متهم به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال: برای فیلمبرداری ۲ هزار پوند گرفتم
مصطفی سپهوند، یکی از متهمان به جاسوسی از خبرنگاران ایراناینترنشنال، گفت دو هزار پوند برای فیلمبرداری از مکانهایی گرفته اما علیه خبرنگاران اقدامی نکرده است. فراهم کردن زمینه حمله و اعمال خشونت شدید علیه کامبیز حسینی و یا مجتبا پورمحسن از اتهامات سه متهم این پرونده است.
او هنگام خواندن متن بازجوییها در دادگاه، خشمگین شد و به جمهوری اسلامی و خمینی دشنام داد، با خشم و فریاد از کشتهشدن یکی از بستگانش گفت و از جلسه بیرون برده شد.
دادگاه سلطنتی وولویچ چهارشنبه ۲۲ مهر، در ادامه محاکمه سه ایرانی متهم به همکاری با دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی، بخشهایی از بازجوییهای مصطفی سپهوند و فرهاد جوادیمنش را شنید. یک مامور پلیس که پشت پرده قرار داشت، پرسشهای بازجویان را میخواند و نماینده دادستانی پاسخهای ثبتشده متهمان را بازگو میکرد.
سپهوند، جوادیمنش و شاپور قلعهعلیخانی نوری اتهامهای خود را رد کردهاند.
بنا بر روایت دادستانی، آنها خبرنگاران مرتبط با ایراناینترنشنال، از جمله مجتبا پورمحسن و کامبیز حسینی، را زیر نظر گرفته بودند تا زمینه اعمال خشونت شدید علیه دستکم یکی از افراد هدف فراهم شود.
هنگام خواندن بخشی از بازجویی سپهوند درباره پیامهای او و مصطفی قربانی، سپهوند از جایگاه متهمان شروع به فریاد زدن و فحاشی کرد و با دستور قاضی از دادگاه بیرون برده شد.
دو هزار پوند برای فیلمبرداری و ادعای فشار بر خانواده
در بازجویی ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، سپهوند گفته بود برای فیلمبرداری دو هزار پوند گرفته است. دادستانی میگوید سپهوند از افرادی در ایران پول دریافت میکرده است. او در همان بازجویی مدعی شده بود تهدیدها حدود یک سال پیش و دستورها برای انجام کار حدود هفت تا هشت ماه پیش از آن آغاز شدهاند.
پلیس از سپهوند پرسیده بود آیا مصطفی قربانی دستورهای مربوط به زیرنظر گرفتن خبرنگاران را به او منتقل میکرده است. سپهوند که قربانی را دوست خود و صاحب مغازه قلیان معرفی کرده بود، گفته بود او همیشه با جمهوری اسلامی همراه بوده است. او در عین حال مدعی شده بود قربانی را هم برده و کتک زدهاند.
در بازجوییهای خواندهشده، سپهوند بارها انجام هرگونه اقدام علیه خبرنگاران را رد کرده و گفته بود خود و خانوادهاش در خطرند. در یکی از پاسخها گفته بود: «به من فشار آوردند کاری انجام بدهم. تهدیدم کردند، اما انجامش ندادم. انجامش ندادم.»
او در بازجویی ۲۴ اردیبهشت، در پاسخ به پرسش درباره پیامها و نشانیهایی که در اختیار داشته، گفته بود: «میتوانستیم آنها را بزنیم. نشانی را داشتیم. اما به خدایی که آن بالاست قسم میخورم هیچ کاری نکردیم.»
سپهوند در پاسخ به پرسشهای مربوط به مجتبا پورمحسن نیز مدعی شده بود میخواسته او را نجات دهد و جمعآوری اطلاعات را رد کرده بود.
در بخش دیگری از بازجویی، پلیس درباره پیامهای قربانی و اشارههای او به فردی به نام امین پرسیده بود. سپهوند در پاسخ به بعضی پرسشها از اظهار نظر خودداری کرده و در پاسخهای دیگر، امین را فردی صاحب قدرت و عامل آزار و بازداشت اعضای خانوادهاش معرفی کرده بود.
تصویر کامبیز حسینی و پیام مربوط به «سگ» و «ماشین»
پلیس از هر دو متهم درباره تصویری از کامبیز حسینی پرسیده بود که سپهوند چهارم دی ۱۴۰۳ برای جوادیمنش فرستاده بود. پرسشهای بعدی به پیامی در روز پنجم دی مربوط میشد که در آن از دیدن «سگ» و «ماشین» در اینستاگرام صحبت شده بود.
بازجویان از سپهوند پرسیده بودند آیا منظور از «سگ»، خبرنگار بوده است. او تحقیق پلیس را اشتباه خوانده و در پاسخ به پرسشهای بعدی درباره این پیام از اظهار نظر خودداری کرده بود.
جوادیمنش در بازجویی خود گفته بود نام کامبیز حسینی را نمیدانسته و از روی کنجکاوی تصویر را نگاه کرده است. او توضیح داده بود میخواسته بداند آیا فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که شنیده بود به او حمله شده است.
