کمیسیون اروپا اعلام کرده که قصد دارد همزمان با کاهش موانع اداری برای افزایش ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر، به دنبال خرید بیشتر گاز از آمریکا باشد تا به فشارهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا پاسخ دهد.
دن یورگنسن، کمیسر انرژی اتحادیه اروپا، گفت که این اتحادیه در سال جاری انتظار دارد رکورد تازهای در زمینه نصب ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر به ثبت برسد.
او تاکید کرد این مسیر سبز، مانع از آن نخواهد شد که اتحادیه بهطور همزمان تعهداتی برای خرید بیشتر گاز طبیعی مایع از آمریکا در چارچوب پاسخ به تعرفههای ترامپ بدهد.


سقوط سقف یک باشگاه شبانه محبوب در سانتو دومینگو، پایتخت جمهوری دومینیکن، دستکم ۱۸۴ کشته برجای گذاشته است. مقامهای مسئول چهارشنبهشب اعلام کردند عملیات جستوجو برای یافتن بازماندگان «به شکلی ناامیدکننده» پیش میرود.
سقف باشگاه شبانه جتست سهشنبه ۱۹ فروردین پایین آمد و از آن زمان تاکنون، خانوادههای بسیاری بیرون از ساختمان این باشگاه گرد آمدهاند و با نگرانی منتظر دریافت خبری از بستگان مفقود خود هستند. آنان عکسهایی از عزیزانشان را در اختیار پلیس قرار دادهاند.
پیش از این گزارش شده بود که شمار زخمیشدگان این حادثه بیش از ۱۵۵ نفر است و مقامها نسبت به افزایش آمار قربانیان هشدار داده بودند.
روز گذشته شمار کشتهشدگان به ۱۲۴ نفر رسیده بود.
خوان مانوئل مندز، رییس مرکز عملیات اضطراری جمهوری دومینیکن، در یک نشست خبری گفت: «ما هیچکس را رها نخواهیم کرد.»
او افزود: «تیمهای امداد تا زمانی که آخرین جسد یافت شود به کار ادامه خواهند داد اما امید به یافتن بازماندههای زنده زیر آوار بهشدت کاهش یافته؛ بهویژه آنکه در بیش از ۲۴ ساعت گذشته هیچ فردی زنده از زیر آوار بیرون کشیده نشده است.»
هومرو فیگوئروآ، سخنگوی ریاستجمهوری نیز در بیانیهای گفت: «در ساعات آینده، عملیات از مرحله جستوجو و نجات وارد مرحله بازیابی اجساد خواهد شد.»
با این حال خانوادهها همچنان به زنده بودن عزیزانشان امیدوارند.
الکس دلئون، در کنار دهها نفر دیگر، در اطراف باشگاه بهدنبال همسر سابقش، مادر دو فرزندشان و یک دوست مشترک نزدیک میگردد: «متاسفانه هیچ اطلاعی از محل حضور آنها ندارم. پسر ۱۵ سالهام بهشدت آسیب دیده و بچه کوچکم که ۹ ساله است، هنوز آرام است چون به او گفتهایم مادرش سر کار رفته.»
خانوادهها و دوستان افراد ناپدیدشده با در دست داشتن عکسها و توصیف لباسهایی که هنگام وقوع فاجعه به تن داشتهاند، سعی میکنند روند شناسایی اجساد را برای پلیس و مقامات مسئول تسهیل کنند - بهویژه در مواردی که چهره قربانیان آسیب دیده است.
مقامها پیشتر و در روز چهارشنبه اعلام کردند ۱۵۵ نفر از زیر آوار نجات یافتهاند و به بیمارستانها منتقل شدهاند.
شمار دقیق افرادی که هنگام ریزش سقف در داخل باشگاه حضور داشتهاند همچنان نامشخص است.

