نیویورکتایمز، دوشنبه ۲۲ تیر در گزارشی برای دومین بار از ملاقات و همکاری محمود احمدینژاد با مقامهای موساد و از جمله دیوید بارنیا، رییس پیشین این سازمان، خبر داد و نوشت اسرائیل در نظر داشت که پس از سرنگون کردن جمهوری اسلامی، احمدینژاد را بر مسند قدرت بنشاند.
روزنامه اسرائیلی هاآرتص نیز دوشنبه ۲۲ تیر با انتشار گزارشی تحقیقی، روایتی کمسابقه از یکی از بلندپروازانهترین و در عین حال ناکامترین طرحهای اسرائیل ارائه کرد: برنامهای برای سرنگونی جمهوری اسلامی با استفاده از شبهنظامیان کرد و نشاندن محمود احمدینژاد بر مسند قدرت در ایران.
براساس این گزارش، که بهنوشته هاآرتص بر پایه گفتوگو با بیش از ۳۰ مقام ارشد سیاسی، امنیتی، دیپلمات و مقام خارجی تهیه شده، پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن احمدینژاد، که «عملیات گربه چکمهپوش» نام گرفته بود، با وجود نفوذهای اطلاعاتی چشمگیر موساد، در لحظه اجرا فرو ریخت و پیش از آنکه نیروهای کرد حتی یک گلوله شلیک کنند، یا محمود احمدینژاد دست به کوچکترین اقدامی بزند، عملا پایان یافت.
با این حال، دفتر محمود احمدینژاد در تکذیبیه خود هیچ اشارهای به گزارش روزنامه هاآرتص نکرده و تنها دو گزارش منتشر شده نیویورکتایمز در ۳۰ اردیبهشت و ۲۲ تیرماه امسال را از اساس رد کرده است.
در بیانیه دفتر محمود احمدینژاد گفته شده است: «روزنامه نیویورک تایمز در ۳۰ اردیبهشت ماه گذشته با انتشار خبری کاملا کذب علیه آقای دکتر احمدی نژاد، کوشید تا با سواستفاده از حساسیت های سیاسی ناشی از تهدیدات نظامی، افکار عمومی را مشوش کند و با توجه به محبوبیت مردمی گسترده ایشان، به جنگ روانی علیه قاطبه ملت شریف ایران بپردازد.»
در ادامه این بیانیه گفته شده است: «بی اعتبار بودن روزنامه مذکور و مضحک بودن سناریو مطرح شده، مانع از این بود که به آن اعتنا شود. این روزنامه که به انتشار اخبار فیک و دروغ پردازی مشهور است، برای جبران ناکامی خود، اکنون و پس از ۵۵ روز مجددا ضمن طرح همان سناریو مفتضح، کوشیده است با دادن شاخ و برگ به شجره خبیثه دروغ، فتنه انگیزی نماید.»
در این بیانیه همچنین حصر خانگی احمدینژاد تکذیب شده است.
محمود احمدینژاد که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و در پی حمله به منزل مسکونی خود از انظار عمومی پنهان مانده بود، دوشنبه ۱۵ تیر در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، دیکتاتور کشته شده ایران، دیده شد.
گزارش نیویورکتایمز
بر اساس گزارش تحقیقی نیویورکتایمز، اسرائیل طی چند سال در عملیاتی محرمانه تلاش کرد محمود احمدینژاد، رییسجمهوری پیشین ایران و چهرهای که زمانی به دلیل انکار هولوکاست، تهدید اسرائیل و توسعه برنامه هستهای ایران یکی از سرسختترین دشمنان این کشور شناخته میشد، به یک دارایی اطلاعاتی تبدیل کند و در نهایت، در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی، او را به قدرت برساند.
بهنوشته نیویورکتایمز این طرح در روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به مرحلهای عملیاتی رسید، اما سرانجام شکست خورد.
