اکسیوس: ویتکاف برای بررسی اقدامهای بعدی علیه تهران، با مشاور امنیت ملی امارات دیدار کرد


اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، آخر هفته گذشته با شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی، در جزیره ساردینیا در دریای مدیترانه دیدار کرد تا درباره گامهای بعدی در قبال جمهوری اسلامی گفتوگو کند.
اکسیوس نوشت این دیدار چند روز پس از آن انجام شد که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، «عملیات طرد اقتصادی» علیه جمهوری اسلامی را اعلام کرد. یک منبع آگاه گفت بسنت پیش از اعلام این طرح با طحنون بن زاید گفتوگو کرده بود.
اکسیوس به نقل از دومین منبع آگاه نوشت مقامهای اماراتی به دولت ترامپ گفتهاند که برای موثر بودن هرگونه کارزار فشار اقتصادی علیه جمهوری اسلامی، این کارزار باید همه کشورهای اصلی را که با جمهوری اسلامی تجارت میکنند، شامل شود.
اکسیوس گزارش داد منابع آگاه گفتند یک هیات ایرانی ۲۰ مرداد برای انجام گفتوگوهای دیپلماتیک کمسروصدا با مقامهای اماراتی به ابوظبی سفر کرد. به گفته منابع، ایرانیها در جریان این گفتوگوها گفتند خواهان کاهش تنش و بهبود روابط هستند و حتی از امارات متحده عربی برای تامین غذا و دارو درخواست کمک کردند. آنها همچنین از مقامهای اماراتی خواستند با تحریمهای آمریکا همکاری نکنند، اما این درخواست بلافاصله رد شد.
اکسیوس نوشت چند روز پس از سفر مقامهای ایران به ابوظبی، سپاه پاسداران حملات خود به نفتکشهای شرکت ملی نفت امارات را که قصد عبور از تنگه هرمز داشتند، تشدید کرد. منابع گفتند مقامهای اماراتی خشمگین شدند و تصمیم گرفتند تمام روابط تجاری با ایران را تعلیق کنند.
اکسیوس به نقل از دو منبع آگاه نوشت تحریمهای ثانویه آتی دولت ترامپ علیه ایران یکی از عوامل موثر بر تصمیم امارات متحده عربی بود، اما دلیل اصلی آن نبود.






یونیسف برآورد کرده است حدود ۲۰ میلیون کودک کاربر اینترنت در ۲۱ کشور، طی یک سال در معرض آزار یا بهرهکشی جنسی آنلاین قرار گرفتهاند؛ نزدیک به ۶۰ درصد موارد گزارششده در شبکههای اجتماعی رخ داده است.
براساس این گزارش، بیش از یک نفر از هر پنج کودک ۱۲ تا ۱۷ ساله در کشورهای بررسیشده در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و اروپای شرقی، دستکم یکی از اشکال آزار یا بهرهکشی جنسی آنلاین را تجربه کرده است.
یافتهها نشان میدهد حدود ۱۵ میلیون کودک ناخواسته در معرض محتوای جنسی قرار گرفتهاند. همچنین ۹ میلیون کودک برای شرکت در گفتوگوهای جنسی یا فرستادن تصاویر جنسی تحت فشار بودهاند و تصاویر جنسی چهار میلیون کودک بدون رضایت آنها منتشر شده است.
این پژوهش براساس نظرسنجی از حدود ۲۱ هزار کودک کاربر اینترنت انجام شده است. اطلاعات آن بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ در ۲۱ کشور، از جمله کنیا، پاکستان، برزیل و صربستان، جمعآوری شده است.
یونیسف میگوید شمار قربانیان در سراسر جهان احتمالا به دهها میلیون کودک میرسد؛ زیرا بررسی منتشرشده تنها ۲۱ کشور را پوشش داده است.
بیشتر موارد در شبکههای اجتماعی رخ داده است
براساس این گزارش، نزدیک به ۶۰ درصد آزارهای گزارششده در شبکههای اجتماعی، از جمله فیسبوک، واتساپ، اینستاگرام، اسنپچت و تیکتاک رخ داده است. بازیهای آنلاین نیز محل وقوع ۱۴ درصد موارد بودهاند.
در بیش از نیمی از موارد، عامل آزار فردی آشنا برای کودک، از جمله دوست، بستگان یا شریک عاطفی بوده است. در ۳۸ درصد موارد نیز کودک نخستینبار در فضای آنلاین با فرد آزارگر روبهرو شده است.
با وجود گستردگی موارد، کمتر از یک درصد آنها به پلیس، مددکار اجتماعی یا خطوط تلفنی کمک گزارش شده است. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، گفت بسیاری از کودکان در سکوت رنج میبرند و نمیدانند برای دریافت کمک باید به کجا مراجعه کنند.
هوش مصنوعی نگرانیها را افزایش داده است
این گزارش درباره استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوای جنسی جعلی از کودکان نیز هشدار داده است. در ۹ کشور دارای اطلاعات مرتبط، حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار کودک گفتهاند تصاویر یا ویدئوهای جنسی ساختهشده با هوش مصنوعی از آنها تولید شده است.