پلیس به او یادآوری کرده بود که هم نام ایراناینترنشنال و هم نام کامبیز حسینی روی تصویر دیده میشود. جوادیمنش گفته بود به موضوع علاقهای نداشته و به یاد نمیآورد لینک اینستاگرامی برنامه حسینی را باز کرده باشد.
در پاسخ به پرسش درباره عبارت «خوب، خوب» که برای سپهوند فرستاده بود، جوادیمنش گفته بود این تکیهکلام را از یک یوتیوبر گرفته و منظورش مهم نبودن موضوع برای خودش بوده است.
پلیس سپس درباره پاسخ سپهوند، «همین است، برادر»، پرسیده بود. جوادیمنش گفته بود مطمئن نیست، اما شاید منظور سپهوند این بوده که فرد داخل تصویر همان خبرنگاری است که مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
جوادیمنش درباره پیام مربوط به اینستاگرام نیز گفته بود سپهوند قصد داشته نام «فرهاد» را بنویسد، اما آن را به اشتباه «فردا» تایپ کرده است. او در عین حال گفته بود معنای پیام را به یاد نمیآورد.
جوادیمنش: عبور از کنار ایراناینترنشنال و رفتن به کارواش
جوادیمنش در نخستین بازجویی خود، در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، گفته بود نام ایراناینترنشنال را در اینستاگرام شنیده، اما اخبار آن را دنبال نمیکند. او هرگونه دریافت دستور برای رصد خبرنگاران یا جمعآوری اطلاعات درباره این شبکه را رد کرده بود.
وقتی پلیس درباره حضورش در نزدیکی ساختمان ایراناینترنشنال پرسیده بود، جوادیمنش گفته بود ممکن است با خودرو یا پیاده از آنجا گذشته باشد. او ساختمان را زیبا توصیف کرده و گفته بود چون نام شبکه را در ایران شنیده بود، کنجکاو شده بود ساختمانش را ببیند. او درباره عکس گرفتن نیز گفته بود ممکن است عکسهایی گرفته باشد، اما به یاد نمیآورد.
جوادیمنش در توضیح رفتوآمد خود در آن محدوده گفته بود برای گرفتن قرص گلودرد به یک کارواش رفته است. بهگفته او، پیشتر در تیکتاک یا اینستاگرام پرسیده بود آیا کسی برای عفونت گلو قرص دارد.
او گفته بود از حکومت جمهوری اسلامی نفرت دارد، از سیاست دور است و پس از خروج از ایران میخواسته از جامعه ایرانی فاصله بگیرد. جوادیمنش در پاسخ به پرسشهای پلیس، تهدیدشدن خود یا خانوادهاش برای همکاری با افرادی در ایران را رد کرده و گفته بود اگر تهدید میشد، موضوع را به پلیس بریتانیا اطلاع میداد.
او همچنین گفته بود در سال ۲۰۲۳ برای ازدواج به ایران برگشته است. وقتی پلیس پرسیده بود آیا در ایران از او خواستهاند درباره ایراناینترنشنال اطلاعات جمع کند، پاسخ منفی داده بود.
رابطه سه متهم از روایت جوادیمنش
جوادیمنش گفته بود سپهوند را حدود چهار سال است در بریتانیا میشناسد. بنا بر روایت او، آشنایی آنها از طریق نوید امامی شکل گرفته بود؛ زمانی که جوادیمنش به لندن آمده بود و سپهوند برای شام به خانهای رفته بود که او در آن زندگی میکرد.
او رابطهاش با سپهوند را دوستی معمولی توصیف کرده و گفته بود یک روز در میان با یکدیگر صحبت میکردند، درباره خودرو به هم کمک میکردند و از مشکلات جسمیشان میگفتند. جوادیمنش گفته بود سپهوند مشکل کنترل خشم دارد و آن را به مرگ پدر او و دشواریهایی که در ایران داشته نسبت داده بود.
بهگفته جوادیمنش، مبلغی که سپهوند به او قرض داده بود حداکثر ۳۰۰ پوند بود. او دریافت دستور از سپهوند و این احتمال را که سپهوند افرادی را بشناسد که بتوانند به او یا خانوادهاش آسیب بزنند، رد کرده بود.
جوادیمنش گفته بود نوری را در سال ۲۰۲۴ در یک کارواش در ایلینگ شناخته است؛ جایی که نوری خودرو او را میشسته است. او گفته بود نوری را به صاحبخانهاش معرفی کرده، اما نمیتواند او را دوست خود بداند. بهگفته جوادیمنش، این کارواش با محلی که برای گرفتن قرص گلودرد به آن رفته بود تفاوت داشت.
تلفنها و خودرو در مسیرهای مشترک
دادگاه همچنین نتیجه تحلیل مارک اوبراین درباره ارتباط تلفنهای متهمان با دکلهای مخابراتی و سوابق تردد خودرو مرسدس A200 سپهوند را بررسی کرد.
بر اساس این تحلیل، تلفنهای سپهوند و جوادیمنش روز ۲۰ آذر ۱۴۰۳ همراه با مرسدس به مالتهاوس کورت رفته بودند.
