار کما شد و مراسم بدون حضور او برگزار شد.
بر اساس اطلاعات ارائهشده، شلیک از روی پشتبام و با سلاح جنگی کلاشینکف AK47 انجام شده است.
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در جریان نشست ویژه خود، با تصویب قطعنامهای که از سوی بیش از ۲۰ کشور ارائه شده بود، وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را «بهشدت نگرانکننده» خواند و سرکوب خشونتآمیز اعتراضات سراسری اخیر را قاطعانه محکوم کرد.
این قطعنامه که جمعه سوم بهمن با رای مثبت ۲۵ کشور در مقابل ۷ رای منفی به تصویب رسید، ماموریت هیات حقیقتیاب سازمان ملل را به مدت دو سال و ماموریت گزارشگر ویژه را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.
این قطعنامه که با تمرکز ویژه بر انقلاب ملی ایرانیان تصویب شده، از کشتار هزاران معترض مسالمتجو، از جمله زنان و کودکان، زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان، و بازداشت و حبس خودسرانه هزاران نفر در جریان این اعتراضات خبر میدهد.
بیش از ۵۰ درصد از اعضای شورا از این قطعنامه حمایت کردهاند. به این ترتیب، این یکی از بالاترین سطوح حمایتی است که یک قطعنامه درباره وضعیت حقوق بشر در ایران تاکنون در تاریخ شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد دریافت کرده است. تنها باری که میزان حمایت از چنین قطعنامهای بالاتر از این بوده، به سال ۲۰۱۳ بازمیگردد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، دوم بهمن اعلام کرد شمار کشتهشدگان در اعتراضات سراسری ممکن است بیش از ۲۰ هزار نفر باشد.

سرکوب بیسابقه و اتهام قتلهای فراقضایی
شورای حقوق بشر با ابراز نگرانی عمیق از «مقیاس بیسابقه» سرکوب اعتراضات، اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از «زور مرگبار و بیش از حد» علیه معترضان استفاده کردهاند.
در متن قطعنامه بهصراحت به گزارشهای مربوط به قتلهای فراقضایی معترضان اشاره شده و این اقدامات، نقض آشکار حقوق بینالملل حقوق بشر دانسته شده است.
همچنین بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی قهری، بازداشت در بیخبری کامل، و اعمال شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، از دیگر موارد نقض جدی حقوق بشر عنوان شدهاند که شورای حقوق بشر خواستار توقف فوری آنها شده است.
سازمانهای عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر پیشتر اعلام کردند ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در تلاش برای سرکوب اعتراضات اخیر، با تفنگ و شاتگانهای مجهز به ساچمههای فلزی، بهطور مستقیم سر و بالاتنه معترضان را هدف قرار دادند.
قطع اینترنت و جلوگیری از مستندسازی نقض حقوق بشر
در این قطعنامه، قطع سراسری و طولانیمدت اینترنت که از ۱۸ دی ماه در ایران اعمال شده، بهعنوان اقدامی ناقض حقوق بینالملل حقوق بشر محکوم شده است.
این شورا خواستار بازگشت فوری، کامل و بدون محدودیت اینترنت در سراسر ایران شد و تاکید کرد این اقدام حکومت با هدف جلوگیری از مستندسازی موارد نقض حقوق بشر و محدود کردن دسترسی شهروندان به اطلاعات صورت گرفته است.
نتبلاکس، نهاد پایش وضعیت اینترنت در جهان، سوم بهمن هشدار داد جمهوری اسلامی میکوشد با ایجاد «ترافیک جعلی» اینگونه القا کند که دسترسی به اینترنت در ایران در حال بازگشت به حالت عادی است.
نگرانی از موج گسترده اعدامها
شورای حقوق بشر سازمان ملل همچنین نسبت به افزایش نگرانکننده اعدامها در سال ۲۰۲۵ در ایران ابراز نگرانی کرد و هشدار داد مجازات اعدام برای افرادی اعمال شده که جرائم آنها در چارچوب «جدیترین جرائم» قرار نمیگیرد.
این قطعنامه خطر استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان بازداشتشده اخیر را «بسیار جدی» توصیف کرد.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، پیشتر معترضان را «عناصر آشوبگر و اغتشاشگر» نامید و تهدید کرد «مجازات» آنها «قاطعانه، حداکثری و بدون هیچگونه ارفاق قانونی» خواهد بود.
تاکید بر حقوق بنیادین و حق اعتراض مسالمتآمیز
در متن قطعنامه، بر حقوق غیرقابل سلب شهروندان از جمله حق حیات، آزادی، امنیت شخصی، آزادی بیان، آزادی تجمع و تشکل، و آزادی عقیده و مذهب، حتی در فضای آنلاین، تاکید شد.
این قطعنامه تصریح کرد همه افراد باید بتوانند مطالبات خود را از طریق اعتراضات مسالمتآمیز بیان کنند.
درخواست برای پاسخگویی و پایان مصونیت
شورای حقوق بشر بر ضرورت پاسخگو کردن عاملان نقض جدی حقوق بشر و پایان دادن به مصونیت سیستماتیک در ایران تاکید کرد.
