• العربية
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جنجال حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان؛ واکنش‌ها از تبریز تا استانبول

فرزیا ثابتی

ایران اینترنشنال

۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
تصویری منتشر شده با این شرح که از ورود دخترانی باحجاب به مدرسه‌ای در سومقاییت آذربایجان جلوگیری شد
تصویری منتشر شده با این شرح که از ورود دخترانی باحجاب به مدرسه‌ای در سومقاییت آذربایجان جلوگیری شد

مقررات تازه لباس فرم در مدارس دولتی جمهوری آذربایجان و جلوگیری از ورود شماری از دانش‌آموزان محجبه به کلاس درس، بار دیگر موضوع حجاب را در این کشور سکولار به یک مناقشه سیاسی و اجتماعی تبدیل کرده است.

هیات وزیران جمهوری آذربایجان ۳۰ شهریور ماه برابر با ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶، مقررات لباس فرم دانش‌آموزان مدارس دولتی را تغییر داد.

بر اساس بندی در این مصوبه، استفاده از دیگر اجزای پوشش که «یکپارچگی لباس فرم تعیین‌شده» را بر هم بزند و «با اصل سکولار بودن آموزش عمومی سازگار نباشد» ممنوع است.

در تبصره این بند آمده است در برنامه‌ها و مراسم مرتبط با تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های ملی و معنوی مردم آذربایجان، با تصمیم شورای آموزشی و تربیتی مدرسه، استفاده از لباس‌های ملی یا عناصر لباس ملی، مجاز است.

در متن مصوبه، واژه «حجاب» یا «روسری» نیامده و رسیدگی به موارد مربوط به رعایت مقررات به شوراهای آموزشی و تربیتی مدارس سپرده شده است.

والدین نیز موظف شده‌اند رعایت لباس فرم از سوی فرزندان خود را تضمین کنند.

همین ابهام‌ها منشأ جنجال تازه شده است.

مصوبه مشخص نمی‌کند آیا دانش‌آموزی که از مقررات تبعیت نکند می‌تواند از ورود به کلاس منع شود یا نه، اما در روزهای نخست ابلاغ مصوبه، تصاویر و گزارش‌هایی در مورد جلوگیری از ورود برخی دانش‌آموزان محجبه به مدارس منتشر شد.

واکنش‌ها در کشورهای همسایه و پاسخ غیرمستقیم باکو

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، هشتم مهر در گزارشی، این مصوبه را «ممنوعیت حجاب» و «سخت‌گیرانه» خواند و اجرای آن را نمونه‌ای از «نقض سیستماتیک آزادی‌های مذهبی» توصیف کرد.

رسول برگی، عضو شورای اسلامی شهر تبریز، ۱۲ مهر در جلسه علنی شورا، از دانش‌آموزان آذربایجانی به‌دلیل خودداری از اجرای مقررات جدید تمجید کرد، اما سخنان او از موضوع حجاب فراتر رفت.

برگی، جمهوری آذربایجان را «یوسف گم‌گشته» ایران خواند که به گفته او، «به این میهن بازخواهد گشت».

مساله حجاب در آذربایجان سال‌هاست یکی از نقاط اصطکاک ایدئولوژیک تهران و باکو بوده است.

در بحرانی مشابه، احمد جنتی در خطبه نماز جمعه ۱۷ دی ۱۳۸۹ محدودیت حجاب در مدارس جمهوری آذربایجان را محکوم کرده بود.

در ترکیه، مصطفی ینر اوغلو، نماینده استانبول در مجلس، در بیانیه‌ای مطبوعاتی، یادآوری کرد که ترکیه سال‌ها بهای ممنوعیت حجاب را با محروم شدن صدها هزار دختر از تحصیل پرداخته است.

او از رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه، وزرا و رییس مجلس این کشور، خواست در برابر این تحول «سکوت نکنند» و موضوع را مستقیما با مقام‌های باکو در میان بگذارند.

۱۱ مهرماه، تعدادی از اعضای یک انجمن اسلام‌گرا با نام «انجمن آزادی اندیشه و حقوق آموزشی» (Özgür-Der) در ترکیه مقابل کنسولگری جمهوری آذربایجان در استانبول تجمع کردند.

معترضان پلاکاردهایی با مضمون «نه به ممنوعیت حجاب در آذربایجان»، «حجاب یونیفرم نیست» و «حجاب فرمان خداست» در دست داشتند و خواستار لغو محدودیت‌ها شدند.

پیش‌تر در ۳۱ شهریور، اردوغان تنها یک روز پس از تصویب مصوبه در باکو، طی سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، بدون نام بردن از جمهوری آذربایجان، ممنوعیت روسری در مدارس را «حمله به ابتدایی‌ترین حقوق زنان» خواند.

در میانه همین واکنش‌ها، الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان، دهم مهر، در کنگره هشتم حزب «آذربایجان نو»، بدون اشاره مستقیم به حجاب یا نام بردن از کشورهای همسایه، بخش مهمی از سخنرانی خود را به «تهدیدهای ایدئولوژیک خارجی» اختصاص داد.

او رسانه‌های مستقر در خارج از کشور را که به زبان ترکی آذربایجانی تولید محتوا می‌کنند، نمونه‌ای از این تهدیدها خواند و گفت هدف آن‌ها کمک به مردم آذربایجان نیست، بلکه «تحریک علیه باکو، گمراه کردن مردم و مسموم کردن ذهن جوانان» است.

او افزود: «برای یافتن نمونه نیازی نیست دور برویم؛ درست کنار ما، شبانه‌روز به زبان آذربایجانی علیه ما تحریک صورت می‌گیرد.»

او در ادامه از رسانه‌های آذربایجانی‌زبان در کشورهای غربی هم نام برد.

علی‌اف همچنین گفت سیاست خارجی آذربایجان باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که «هیچ‌کس در امور ما دخالت نکند» و تاکید کرد کشورش به «قیمومیت» یا کمک خارجی نیاز ندارد.

100%
مجسمه «زن رهاشده» در باکو، اثر فؤاد عبدالرحمانوف که در سال ۱۹۶۰ نصب شد و زنی را نشان می‌دهد که چادرش را کنار می‌زند

از حجاب تا نفوذ

جمهوری آذربایجان با اکثریت مسلمان، طبق قانون اساسی، کشوری سکولار است.

کشمکش بر سر حجاب در مدارس این کشور طی دست‌کم ۱۵ سال گذشته به‌طور جدی مطرح بوده است.