براساس یافتههای پژوهش، احتمال گزارش افکار خودکشی یا خودآزاری در میان کودکانی که بهرهکشی جنسی تسهیلشده با فناوری را تجربه کردهاند، حدود چهار برابر بیشتر از همسالانشان بوده است. این کودکان همچنین میزان اضطراب بالاتری را گزارش کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، متا، مالک فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام، گفته است برخی اطلاعات پژوهش به سال ۲۰۲۰ و پیش از اجرای تدابیر حفاظتی جدید این شرکت بازمیگردد. اسنپچت و تیکتاک نیز اعلام کردهاند برای شناسایی سوءاستفاده، حذف حسابهای متخلف و حفاظت از کاربران کمسن اقداماتی انجام دادهاند.
یونیسف از دولتها و شرکتهای فناوری خواسته است تدابیر ایمنی پلتفرمهای دیجیتال را تقویت کنند، قوانین را برای مقابله با شکلهای جدید آزار، از جمله محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، بهروز کنند و راههای حمایت از کودکان و گزارش موارد آزار را بهبود بخشند.
ارتش آمریکا در عملیاتی گسترده، ۴۰ کشتی تجاری حامل ۱۸ میلیون بشکه نفت را از تنگه هرمز عبور داد و همزمان دهها هدف نظامی جمهوری اسلامی را در اطراف این آبراه هدف قرار داد. مقامهای آمریکایی میگویند نیروهای این کشور در جریان عملیات، موجهایی از حملات پهپادی را نیز دفع کردند.
دو مقام آمریکایی آشنا با عملیات به سیانان گفتند عبور این حجم از نفت در روز سهشنبه دهم شهریور، بالاترین میزان ثبتشده از آغاز جنگ در بیش از شش ماه پیش بوده است. پیش از شروع جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد.
به گفته این مقامها، ارتش آمریکا در عملیات همزمان خود از تجهیزات هوایی، دریایی و فضایی استفاده کرد. نیروهای آمریکایی علاوه بر مقابله با پهپادها و موشکهای کروز ضدکشتی، نزدیک به ۶۰ هدف نظامی جمهوری اسلامی را در اطراف تنگه هدف قرار دادند.
مواضع پدافند هوایی، سامانههای راداری، تجهیزات دریایی، تواناییهای مینگذاری و مراکز ارتباطی حکومت ایران از جمله اهداف اعلامشده این حملات بودند.
این عملیات بخشی از راهبرد تازه دولت دونالد ترامپ برای تمرکز بر تنگه هرمز، اسکورت کشتیهای تجاری و ادامه محاصره دریایی بنادر ایران توصیف شده است. یک مقام آمریکایی گفت اولویتهای دیگر واشینگتن، از جمله عملیات با هدف از بین بردن بخشهایی از برنامه هستهای ایران، فعلا به حاشیه رانده شدهاند.
ترامپ چهارشنبه ۱۱ شهریور گفت حملات اخیر، توانایی [حکومت] ایران برای ردیابی کشتیها در تنگه هرمز را هدف قرار داده است. او تاکید کرد آمریکا کنترل تنگه را در اختیار دارد و میتواند هم مواضع [حکومت] ایران در امتداد ساحل را هدف قرار دهد و هم از کشتیهای عبوری دفاع کند.
با این حال، مقامهای صنعت کشتیرانی و تحلیلگران درباره ادعای «کنترل کامل» آمریکا تردید دارند. هزینه بالای بیمه، ادامه خطر حملات و افزایش شدید نرخ اجاره نفتکشها باعث شده است شرکتهای کشتیرانی برای هر سفر بهطور جداگانه تصمیم بگیرند. براساس برخی برآوردها، هزینه اجاره یک نفتکش برای عبور از تنگه به بیش از ۵۰۰ هزار دلار در روز رسیده است.
کشتیهای حامل گاز طبیعی مایعشده نیز به دلیل پیامدهای احتمالا فاجعهبار اصابت پهپاد، مین یا موشک، با احتیاط بیشتری عمل میکنند. بیشتر یا تمام کشتیهای اسکورتشده در روز سهشنبه نیز برای جلوگیری از شناسایی، فرستندههای موقعیتیاب خود را خاموش کرده بودند.
یک مقام آمریکایی گفت جمهوری اسلامی در وقفه اخیر درگیریها توانسته است بخشی از قابلیتهای نظامی خود در نزدیکی تنگه هرمز را بازسازی کند. از همین رو، ارتش آمریکا انتظار دارد حملات خود در این منطقه را ادامه دهد؛ راهبردی فرسایشی که مقامها هدف آن را کاهش مستمر توانایی [حکومت] ایران برای تهدید کشتیهای تجاری عنوان میکنند.