دادههای ارائهشده، تلفن سپهوند و خودرو او را روز ۲۶ آذر، بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹:۲۰ صبح، در محدوده مالتهاوس کورت نشان میداد. تلفن نوری نیز بین ساعت ۷:۴۳ تا ۸:۵۶ صبح در آن محدوده فعال بود. همان روز، تلفن سپهوند و مرسدس بین ساعت ۱۰:۱۰ تا ۱۰:۵۰ صبح در محدوده سنت دانستانز اَوِنیو قرار داشتند.
در ۲۷ آذر، تلفن نوری بین ساعت ۷:۴۶ تا ۸:۰۱ صبح در محدوده مالتهاوس کورت فعال بود. تلفن سپهوند و خودرو او نیز بین ساعت ۱۳:۲۵ تا ۱۴:۱۰ در محدوده نشانی نوری و سپس بین ساعت ۱۴:۲۰ تا ۱۵:۱۰ در برنتفورد، از جمله حوالی مالتهاوس کورت، ثبت شده بودند. دادههایی از همان محدوده برای حدود ساعت ۱۸:۵۰ نیز ارائه شد و به فعالیت تلفن نوری در آن حوالی اشاره شد.
بازداشت و بازجویی متهمان
در اطلاعاتی که دادستانی بهعنوان موارد مورد توافق طرفین خواند، آمده بود هر سه متهم ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ در محل سکونتشان بازداشت شدهاند و خانههایشان بازرسی شده است.
سپهوند بین ۱۴ تا ۲۵ اردیبهشت، در هفت روز و مجموعا ۲۳ نوبت بازجویی شده بود. جوادیمنش بین ۱۳ تا ۲۵ اردیبهشت، در شش روز و هشت نوبت، و نوری بین ۱۴ تا ۲۳ اردیبهشت، در چهار روز و ۱۰ نوبت مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
در دادگاه گفته شد سپهوند ابتدا چهار رقم از رمز ششرقمی تلفنش را به پلیس داده بود. در ادامه بازجوییها، او رمزهای تلفن را در حضور وکیلش در اختیار پلیس گذاشته بود.
در شرح واکنش نوری به پرسش درباره فعالیت به نیابت از افرادی مستقر در ایران نیز آمده بود که او سرش را به نشانه مخالفت تکان داده و گفته بود: «اشتباه است؛ من از آن رژیم فرار کردم.»
سابقه پرونده؛ وعده پول و حل پرونده در ایران
در جلسه ۲۰ مهر، پیامهایی مطرح شده بود که سپهوند در آنها از وعده ۱۵۰ هزار پوند و حل پرونده قضاییاش در ایران میگفت. قربانی نیز از قول دیگران، حل پرونده را به انجام کار مشروط کرده بود. پیامهای سپهوند به نوید، با نام ذخیرهشده «برار سفارت»، از جمله گفته او درباره رفتن به سفارت برای دیدار با نوید، در همان جلسه بررسی شده بود.
دادستانی در آغاز محاکمه گفته بود سپهوند قرار بوده خشونت را اعمال کند و دو متهم دیگر، اطلاعات لازم برای حمله را جمعآوری کنند. دادستانی همچنین استدلال سپهوند درباره اجبار را نپذیرفته و گفته بود پیامها نشانهای از تهدید یا اجبار او ندارند؛ موضعی که در گزارش جلسه پیشین نقل شده بود.
صدها مخاطب ایراناینترنشنال از افزایش دو تا چند ده برابری قبض برق خانهها، مغازهها و کارگاههای خود خبر دادند. شماری از شهروندان با اشاره به کاهش مصرف و قطعیهای مکرر برق، از صدور قبضهای چند میلیون تومانی ابراز خشم کردند و برخی گفتند دیگر حاضر به پرداخت قبضهای خود نیستند.
در روزهایی که بسیاری از ایرانیان هنوز از خاموشیهای پیدرپی و گرمای تابستان بیرون نیامدهاند، قبضهای برق و آب به یک نگرانی تازه تبدیل شدهاند.
ایراناینترنشنال چهارشنبه ۲۲ مهر از مخاطبان خود در اینستاگرام پرسید آیا مبلغ قبض برق آنها در ماههای گذشته افزایش قابل توجهی داشته است؟
صدها پاسخ رسیده و تقریبا همه یک محتوای مشترک داشتهاند: قبضها چند برابر شدهاند.
بیشتر پاسخها مقایسهای سادهاند، اما این مقایسهها چشمگیرند.
قبضها از ارقام همیشگی حدود ۳۵۰ هزار تومان به شش میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، از دو میلیون تومان به ۱۲ میلیون و از ۳۰۰ هزار تومان به چهار میلیون تومان رسیدهاند.
شهروندی نوشت قبض برق او از ۲۳۰ هزار تومان در دوره قبل به هفت میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطبی دیگر از افزایش ۱۲۰ هزار تومانی به یک میلیون تومان گفت و اضافه کرد که کولر گازی هم ندارد.
نمونههای دیگر هم کم نیستند؛ «چهار برابر»، «پنج برابر»، «شش برابر» و «۱۰ برابر».
افزایش قبض برق تنها به خانهها محدود نبوده و صاحبان مشاغل نیز از رشد شدید هزینهها خبر دادهاند.