در آذر ۱۳۸۹، مصیر مردان‌اف، وزیر آموزش وقت، اعلام کرد دانش‌آموزان باید فقط با لباس فرم رسمی در مدرسه حاضر شوند.

این تصمیم در عمل ورود دختران محجبه به برخی مدارس را محدود کرد.

اعتراض‌ها مقابل وزارت آموزش در باکو با دخالت پلیس متفرق شد.

تجمع‌های بعدی در سال ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ نیز به بازداشت شماری از معترضان انجامید که برخی از آن‌ها بعدها به «زندانیان حجاب» معروف شدند.

در سال‌های بعد، محدودیت‌ها اغلب به‌صورت غیررسمی و در سطح مدیریت مدارس اجرا می‌شد.

اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر گزارش‌هایی درباره جلوگیری از ورود دانش‌آموزان محجبه به برخی مدارس منتشر شد.

هم‌زمان، منتقدان نبود مبنای قانونی روشن برای اعمال محدودیت‌ها را مطرح کردند.

این خلأ حقوقی در تابستان پر شد.

پارلمان جمهوری آذربایجان در تابستان ۱۴۰۵ اصل «ملی بودن و سکولاریسم» را به قانون آموزش عمومی افزود و علی‌اف در ۳۱ تیر اجرای این اصلاحات را تایید کرد.

مصوبه ۳۰۹ هیات وزیران نیز در ۳۰ شهریور مقررات لباس فرم مدارس را با این اصل هماهنگ کرد.

اکنون منتقدان این چارچوب را «ممنوعیت عملی حجاب» می‌دانند.

100%
نمایی از شهر باکو

سکولاریسم در آذربایجان

در جمهوری آذربایجان، سکولاریسم صرفا به جدایی دین و دولت محدود نمی‌شود.

به نوشته مراد اسماعیل‌اف، پژوهشگر آذربایجانی، حکومت سال‌هاست فعالیت مذهبی مستقل را تهدیدی علیه ثبات و ماهیت سکولار دولت معرفی می‌کند و خود را تنها نیروی قادر به مهار آن نشان می‌دهد.

از همین رو، برای حکومت آذربایجان، مناقشه حجاب فقط یک اختلاف بر سر پوشش نیست. این موضوع در یک دهه گذشته بارها با نگرانی از رشد اسلام سیاسی و نفوذ جمهوری اسلامی گره خورده است.

نارداران، منطقه‌ای شیعه‌نشین در حاشیه باکو، یکی از مهم‌ترین کانون‌های این تنش بوده است.

طالع باقرزاده، روحانی شیعه‌ای که در قم و نجف تحصیل کرده، پس از شرکت در اعتراض‌های سال ۱۳۹۰ علیه محدودیت حجاب به زندان افتاد و بعدها رهبری «جنبش اتحاد مسلمانان» را بر عهده گرفت.

پنجم آذر ۱۳۹۴، یورش نیروهای امنیتی به نارداران به درگیری خونینی انجامید که در آن دو پلیس و چهار نفر از ساکنان کشته شدند.

باقرزاده همراه با ده‌ها نفر دیگر بازداشت شد و دولت آنها را به «تلاش برای بر هم زدن نظم قانون اساسی و ایجاد حکومت دینی» متهم کرد.

باقرزاده در بهمن ۱۳۹۵ به ۲۰ سال زندان محکوم شد.

از آن زمان، باکو فعالیت بخشی از شبکه‌های مذهبی شیعه را نه صرفا موضوعی دینی، بلکه مساله‌ای امنیتی می‌بیند.

این نگرانی امنیتی باکو، با موضوع نفوذ جمهوری اسلامی نیز گره خورده است.

«جنبش مقاومت اسلامی آذربایجان» معروف به «حسینیون»، گروهی متشکل از شیعیان آذربایجانی است که حکومت آذربایجان آن را بخشی از شبکه نفوذ جمهوری اسلامی می‌داند.

در پژوهشی که در «مجله علوم سیاسی ترکیه» منتشر شده، شکل‌گیری فعالیت این گروه از حدود سال ۱۳۹۲ و حضور آشکارتر آن از سال ۱۳۹۴ دنبال شده و حسینیون در چارچوب راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی بررسی شده است.

باکو در سال‌های اخیر بارها شهروندان خود را به «ارتباط با جمهوری اسلامی، تلاش برای براندازی یا برنامه‌ریزی برای اقدام‌های تروریستی» متهم و بازداشت کرده است.

این پیشینه توضیح می‌دهد چرا موضوعی که به پوشش دانش‌آموزان مربوط است، در فضای سیاسی جمهوری آذربایجان به بحث گسترده‌تری درباره نفوذ خارجی، اسلام سیاسی و «امنیت ایدئولوژیک» پیوند خورده است.

واکنش‌ها در ایران و ترکیه نیز بار دیگر این جنجال داخلی را به سطحی فراتر از مدارس کشانده؛ جایی که مساله حجاب با بحث حاکمیت ملی، امنیت ایدئولوژیک و روابط جمهوری آذربایجان با همسایگانش گره می‌خورد.

Banner
Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

نقش همسر فرمانده سپاه در تاسیس مدرسه شجره طیبه نداسا و ۹۶ مدرسه مشابه دیگر
۱

نقش همسر فرمانده سپاه در تاسیس مدرسه شجره طیبه نداسا و ۹۶ مدرسه مشابه دیگر

۲
روایت شما

شهروندان: ادارات و کلانتری‌ها برای خدمات عادی هم رشوه و زیرمیزی می‌گیرند

۳

عوامل جمهوری اسلامی مانع دفن علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی در محل زندگی‌شان شدند

۴
اختصاصی

تکمیل شبکه تازه فساد فروش نفت اطلاعات سپاه با نقش‌آفرینی یک سردار ارشد و یک سردارزاده

۵

آمریکا بمب‌افکن‌هایش را هم‌زمان با تحقیقات درباره طرح حمله به فرفورد از بریتانیا خارج کرد

انتخاب سردبیر

  • دادستانی بریتانیا: سه ایرانی از روزنامه‌نگاران ایران‌اینترنشنال جاسوسی می‌کردند