این نهاد یادآور شد جمهوری اسلامی موظف است تحقیقات سریع، مستقل، شفاف و بیطرفانه درباره تمامی گزارشهای نقض حقوق بشر انجام دهد.

تمدید ماموریت هیات حقیقتیاب و گزارشگر ویژه
یکی از مهمترین بخشهای این قطعنامه، تمدید ماموریت هیات بینالمللی مستقل حقیقتیاب درباره ایران برای دو سال دیگر است.
این هیات مامور شده تحقیقات فوری درباره موارد اخیر و جاری نقض حقوق بشر در ارتباط با اعتراضات سراسری انجام دهد و گزارشهای خود را به شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کند؛ از جمله با هدف استفاده احتمالی در روندهای قضایی آینده.
همچنین ماموریت گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران برای یک سال دیگر تمدید شد تا به نظارت بر وضعیت حقوق بشر و ارزیابی اجرایی شدن توصیههای پیشین ادامه دهد.
درخواست همکاری کامل از جمهوری اسلامی
در پایان، شورای حقوق بشر از جمهوری اسلامی خواست با هیات حقیقتیاب و گزارشگر ویژه همکاری کامل داشته باشد، دسترسی بدون مانع آنان به کشور را فراهم کند و تمامی اطلاعات و اسناد لازم را برای انجام ماموریتهایشان در اختیار آنها قرار دهد.
این قطعنامه با تاکید بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، در عین حال تصریح کرد پاسخگویی، حقیقتیابی و پایان دادن به مصونیت از مجازات، شرط اساسی جلوگیری از تکرار نقض گسترده حقوق بشر در کشور است.
مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در سخنرانی خود در مراسم نمازجمعه این شهر اعلام کرد که آمار بالای کشتههای اعتراضات اخیر، مردم ایران و جهانیان را «حیرتزده و مبهوت» کرد.
عبدالحمید اسماعیلزهی جمعه سوم بهمن در این سخنرانی گفت: «کشتن و زدن مردم چیزی است که در تمام دنیا از آن اجتناب میکنند. متاسفانه در کشور ما در حوادث سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز تلفات و کشتههایی داشتیم، اما در حادثه دیماه ۱۴۰۴ هزاران انسان اعم از زن و مرد و کودک و نوجوان، کشته شدند که این غیرقابل تصور بود و مردم ایران و تمام جهانیان را حیرتزده و مبهوت کرد.»
او افزود: «کسانی که در خیزش اخیر کشته شدند مردم ایران هستند، خارجی نیستند و وابسته به خارج هم نیستند. ممکن است خارجیها برای منافع خودشان از اینها حمایت کنند، اما واقعیت این است که اینها مردم ایران بودند که سالهاست با مشکلات مواجهاند و اعتراض میکنند.»
امامجمعه زاهدان خطاب به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داد که «هیچ دولتی در دنیا نباید با مردمش با خشونت برخورد کند و آنها را بکشد، بلکه شنیدن حرف مردم و رسیدگی به خواستهها و حل مشکلاتشان وظیفه دولتهاست.»
درخواست برای رفع قطعی اینترنت و آزادی بازداشتشدگان
مولوی عبدالحمید ضمن درخواست برای «آزادی بازداشتیها و زندانیان سیاسی» تاکید کرد: «دو هفته است که اینترنت کشور قطع است و این قطعی اینترنت به تجارت و کسبوکارهای عموم مردم ضربه بسیار سنگینی زده است.»
او به نقل از کارشناسان افزود که این قطعی اینترنت «روزانه بیش از سه هزار میلیارد تومان» به اقتصاد و کسبوکار مردم ضرر وارد کرده است.
نتبلاکس نوشت که از صبح جمعه دسترسی بیشتری از ایران به ویپیانها رخ داده اما بهشدت فیلترینگ وجود دارد و اتصال به اینترنت بینالمللی همچنان پایین است.
نتبلاکس نوشت که این وضعیت نشان از شکل جدید فیلترینگ یا «فیلترنت پلاس» است.
تهدید امامان جمعه علیه آمریکا
اما همزمان، دیگر امامان جمعه در سراسر کشور همسو با جمهوری اسلامی علیه معترضان سخنرانی کردند و به ویژه به آمریکا در مورد کشتن یا ربودن خامنهای هشدار دادند.
در تهران، محمد جواد حاجعلیاکبری، امام جمعه موقت این شهر گفت: «هرگونه تعرض به رهبر، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد.»
او آمریکا را تهدید کرد که «تمام منافع وپایگاههای دشمنان در منطقه تحت پوشش توان دفاعی» جمهوری اسلامی قرار دارد.
محمد سعیدی، نماینده خامنهای در استان قم نیز هشدار داد: «اگر دشمن به ایران حمله کند، کل منطقه را درگیر خواهیم کرد.»
او همچنین گفت: «طراحی آمریکا برای حذف رهبری، الگویی نظیر ونزوئلا بود ولی جمهوری اسلامی از طریق پیامهای مختلف هشدار داد که هرگونه تجاوزی را با درگیر کردن کل منطقه پاسخ خواهد داد.»
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، خواستار پایان دادن به حکومت علی خامنهای، دیکتاتور تهران، شد و به نشریه پولیتیکو اعلام کرد: «زمان آن رسیده که بهدنبال رهبری جدید در ایران باشیم».