از جشن تا فاجعه
سانحه فروریختن سقف باشگاه شبانه جتست در میانه کنسرتی از روبی پرز، خواننده محبوب ۶۹ ساله آمریکای لاتین اهل جمهوری دومینیکن رخ داد.
برنامهای که میزبان سیاستمداران، ورزشکاران و چهرههای برجسته دیگری بود، اندکی پس از نیمهشب به کابوس بدل شد؛ زمانی که سقف بهیکباره فرو ریخت.
این کنسرت یکی از رویدادهای بزرگ فرهنگی در تقویم محلی محسوب میشد.
پرز، خود یکی از جانباختگان این حادثه است.
وزارت فرهنگ جمهوری دومینیکن اعلام کرد پنجشنبه مراسم بزرگداشتی برای پرز برگزار خواهد کرد و او را «یکی از چهرههای برجسته هنر کشور» توصیف کرد.
خانوادههای قربانیانی که اجسادشان تاکنون شناسایی شده، برگزاری مراسم خاکسپاری را آغاز کردهاند.
جمهوری دومینیکن حدود ۱۱ میلیون نفر جمعیت دارد که یک میلیون نفر از آنان در پایتخت زندگی میکنند.
لوئیس آبینادر، رییسجمهوری جمهوری دومینیکن، چهارشنبه در مراسم خاکسپاری نلسی کروز، فرماندار استان مونتهکریستی و خواهر نلسون کروز، بازیکن پیشین لیگ برتر بیسبال که هفت بار در تیم آلاستار حضور داشت، شرکت کرد.
او در این مراسم گفت: «ما تنها میتوانیم برای او و سایر قربانیان سوگواری کنیم.»
در این سانحه، اوکتاویو دوتل و تونی بلانکو، هر دو بازیکن سابق لیگ برتر بیسبال، جان خود را از دست دادند. پیشتر اعلام شده بود که دوتل پس از بیرون کشیده شدن از زیر آوار، در مسیر انتقال به بیمارستان درگذشت.

وزیران اقتصادی کشورهای جنوبشرقی آسیا (آسه.آن) گفتند که این اتحادیه در پاسخ به تعرفههای آمریکا هیچ اقدام تلافیجویانهای انجام نخواهد داد.
وزیران کشورهای عضو این اتحادیه در بیانیهای مشترک ضمن ابراز نگرانی نسبت به تعرفههای آمریکا و تاثیرات آن اعلام کردند: «ما تمایل مشترک خود را برای ورود به گفتوگویی صریح و سازنده با آمریکا به منظور رسیدگی به راهحل نگرانیهای تجاری اعلام میکنیم. ارتباط شفاف و همکاری برای حفظ رابطهای متوازن و پایدار ضروری خواهد بود.»
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، در جریان سفر رسمی خود به ویتنام گفت که تصمیم دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای متوقف کردن اجرای طرح گسترده تعرفهها، زمینه را برای انجام مذاکرات فراهم میکند.
سانچز افزود در انتظار روشن شدن جزییات نحوه اجرای این تصمیم است.


رسول منتجبنیا، رییس اسبق کمیسیون دفاع مجلس، درباره دلیل امتناع مقامهای جمهوری از اعلام شرکت در مذاکره مستقیم گفت آنها از «اینکه بگویند پای میز مقامات آمریکایی نشستند، ابا دارند.»
این فعال اصلاحطلب در گفتوگو با سایت خبرآنلاین افزود: «این کار به نظر من صحیح نیست، وقتی اصل مذاکره را پذیرفته و لازم دانستهایم، چرا از مذاکره مستقیم شانه خالی کرده یا پای وساطت یک کشور بزرگ یا کوچک دیگر در میان باشد؟»
در روزهای گذشته مقامهای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند که مذاکره روز شنبه ایران و آمریکا غیرمستقیم است؛ در حالی که مقامهای آمریکا میگویند این مذاکرات مستقیم صورت میگیرد.
منتجبنیا اشاره کرد: «چه رییسجمهور و چه هیئت مذاکرهکننده باید مجاز باشند که با هیئت مذاکرهکننده آمریکایی حرف بزنند تا موضوع جلسه را با مقامات عالی نظام در میان بگذارند. اگر مقامات عالی نظام نپذیرفتند، عملی نمیشود و مشکلی نیست.»