    دادستانی بریتانیا: سه ایرانی از روزنامه‌نگاران ایران‌اینترنشنال جاسوسی می‌کردند

  • فشار سیاسی، مالی و روانی بر خانواده‌های دادخواه؛ زمستانی که پایان ندارد

    فشار سیاسی، مالی و روانی بر خانواده‌های دادخواه؛ زمستانی که پایان ندارد

  • از دی‌ماه تا کنون دست‌کم ۷۰ زندانی سیاسی اعدام شدند، ۱۹۴ نفر زیر حکم اعدام‌اند

    از دی‌ماه تا کنون دست‌کم ۷۰ زندانی سیاسی اعدام شدند، ۱۹۴ نفر زیر حکم اعدام‌اند

  • قصه‌ ماهان مردانی؛ روایتی که با او به خاک سپرده نشد

    قصه‌ ماهان مردانی؛ روایتی که با او به خاک سپرده نشد

  • روزی برای تفریح، امروز برای کارگری؛ ایرانیانی که برای کسب معاش به ایروان می‌روند

    روزی برای تفریح، امروز برای کارگری؛ ایرانیانی که برای کسب معاش به ایروان می‌روند

  • جمهوری آذربایجان از کشف تیم پنج نفره جاسوسی، وابسته به جمهوری اسلامی خبر داد

    جمهوری آذربایجان از کشف تیم پنج نفره جاسوسی، وابسته به جمهوری اسلامی خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

خرید قسطی در ایران به بلیت کنسرت همایون شجریان رسید

۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

هم‌زمان با گسترش خرید اقساطی مواد غذایی، کالاهای روزمره و خدمات درمانی در ایران، تبلیغ خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون شجریان نیز منتشر شده است. این موضوع بحث درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و دشوار شدن دسترسی به تفریح و برنامه‌های فرهنگی را دوباره مطرح کرده است.

مجله اینترنتی برترین‌ها با انتشار پوستر کنسرت همایون شجریان در شیراز، از امکان خرید قسطی بلیت این برنامه خبر داد.

در پوستر اجرای «بر جا مانده‌ام» با همراهی گروه سیاوش، نام دیجی‌پی و عبارت «با دریافت اعتبار سریع‌تر بلیت بگیر» دیده می‌شود.

این تبلیغ، امکان تامین هزینه بلیت از طریق اعتبار خرید را نشان می‌دهد. با این حال، در تصویر منتشرشده تعداد اقساط، هزینه دریافت اعتبار و شرایط بازپرداخت مشخص نشده است.

عرضه اعتباری بلیت کنسرت پیش‌تر نیز مطرح شده بود.

وب‌سایت خبرفوری، ۲۴ مرداد تصویری از صفحه پرداخت بلیت یک کنسرت منتشر کرد که در آن، گزینه پرداخت قسطی و اعتباری در کنار پرداخت با کارت بانکی قرار داشت.

  • با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

    با ادامه روند صعودی تورم، خرید اقساطی مواد غذایی در ایران رو به افزایش است

چند ساعت تفریح با بدهی ماه‌های بعد

برترین‌ها در گزارش خود از واکنش کاربران به تبلیغ کنسرت شجریان خبر داد و نوشت برخی با اشاره به خرید قسطی خانه، خودرو، لوازم زندگی و سفر، اضافه شدن کنسرت به این فهرست را مورد توجه قرار داده‌اند.

در نمونه‌ای دیگر، مدیر یک کانال فروش بلیت در تلگرام، هنگام اعلام امکان پرداخت چهار قسطی با اسنپ‌پی، دشواری پرداخت هزینه تفریح را نیز مطرح کرد.

او نوشت: «پیش می‌آید در این دوران آدم روزهایی نیاز به خوشحالی داشته باشد اما گیر باشد.»

این نوشته از سوی عرضه‌کننده بلیت منتشر شده و در کنار بیان فشار مالی، بخشی از تبلیغ خدمات فروش اقساطی اوست.

خرید اقساطی از سفره تا خدمات فرهنگی

گسترش پرداخت اعتباری برای برنامه‌های فرهنگی در شرایطی مطرح می‌شود که شماری از شهروندان برای تامین خوراک روزانه نیز به اقساط متوسل شده‌اند.

تصویر و اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال که ۱۱ مهر منتشر شد، از صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی حکایت داشت.

این بن، امکان خرید تا سقف ۱۰ میلیون تومان و بازپرداخت اقساطی را فراهم می‌کند.

پیش‌تر نیز پیام‌های شهروندان از خرید اقساطی نان، مرغ، تخم‌مرغ و دیگر نیازهای روزمره خبر داده بود.

یکی از مخاطبان نوشته بود: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»

در حوزه فرهنگی، روایت‌های منتشرشده از خرید اعتباری نشان می‌دهد این شیوه پرداخت پیش از بلیت کنسرت، به کتاب نیز رسیده.

یک ویراستار ۲۹ ساله ساکن تهران گفته است ناچار شده حتی هزینه یک جلد کتاب را در سه یا چهار قسط بپردازد.

در همان گزارش، یک زن سرپرست خانوار توضیح داده است استفاده مکرر از اعتبار، چرخه‌ای از بدهی ایجاد کرده: «بخشی از حقوق هر ماه صرف تسویه خریدهای ماه قبل می‌شود و فرصتی برای پس‌انداز باقی نمی‌ماند.»

پیام‌های تازه کارکنان درباره حقوق نامنظم نیز نشان می‌دهد مشکل تنها افزایش هزینه خرید نیست، بلکه تاخیر در پرداخت دستمزد و پرداخت مرحله‌ای حقوق، برنامه‌ریزی برای بازپرداخت همین اقساط را نیز دشوار کرده است.

روزی برای تفریح، امروز برای کارگری؛ ایرانیانی که برای کسب معاش به ایروان می‌روند

۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۱:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرناز داوری
100%
میدان جمهوری و ساختمان دولت در مرکز شهر ایروان، ارمنستان؛ اکتبر ۲۰۲۳

ارمنستان سال‌ها برای بسیاری از ایرانیان مقصد تفریح، کنسرت و جشن بود. حالا بحران اقتصادی، سقوط قدرت خرید و دشواری تامین معاش، گروهی را به ایروان کشانده تا به‌جای گردشگری، در ساختمان، تاکسی و خدمات تحویل کار کنند و بخشی از درآمدشان را برای خانواده‌هایشان در ایران بفرستند.

معمولا ارمنستان برای بسیاری از ایرانیان مقصد سفری کوتاه بود. آژانس‌های مسافرتی تور جشن آب، جشنواره شراب و کنسرت‌های موسیقی می‌فروختند و تصاویری که از ایروان به ایران می‌رسید، بیشتر ایرانیانی را نشان می‌داد که چند روزی برای تفریح، موسیقی و جشن، از مرز گذشته بودند.