در کنار تحولات تنگه هرمز، رسانههای حکومتی در ایران گزارش دادهاند ساختمانی در کوهستک در جنوب ایران، هنگام برگزاری مراسم عروسی هدف حمله آمریکا قرار گرفته است. موضوعی که سنتکام در پاسخ به پیگیری ایراناینترنشنال اعلام کرد: «ما از گزارشهایی که نخستینبار در رسانههای حکومتی ایران منتشر شدهاند، آگاهیم و در حال بررسی آنها هستیم.»
تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، افزود: «ارتش آمریکا، برخلاف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد.»
به نوشته سیانان با وجود موفقیت اعلامشده عملیات اسکورت، هنوز مشخص نیست فشار نظامی و اقتصادی آمریکا بتواند حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند. مقامهای آمریکایی نیز اذعان دارند که تامین امنیت پایدار تنگه و جلب اعتماد دوباره صنعت کشتیرانی به زمان و تداوم عملیات نیاز خواهد داشت.
مراقب آخرین فیلم محسن قرایی در بخش افقهای هشتاد و سومین دوره جشنواره بینالمللی ونیز، قدیمیترین جشنواره سینمایی جهان به نمایش درآمد.
با اعلام حضور این فیلم در جشنواره ونیز و منتشر شدن عکسی از فیلم بدون حجاب اجباری، جنجالی در ایران برپا شد و برخی خبرگزاریهای دولتی از مجوز داشتن این فیلم گفتهاند و این سوال را مطرح کردهاند که چطور برخی فیلمها از سازمان سینمایی مجوز تولید میگیرند و سپس خلاف مقررات حکومت عمل میکنند.
محسن قرایی در گفتوگو با ددلاین ضمن اعلام اینکه در خارج از ایران زندگی میکند، گفت:«نوعی فیلمنامه جعلی به آنها دادیم تا مجوز کتبی برای فیلمبرداری دریافت کنیم.»
فیلم داستان یک زندانبان را روایت میکند، مردی متعصب و از لحاظ فکری بسته که مخالف آزادیهای فردی زنان است. دختر او با نام انسیه، جوانی است که قصد دارد در صنعت مد بهعنوان یک مدل به کار مشغول شود و حالا بدون اجازه پدر سفری به ترکیه تدارک دیده است.
فیلم داستان این خانواده را در یک فضای بسته در داخل خانهای که قرار است بهزودی ویران شود و اتوبانی جای آن را بگیرد، روایت میکند، زمانی که مرد برای جلوگیری از سفر انسیه، او و همچنین همسرش را به همراه دختر کوچکشان در اتاق زندانی میکند.
به این ترتیب فیلم از زندان و زندانبانی در جامعه به مورد مشابهی در داخل خانه میرسد، جایی که جامعه و خانه به هم میرسند و معنا و کارکرد مشابهی پیدا میکنند.
فیلم آشکارا تاویلپذیر است و اینکه فیلمساز عامدانه به این معنا میپردازد یا این تاویل و تفسیر زاییده شرایط امروز ایران است، تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نمیکند: خانه رو به ویرانی چیزی نیست جز ایران که به دست یک پدر زورگوی عقبمانده(حکومت) اداره میشود و نسل پیش- مادر- خواهناخواه طی سالها با آن کنار آمده اما نسل تازه- نسل زد- و حتی نسل پس از آن(یک دختر بچه) حالا در برابر زور سر خم نمیکند و حاضر نیست از اهداف و خواستههایش دست بکشد.
فیلم روایت این کشمکش است که به جاهای باریک میکشد. ویرانتر شدن لحظه به لحظه خانه آشکارا تمثیلی است از وضعیت امروز ایران که در آن مردم در برابر هجوم، در داستان فیلم تراکتورهای بزرگی که قرار است خانه را ویران کنند، به گروگان گرفته میشوند و مستاصل و نگران به وضعیت بغرنج خود خیره شدهاند.
حتی انسیه در دیالوگی میگوید کارشان به جایی کشیده که تنها خرابکنندگان دیوارها میتوانند نجاتبخش آنها باشند و آنها را از این زندان خلاص کنند.
شباهت خانه به جامعه جایی پررنگتر میشود که افراد خانواده دلیلی برای زندانی شدن خود میطلبند و مرد به مانند احکام فضایی جمهوری اسلامی حکمهایی برای آنها صادر میکند. پایان فیلم هم به تلخی ویرانگری اشاره دارد که گویی چاره دیگری جز آن برای این جامعه وجود ندارد.
شخصیتها از تیپ عبور میکنند و به کاراکترهای ملموسی بدل میشوند. حتی پدر بهرغم سبعیت و خشونت تمامعیار، جلوههایی انسانی هم دارد، از جمله کمک به زندانیها (اینجاست که تاویل حکومت و خانه و ایران چندان جواب نمیدهد و سوال ایجاد میکند) و مادر ضمن نمایش جلوههای مادرانگی (از جمله کمک به دخترش برای رفتن) با احساس گناه همراه است و نوعی تقابل سنت و مدرنیته را به نمایش میگذارد و دو دختری که نه از شغل پدرشان راضی هستند(در تقابل با اجتماع قرار میگیرند و نوعی گرفتار در آن) تنها میخواهند زندگی کنند.