صاحب یک کارگاه گفت قبض برق ماهانه او از هشت میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به ۱۶ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسیده است.
مغازهداری اعلام کرد قبض برق واحد صنفیاش از ۱۰ میلیون تومان به ۳۰ میلیون تومان افزایش یافته است.
صاحب مغازهای دیگر نیز گفت قبض برق او از هشت میلیون تومان به ۲۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
بحران برق در ایران تازه نیست. کارشناسان داخلی و خارجی سالهاست درباره کمبود انرژی که جمهوری اسلامی از آن با عنوان «ناترازی» یاد میکند، هشدار دادهاند: نیروگاههای فرسوده، سرمایهگذاری ناکافی، قیمتگذاری دستوری و هدررفت بالای شبکه.
شهروندان میگویند حکومتی که ثروت نفت و گاز را در اختیار داشته، امروز نمیتواند برق پایدار تامین کند و برای جبران کسری، هزینه را از جیب مصرفکننده برمیدارد.
سالهاست الگوی آشنایی تکرار میشود: نخست خاموشی و کمبود، بعد افزایش تعرفه، و سرانجام تهدید به قطع انشعاب برای کسانی که قبوضشان را به موقع نمیپردازند.
مخاطبی نوشت: «ماهها برق قطع بود، حالا قبض میلیونی میآید.»
در بخش دیگری از پیامها، شهروندان افزایش هزینه برق را با درآمد و حقوق ماهانه خود مقایسه کردند.
یک معلم بازنشسته ساکن منطقه منیریه تهران گفت با حقوق ماهانه ۲۰ میلیون تومان، برای هر دوره قبض برق یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی دریافت میکند، در حالی که کولر گازی ندارد.
به گفته شهروندان، حقوق سالی ۲۰ درصد بالا میرود، اما قبض چند برابر شده است.
مخاطبی گفت همسرش با حقوق بازنشستگی ۲۵ میلیون تومانی، باید قبض برق یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومانی دو ماه را پرداخت کند.
شهروندی از یک روستا نیز پرسید: «پنج میلیون تومان پول برق یک خانه روستایی بدون امکانات را از کجا بیاوریم؟»
یکی دیگر از مخاطبان گفت قبض دوماهه برق خانهاش به ۱۰ میلیون تومان رسیده، در حالی که قبض دوره قبل دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بوده است.
افزایش هزینهها، شماری از شهروندان را به نافرمانی مدنی و خودداری از پرداخت قبض برق کشانده است.
چند پاسخ از اعتراضی عملی خبر دادند: «شش ماه است پرداخت نکردهام»، «دو سال پرداخت نکردم؛ قطع میکنند و خودم وصل میکنم»، «پیشنهاد میکنم شما هم پرداخت نکنید».
این اعتراضات، هنوز یک جنبش سازمانیافته نیستند، اما نشان میدهند قرارداد نانوشته میان شهروند و دولت، یعنی پرداخت هزینه در ازای دریافت خدمات، زیر فشار است.
برآورد این پیامها نشان میدهد حکومتی که نتواند برق پایدار بدهد و همزمان قبض سنگین بخواهد، مشروعیت مطالبه پرداخت را از دست میدهد.
یکی از شهروندان افزایش هزینه برق را به سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی مرتبط دانست و گفت: «برای بازسازی لبنان و فلسطین پول کم آوردهاند.»
مخاطب دیگری گفت پس از دریافت قبض هشت میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی، به اداره برق مراجعه کرده و به هزینههای نظامی حکومت اعتراض کرده است.
در ادامه تشدید درگیریهای مسلحانه در سیستان و بلوچستان، یک فرمانده بسیج زنان و یک مامور نیروی انتظامی در دو حمله جداگانه در شهرستان مهرستان استان سیستان و بلوچستان کشته شدند. گزارشها همچنین از زخمی شدن سه نیروی دیگر در حمله به خودروی پلیس حکایت دارند.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۲۲ مهر گزارش داد افسانه عقیلا، فرمانده یکی از حوزههای بسیج زنان شهرستان مهرستان، بر اثر تیراندازی افراد مسلح مقابل منزل خود کشته شد.
سایت حالوش نیز کشته شدن عقیلا را تایید کرد و او را فرمانده حوزه بسیج افضل مهرستان و اهل زابل معرفی کرد.
خبرگزاری بسیج آذر ۱۴۰۲ در گزارشی از برگزاری کارگاههای «حجاب و عفاف» از سوی عقیلا در مهرستان خبر داد.
این خبرگزاری هدف این کارگاهها را ترویج حجاب و آموزش برای اجرای «امر به معروف و نهی از منکر» عنوان کرده بود.
در حملهای جداگانه، افراد مسلح خودروی نیروهای انتظامی را در شهرستان مهرستان هدف تیراندازی قرار دادند.
مرکز اطلاعرسانی پلیس سیستان و بلوچستان کشته شدن محمدعلی شهریاری، گروهبان یکم فرماندهی انتظامی، در این حمله را تایید کرد و از ادامه تلاشها برای شناسایی و بازداشت مهاجمان خبر داد.