این سفرها کم‌وبیش همچنان ادامه یافته است و ایرانیان هنوز یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های گردشگران خارجی ارمنستان هستند، اما همزمان با عمیق‌تر شدن بحران اقتصادی در ایران، چهره دیگری هم از حضور آن‌ها در ایروان شکل گرفته است.

در میدان جمهوری ایروان، میان گردشگرانی که اطراف فواره‌ها و ساختمان‌های سنگی میدان قدم می‌زنند، مردان ایرانی در سنین مختلف روی نیمکت‌ها نشسته‌اند و فارسی صحبت می‌کنند.

با نزدیک شدن به بعضی از این جمع‌ها، موضوع گفت‌وگو روشن می‌شود: کار، دستمزد، کارفرما، اجاره خانه و اینکه کجا هنوز کارگر می‌خواهند.

برای بخشی از آن‌ها، ارمنستان دیگر مقصد چند روز تفریح نیست. محلی نزدیک است برای پیدا کردن کاری که درآمدش، با وجود همه سختی‌ها، بتواند بخشی از هزینه زندگی خانواده‌ای را در ایران تامین کند.

  • شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

    شکل تازه‌ای از مهاجرت؛ ایرانیانی که برای دسترسی به اینترنت به ارمنستان و ترکیه می‌روند

آگهی‌های «کاریابی» روی دیوارهای ایروان

چند خیابان آن‌طرف‌تر، در محدوده خیابان تیگران متس و محله فیردوس، این تصویر آشکارتر می‌شود. روی بعضی دیوارها برگه‌هایی به زبان فارسی با یک کلمه دیده می‌شود: «کاریابی».

انگیزه ایرانیانی که اکنون به ارمنستان می‌روند یکسان نیست. گروهی همچنان برای گردشگری می‌روند، برخی ایروان را برای دیدار با اعضای خانواده‌ انتخاب می‌کنند که به کشورهای غربی مهاجرت کرده‌اند و موارد دیگر.

جنگ و نگرانی از ناامنی نیز گروه دیگری را به خروج موقت از ایران سوق داده است.

اما در کنار آن‌ها، گروهی هم هستند که فشار معیشتی از ایران بیرونشان رانده است.

تورم بالا، افت قدرت خرید، کاهش ارزش ریال و دشوارتر شدن تامین هزینه‌های روزمره، برای بخشی از نیروی کار ایرانی، محاسبات را تغییر داده است. حتی کارگری روزمزد در کشور همسایه، اگر درآمد آن به درام یا ارز قابل تبدیل باشد، می‌تواند از دستمزدی که در ایران داده می‌شود، ارزش بیشتری داشته باشد.

100%
آگهی «کاریابی» در نزدیکی خیابان تیگران متس در ایروان | منبع: CivilNet

حقوق کارگری که برای پدر و مادر فرستاده می‌شود

احمد (نام مستعار)، ۴۷ ساله و اهل سنندج، یکی از آن‌هاست که همسر و فرزندانش در ایران مانده‌اند و خودش حدود چهار ماه پیش، به تنهایی به ارمنستان رفته است.

او که سه ماه نخست را در شهرهای اطراف ایروان به کار ساختمانی گذرانده، می‌گوید دستمزد روزانه‌اش حدود هفت هزار درام، نزدیک به ۱۹ دلار، بوده اما بخش قابل توجهی از پول به پیمانکار می‌رسیده.

نگرانی او فقط میزان دستمزد نبوده و قرارداد مکتوبی هم نداشته و می‌ترسیده که در پایان، پولش را دریافت نکند.

احمد از حدود یک ماه پیش در ایروان برای یاندکس رانندگی می‌کند. زبان ارمنی نمی‌داند و تنها چند کلمه ساده مانند چپ، راست و مستقیم را یاد گرفته است.

او می‌گوید: «از صبح تا عصر پول ماشین و خرج‌ها درمی‌آید. هرچه بعد از آن کار کنم، می‌توانم پس‌انداز کنم.»

احمد این پس‌انداز را برای خانواده‌اش در سنندج می‌فرستد.

100%
بحران اقتصادی در ایران، بخشی از شهروندان را برای کسب درآمد به ارمنستان کشانده است.

رضا، مرد ایرانی دیگری در دهه ۳۰ زندگی‌اش، دو ماه پیش از کرج به ارمنستان رفته است.

دوستانش که پیش از او به این کشور رفته‌اند، پیشنهاد کرده‌اند برای کار به ایروان برود.

نگرانی از جنگ در تصمیم او نقش داشته، اما خودش می‌گوید فشار اقتصادی دلیل اصلی ماندنش شده است.

رضا می‌گوید: «وضعیت اقتصادی آن‌قدر بد بود که نمی‌توانستم خرج خودم را دربیاورم، چه برسد به پدر بازنشسته‌ام. حالا اینجا کارگر ساختمان هستم. حداقل می‌توانم پولم را به ارز تبدیل کنم و برایشان بفرستم.»

رضا قرارداد رسمی و مکتوب ندارد. او درباره کارگرانی شنیده که دستمزدشان پرداخت نشده؛ هرچند می‌گوید خودش تا امروز با کارفرمایش مشکلی نداشته است.

مشاغلی که ایرانیان تازه‌وارد پیدا می‌کنند اغلب در بخش‌هایی هستند که ورود به آن‌ها به زبان ارمنی یا تخصص حرفه‌ای بالا نیاز ندارد.

کار ساختمانی، از آرماتوربندی و بلوک‌چینی تا برق‌کشی، یکی از این حوزه‌هاست.

برخی به رانندگی تاکسی اینترنتی روی می‌آورند و گروهی هم با دوچرخه، موتور برقی یا حتی پیاده، برای پلتفرم‌های تحویل غذا و کالا کار می‌کنند.

شماری نیز در کازینوهای آنلاین یا مراکز تفریحی و شبانه مشغول می‌شوند.

رشد بخش ساختمانی ارمنستان به تقاضا برای نیروی کار کمک کرده است. بر اساس آمار رسمی، حجم فعالیت‌های ساختمانی این کشور در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۴.۵ درصد افزایش یافته است.

اما آنچه برای بسیاری از ایرانیان این مشاغل را جذاب می‌کند، تنها سطح دستمزد در ارمنستان نیست. فاصله میان ارزش پول دو کشور و کاهش قدرت خرید در ایران باعث می‌شود درآمدی که در ایروان چندان بالا نیست، هنگام تبدیل و ارسال به ایران، ارزش متفاوتی پیدا کند.

