کوچکنمایی حملات آمریکا در روایت رسمی جمهوری اسلامی
در حالی که حملات آمریکا به نقاط مختلف جنوب ایران ادامه دارد، حکومت همچنان از به رسمیت شناختن شرایط جنگی خودداری میکند؛ موضوعی که به گفته برخی ناظران، در لغو دیرهنگام امتحانهای مدارس و تعطیل نشدن ادارهها در مناطق درگیر نیز دیده میشود.
حسین قاضیان، جامعهشناس، میگوید جمهوری اسلامی پس از آغاز درگیریها تلاش کرده تصویری از خود به نمایش بگذارد که همچنان در آن دست بالا را دارد؛ تصویری که به گفته او، برای حامیان حکومت، مخالفان و افکار عمومی خارج از کشور اهمیت دارد.
محاصره دریایی ایران از ساعت ۱۱:۳۰ پنجشنبهشب به وقت ایران آغاز شد و سنتکام اعلام کرد در ۱۷ ساعت نخست، دو کشتی را وادار به تغییر مسیر کرده است. همزمان با افزایش حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری و کشورهای منطقه، نگرانیها درباره گسترش درگیری و التهاب در بازار انرژی افزایش یافته است.
جولین ماتونییر، اقتصاددان بازارهای انرژی در موسسه انرژی اینتلیجنس، میگوید محاصره دریایی، برخلاف تحریمها، یک اقدام فیزیکی است و اثرگذاری بسیار بیشتری بر بازار دارد. به گفته او، بسته شدن مسیرهای دریایی میتواند صادرات نفت از خلیج فارس را با اختلال جدی روبهرو کند.
اکسیوس گزارش داد دونالد ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید جلسهای درباره گسترش عملیات نظامی علیه ایران برگزار کرد؛ عملیاتی که به نوشته این رسانه، دامنهای فراتر از حملات کنونی در اطراف تنگه هرمز دارد. ترامپ همچنین در گفتوگو با فاکسنیوز، بهطور مبهم احتمال عملیات زمینی را مطرح کرد.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی، میگوید تامین امنیت کامل تنگه هرمز مستلزم کنترل جزایر و مناطق جنوبی ایران است و به همین دلیل، ترامپ بهطور جدی گزینه استفاده از نیروی زمینی را بررسی میکند یا حتی ممکن است درباره آن تصمیم گرفته باشد.
نظام ولایت فقیهی در ظاهر و با جانشینی مجتبی خامنهای به جای پدرش کشته شدهاش ادامه دارد، اما شکاف فاحش میان جمهوری اسلامی پس از کشته شدن علی خامنهای با پیش از حذف او، با معرفی یک نام، پرشدنی و قابل ترمیم نیست.
صرفنظر از داوری درباره وضع جسمی و سلامت مجتبی خامنهای، او برخلاف پدرش، فاقد تجربه حکمرانی است.
علی خامنهای پیش از نشستن بر کرسی رهبری رژیم سیاسی، دو دوره ریاست قوه مجریه، آن هم در دوران جنگ با عراق را برعهده داشت.
علی خامنهای نه فقط رهبری خود را به پشتوانه همراهی اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز کرد، بلکه در حلقهای از مناسبات قدیمی سیاسی و ایدئولوژیک و شبکه مقامهای حکومتی قرار داشت.
او بهویژه پس از یک دهه، شبکهای از ارتباطات و زیرمجموعههای معتمد امنیتی، سازمان داد که تابع اوامر و موید سوگیریها و مجری ایدههایش بودند. شرایطی که مجتبی خامنهای تا اطلاع ثانوی و بهدلایل مختلف، بهویژه شرایط جنگی و امنیتی کشور، فاقد آن است.
مجتبی خامنهای همچنین برخلاف پدرش از پیشینه و تصویری برآمده از سخنرانیهای پرشور و پرشمار و جلوهگری در مراسم حکومتی و مناسبات قدرت، محروم است.