فیلم تقابل این زندگی و مرگ را به نمایش میگذارد، جایی که پدر به سمت و سوی مرگ تمایل دارد و نسل بعد به زندگی.
فیلم اما خوشبختانه به شعار پناه نمیبرد و روایت نسبتا یکدستی دارد هرچند یکی دو مورد از وقایع در ساختار آن جا نمیافتد(مثل پول ریخته شدن به حساب این مرد از سوی یک زندانی یا مراجعه به مرکز استعدادیابی مدلها و رفتار بسیار اغراقآمیز یکی از مسئولان آنجا که نه ضرورتی دارد و نه قابل باور است).
با این حال اجرای بازیگران به کمک فیلم می آید تا در فضایی نسبتا راحت و باورپذیر، داستانی غریب اما واقعی را دنبال کنیم: داستان تقابل دو نسل در ایران، یا اگر اهل تاویل و تفسیر هستید بخوانید تقابل حکومت و مردم.
پس از چند هفته کاهش حملات مستقیم، تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر شدت گرفته و حملات متقابل به ایران و چند کشور منطقه گسترش یافته است. همزمان، دونالد ترامپ از «قیام» مردم ایران سخن گفت و تاکید کرد حکومت روزبهروز ضعیفتر میشود و مردم آن را تحمل نخواهند کرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، چهارشنبه ۱۱ شهریور در پاسخ به خبرنگاری در کاخ سفید که از او درباره اظهاراتش در تروثسوشیال و پرسش از مردم ایران برای «قیام و مبارزه» علیه جمهوری اسلامی سوال کرد، گفت حکومت ایران «روزبهروز ضعیفتر میشود» و در مقطعی دیگر نخواهد توانست معترضان را بهسادگی سرکوب کند.
خبرنگار از ترامپ پرسید اگر خواهان قیام مردم ایران است، آیا سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را برای مسلح کردن ایرانیان خواهد فرستاد. ترامپ از پاسخ مستقیم خودداری کرد و گفت: «خیلی دوست دارم به شما بگویم، اما گفتنش مناسب نیست.»
ترامپ دلیل شکل نگرفتن قیامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را سرکوب معترضان دانست و گفت: «وقتی آن سوال را مطرح میکنم، در حالی آن را میپرسم که جوابش را میدانم. تنها جواب این است که به آنها شلیک میشود.»
ترامپ افزود: «حکومت روزبهروز ضعیفتر میشود و در مقطعی دیگر نخواهد توانست به این راحتی شلیک کند.»
او همچنین درباره پرسش خود از مردم ایران گفت: «من آن سوال را مطرح کردم، چون وقتش بود.»
پاسخ مردم به پرسش ترامپ درباره قیام علیه جمهوری اسلامی
ترامپ بامداد چهارشنبه ۱۱ شهریور در تروث سوشال از مردم ایران پرسیده بود: «چه زمانی قرار است قیام کنند و بجنگند؟»
شماری از شهروندان در ایران در واکنش به پرسش ترامپ به ایراناینترنشنال گفتند پس از سالها اعتراض و پرداخت هزینه سنگین در برابر جمهوری اسلامی، این بار انتظار دارند آمریکا فشار بیشتری بر حکومت وارد کند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال گفت: «این بار شما بجنگید، کمک مردم در راه است.»
شماری دیگر نیز با اشاره به سرکوب اعتراضات پیشین و هزینه حضور خیابانی گفتند بدون تضعیف بیشتر دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی، انتظار آغاز موج دیگری از اعتراضات گسترده واقعبینانه نیست.
این اظهارات و واکنشها در شرایطی مطرح میشوند که همزمان، پس از چند هفته کاهش حملات مستقیم، درگیری نظامی جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر شدت گرفته است.
درگیری مستقیم چگونه دوباره شدت گرفت؟
کاهش حملات مستقیم در هفتههای گذشته به معنای پایان تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا نبود. در این مدت، محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت جمهوری اسلامی را بهشدت کاهش داده است و عدم دسترسی تهران به یکی از اصلیترین منابع درآمد ارزی در کنار تحریمهای مالی، فشار بر حکومت را افزایش داده است.
در همین دوره، تلاشها برای بازگرداندن دو طرف به یک چارچوب دیپلماتیک نیز به نتیجه نرسید. اختلاف بر سر تنگه هرمز، آزادی کشتیرانی و تلاش جمهوری اسلامی و آمریکا برای اعمال کنترل بر عبور کشتیها از این آبراه همچنان یکی از محورهای اصلی تنش باقی ماند.
نقطه آغاز دور تازه حملات مستقیم، یکشنبه هشتم شهریور بود؛ زمانی که آمریکا دو سکوی پرتاب متعلق به سپاه پاسداران در جزیره لارک، در نزدیکی تنگه هرمز، را هدف قرار داد.
یک مقام ارشد آمریکایی گفت نیروهای سپاه در حال آمادهسازی این سکوها برای شلیک موشکهای حامل مین دریایی به سوی تنگه هرمز بودند.