به همین دلیل مهاجرت کاری برای برخی از این افراد نه تلاشی برای ساختن زندگی بلندمدت در ارمنستان، بلکه راهی برای حفظ معیشت خانواده‌ در ایران است.

100%
ایرانیان در نیمه نخست ۲۰۲۶ در میان تابعیت‌هایی بودند که بیشترین درخواست اقامت بر پایه اشتغال را در ارمنستان ثبت کردند.

آمار چه می‌گوید؛ گردشگر یا نیروی کار؟

آمار رسمی حضور ایرانیان در ارمنستان تصویر پیچیده‌ای ارائه می‌کند، زیرا همه کسانی که برای کار وارد این کشور می‌شوند در آمار اقامت کاری دیده نمی‌شوند.

شمار گردشگران ایرانی در ارمنستان از ۱۷۶ هزار و ۴۵۳ نفر در سال ۲۰۲۴ به ۱۸۲ هزار و ۳۶۴ نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده که این یعنی حدود ۳.۳ درصد افزایش.

ایرانیان در سال ۲۰۲۵ حدود ۸.۱ درصد از کل گردشگران خارجی ارمنستان را تشکیل دادند و پس از روس‌ها و گرجستانی‌ها، سومین جمعیت بزرگ گردشگران این کشور بودند.

اما «گردشگر» در این آمار لزوما به معنای فردی نیست که تمام مدت سفرش را برای تفریح در ارمنستان مانده است.

شهروندان ایران برای ورود کوتاه‌مدت به ارمنستان به ویزا نیاز ندارند. بخشی از ایرانیانی که با همین امکان وارد این کشور می‌شوند، پس از ورود کار پیدا می‌کنند و بدون دریافت مجوز کار یا اقامت مبتنی بر اشتغال، وارد بازار کار غیررسمی می‌شوند.

در نتیجه، بخشی از افرادی که در آمار ورود و گردشگری دیده می‌شوند، می‌توانند همان کسانی باشند که در عمل برای پیدا کردن کار یا ادامه کار خود، به ارمنستان رفته‌اند.

آمار موجود اما مشخص نمی‌کند چه تعداد از گردشگران ایرانی پس از ورود مشغول کار شده‌اند و بنابراین نمی‌توان سهم این گروه را از افزایش آمار گردشگری محاسبه کرد.

آمار اقامت موقت، بخش رسمی‌تر این مهاجرت کاری را نشان می‌دهد.

بر اساس آمار سرویس مهاجرت و شهروندی وزارت کشور جمهوری ارمنستان، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، هشت هزار و ۱۸۱ تبعه خارجی در ارمنستان اقامت موقت دریافت کردند و شهروندان روسیه، هند و ایران در میان سه گروه اصلی قرار گرفته‌اند.

از این تعداد، شش هزار و ۸۵ مورد اقامت موقت بر مبنای اشتغال صادر شده است.

شهروندان ویتنام، ایران، چین و هند در میان تابعیت‌هایی بوده‌اند که بیشترین درخواست اقامت بر پایه اشتغال را ثبت کرده‌اند.

این آمار نشان می‌دهد ایرانیان هم در میان گروه‌های اصلی دریافت‌کننده اقامت موقت قرار دارند و هم در میان متقاضیان اصلی اقامت مبتنی بر اشتغال.

اما تعداد دقیق ایرانیانی که در نیمه نخست ۲۰۲۶ اقامت کاری گرفته‌اند منتشر نشده است. مهم‌تر اینکه این داده فقط کسانی را پوشش می‌دهد که مسیر رسمی را طی کرده‌اند و ایرانیانی را که بدون مجوز در ساختمان، تاکسی، پیک یا مشاغل دیگر کار می‌کنند، در بر نمی‌گیرد.

به همین دلیل، ترکیب آمار گردشگری و اقامت کاری می‌تواند تصویری از افزایش حضور ایرانیان ارائه کند، اما اندازه واقعی نیروی کار ایرانی در ارمنستان همچنان بزرگ‌تر از آن چیزی است که تنها از آمار اقامت رسمی می‌توان متوجه شد.

100%
مسکن گران، ناآشنایی با زبان ارمنی و محدودیت‌های بانکی از مهم‌ترین مشکلات ایرانیان تازه‌وارد در ایروان است.

زندگی ارزان نیست، اما پول را می‌شود به خانه فرستاد

پیدا کردن کار پایان مشکلات تازه‌واردان نیست. مسکن یکی از نخستین چالش‌هاست و بسیاری از ایرانیان برای پایین آوردن هزینه‌ها در هاستل زندگی می‌کنند یا آپارتمان و اتاق را با چند نفر دیگر شریک می‌شوند.

دریافت خدمات بانکی نیز برای ایرانیان ساده نیست. به دلیل تحریم‌ها و سیاست‌های مدیریت ریسک بانک‌ها، باز کردن حساب لزوما به معنای دسترسی کامل به کارت‌ها و خدمات مالی بین‌المللی نیست.

با این حال، برای افرادی مانند احمد و رضا، مقایسه نه میان ایروان با شهرهای ثروتمند اروپایی، که میان درآمدشان در ایران و پولی است که حالا می‌توانند پس‌انداز کنند و برای خانواده‌هایشان بفرستند.

این همان تغییری است که در گوشه‌هایی از ایروان دیده می‌شود. شهری که سال‌ها برای ایرانیان با تور، جشن، کنسرت و چند روز تعطیلات شناخته می‌شد، حالا برای بخشی از آن‌ها معنای دیگری پیدا کرده است.

این وضعیت سوی دیگر بحران معیشتی در ایران را نشان می‌دهد. بحرانی که معنایش برای بعضی خانواده‌ها چنین است: یکی از اعضای خانواده از مرز بگذرد، در کشور همسایه کارگری کند و هرچه از هزینه زندگی خودش باقی ماند، به خانه بفرستد.

پلیس تهران کافه‌ها را به برخورد به‌دلیل اجرای موسیقی زنده و حضور دی‌جی تهدید کرد

۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۰۷:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

علی رفیعی، رییس پلیس اماکن تهران بزرگ، اجرای موسیقی زنده، استفاده از دی‌جی و ارائه قلیان در کافه‌ها را ممنوع خواند و از برخورد با این واحدها خبر داد؛ هشداری در ادامه پلمب کسب‌وکارها به‌دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری، برگزاری برنامه‌های تفریحی یا حمایت از اعتراضات.

