لیونل مسی؛ آرژانتین ۲۰۲۲
مسی در سال ۲۰۲۲ و در پنجمین تلاش خود، سرانجام جام جهانی را بالای سر برد. تجربههای قبلی او در این مسابقات افتوخیزهای زیادی داشت؛ او در سال ۲۰۰۶ یک تعویضی درخشان بود، در سال ۲۰۱۰ مهرهای مهارناپذیر، اما بدون گل زده، به شمار میرفت و در سال ۲۰۱۴ توپ طلای مسابقات را برد.
با این حال، جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه برای او یک ناامیدی بزرگ بود و مسی باید بالاخره این جام را فتح میکرد.
تورنمنت قطر برای او خوب شروع شد و او از روی نقطه پنالتی به عربستان گل زد. آرژانتین آن بازی را ۲ بر ۱ باخت تا بازی دوم برابر مکزیک حکم مرگ و زندگی را پیدا کند. پس از یک نیمه پراسترس، شوت زمینی و محکم مسی راه را برای پیروزی ۲ بر ۰ باز کرد.
او موتور تیم را روشن کرد و با وجود از دست دادن پنالتی در بازی با لهستان، آرژانتین بهعنوان صدرنشین صعود کرد.
مسی در مراحل حذفی بهترین فوتبال خود را به نمایش گذاشت. او در بازی با استرالیا به عقب آمد، میانه زمین را کنترل کرد و گل اول را با شوتی دقیق زد.
در جریان تساوی ۲ بر ۲ مقابل هلند، پاس گل اول را به مولینا داد و خودش هم پنالتی زد. او در نیمهنهایی مقابل کرواسی نیز یک گل زد و پس از به هم ریختن یوشکو گواردیول در کناره زمین، پاس گلی تماشایی به خولیان آلوارز داد.
فینال مسابقات، نبرد آرژانتین و فرانسه، یا به عبارتی تقابل مسی و امباپه، بود. ستاره فرانسوی هتتریک کرد و مسی دو گل زد.
او تورنمنت را با ۷ گل و ۳ پاس گل به پایان رساند. مسی سال ۲۰۲۲ پویایی سال ۲۰۱۴ را نداشت و برای دویدن به آلوارز متکی بود، اما در نهایت جام را بهعنوان کاپیتان بالای سر برد.
روماریو؛ برزیل ۱۹۹۴
برزیل سال ۱۹۹۴ به اندازه تیمهای سالهای ۱۹۵۸، ۱۹۶۲ یا ۱۹۷۰ هیجانانگیز نبود. آنها با سیستم نسبتا خشک ۴-۴-۲ بازی میکردند و کار را در خط حمله به روماریو و ببتو میسپردند تا هر کاری دلشان میخواهد انجام دهند.
این دو مهاجم رابطه خوبی با هم نداشتند، اما هماهنگیشان در زمین فوقالعاده بود.
روزنامه نیویورکتایمز کمی پیش از شروع مسابقات در آمریکا نوشت: «روماریو بویی از تواضع نبرده، اما سرشار از استعداد است.»
برزیل در آن سالها مهاجم ششدانگ زیادی نداشت. مردم این کشور همچنین عزادار قهرمان ملی خود، آیرتون سنا، راننده فرمول یک، بودند که یک ماه قبل در پیست سانمارینو جان باخت.
روماریو پیش از جام جهانی گفت: «با مرگ سنا، خلأ بزرگی در برزیل ایجاد شد. اگر بتوانم برزیل را به چهارمین قهرمانی برسانم، جانشین مناسبی برای او خواهم بود.»
او به قولش عمل کرد. روماریو در هر سه بازی مرحله گروهی گل زد که زیباترین آنها ضربه نوک پای تماشاییاش به سوئد بود.
او در مراحل حذفی نیز عقب ننشست؛ در یکچهارم نهایی روی پاس ببتو به هلند گل زد و در نیمهنهایی با ضربه سر، تنها گل بازی را مقابل سوئد به ثمر رساند.
روماریو سرعت انفجاری عجیبی در مسافتهای کوتاه داشت. او دریبلزن قهار یا بازیساز خلاقی نبود، اما شم گلزنیاش در محوطه جریمه افسانهای بود.
نکته جالب اینکه در آن جام فشرده و تدافعی، هر ۵ گل روماریو، گلهای اول برزیل در مسابقات بودند.
او در فینال مقابل ایتالیا به دلیل مصدومیت جزیی درخشش همیشگی را نداشت، اما روبرتو باجو با فرستادن پنالتی خود به آسمان، کار را برای برزیل تمام کرد.
دیگو مارادونا؛ آرژانتین ۱۹۸۶
این دوره، بدون شک، برترین نمایش انفرادی یک بازیکن در تاریخ جام جهانی است. آرژانتین کاملا حول محور مارادونا میچرخید و او با ثباتی بینظیر به این اعتماد پاسخ داد.