او همچنین ناچار است با واقعیتِ رقابت و بلکه نزاع باندهای قدرت در جمهوری اسلامی روبهرو شود. شرایطی که حتی مسعود پزشکیان به صراحت و پس از جنگ ۱۲ روزه به آن اذعان، و درباره درگیری جناحهای شریک قدرت ابراز نگرانی کرده بود.
صرفنظر از اینها، مجتبی خامنهای میراثدار وضعی در ایران قلمداد میشود که جلوه بارز آن، شکاف بیسابقه جامعه و حکومت، و تشدید نارضایتی و خشم اکثریت مردم از رژیم سیاسی بهویژه پس از کشتار دیماه است.
شرایط منحصر به فرد و امنیتی مجتبی خامنهای در فضای ویژه پس از دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه که پدر او را هم در فهرست کشتهشدگان قرار داد، نظارت، اشراف و مدیریت اوضاع را برای رهبر جدید جمهوری اسلامی دشوارتر هم خواهد کرد.
او تا اطلاع ثانوی در صدر فهرست اهداف ترور اسرائیل است.
تمام آنچه که ذکر شد، مستقل از تداوم بحران در مناسبات با آمریکا و نیز ابربحران اقتصادی است که متاثر از تحریمها و فشار حداکثری دولت ترامپ، مدیریت شرایط اجتماعی و سیاسی در ایران را دشوارتر کرده است.
وضع بحرانی که گریبانگیر مجتبی خامنهای شده، و با فقدان پدر دیکتاتورش گره خورده، شرایط کمسابقه و ای بسا بیسابقهای برای اکثریت شهروندان ناراضی و نیز گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی فراهم کرده است.
روزنامه واشینگتنپست در یادداشتی با انتقاد از صحبتهای ضد ونقیض دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره جنگ ایران نوشت او نباید حرف بزند و در مقابل اجازه دهد که قدرت نظامی و اقتصادی برتر آمریکا کار خودش را انجام دهد.
دیوید ایگناتیوس،ستوننویس واشینگتنپست در یادداشت خود نوشت: «سیل روزانه لافزنیها و رجزخوانیهای ترامپ در عمل چیزی جز مذاکره با خودش نیست. یک روز اعلام پیروزی میکند و روز بعد جنگ را از سر میگیرد. یک روز رهبران حکومت ایران را تحسین میکند و بعد آنها را «تفاله» میخواند. با بیفکری اعلام میکند برای حفاظت از تنگه هرمز ۲۰ درصد هزینه دریافت خواهد کرد و روز بعد این پیشنهاد عجولانه را پس میگیرد. ترامپ لابد تصور میکند این رجزخوانی بیوقفه برایش اهرم فشار ایجاد میکند. اشتباه میکند. این رفتار در چشم ایران و جهان، او را ضعیف جلوه میدهد.»
بهنوشته او، «اگر از فاصلهای دورتر به اوضاع نگاه کنیم، تصویر این وضعیت آشفته روشنتر میشود: اقتصاد ایران بهشدت تضعیف شده است؛ تاسیسات هستهای آن زیر آوار مدفون شدهاند و دانشمندان ارشد هستهایاش کشته شدهاند؛ به نظر میرسد رهبران کشور نیز بر سر اینکه آیا باید با ایالات متحده به توافق برسند یا نه، دچار اختلاف هستند. تندروها از اینکه از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در بردهاند ابراز شادمانی میکنند، اما ظاهرا هیچ راهبردی برای گام بعدی ندارند.»
در این یادداشت آمده است: «حالا از فاصلهای دورتر به آمریکا نگاه کنید: ترامپ درگیر جنگی نامحبوب با هزینههای اقتصادی قابل توجه است. او بدون راهبردی روشن و بدون مسیر خروجی مناسب وارد جنگ شد؛ مذاکرهکنندگانش طرح بلندپروازانهای برای نوسازی ایران پس از جنگ مطرح کردند، اما رهبران جمهوری اسلامی، هرچند در محافل خصوصی نسبت به آن کنجکاوی نشان دادهاند، در عرصه عمومی آن را رد کردهاند. تفاهمنامهای که قرار بود تنگه هرمز را باز کند، اکنون عملا به کاغذی بیارزش تبدیل شده است.»