رفیعی دوشنبه ۱۳ مهر در یک نشست خبری گفت: «کافه‌ها باید صرفا در چارچوب رسته صنفی فعالیت کنند و ارائه قلیان، اجرای موسیقی زنده، استفاده از دی‌جی و فعالیت‌های مرتبط با قمار، از مواردی است که با آن برخورد می‌شود.»

این هشدار در حالی مطرح شده است که در ماه‌های گذشته، محدود کردن فعالیت کافه‌ها با پلمب، بازداشت متصدیان و لغو مجوز همراه بوده است.

از ابتدای مرداد تا ۲۱ مرداد، دست‌کم ۴۲ مورد پلمب کسب‌وکارها در شهرهای مختلف ایران گزارش شد؛ مواردی که کافه‌ها، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها، باشگاه‌های ورزشی و یک مجموعه فرهنگی را در بر می‌گرفت.

در همین بازه، کافه‌رستوران «بُل» در ولنجک تهران پلمب شد و معاون دادستان اردبیل از پلمب سه کافی‌شاپ و بازداشت ۱۶ نفر خبر داد.

کافه‌کتاب «ارغوان» در مشهد و کافه «ژوان» در مینودشت نیز از واحدهای پلمب‌شده بودند.

موسیقی و حضور جوانان زیر نظارت پلیس

رفیعی درباره نحوه برخورد با کافه‌ها گفت: «به محض مشاهده چنین مواردی، پلیس با واحد متخلف برخورد می‌کند. در مقابل، فعالیت واحدهای صنفی در چارچوب رسته و مجوز خود می‌تواند از بروز بسیاری از این تخلفات جلوگیری کند.»

در توضیحات او، نظارت بر کافه‌ها به خدمات داخل این واحدها محدود نمانده است.

رییس پلیس اماکن تهران، خیابان‌های سنایی و ایرانشهر را محل «دوردور و بساط‌گستری» توصیف کرد و «حضور برخی جوانان بدون هدف مشخص» را در کنار ارائه خدمات کافه‌ها در پیاده‌رو، از عوامل شلوغی و نارضایتی دانست.

او سد معبر را یکی از دلایل پلمب کافه‌ها عنوان کرد و گفت پلیس پیش از پلمب، به متصدیان تذکر می‌دهد و از آنان تعهد کتبی می‌گیرد.

به گفته رفیعی، ادامه آنچه پلیس تخلف می‌خواند، می‌تواند به ابطال پروانه کسب نیز منجر شود.

  • تشدید محدودیت‌های اجتماعی در ایران با ازسرگیری پلمب کافه‌ها و تعطیلی کتاب‌فروشی‌ها

    تشدید محدودیت‌های اجتماعی در ایران با ازسرگیری پلمب کافه‌ها و تعطیلی کتاب‌فروشی‌ها

از حجاب اجباری تا حمایت از اعتراضات

فشار بر صاحبان کافه‌ها تنها به موسیقی و ضوابط صنفی محدود نمانده است. در پرونده صادق ساعدی‌نیا، مدیرعامل مجموعه «املاک و صنایع ساعدی‌نیا» و از حامیان اعتراضات دی‌ماه، دیوان عالی کشور ۱۲ شهریور حکم حبس و مصادره همه اموال او را تایید کرد.

ساعدی‌نیا به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس و دو سال ممنوعیت اشتغال در حوزه کافه‌داری پس از پایان زندان محکوم شده است. همه شعب کافه‌های او نیز پس از بازداشتش پلمب شدند.

قوه قضاییه، انتشار استوری، حضور در تجمعات، تعطیل کردن کافه‌ها و فروشگاه‌ها و تشویق کارکنان به مشارکت در اعتراضات را از مصادیق اتهامات امنیتی این پرونده ذکر کرده بود.

این پرونده در کنار پلمب واحدها به‌دلیل حجاب اجباری و آنچه مقام‌ها «هنجارشکنی» می‌خوانند، نشان می‌دهد نظارت حکومتی بر کسب‌وکارها، علاوه بر فعالیت صنفی، پوشش مشتریان، برنامه‌های تفریحی و موضع‌گیری سیاسی صاحبان آن‌ها را نیز در بر می‌گیرد.

سرپرست تازه وزارت نفت زیر محاصره آمریکا چه چیزی را می‌تواند تغییر دهد؟

۱۳ مهر ۱۴۰۵، ۲۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید شکری
100%

با استعفای محسن پاک‌نژاد، وزارت نفت به حمید بورد سپرده شد. در شرایطی که محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت را مختل کرده و عملکرد واسطه‌های فروش نفت تحریمی زیر فشار است، سرپرست تازه در کدام بخش از این بحران امکان تغییر دارد؟

مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۲ مهر استعفای پاک‌نژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد.

بر اساس اعلام دفتر ریاست‌جمهوری، پاک‌نژاد پیش‌تر به دلایل شخصی استعفا کرده بود. پزشکیان ابتدا خواهان ادامه فعالیت او بود، اما سرانجام با اصرار وزیر نفت، کناره‌گیری‌اش را پذیرفت.

بنابراین، شواهد تاییدشده‌ای برای نسبت دادن استعفا به محاصره دریایی یا اختلاف مشخصی در صنعت نفت وجود ندارد.

پرسش اصلی این است که بورد چه وضعیتی را تحویل می‌گیرد و کدام فشارها بر مهم‌ترین منبع درآمد کشور، در اختیار وزارت نفت است.

  • تکمیل شبکه تازه فساد فروش نفت اطلاعات سپاه با نقش‌آفرینی یک سردار ارشد و یک سردارزاده

    تکمیل شبکه تازه فساد فروش نفت اطلاعات سپاه با نقش‌آفرینی یک سردار ارشد و یک سردارزاده

محاصره‌ای که هیچ وزیری به تنهایی نمی‌تواند رفع کند

فوری‌ترین مشکل، رساندن نفت تازه به مشتریان است.

بر اساس داده‌های کپلر و تانکرترکرز، از اواخر تیر ماه هیچ محموله نفت خام ایران از خط محاصره آمریکا به سوی چین عبور نکرده و از اواخر مرداد نیز بارگیری تازه‌ای در پایانه‌های نفتی ایران انجام نشده است.

ایران ابتدا تحویل نفت را از ذخایر موجود روی نفتکش‌ها ادامه داد. تا اواخر مرداد، حدود ۶۷ میلیون بشکه نفت روی کشتی‌ها در آب‌های جنوبی کشور انباشته شده بود، اما محدود شدن دسترسی به نفتکش‌های خالی، بارگیری‌های جدید را متوقف کرد.