حالوش گزارش داد در این حمله، علاوه بر کشته شدن شهریاری که اهل زابل بود، سه نیروی دیگر نیز زخمی شدند.
پلیس در اطلاعیه خود به شمار زخمیها اشاره نکرد.
هویت مهاجمان و انگیزه این دو حمله تاکنون مشخص نشده است.
افسانه عقیلا و محمدعلی شهریاری
افزایش درگیریهای مسلحانه در سیستان و بلوچستان
حملات مهرستان در ادامه درگیریهای مسلحانه هفتههای اخیر در سیستان و بلوچستان رخ داد.
در این مدت، افراد مسلح بارها مقرها، پاسگاهها و خودروهای نیروهای نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی را در نقاط مختلف استان هدف حمله قرار دادهاند.
سایت حالوش ۲۱ مهر از درگیری نیروهای سپاه پاسداران و افراد مسلح در تفتان خبر داد و گزارش کرد بیش از ۲۰ نفر از نیروهای لشکر فاطمیون کشته یا زخمی شدند.
شبکه اسناد حقوق بشر نیز کشته شدن شماری از اعضای این لشکر را تایید کرد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، لشکر فاطمیون که از شبهنظامیان افغانستانی تشکیل شده، در کنار لشکر زینبیون پاکستان و حشد شعبی عراق، نقشی کلیدی در سرکوب خیزش دیماه ایفا کرد و در هماهنگی با نیروهای بسیج و سپاه پاسداران در کشتار معترضان مشارکت داشت.
گروه مسلح «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت درگیریهای تفتان و حملات به نیروهای سپاه پاسداران در کورین زاهدان و رمین چابهار را بر عهده گرفت و اعلام کرد در تفتان بیش از ۲۰ نیروی سپاه پاسداران و فاطمیون کشته شدند.
این گروه کشته شدن سه عضو خود را نیز تایید کرد، اما مقامهای جمهوری اسلامی آمار تلفات اعلامشده را تایید نکردهاند.
این گروه همچنین مسئولیت انفجار دو مین در مسیر نیروهای سپاه پاسداران در کورین و تیراندازی به نیروهای فاطمیون و سپاه پاسداران در چابهار را پذیرفت.
خبرگزاری فارس ۲۱ مهر از کشته شدن پنج فرد مسلح و یک عضو سپاه پاسداران در درگیری جداگانهای در کورین خبر داد.
افزایش شمار حملات مسلحانه در مهرماه
وبسایت هرانا ۲۰ مهر گزارش داد از ۱۱ فروردین تا ۱۸ مهر، دستکم ۶۳ رویداد مسلحانه در سیستان و بلوچستان و کرمان ثبت شده که بر اساس گزارشهای محلی و غیررسمی، ۹۴ کشته و ۳۳ زخمی بر جای گذاشتهاند.
تنها در ۱۸ روز نخست مهر، ۱۸ رویداد و درگیری ثبت شده است.
در یکی از حملات اخیر، نصرت افتخاری، معاون فرهنگیـاجتماعی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان، ۱۷ مهر در انفجار بمب کنار جادهای در چشمهزیارت زاهدان کشته شد.
۱۳ مهر نیز در حمله افراد مسلح به گشت انتظامی در محور بمپور به ایرانشهر، دو مامور پلیس کشته و یک مامور دیگر زخمی شد.
گروه مسلح «جبهه مبارزین مردمی» مسئولیت هر دو حمله را بر عهده گرفت.
۱۰ مهر نیز دستکم پنج عضو لشکر فاطمیون در منطقه رودماهی زاهدان کشته شدند. ۹ مهر هم یک مامور نیروی انتظامی در حمله به ایستبازرسی احمدآباد راسک کشته شد.
شماری از احزاب و گروههای فعال در سیستان و بلوچستان آذر ۱۴۰۴ از تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» با هدف «اتحاد و افزایش اثرگذاری مبارزات» خبر دادند.
«جنبش پادا بلوچ»، «حرکت نصر بلوچستان»، «سازمان جیشالعدل»، «گروه محمد رسولالله» به رهبری حاجی واحدبخش و گروههایی با عنوان «پیکارجویان خودجوش بلوچ» از جمله تشکلهای مشارکتکننده در این جبهه هستند.
محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گفت بر اساس آخرین پیمایش ملی سلامت روان، شیوع اختلالات روانپزشکی در ایران ۲۵.۱ درصد است و تعداد تختهای روانپزشکی موجود پاسخگوی نیاز جامعه نیست.
شالبافان چهارشنبه ۲۲ مهر در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا گفت شمار تختهای روانپزشکی، بهویژه در شهرهای پرجمعیت، کمتر از نیاز جامعه است.
او افزود گستردگی جغرافیایی کشور و فاصله زیاد برخی شهرها با مراکز استانها باعث شده است حتی تختهای روانپزشکی موجود در مراکز استانها نیز پاسخگوی نیاز ساکنان آن استانها نباشد.
این مقام وزارت بهداشت با اشاره به وضعیت اورژانسهای روانپزشکی و موارد حاد، از جمله افکار خودکشی و اقدام به خودکشی در گروههای سنی مختلف، تاکید کرد این شرایط ضرورت افزایش تختهای روانپزشکی را نشان میدهد.