یکی از مهمترین مراحل این عملیات در اوایل سال ۲۰۲۴ آغاز شد؛ زمانی که مقامهای دولت مجارستان از دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا در بوداپست خواستند کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار و احمدینژاد را دعوت کند. اما این کنفرانس در واقع پوششی برای ملاقات محرمانه او با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود. اهمیت این عملیات برای اسرائیل به حدی بود که دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، شخصا به بوداپست رفت و با احمدینژاد دیدار کرد. موساد مدت کوتاهی بعد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، را از ارتباط خود با او مطلع ساخت.
بهگفته مقامهای آمریکایی، اسرائیل در سالهای اخیر مخارجی از جمله هزینه مسکن و سفر احمدینژاد را پرداخت کرده و مأموران اسرائیلی در چند کشور، از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست، با او ملاقات کردهاند. مشخص نیست نخستین تماس برای جذب احمدینژاد دقیقا چه زمانی برقرار شد، اما مقامهایی در جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند دستکم در جریان سفر او به گواتمالا در سال ۲۰۲۳، تماسهایی صورت گرفته بود.
اوج عملیات در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، رقم خورد. یک حمله هوایی اسرائیل مجموعه محل اقامت احمدینژاد در تهران را هدف قرار داد و ساختمان محافظان و خودرو زرهی مقابل منزل او را منهدم کرد. سپس یک پژو سیاه به محل رسید و احمدینژاد را با سرعت از صحنه خارج کرد.
مقامهای آمریکایی و ایرانی آگاه از عملیات که نامشان اعلام نشده، به نیویورکتایمز گفتهاند که راننده خودرو مامور موساد بود و او را به خانهای امن و مخفی در داخل ایران منتقل کرد.
بهنوشته این روزنامه اما عملیات مطابق انتظار پیش نرفت. احمدینژاد از شیوه آشفته و پرتنش انتقال خود ناراضی بود و ظاهرا نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندنش به قدرت دچار تردید شده بود. او سرانجام تحت شرایطی که همچنان نامعلوم است خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد تا هفته گذشته در انظار عمومی دیده نشد و سپس برای مدتی کوتاه در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد. چهار مقام ارشد جمهوری اسلامی به نیویورکتایمز گفتهاند که او اکنون در بازداشت اطلاعات سپاه پاسداران و در حصر خانگی قرار دارد؛ زیرا مقامهای جمهوری اسلامی به بخش قابل توجهی از ارتباطات او با اسرائیل پی بردهاند.
بهنوشته نیویورکتایمز طرح به قدرت رساندن احمدینژاد بخشی از پروژهای بسیار گستردهتر برای تغییر حکومت در ایران بود. بخش دیگری از این برنامه شامل مسلح کردن و آموزش نیروهای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا وارد غرب ایران شوند، مناطقی را تصرف کنند و در نهایت به سمت تهران پیشروی کنند. این بخش از عملیات نیز هرگز عملی نشد.
انتخاب احمدینژاد برای چنین نقشی، با توجه به سابقه سیاسی او، چرخشی شگفتآور بود. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ یکی از برجستهترین سیاستمداران تندرو جمهوری اسلامی بود، بارها از نابودی اسرائیل سخن گفت، هولوکاست را انکار کرد و در دوره ریاستجمهوریاش ایران غنیسازی اورانیوم را از سر گرفت. دولت او همچنین اعتراضهای گسترده پس از انتخابات سال ۲۰۰۹ را بهشدت سرکوب کرد و در آن دوره مخالفان سیاسی زندانی شدند.
اما احمدینژاد پس از پایان ریاستجمهوری بهتدریج چهرهای متفاوت از خود نشان داد. لحن ضداسرائیلیاش کاهش یافت، از برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی با مردم انتقاد کرد و مقامهای حاکم را به فساد مالی متهم ساخت. ظاهر خود را نیز تغییر داد، لباسهای رسمیتر پوشید، زبان انگلیسی آموخت و کوشید تصویری معتدلتر و مردمگراتر از خود ارائه دهد. او در دفترش روزانه با شهروندان عادی ملاقات میکرد، به مشکلات آنان گوش میداد و گاهی برای کمک به دریافت وام یا حل مشکلات اداری به وزارتخانهها نامه مینوشت.