به گفته کپلر، تولید نفت خام ایران در نتیجه توقف صادرات به حدود روزانه ۱.۸ میلیون بشکه کاهش یافته است. تقریبا به اندازه مصرف داخلی و حدود نصف تولید قبل از جنگ.

پیش از توقف بارگیری نیز صادرات به‌شدت افت کرده بود. بارگیری نفت خام و میعانات در ماه اوت، برابر با مرداد و شهریور، روزانه حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه برآورد شد؛ کاهشی چشمگیر در مقایسه با حدود ۷۴۰ هزار بشکه در ژوئیه و نزدیک به دو میلیون بشکه در مارس.

پاک‌نژاد اندکی پیش از اعلام استعفا گفته بود درآمد نفت فروخته‌شده همچنان به کشور می‌رسد.

این اظهارات لزوما با توقف بارگیری‌های جدید تناقض ندارد: پرداخت پول محموله‌های قبلی می‌تواند پس از اختلال در جریان صادرات ادامه یابد. مساله، دوام این درآمدها بدون ورود نفت تازه به چرخه صادرات است.

اختیار بورد در این بخش محدود است. تغییر وزیر به تنهایی نمی‌تواند محاصره دریایی را رفع کند، نفتکش خالی فراهم کند یا مسیر صادرات به چین را بازگشاید.

احیای چشمگیر صادرات عمدتا به تغییر شرایط محاصره وابسته است.

100%

سازوکار فروش نفتی که بورد می‌تواند بر آن اثر بگذارد

وزارت نفت بر مساله دیگری اختیار مستقیم‌تری دارد: نفت تحریمی چگونه فروخته می‌شود و درآمد آن چگونه بازمی‌گردد؟

محدودیت دسترسی به شبکه بانکی، ایران را به واسطه‌های موسوم به «تراستی» وابسته کرده است. بازنگشتن درآمد نفت و بدهی سنگین برخی واسطه‌ها، این سازوکار را به موضوع مناقشه تبدیل کرده است.

دو سند محرمانه وزارت نفت و شورای عالی امنیت ملی که ۱۷ شهریور منتشر شد، از واگذاری اعتباری محموله‌های بزرگ با تخفیف بالا به چهار تراستی خبر داد که از معاملات قبلی بدهی سنگین داشتند.

در یکی از نامه‌ها، تخفیف غیرمعمول ۸.۵ دلار برای هر بشکه ذکر شده است.

این اسناد، محمدجواد باوند، دستیار ویژه منصوب پاک‌نژاد برای نظارت بر تجارت نفت، را از چهره‌های اصلی مدیریت شبکه تازه تراستی‌ها معرفی کردند.

اسناد بعدی نیز واگذاری محموله‌ای ۸۶ میلیون بشکه‌ای به چهار تراستی بدهکار را نشان دادند.

این پرونده‌ها بخشی از مناقشه گسترده‌تر درباره درآمدهای بازنگشته نفت است.

ذبیح‌الله خداییان، رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور، برداشت غیرقانونی دست‌کم ۱.۶ میلیارد دلار از سوی واسطه‌ها را تایید کرده و برای شرکت‌های تراستی ۵۹ پرونده تشکیل شده است.

وزارت نفت استفاده از تراستی‌ها را ضرورت ناشی از تحریم می‌داند و اتهام کوتاهی در نظارت را رد کرده است.

با این حال، انتخاب واسطه‌ها، شروط تحویل نفت، تضمین‌های پرداخت و برخورد با بدهکاران، بیش از محاصره دریایی در حوزه اختیار وزارتخانه قرار دارد.

بورد از مدیریت شرکت ملی نفت به سرپرستی وزارتخانه رسیده و با بخش عملیاتی صنعت آشناست. او همچنین وزارتخانه‌ای را تحویل می‌گیرد که بر سر انتصاب‌ها و حدود اختیارات اختلاف داشته است؛ از جمله مناقشه گزارش‌شده درباره ادامه مدیریت محمد شریعتمداری بر شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و تلاش برای جایگزینی او.

شواهد اثبات‌شده‌ای وجود ندارد که این اختلاف یا پرونده تراستی‌ها علت استعفای پاک‌نژاد بوده باشد. اهمیت آن‌ها در شناخت ساختار مدیریتی‌ای است که بورد تحویل می‌گیرد.

چه چیزی واقعا می‌تواند تغییر کند؟

دو چالش اصلی بورد، پاسخ‌های متفاوتی می‌طلبند. محاصره عمدتا خارج از اختیار وزارت نفت است و جابه‌جایی مدیران نمی‌تواند مسیر صادرات یا دسترسی به نفتکش را احیا کند.

اما بورد می‌تواند بر انتخاب واسطه‌ها، ادامه تحویل نفت به تراستی‌های بدهکار، تضمین بازگشت پول، پیگیری مطالبات معوق و نظارت بر معاملات اثر بیشتری بگذارد.

هنگام انتصاب او، تغییری در این زمینه‌ها اعلام نشد.

اگر بارگیری نفت و صادرات به چین از سر گرفته شود، عامل تعیین‌کننده احتمالا تغییر در محاصره یا شرایط گسترده‌تر جنگ خواهد بود.

اگر انتخاب تراستی‌ها، تضمین‌ها، وصول مطالبات یا مدیران فروش نفت تغییر کند، نقش سرپرست وزارت نفت مستقیم‌تر خواهد بود.

استعفای پاک‌نژاد به‌خودی‌خود نشانه سیاستی تازه نیست. بورد یک محدودیت خارجی با اختیار اندک برای رفع آن و یک سازوکار داخلی فروش با امکان مداخله بیشتر را تحویل می‌گیرد.

اهمیت این جابه‌جایی به تغییر واقعی در این دو حوزه وابسته است.

تکمیل شبکه تازه فساد فروش نفت اطلاعات سپاه با نقش‌آفرینی یک سردار ارشد و یک سردارزاده

۱۳ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
مجتبا پورمحسن
100%

ایران‌اینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته است که نشان می‌دهد برکناری وزیر نفت، گامی برای ادامه حیات اصلی‌ترین شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت و انتقال سازوکار جابه‌جایی پول نفت تحریمی از امارات به روسیه، با همکاری یک فرمانده ارشد امنیتی سپاه و پسر اوست.

یک‌شنبه ۱۲ مهر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد بانک مرکزی راهی جایگزین برای انتقال پول تراستی‌ها، دلالان نفتی مورد اعتماد جمهوری اسلامی، به داخل کشور پیدا کرده و توانسته است یک‌ونیم میلیارد دلار از پول نفت ایران را از طریق سیستم بانکی روسیه به ایران منتقل کند.