صبا آلاله، روانتحلیلگر اجتماعی، ۱۷ مهر در یادداشتی در ایراناینترنشنال نوشت جنگ، سرکوب اعتراضات، فشارهای اقتصادی و ناامنی اجتماعی، فشارهای روانی را بر جامعه ایران تشدید کردهاند.
او تاکید کرد مقابله با پیامدهای این بحرانها، علاوه بر خدمات تخصصی سلامت روان، به امنیت، حمایت اجتماعی و ثبات نیاز دارد.
ضرورت اختصاص ۱۰ درصد تختهای بیمارستانی به روانپزشکی
شالبافان گفت بر اساس دستورالعملهای گذشته، دستکم ۱۰ درصد تختهای بیمارستانی باید به روانپزشکی اختصاص یابد و افزایش ظرفیت بستری ضروری است.
او تاکید کرد علاوه بر تختهای عمومی، باید تختهای تخصصی برای کودکان و نوجوانان، سالمندان و درمان بستری اعتیاد نیز توسعه یابد.
این مقام وزارت بهداشت گفت تلاشهای مقطعی گذشته برای افزایش تختها کافی نبوده و توسعه ظرفیت بستری به حمایت و اقدامات مستمر نیاز دارد.
شالبافان افزود خدمات تخصصی بستری روانپزشکی در بخش خصوصی تنها در چند شهر ارائه میشود و با وجود ظرفیت بالقوه این بخش، مشکلات اقتصادی و عوامل دیگر ممکن است انگیزه سرمایهگذاری در این حوزه را کاهش دهند.
ایراناینترنشنال ششم مهر در گزارشی بر اساس پیامهای بیماران و کارکنان داروخانهها، از کمبود و افزایش شدید قیمت داروهای اعصاب و روان در شهرهای مختلف ایران خبر داد.
بر اساس این گزارش، شماری از بیماران بهدلیل گرانی و دشواری تهیه دارو، مصرف آن را کاهش داده یا درمان خود را متوقف کردهاند.
شالبافان با اشاره به برنامه «سراج» برای ارائه خدمات سلامت روانی و اجتماعی گفت این برنامه با هدف کاهش بستری مجدد بیماران روانپزشکی اجرا میشود و بررسیها نشان میدهد ارائه این خدمات در مناطق دارای پوشش مناسب میتواند نیاز به بستری را بهطور قابل توجهی کاهش دهد.
با این حال، او تاکید کرد گسترش خدمات سلامت روان در جامعه، ضرورت افزایش تختهای روانپزشکی را از بین نمیبرد.
شالبافان وضعیت تختهای روانپزشکی ایران را در مقایسه با برخی کشورهای همتراز منطقه «متوسط» توصیف کرد، اما گفت سرانه این تختها از بسیاری از کشورهای غربی کمتر است.
او افزود مقایسه کشورها باید با در نظر گرفتن پراکندگی جمعیت، نظام ارجاع، شیوه ارائه خدمات و قوانین بستری و نگهداری بیماران مزمن انجام شود.
این مقام وزارت بهداشت در پایان بر افزایش ظرفیت و توزیع جغرافیایی مناسب تختهای روانپزشکی تاکید کرد و گفت معاونت درمان در حال برنامهریزی برای افزایش تختهای بیمارستانی است، اما تحقق آن به همکاری نهادهای مختلف نیاز دارد.
وحید شریعت، رییس انجمن روانپزشکان ایران، ۲۶ اردیبهشت به خبرگزاری ایلنا گفت کمبود داروهای روانپزشکی نسبت به پیش از جنگ بهشدت افزایش یافته و اختلال در تولید، کمبود مواد اولیه و محدودیت توزیع، از عوامل آن است.
عوارض مصرف مواد مخدر نیز بخشی از ظرفیت بیمارستانهای روانپزشکی را به خود اختصاص داده است.
روزنامه اعتماد چهارم دی ۱۴۰۴ گزارش داد مراجعه بیماران با علائم حاد روانپزشکی ناشی از مصرف مواد افزایش یافته و در یک بیمارستان روانپزشکی در تهران، ۱۵ تا ۲۰ درصد تختها به این بیماران اختصاص دارد.
گروه موسیقی پالت اعلام کرد تور کنسرتهای خود را در شهرهای مختلف ایران بهدلیل ممانعت از حضور نوازنده زن این گروه روی صحنه در برخی شهرها، لغو کرده است.
این گروه در بیانیهای در اینستاگرام نوشت قصد داشت پس از سالها در شهرهای مختلف ایران کنسرت برگزار کند، اما در برخی شهرها به اعضای آن اعلام شد نوازنده زن اجازه حضور روی صحنه ندارد.
پالت با اشاره به سالها تلاش و اعتراض موسیقیدانان زن و مرد و ابراز امیدواری برای اجرای زنان خواننده، تاکید کرد: «شاهد بازگشت به نقطهای هستیم که نوازندگان زن حتی اجازه اجرا ندارند.»
این گروه افزود: «ما، گروه پالت، همانطور که در عکس پیداست هفت نفر هستیم و زمانی روی صحنه حاضر میشویم که هر هفت نفر مثل هم امکان اجرا داشته باشیم.»