سپاه پاسداران روایت آمریکا را رد کرد، از کشته و زخمی شدن شماری از نیروهایش خبر داد و اعلام کرد به این حمله پاسخ خواهد داد.
چند ساعت بعد، جمهوری اسلامی موشکهایی به سوی مواضع آمریکا در اردن شلیک کرد و ارتش جمهوری اسلامی نیز از حملات پهپادی به نیروهای آمریکایی در پایگاه الظفره در امارات متحده عربی خبر داد.
ترامپ در واکنش هشدار داد اگر جمهوری اسلامی حملات خود را ادامه دهد، با پاسخ شدیدتری روبهرو خواهد شد.
تبادل آتش از لارک فراتر رفت
چرخه حمله و پاسخ شامگاه سهشنبه ۱۰ شهریور وارد مرحله گستردهتری شد.
آمریکا موج تازهای از حملات را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد و به گفته مقامهای آمریکایی در گفتوگو با اکسیوس، حدود «۱۰۰ هدف» در ایران، از جمله سامانههای راداری و پدافندی، تجهیزات دریایی، قابلیتهای مینگذاری، پرتابگرهای موشک کروز ضدکشتی و پهپادهای تهاجمی هدف قرار گرفتند.
ایراناینترنشنال گزارش داد نقاطی در دستکم شش استان ایران در این عملیات هدف قرار گرفتند.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، نیز اعلام کرد این حملات در واکنش به اقدامات جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی و نیروهای آمریکایی در اردن انجام شده است.
اکسیوس به نقل از چند مقام آمریکایی گزارش داد ایالات متحده همچنین دو نفتکش متعلق به جمهوری اسلامی را سهشنبه ۱۱ شهریور هدف قرار داد. یک مقام آمریکایی در گفتوگو با اکسیوس این اقدام را بخشی از سیاست «نفتکش در برابر نفتکش» دولت ترامپ توصیف کرد؛ سیاستی که هدف آن بازداشتن جمهوری اسلامی از حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عنوان شده است.
سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی نیز در واکنش به حملات آمریکا، از هدف قرار دادن پایگاهها و مواضع نیروهای آمریکایی در اردن، امارات متحده عربی، بحرین، عراق و کویت خبر دادند.
رویترز این دور از حملات را گستردهترین تبادل مستقیم آتش میان جمهوری اسلامی و آمریکا از اواخر تیرماه توصیف کرد.
تنگه هرمز همچنان محور تقابل دو طرف است
تنگه هرمز حلقه مشترک بخش عمده تحولاتی است که به دور تازه حملات منجر شدهاند.
آمریکا حمله اولیه به لارک را به آمادهسازی تجهیزات مینگذاری مرتبط دانست و در موج بعدی حملات نیز قابلیتهای دریایی، تجهیزات مینگذاری و موشکهای ضدکشتی جمهوری اسلامی را در میان اهداف اصلی قرار داد.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی همچنان بر توانایی تهران برای اعمال کنترل بر تردد کشتیها در تنگه هرمز تاکید میکنند.
سپاه پاسداران چهارشنبه اعلام کرد دو نفتکش در تنگه هرمز با مینهای کارگذاشتهشده از سوی جمهوری اسلامی برخورد کردهاند. عربستان سعودی نیز از کشته شدن دو دریانورد نفتکش «سدر» در پی یک «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز خبر داد.
در سوی دیگر، آمریکا میگوید عملیات برای باز نگه داشتن مسیر کشتیرانی را ادامه خواهد داد. مقامهای آمریکایی گفتهاند تنها در روز سهشنبه حدود ۴۰ کشتی وارد تنگه هرمز شده یا از آن خارج شدند و میلیونها بشکه نفت از این مسیر عبور کرد.
آیا واشینگتن به دنبال مهار جنگ است؟
دور تازه حملات در شرایطی آغاز شده که گزارشها نشان میدهند شماری از مقامهای ارشد دولت ترامپ خواهان گسترش فوری جنگ نیستند.
رویترز چهارشنبه ۱۱ شهریور به نقل از چهار فرد مطلع گزارش داد مقامهای ارشد کاخ سفید در تلاشاند دستکم تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، شدت جنگ با جمهوری اسلامی را مهار کنند.
بر اساس این گزارش، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از جمله مقامهایی هستند که از حفظ سطح پایینتر درگیری تا انتخابات حمایت میکنند.
بر اساس این گزارش، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، افزایش قیمت انرژی و فشار بر ذخایر برخی تسلیحات ارتش آمریکا از عواملی هستند که در این محاسبات نقش دارند.
با این حال، دولت ترامپ در دوره کاهش حملات مستقیم، فشار اقتصادی و دریایی بر جمهوری اسلامی را افزایش داده بود؛ راهبردی که خود مقامهای آمریکایی احتمال واکنش نظامی تهران به آن را مطرح کرده بودند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشتر گفته بود افزایش فشار اقتصادی ممکن است جمهوری اسلامی را به واکنش نظامی وادارد.