از همان بازی اول مقابل کره جنوبی مشخص بود که حریفان به هر قیمتی میخواهند او را متوقف کنند. دو گل اول آرژانتین در آن جام روی خطاهایی به دست آمد که کرهایها روی مارادونا مرتکب شدند.
بحث اصلی همواره این است که کدام بازی، بهترین نمایش دیگو بود. خود او بازی با اروگوئه را در مرحله یکهشتم نهایی بهترین بازیاش میدانست و بعدها گفت: «در آن بازی حتی یک نبرد تکبهتک را هم نباختم.»
اما نمایش مشهورتر او در یکچهارم نهایی مقابل انگلیس رقم خورد. او در جریان پیروزی ۲ بر ۱، هر دو گل تیمش را زد؛ اولی جنجالیترین گل تاریخ با دست، «دست خدا»، و دومی زیباترین گل تاریخ جام جهانی با دریبل زدن نیمی از تیم انگلیس و پیتر شیلتون.
با این حال، اوج شاهکار او در نیمهنهایی مقابل بلژیک بود که کاملا بازی را دیکته کرد و دو گل خارقالعاده به ثمر رساند.
مارادونا در این تورنمنت ۵۳ بار بازیکنان حریف را دریبل زد که ۳۷ بار بیشتر از هر بازیکن دیگری بود.
او ۵ گل زد و ۵ پاس گل داد. مارادونا در فینال از سوی لوتار ماتئوس مهار شد، اما با یک پاس تکضرب تماشایی، پایهگذار گل قهرمانی بوروتشاگا شد و در نهایت جام را بالای سر برد.
ماریو کمپس؛ آرژانتین ۱۹۷۸
کمپس رابطه عجیبی با جام جهانی داشت. او در سال ۱۹۷۴ هیچ گلی نزد و جام ۱۹۷۸ را هم آرام شروع کرد.
او بیشتر یک هافبک بود تا مهاجم، اما تمام تمرکزش را روی گلزنی میگذاشت. کمپس در مراحل حساس تورنمنت ناگهان به اوج رسید و سه بار دبل کرد. او دو گل به لهستان زد، اگرچه در این میان با دست توپ را از روی خط دروازه خودی درآورد که امروز اخراج داشت، و دو گل هم در جریان پیروزی ۶ بر ۰ مقابل پرو به ثمر رساند.
اوج کار او در فینال مقابل هلند بود. او گل اول را با یک توپربایی و ضربه نوک پا به ثمر رساند. کمپس در وقتهای اضافه با عبور از دو مدافع و محاصره دروازهبان، گل سرنوشتساز دوم را زد تا آرژانتین ۲ بر ۱ جلو بیفتد.
او حتی میتوانست هتتریک کند، اما ریباند شوت او را برتونی تبدیل به گل سوم کرد. کمپس چهار سال بعد در اسپانیا بار دیگر جام جهانی را بدون گل سپری کرد.
او شاید از نظر فنی در حد سایر اعضای این فهرست نبود، اما یک جام جهانی خانگی را کاملا به تسخیر خود درآورد.
گارینشا؛ برزیل ۱۹۶۲
پله بدون شک بزرگترین بازیکن تاریخ برزیل است. او سه بار قهرمان جام جهانی شد، اما هیچوقت یک تورنمنت کامل را به تنهایی نبرد. او در سال ۱۹۵۸ از اواسط جام به ترکیب آمد، در سال ۱۹۶۲ مصدوم شد و در سال ۱۹۷۰ پویایی سالهای اوجش را نداشت. او هرگز مانند گارینشا در سال ۱۹۶۲، یکتنه حاکم تورنمنت نبود.
گارینشا فوتبالیست عجیبی بود؛ یکی از پاهای او ۶ سانتیمتر کوتاهتر از دیگری بود و دویدنش نامتعادل، اما در عین حال باوقار، به نظر میرسید.
او در سال ۱۹۵۸ یک بال کلاسیک بود، اما در سال ۱۹۶۲ به یک بازیکن همهفنحریف تبدیل شد. او با پای چپش به داخل میزد و شوت میکرد و در سرزنی هم ماهر شده بود.
او در یکچهارم نهایی و نیمهنهایی مقابل انگلیس و شیلی، دو گل با ضربه سر زد.
او همچنین با شوت کاتدار پای راست به انگلیس و شوت راه دور پای چپ به شیلی گل زد تا نبوغش را ثابت کند.
گارینشا در اواخر بازی با شیلی به دلیل لگد زدن به مدافع حریف اخراج شد، اما با رایزنیهای فدراسیون برزیل بخشیده شد و به فینال رسید.
او در فینال مقابل چکسلواکی بیمار بود و کار خاصی نکرد، اما عملکردش در طول آن جام، در تاریخ جاودانه شد.