با وجود آنکه حکومت او را به حاشیه رانده و رفتوآمدهایش را محدود کرده بود، احمدینژاد همچنان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام باقی ماند و حتی چند روز پیش از آغاز جنگ در جلسه این نهاد شرکت کرد. او همچنین در میان بخشهایی از طبقات کارگر و اقشار کمدرآمد پایگاه اجتماعی داشت.
یکی از نزدیکان سابق احمدینژاد به نیویورکتایمز گفته است انگیزه اصلی او پول نبود، بلکه قدرت بود. بهگفته یکی از اعضای حلقه نزدیک او، احمدینژاد پس از آنکه سه بار از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری محروم شد، به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام موجود پابرجاست، نمیتواند دوباره به قدرت بازگردد. او به برخی نزدیکان خود گفته بود که در صورت جنگ و تغییر حکومت نگران است آمریکا و اسرائیل فردی از اپوزیسیون خارج از کشور را به قدرت برسانند که شناختی از ایران ندارد و موجب بیثباتی کشور شود.
بر اساس این گزارش، احمدینژاد خود را فردی شبیه بوریس یلتسین، رییسجمهوری پیشین روسیه، میدانست که میتواند نقش یک اصلاحگر را در دوران گذار ایفا کند. یکی از نزدیکانش به نیویورکتایمز گفته است او حتی مطرح کرده بود که در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و در چارچوب پیمانهای ابراهیم دولت دونالد ترامپ، روابط با این کشور را عادی خواهد کرد.
سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل از نزدیک شکاف فزاینده میان احمدینژاد و رهبری جمهوری اسلامی، بهویژه نارضایتی او از علی خامنهای و دیگر مقامهایی که مانع نامزدی دوبارهاش شده بودند، را زیر نظر داشتند. همزمان، اطلاعات سپاه نیز به فعالیتهای او مشکوک شده بود. این بدگمانی پس از نامههای علنی احمدینژاد به دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ و سپس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، افزایش یافت.
یکی دیگر از مراحل مهم عملیات، سفرهای خارجی احمدینژاد بود. در سال ۲۰۲۳، او برای شرکت در یک کنفرانس محیطزیستی به گواتمالا رفت. نیروهای امنیتی ابتدا مانع خروجش شدند، اما پس از چند ساعت تحصن در فرودگاه و ایجاد جنجال عمومی، اجازه سفر یافت. سال بعد به بوداپست رفت و با دیوید بارنیا دیدار کرد.
احمدینژاد در خرداد ۱۴۰۴ تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل علیه ایران، بار دیگر به بوداپست سفر کرد. بهگفته اعضای سپاه و مقامهای اطلاعاتی ایران، محافظان او گزارش دادند که احمدینژاد دستکم دو بار موفق شده از تیم امنیتی خود جدا شود و برای ساعتها ناپدید شود. او در پاسخ به پرسش محافظان مدعی شد که با استادان دانشگاه ملاقات داشته است، اما به نوشته نیویورکتایمز، این سفر پوششی برای دیدار با ماموران اطلاعاتی اسرائیل بود.
احمدینژاد سرانجام پس از ماهها غیبت، در مراسم تشییع علی خامنهای ظاهر شد؛ در حالی که در هوای بسیار گرم کت سنگینی پوشیده، ماسکی جراحی زیر چانه داشت و در میان افرادی که ظاهراً مأموران امنیتی بودند، با سر پایین و بدون صحبت ایستاده بود. حسن روحانی و محمد خاتمی، دو رییسجمهوری پیشین دیگر ایران، به این مراسم دعوت نشده بودند.
سرنوشت نهایی احمدینژاد و وضعیت دقیق او همچنان نامشخص است. با این حال، تحقیقات نیویورکتایمز نشان میدهد که اسرائیل برای سالها روی یکی از غیرمنتظرهترین چهرههای سیاسی ایران سرمایهگذاری کرده بود: مردی که زمانی نابودی اسرائیل را تبلیغ میکرد، اما بعدها، بنا بر این گزارش، آماده شده بود با کمک همان کشور به قدرت بازگردد و حتی روابط ایران و اسرائیل را عادی کند.