نویسنده در ادامه مقاله خود نوشته است: «اولویت نخست همچنان بازگشایی تنگه هرمز است و من کاملا موافق استفاده گزینشی از قدرت نظامی برای تحقق این هدف هستم. بخش مربوط به بازگشایی تنگه در تفاهمنامه به شکلی شتابزده و سهلانگارانه تنظیم شده بود و عباراتی داشت که ایران آنها را به معنای اعطای اختیار کنترل این آبراه بینالمللی به خود تفسیر کرد. این سابقهای غیرقابل قبول ایجاد میکند. با چنین منطقی، هر گذرگاه دریایی میتواند به یک کانال مورد مناقشه تبدیل شود. اگر ایران همچنان به ایجاد مانع در تنگه ادامه دهد، خود را در معرض واکنش نظامی مستمر قرار خواهد داد.»
تمام کشورهای تجاری جهان در حفظ آزادی کشتیرانی با ایالات متحده منافع مشترک دارند و اکنون زمان آن رسیده است که این شرکای جهانی به یک ائتلاف بینالمللی برای باز نگه داشتن تنگه بپیوندند. چنین اقدامی باید شامل اسکورت نظامی کشتیهای تجاری تا هر زمان که لازم باشد باشد و کشورهای متعددی نیز باید در تحمل این بار مشارکت کنند. ترامپ میتواند زمانی که شی جینپینگ، رییسجمهوری چین، در ماه سپتامبر به آمریکا سفر میکند، سهم چین را نیز از او مطالبه کند.
واشینگتنپست در پاسخ به این سوال که آیا دولت ترامپ باید به مذاکرات درباره برنامه هستهای بازگردد؟ نوشته است: شاید، اما چه عجلهای وجود دارد؟ ترامپ زمانی که پس از جنگ ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ گفت تاسیسات کلیدی ایران «کاملا نابود شدهاند»، درست میگفت. برخلاف لفاظیهای تحریکآمیز خود ترامپ، در حال حاضر هیچ مسیری برای دستیابی ایران به بمب وجود ندارد. اگر ایران تلاش کند برنامه خود را از سر بگیرد، احتمالا آمریکا و اسرائیل از آن مطلع خواهند شد و میتوانند اقدام مناسب را انجام دهند. پس از این چند ماه جنگ، روشن شده است که حکومت ایران تا چنان حدی از سوی دشمنانش نفوذپذیر است که حفظ اسرار برایش دشوار خواهد بود.
نویسنده در ادامه افزوده است: «من معمولا از طرفداران دیپلماسی هستم، اما در حال حاضر باید دست از تعقیب ایرانیها برداریم؛ چه از طریق کانال رسمی، چه کانال پشتپرده و چه هر مسیر دیگری در این میان. باید صبر کنیم و ببینیم چه میشود. حکومت ایران آشکارا دچار شکاف است. یک جناح عملگرا در اسلامآباد و ژنو و همچنین در بسیاری از تماسهای محرمانه با فرستادگان قطری، به نمایندگان آمریکا علامت داده بود که به یک معامله بزرگ علاقهمند است؛ چیزی که مذاکرهکنندگان مشتاق آمریکایی آن را «پل طلایی» به سوی آینده مینامیدند. اما این عملگرایان در داخل ایران هدف حمله قرار گرفتند. در فضای پرشور مراسم تشییع علی خامنهای، صدای تندروها کرکننده بود.»
به باور دیوید ایگناتیوس، صلح واقعی با ایران ممکن است دو هفته، دو ماه یا دو سال دیگر فرا برسد. تلاش برای شتاب بخشیدن به این جدول زمانی نتیجه نداده است. اما به باور من، حکومت ایران همچنان در مسیری یکطرفه به سوی فروپاشی نهایی حرکت میکند، هرقدر هم که رسیدن به آن نقطه طول بکشد.
او مقاله خود را چنین به پایان رسانده است: «تنگه را باز کنید. و بعد، هرچقدر هم که بسته نگه داشتن دهان برای ترامپ دشوار باشد، زمان آن رسیده است که به چیزی روی آورد که مذاکرهکنندگان خردمند گاهی آن را «سکوت پویا» مینامند.»