لغو تور کنسرتهای پالت تازهترین نمونه از محدودیتها و موانعی است که همچنان بر سر راه اجرای موسیقی در ایران، بهویژه حضور زنان نوازنده روی صحنه، قرار دارد.
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی ۱۳ مهر اعلام کرد کنسرت علیرضا قربانی در شاندیز، در چارچوب تور «ایرانم»، با وجود موافقت نهادهای مسئول استان، به دلیل «برخی ملاحظات زمانی» به تعویق افتاده و هنوز زمان جدیدی برای برگزاری آن تعیین نشده است.
هشتم مهر نیز کنسرت گروه «لیان» به سرپرستی محسن شریفیان در اهواز که قرار بود از ۱۱ تا ۱۴ مهر برگزار شود، پس از درخواست تعهد از تهیهکننده برای جلوگیری از حضور نوازندگان زن روی صحنه و مخالفت شریفیان با این شرط، لغو شد.
در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، تکخوانی زنان در برابر مخاطبان مختلط ممنوع است و حضور آنان بهعنوان نوازنده یا همخوان نیز در برخی شهرها با محدودیت و ممانعت روبهرو میشود.
زنان همچنین برای حضور در اجراهای عمومی موسیقی ملزم به رعایت حجاب اجباری هستند.
این محدودیتها در حالی ادامه دارد که «سند ملی موسیقی جمهوری اسلامی»، مصوب بهمن ۱۴۰۲ و ابلاغشده در اسفند همان سال، بر اصلاح روند صدور مجوز، تضمین اعتبار مجوزها و جلوگیری از دخالت اشخاص و نهادها در برگزاری اجراهای موسیقی تاکید دارد.
محدودیتهای جمهوری اسلامی علیه زنان هنرمند تنها به جلوگیری از اجرای کنسرتها محدود نبوده و در مواردی به بازداشت، تشکیل پرونده قضایی و صدور احکام حبس و شلاق منجر شده است.
سازمان عفو بینالملل ۹ مهر خواستار توقف اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاق علیه پرستو احمدی، خواننده و هشت نفر دیگر از عوامل «کنسرت کاروانسرا» شامل سهیل فقیهنصیری، امیرعلی پیرنیا، محمدامین طاهری، احسان غلامی، محسن لشگری، عبدالرضا بچاری، مجید محسنیمقدم و تهمینه منزوی شد.
دادگاه تجدیدنظر استان قم این ۹ نفر را علاوه بر شلاق، به دو سال ممنوعیت فعالیت در امور سمعی و بصری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
وبسایت حقوق بشری هرانا نیز ۲۸ مرداد گزارش داد هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی سنتی ایرانی، به اتهام «ترویج فساد و فحشا» به چهار سال حبس محکوم شده است.
این پرونده در پی اجرای کنسرت او در عمارت روبهرو در تهران تشکیل شد.
سیفیزاده که اسفند ۱۴۰۳ هنگام اجرای کنسرت بازداشت شده بود، در اعتراض به حکم خود پرسید: «اساسا خواندن شعر سعدی و یا آواز ایرانی چطور میتواند مصداق تشویق به فساد و فحشا باشد؟»
این برخوردها در حالی ادامه دارد که در برخی تجمعهای حامیان جمهوری اسلامی، صدای خوانندگان زن خارجی برای حاضران پخش شده است.
ویدیوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی در فروردین سال جاری نشان داد در تجمع شبانه حامیان حکومت، یکی از کنسرتهای جولیا پطرس، خواننده زن لبنانی، با صدای بلند برای حاضران پخش شد.
دو مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتند تهران با تغییر تاکتیکهای حمله به کشتیها در تنگه هرمز و گسترش دامنه عملیات، میکوشد قیمت نفت را بالا نگه دارد و بر انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان تاثیر بگذارد.
این دو مقام که نامشان در گزارش منتشر شده در چهارشنبه ۲۲ مهر ذکر نشده، گفتند راهبرد تازه شامل تغییر نوع و آهنگ حملات به شناورهایی است که از نظر تهران محدودیتهای وضعشده برای عبور از تنگه هرمز را نقض میکنند.
به گفته یکی از آنها، اجرای تاکتیکهای تازه از حدود ۱۰ روز پیش آغاز شده و شمار حملات به این کشتیها افزایش یافته است.
یکی از این مقامها هدف را «ناکام گذاشتن تلاشهای آمریکا و متحدانش برای پایین آوردن قیمت جهانی نفت» توصیف کرد.
آنها گفتند تصمیم اتخاذ این راهبرد در بالاترین سطوح رهبری حکومت ایران گرفته شده و در سراسر ساختار حاکمیت درباره آن هماهنگی کامل وجود دارد، اما از ارائه جزییات بیشتر خودداری کردند.
جمهوری اسلامی از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند سال گذشته کوشیده است با محدود کردن عبور کشتیها از تنگه هرمز، بر واشینگتن فشار وارد کند.
پیش از جنگ اخیر، حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایعشده از این آبراه میگذشت.