تحولات چند روز اخیر نشان داد این فشار چگونه میتواند دوباره با درگیری مستقیم پیوند بخورد؛ ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی، حلنشدن اختلاف بر سر تنگه هرمز، حمله آمریکا به تجهیزات سپاه در لارک و پاسخ جمهوری اسلامی، در نهایت به گسترش حملات آمریکا و حملات متقابل جمهوری اسلامی به مواضع آمریکا در منطقه منجر شد.
اکنون ترامپ همزمان با ادامه این درگیریها، آشکارتر درباره تضعیف جمهوری اسلامی سخن میگوید و معتقد است حکومت در مقطعی دیگر قادر نخواهد بود اعتراضات را مانند گذشته سرکوب کند.
تحقیقات ایراناینترنشنال نشان میدهد شبکه بانکداری سایه ایران بسیار عمیقتر و گستردهتر از شبکهای است که ماه گذشته هدف کارزار طرد اقتصادی برای فشار و تحریمهای بیشتر آمریکا قرار گرفت.
این تحقیقات نشان میدهد که تهران برای دسترسی به نظام مالی جهانی از ۱۵ بانک در چین و امارات متحده عربی استفاده کرده است.
ایراناینترنشنال همچنین دریافت که تحقیقات آمریکا درباره برخی بانکها سالها از فعالیتهای این شبکه عقب بوده است؛ شبکهای که فعالیت خود را در چندین کشور گسترش داده و با وجود تحریمها میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی جابهجا کرده است.
این تحقیق بر اساس مکاتبات داخلی افشاشده و سوابق تراکنشهای خارجی بانک پارسیان در فاصله نوامبر ۲۰۲۲ تا مه ۲۰۲۳ انجام شده است. این بانک ایرانی از سال ۲۰۱۸ تحت تحریمهای آمریکا قرار دارد.
این اسناد بخشی از سازوکار چندلایهای را در نظام بانکی ایران آشکار میکنند. سوابق موجود تنها تصویری مقطعی از فعالیت یک شبکه در دورهای هفتماهه ارائه میدهند و این موضوع نشان میدهد ابعاد کامل این شبکه احتمالا بسیار گستردهتر است.
ایراناینترنشنال هیچ مدرکی پیدا نکرد که نشان دهد بانکهای امارات متحده عربی و چین آگاهانه تلاشهای جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریمهای آمریکا را تسهیل کردهاند.
این تحقیق ۱۵ بانک مستقر در خارج از ایران را شناسایی کرد که در سالهای اخیر به حکومت ایران در انجام تراکنشهای بینالمللی کمک کردهاند.
بر اساس سوابق در دسترس عموم، ۱۳ بانک از این ۱۵ بانک بهدلیل نقش خود با هیچگونه مجازات یا اقدام اجرایی از سوی آمریکا روبهرو نشدهاند.
تنها دو بانک از این ۱۵ بانک در ماه اوت و در چارچوب کارزار اقتصادی «روز دی» (D-Day) آمریکا هدف قرار گرفتند؛ کارزاری که واشینگتن آن را یورشی علیه ارتباطات مالی جمهوری اسلامی در سراسر جهان توصیف کرده است.
در ۲۴ اوت، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از همه دولتها خواست شعب بانک ملی ایران را تعطیل کنند.
چهار روز بعد، وزارت خزانهداری پیشنهاد کرد عملیات بانک مصر (Banque Misr) در امارات متحده عربی از دسترسی به خدمات بانکداری کارگزاری در نظام مالی آمریکا محروم شود.
وزارت خزانهداری تخمین میزند که بانک مصر در امارات بین سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار برای ۱۰۳ شرکت که احتمالا بخشی از شبکههای بانکداری سایه ایران هستند، پردازش کرده است.
با این حال، اسنادی که ایراناینترنشنال بررسی کرده نشان میدهد وجوهی که منشاء آنها بانک مرکزی ایران بوده، از نوامبر ۲۰۲۲ به حسابهایی در شعب اماراتی بانک مصر هدایت میشده است.
بانک مصر و بانک پارسیان به درخواستها برای اظهارنظر پاسخ ندادند.
چین و امارات متحده عربی
بهگفته وزارت خزانهداری آمریکا، بانکهای ایرانی برای انتقال ارز به خارج از کشور و در عین حال پنهان کردن نقش خود در تراکنشها، از واسطهها استفاده میکنند. کارگزارانی که برای بانکها فعالیت میکنند از شرکتهایی موسوم به «راهبر» استفاده میکنند و این شرکتها نیز برای دور زدن تحریمها به شرکتهای صوری و پوششی در خارج از کشور متکی هستند.
اسناد افشاشده نشان میدهند وجوه متعلق به بانکهای ایرانی به حسابهایی در خارج از ایران، که در این اسناد از آنها با عنوان «حسابهای امین» (trustee accounts) یاد شده، واریز و سپس بر اساس دستور بانکهای ایرانی منتقل میشدند.