شش سال پیش، ۱۴ نفر از فعالان سیاسی در اقدامی بیسابقه، با نگارش بیانیهای خطاب به علی خامنهای، خواستار استعفا و کنارهگیری او از قدرت و گذر از جمهوری اسلامی شدند. آن ۱۴ایرانی شجاع، بازداشت و به احکام سنگین زندان محکوم شدند. با این حال، شعلهای که آنان برافروختند خاموش نشد.
امروز، صداهای بیشتری از دل جامعه مدنی، نخبگان و حتی اقشار مختلف مردم به گوش میرسد که خواهان پایان رهبری خامنهای و گذار از جمهوری اسلامی هستند. در هفتههای اخیر، چندین نامه از سوی فعالان سیاسی و مدنی منتشر شده که از خامنهای میخواهند از مردم ایران عذرخواهی کند، مسئولیت ویرانیهای به بار آمده را بپذیرد و از قدرت کنارهگیری کند.
در تازهترین نمونه، مهدی محمودیان، فعال سیاسی زندانی در اوین، در نامهای تحت عنوان «نامهای از دل ویرانه به ویرانگر» خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، خواستار استعفای او شده و دوران رهبری او را یکی از عوامل اصلی ویرانی ایران و زندگی ایرانیان معرفی کرده است.
این نامهها، صرفا پژواکی از نارضایتی نخبگان نیستند. در کنار اعتراضات فعالان سیاسی و مدنی، مردمی نیز که در طول دههها تحت شدیدترین فشارهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی قرار گرفتهاند هر روز با صدایی بلندتر، خواستار کنارهگیری خامنهای از قدرت هستند. این خواسته در جملهای ساده اما پرمفهوم خلاصه شده که این روزها مدام از سوی مردم تکرار میشود: «ما از شما چیزی نمیخواهیم، فقط جمع کنید و بروید.»
صدایی که این روزها از کوچه و خیابان، شبکههای اجتماعی، محافل روشنفکری و خانوادههای داغدار شنیده میشود، صدایی است که سالها حکومت نادیده گرفته است. این صدای مردم ایران است؛ صدای نسلی که زندگیاش در نظام جمهوری اسلامی تباه شد. نسلی که کودکیاش در سایه مانتوها و مقنعههای سیاه با رنگهای دلمرده نابود شد، جوانیاش به اجبار در خاموشی گذشت، و اعتراضش با گلوله پاسخ داده شد.
اینها صداهای نوجوانانیست که بزرگ شدند اما هیچ لذتی از بزرگ شدن نبردند. جوانانی که یا به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شدند یا با سرکوب و تحقیر، زندگیشان نابود شد. اکنون این جوانان به بلوغ رسیدهاند و از حکومت متنفرند؛ با تمام وجود لحظهشماری میکنند تا پایان سلطه آن را ببینند.
حکومت مهمترین سرمایه مردم، یعنی زندگی را از آنها گرفته است. وعدههایی که از سال ۱۳۵۷ تا امروز دادند، چیزی جز فریب، ویرانی و ظلم نبوده است. آنچه مردم ایران را به خشم و فریاد رسانده، تداوم ۴۷ سالهی دروغها، وعدههای توخالی، تحقیرها، و نقض مستمر حقوق اساسیشان است. ازخمینی تاخامنهای، از اصولگرا تا اصلاحطلب، مردم به تجربه دریافتهاند که با ساختار و حکومت موجود، هیچ افقی برای نجات کشور وجود ندارد.
مردم ایران معتقدند که آخوندها و سردارها نه تنها حکومت را، بلکه کشور را اشغال کردهاند. آنها معتقدند حق انتخاب آزادانهی حکومت و حاکمانشان از آنها گرفته شده. این خشم عمومی، ناشی از تجربهی تلخ حکومتی است که وعده بهشت داد اما جهنم ساخت، دم از شرافت و دیانت زد اما در عمل، جز فریب و چپاول از آن دیده نشد.
اعتماد مردم به حکومت نابود شده است. دروغهای پیدرپی درباره مذاکره، تحریم، معیشت، و عدالت اجتماعی، هرگونه سرمایه اجتماعی را از بین برده است. مردم دیگر سخنان حاکمان را باور نمیکنند. آنها هر وعدهی جدید را تکرار همان وعدههای محققنشده میدانند.
حاکمان امروز ایران سالها به نام امام حسین و فاطمه ، احساسات مردم را به نفع خود تحریک کردند، اما در عمل، فرزندان معترضاین ملترا کشتند و خانوادههای دادخواه را تهدید و بازداشت و زندانی کردند. مادران دادخواه ، همچون مادر کیان پیرفلک، شب تا صبح بر پیکر فرزندشان بیدار ماندند تا مبادا حکومت حتی جسد عزیزشان را نیز بدزدد.
امروز مردم ایران از آخوندها و سردارها میخواهند که بروند. آنها، پیش از تحقیر شدن در سر میز مذاکره یا شکست در برابر حمله آمریکا و اسرائیل، در دلها و قلبهای ملت شکست خوردهاند.
از نگاه مردم، این تحقیر شدن حکومت و شخص خامنهای، تاوان خونهای ناحقی است که بر زمین ریختند، آه مادرانی است که فرزندانشان را به ناحق از دست دادند، و فریاد کارگران، معلمان، بازنشستگانی است که پس از سالها خدمت، امروز در خیابانهای کشور فریاد عدالت سر میدهند اما بازداشت میشوند.
صدای مردم معترض روز به روز بلندتر، خشمگینتر و آشکارتر میشود. مطالبهی استعفای خامنهای، دیگر فقط صدای ۱۴ فعال سیاسی نیست؛ پژواک میلیونها ایرانیست که فریاد میزنند: «ما از شما چیزی نمیخایم، فقط جمع کنید و برید».