ساعاتی پس از انتشار این خبر، محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت، از سمت خود استعفا کرد و مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، استعفای او را پذیرفت.

به گفته دو منبع آگاه، برکناری وزیر نفت و تغییر مسیر انتقال پول، برای حفظ شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران انجام شده است.

این تغییرات با محوریت حسین رضا صادقی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، و پسر او، سعید صادقی، انجام شده است.

سعید صادقی کیست؟

سعید صادقی اگرچه حالا سمتی رسمی در وزارت نفت ندارد، سال‌ها امین سپاه پاسداران در صنعت نفت بوده است.

او در دولت ابراهیم رئیسی مدیرعامل پتروشیمی امیرکبیر شد و پیش از آن، معاون حقوقی و امور قراردادهای هلدینگ نفت، گاز و پتروشیمی قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران و هلدینگ سرمایه‌گذاری شستان، وابسته به وزارت دفاع، بود.

صادقی دو ماه پس از آغاز کار دولت پزشکیان، مدیرعامل شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) شد، اما شهریورماه ۱۴۰۴، تنها یک هفته پس از انتصاب به‌عنوان مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران، برکنار شد.

برکناری او پس از آن اتفاق افتاد که فاش شد تراستی‌ها هشت میلیارد دلار از پول نفت فروخته‌شده را به کشور برنگردانده‌اند.

پس از شکل‌گیری اعتراضات ضدحکومتی در دی‌ماه سال گذشته، شماری از چهره‌های حکومتی مدعی شدند فشار اقتصادی ناشی از فساد تراستی‌ها، علت شورش مردم بوده است.

مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده حیات سیاست و از تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی، در یک پادکست تصویری، «عدم بازگشت دلار توسط تراستی‌ها» را «همان عملیات پیجرها در ایران» خواند.

منابع ایران‌اینترنشنال گفتند سعید صادقی، به درخواست پدرش، یک هفته پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه به مسکو رفت تا ظاهرا از گزند پیگیری قضایی در امان بماند، اما سعید صادقی که تا پایان جنگ در روسیه اقامت داشت، پیگیر پروژه انتقال شبکه مالی فروش نفت تحریمی از امارات به روسیه بود.

۱۶ خرداد، محمدجواد باوند، قائم‌مقام سابق معاونت اقتصادی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، دستیار ویژه وزیر نفت در امور فروش شد. او در دولت رئیسی هم این سمت را داشت و پیش از آن، نماینده سازمان اطلاعات سپاه در کمیته پوششی تحریم شورای عالی امنیت ملی بود.

100%

بانک مرکزی، روسیه و پول نفت ایران

۲۷ خرداد، عبدالناصر همتی، رییس بانک مرکزی، در سفر به مسکو، همراه با سفیر جمهوری اسلامی در روسیه، از «میر بیزنس بانک» بازدید کرد. ۱۰۰ درصد سهام این بانک که در مسکو ثبت شده و از سال ۲۰۰۲ فعالیت می‌کند، متعلق به بانک ملی ایران است.

این بانک حساب‌های کارگزاری و خدمات مربوط به عملیات روبلی و ارزی را فراهم می‌کند و ارتباط میان بانک‌های ایرانی و شبکه بانکی روسیه را برقرار می‌سازد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال ۲۰۱۸ این بانک را به اتهام ارائه خدمات مالی به نهادهای تحریم‌شده ایران تحریم کرد.

به گفته منابع ایران‌اینترنشنال، قرار است پول نفت فروخته‌شده به‌وسیله تراستی‌ها با استفاده از شبکه مالی میر روسیه، که پس از تحریم‌های بانکی آمریکا جایگزین سوئیفت شده است، به ایران بازگردانده شود.

در این مدت، سرتیپ دوم پاسدار حسین‌رضا صادقی، مسئول تکمیل شبکه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت ایران شد. او در سال‌های اخیر سمت‌های حساس نظارتی در این نهاد نظامی داشته است و از جمله رییس دفتر نظارت‌های ویژه فرماندهی کل بر سازمان اطلاعات سپاه و معاون هماهنگ‌کننده سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بوده است.

100%

ماموریت تشکیل شبکه تراستی‌های سپاه به تایید مهدی سیاری، سرپرست جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رسید.

هم‌زمان، شبکه تراستی‌های وابسته به وزارت اطلاعات، موسوم به شایان، زیر ذره‌بین واحد حفاظت این وزارتخانه قرار گرفت و شایان، مدیرکل سوخت و انرژی وزارت اطلاعات، برکنار شد.

ایران‌اینترنشنال یک هفته بعد، در گزارشی اختصاصی، از هویت ۹ تراستی عضو این شبکه پرده برداشت؛ شبکه‌ای که فرزندان شماری از امنیتی‌ترین چهره‌های نظام در آن عضویت داشته‌اند، از جمله علی رضایی، فرزند محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی.

اعضای این شبکه مجموعا ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت فروخته‌شده را برنگردانده‌اند.

دو هفته بعد، ایران‌اینترنشنال با انتشار دو سند محرمانه فاش کرد محمدجواد باوند، عامل سپاه پاسداران در وزارت نفت، فروش ۸۶ میلیون بشکه نفت ایران را به چهار تراستی بدهکار واگذار کرده است.

منابع ایران‌اینترنشنال گفتند که پس از این افشاگری، عبدالله ضیغمی، معروف به «سردار مشفق» و جانشین قرارگاه رسانه‌ای سپاه پاسداران، جلسه‌ای محرمانه با باوند و مصطفی احدی، معاون سابق اقتصادی اطلاعات سپاه و معاون فعلی واحد ۶۰۰ سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، برگزار کرد.

دستور کار این جلسه، سانسور اخبار مربوط به فساد تراستی‌های وابسته به سپاه پاسداران بود.

۱۲ مهر، با انتقال یک‌ونیم میلیارد دلار از پول فروش نفت تراستی‌ها از روسیه به ایران، پروژه سپاه پاسداران تکمیل شد و ساعاتی بعد، وزیر نفت استعفا کرد. او که خود در شکل‌گیری شبکه‌های فساد دو نهاد امنیتی جمهوری اسلامی در فروش نفت نقش اساسی داشت، در حالی کنار گذاشته شد که تمام تراستی‌ها همچنان آزادند و شبکه تازه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تکمیل شده است.

100%