در هر مرحله، اطلاعات هویتی و قابل شناسایی ناپدید میشد و در نتیجه، بانکهای خارجی به جای آنکه با موسسات تحریمشدهای مانند بانک پارسیان، بانک شهر یا بانک مرکزی ایران مواجه باشند، در ظاهر با شرکتهای تجاری غیرایرانی و عمدتا تحریمنشده سروکار داشتند.
نامهای از بانک پارسیان به تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۲ نشان میدهد این بانک از بانک شهر، یکی دیگر از بانکهای ایرانی، خواسته بود ترتیبی برای «کارسازی درهم خریداریشده با منشاء نیابتی» فراهم کند.
در این نامه آمده بود بانک پارسیان ۳.۰۶ میلیون درهم امارات از بانک مرکزی ایران خریداری کرده و این وجوه در یک حساب «تراستی» در بانک شهر نگهداری میشده است. بانک پارسیان از بانک شهر خواسته بود این پول را به حسابی در بانک مصر منتقل کند.
در نامهای از بانک پارسیان، به بانک شهر دستور داده شده بود ۳.۰۶ میلیون درهم امارات را از یک حساب امین به حسابی در بانک مصر منتقل کند.
میعاد ملکی، مقام ارشد پیشین وزارت خزانهداری آمریکا که اکنون در اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها فعالیت میکند، بهایراناینترنشنال گفت: «آنچه شبکه بانکداری سایه حکومت، یعنی شبکه موسوم به راهبر، را سرپا نگه میدارد مهندسی مالی هوشمندانه نیست؛ بلکه آدمها هستند: افراد مورد اعتماد و تعداد محدودی صراف که بهعنوان دروازه ورود حکومت به نظام مالی جهانی عمل میکنند.»
او افزود: «همانطور که نیروهای سپاه پاسداران سرکوب حکومت در داخل کشور را اجرا میکنند، این بازرگانان و امینها نیز مسئولیت تامین مالی تروریسم حکومت در داخل و خارج از کشور را بر عهده دارند. بدون آنها، تهران نمیتوانست حتی یک یوان از حسابهای خود در چین خارج کند یا حتی یک دلار یا یورو در دبی یا استانبول بخرد.»
ایراناینترنشنال در اسناد افشاشده ۳۳ نامه دستور انتقال پول را شناسایی کرد که در آنها دستور جابهجایی درهم، یوان و دلار به ارزش در مجموع حدود ۳۶ میلیون دلار صادر شده بود.
دلار بیشترین سهم از ارزش وجوه منتقلشده را تشکیل میداد؛ به این معنا که ارز غالب در این شبکه سایه همچنان همان ارزی بود که تحریمهای آمریکا برای کنترل آن طراحی شدهاند.
مسیر حیاتی برای دسترسی به دلار آمریکا
وزارت خزانهداری آمریکا، عملیات بانک مصر در امارات را «یک مسیر حیاتی برای دسترسی حکومت ایران به دلار آمریکا» توصیف کرده است.
اسناد نشان میدهند بانک مصر پرتکرارترین مقصد در امارات برای تراکنشهای خارجی بانک پارسیان بوده است، اما نام هفت بانک دیگر فعال در این کشور عربی نیز در سوابق دیده میشود که برخی از آنها از بزرگترین بانکهای امارات هستند.
اسناد نشان میدهند این تراکنشها در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۳ انجام شدهاند؛ یعنی سالها پس از آنکه بانک پارسیان بر اساس یک فرمان اجرایی مرتبط با مقابله با تامین مالی تروریسم تحریم شده بود.
همچنین نام ۱۳ شرکت ثبتشده در امارات بهعنوان ذینفع در این هشت بانک دیده میشود. پنج مورد از این شرکتها در بانک مصر حساب داشتند.
ایراناینترنشنال همچنین هفت بانک چینی را شناسایی کرد که از طرف ایران پول دریافت کردهاند.
اسناد افشاشده شامل ۲۳ نامه بانک پارسیان درباره تراکنشهای یوانی با بانکهای چینی است که برخی از بزرگترین بانکهای چین از نظر میزان دارایی را نیز شامل میشود.
بر اساس این اسناد، یک بانک چینی که در تسویه حسابهای فرامرزی برای صادرکنندگان کوچک تخصص دارد، ۱۱ دستور پرداخت از بانک پارسیان دریافت کرده بود.
بیشتر شرکتهای ذینفع، شرکتهای بازرگانی عمومی ثبتشده در هنگکنگ و سنگاپور بودند؛ مناطقی که تاسیس شرکت در آنها نسبتا آسان است، در حالی که این شرکتها خدمات بانکی خود را از سرزمین اصلی چین دریافت میکردند.
هیچیک از هفت بانک چینی شناساییشده در این اسناد بهدلیل تعاملات خود با ایران با اقدام اجرایی آمریکا روبهرو نشدهاند.
نوک کوه یخ
بسنت در ماه اوت گفت وزارت خزانهداری «شبکهها، تسهیلکنندگان و کانالهایی مالی را که ایران برای قاچاق نفت، دور زدن تحریمها و تامین مالی تروریسم استفاده میکند، شناسایی و نقشهبرداری کرده است.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز در پستی در تروث سوشال نوشت: «هر کشوری که به موسسات مالی، کسبوکارها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع راه نجاتی برای ایران فراهم کنند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیمی روبهرو خواهد شد.»