به گزارش رویترز، تهدیدها و حملات نیروهای نظامی جمهوری اسلامی رفتوآمد کشتیها را بهشدت کاهش داده و قیمت نفت را بالا برده است؛ هرچند انتقال بخشی از نفت از این مسیر همچنان ادامه دارد.
یک مقام نظامی آمریکایی که به شرط ناشناس ماندن با رویترز گفتوگو کرد، تغییر یکی از تاکتیکهای حکومت ایران را تایید کرد.
به گفته او، پس از نابودی بخش بزرگی از توان راداری ایران در حملات آمریکا، سپاه پاسداران استفاده از دیدهبانهای غیرمسلح سوار بر قایقهای کوچک را برای شناسایی اهداف احتمالی، از جمله شناورهای نیروی دریایی آمریکا، آغاز کرده است.
این مقام گفت نیروهای آمریکایی هفته گذشته تشخیص دادند دیدهبانهای ایرانی از یک لنج، موقعیت اهداف را به سپاه پاسداران اطلاع میدهند.
به روایت این مقام نظامی، نیروهای آمریکا پس از دستور تخلیه به سرنشینان، لنج را منهدم کردند و این رویداد تلفاتی نداشت.
رویترز نوشت این حادثه پیشتر گزارش نشده بود.
این مقام آمریکایی در عین حال گفت حکومت ایران نتوانسته مانع افزایش صادرات نفت از تنگه هرمز شود.
به گفته او، تهران پس از آسیب گسترده به نیروی دریاییاش، مایل نیست قایقهای تندروی باقیمانده را به خطر بیندازد.
دادههای مستقل مورد استناد رویترز نشان میدهد حملات به کشتیهای تجاری در روزهای اخیر به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است.
بر پایه تحلیل منابع امنیت دریایی و گزارشهای ثبتشده در مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، در ۴۸ ساعت منتهی به این گزارش دستکم پنج رویداد مرتبط با نفتکشها و دیگر کشتیهای تجاری در محدوده تنگه هرمز ثبت شده که حملات پهپادی نیز در میان آنها بوده است.
دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی نیز نشان میدهد این میزان تقریبا با آهنگ حملات در روزهای سوم تا پنجم اکتبر (۱۱ تا ۱۳ مهر) برابری میکند.
یک منبع امنیت دریایی به رویترز گفت افزایش آهنگ حملات «عمدی» به نظر میرسد.
دو مقام ایرانی همچنین گفتند تهران قصد دارد دامنه عملیات خود را از تنگه هرمز به دریای عمان و آبهای دورتر گسترش دهد.
به نوشته رویترز، تحلیل گزارشهای مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا و شرکتهای امنیت دریایی نشان میدهد این روند ممکن است آغاز شده باشد.
این گزارشها از هدف قرار گرفتن کشتیها در آبهای نزدیک سواحل قطر و امارات متحده عربی در روزهای اخیر حکایت دارند.
مقام دوم ایرانی گفت تهران اجازه نخواهد داد دونالد ترامپ پیش از انتخابات میاندورهای قیمت نفت را پایین بیاورد.
او این رویارویی را به «بازی شطرنج» تشبیه کرد و گفت: «درست وقتی فکر میکنند به نقطهای نزدیک میشوند که قیمتها کاهش خواهد یافت، آنها را از آن نقطه دور میکنیم.»
این مقام افزود شناورهایی که محدودیتهای جمهوری اسلامی را نقض کنند، «هیچجا، حتی بیرون از تنگه هرمز» در امان نخواهند بود.
جنگ و هزینه ماهانه سه میلیارد دلاری آن، به نوشته رویترز، به یکی از مسائل اصلی کارزار انتخابات میاندورهای آمریکا تبدیل شده است. انتخاباتی که کنترل کنگره را تعیین خواهد کرد.
ترامپ گفته است پیش از رایگیری بار دیگر به ایران حمله نخواهد کرد، هرچند گزینههای بعدی را بررسی میکند.
آمریکا همزمان محاصره دریایی بنادر ایران را ادامه داده و تحریمها را گسترش میدهد تا تهران را برای دستیابی به توافقی بهمنظور پایان درگیری تحت فشار بگذارد.
دو مقام ایرانی گفتند تهران به سوی وضعیتی پیش میرود که هیچ شناور ناقض محدودیتهایش نتواند از تنگه عبور کند.
یکی از آنها گفت: «بهزودی تنگه کاملا بسته خواهد شد.»
مرکز مشترک اطلاعات دریایی، تحت هدایت نیروی دریایی آمریکا، در گزارش یکشنبه ۱۹ مهر خود سطح تهدید علیه کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز را همچنان «شدید»، یک پله پایینتر از بالاترین درجه تهدید، ارزیابی کرد.
این مرکز از تداوم حملات، تلاش برای حمله و اقدامات ایذایی سپاه پاسداران، از جمله پرواز پهپادها، زیر نظر گرفتن هدفمند کشتیهای تجاری و تماسهای رادیویی گاهبهگاه خبر داد.
پنتاگون و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تا زمان انتشار گزارش رویترز، به درخواست این خبرگزاری برای اظهارنظر پاسخ ندادند.