هشدار او شامل انتقال پول نقد، صرافیها و شرکتهای پوششی نیز میشد.
با این حال، تحریمهای آمریکا معمولا بیش از بانکداری کارگزاری و تامین مالی تجارت، بر شبکههای درآمد نفتی و تدارکاتی ایران متمرکز بودهاند.
تحقیقات ایراناینترنشنال ابعاد آنچه را که همچنان از اقدامات دولت آمریکا مصون مانده است نشان میدهد. فایلهای افشاشده نشان میدهند که تنها یک بانک ایرانی طی هفت ماه، از طریق ۳۳ شرکت ذینفع، پول را به ۱۵ بانک مستقر در دو کشور هدایت کرده است.
از میان این ۳۳ ذینفع، تنها سه مورد بهطور عمومی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا شناسایی شدهاند.
تراکنشهایی که در این تحقیق شناسایی شدند، از سوی موسسات مالی ایرانی انجام شدهاند که در زمان صدور دستورهای انتقال پول، از قبل تحت تحریمهای آمریکا قرار داشتند.
در تمام این دوره، موسسات ایرانی قرارگرفته در قلب این شبکه، از جمله بانک مرکزی ایران، بانک پارسیان، بانک شهر، بانک اقتصاد نوین، بانک سامان و بانک ملی، همگی از قبل تحت تحریمهای گسترده آمریکا قرار داشتند.
با این همه، پول همچنان جابهجا میشد و بخش عمده این جابهجاییها از طریق موسسات مالی خارج از ایران انجام میگرفت.
بخش ۳۱۱
واشینگتن تاکنون از هدف قرار دادن موسسات مالی بزرگتر، بهویژه بانکهای عمده چینی که در تامین مالی تجارت ایران نقش دارند، خودداری کرده است؛ اقدامی که آمریکا بهدلیل نگرانی از ایجاد اختلال گستردهتر در نظام مالی و اقدامات تلافیجویانه، تاکنون از انجام آن پرهیز کرده است.
چند ساعت پس از آنکه ایالات متحده دهها نهاد چینی را تحریم و تهدید کرد یک «موسسه مالی بزرگ» نامشخص را بهدلیل تعاملاتش با تهران هدف قرار خواهد داد، پکن با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد که روابطش با ایران «نباید مختل یا تضعیف شود.»
لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، هشدار داد که چین برای حفاظت از منافع خود «تمام اقدامات لازم» را انجام خواهد داد.
واشینگتن از طریق ابزاری هدفمندتر، یعنی بخش ۳۱۱ قانون میهنپرستی آمریکا (USA Patriot Act)، هدف قرار دادن کانالهای بانکی مورد استفاده شبکه سایه ایران را آغاز کرده است. این ابزار میتواند دسترسی موسسات مالی خارجی به نظام مالی آمریکا را محدود کند.
برخلاف قرار گرفتن در فهرست تحریمها، اقدام بر اساس بخش ۳۱۱ مستلزم آن نیست که وزارت خزانهداری ثابت کند بانک مورد نظر آگاهانه پول ایران را پردازش کرده است؛ موضوعی که ممکن است دلیل انتخاب این ابزار باشد.
عملیات بانک مصر در امارات در چارچوب کارزار اقتصادی «روز دی» و بر اساس بخش ۳۱۱ هدف قرار گرفت.
ملکی، مقام پیشین وزارت خزانهداری، گفت: «آنچه این بسته را متفاوت میکند این است که بهتنهایی عمل نمیکند. تعاملات دیپلماتیک آمریکا و فشار بر حوزههای قضایی مانند امارات، ترکیه و حتی چین اکنون با محاصرهای همراه شده است که بخش بزرگی از وارداتی را که ایران از این شبکهها برای تامین مالی آنها استفاده میکند، خفه کرده است.»
او افزود: «این عوامل در کنار یکدیگر روندی را تسریع میکنند که تحریمها بهتنهایی برای تحقق آن به سالها زمان نیاز داشتند. محاسبات منطقهای نیز تغییر کرده است: حوزههایی قضایی که خود هدف حملات حکومت ایران قرار گرفتهاند، اکنون آمادگی بسیار بیشتری برای همکاری در اجرای تحریمها دارند؛ همانطور که امارات بهتازگی نشان داد.»
واشینگتن اعلام کرده است که اقدامات بیشتری علیه بانکهای خارجی در راه است.
موفقیت یا شکست کارزار اقتصادی «روز دی» واشینگتن تا حد زیادی به نحوه اجرای آن در خارج از ایران بستگی خواهد داشت؛ از جمله اقدام علیه موسساتی خارجی که تراکنشهای ایران را تسهیل میکنند و بسیاری از آنها در کشورهای شریک آمریکا یا در کشورهای رقیب راهبردی آن مستقر هستند.