جمهوری اسلامی در جنگ؛ بازنده در واقعیت، برنده در ویدیوهای تولیدشده با هوش مصنوعی

در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، جنگ روایتها به یکی از مهمترین میدانهای درگیری میان دولتها و بازیگران سیاسی تبدیل شده است.

در عصر شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی، جنگ روایتها به یکی از مهمترین میدانهای درگیری میان دولتها و بازیگران سیاسی تبدیل شده است.
تازهترین نمونه از این جنگ روایتها در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، موجی از ویدیوهای تبلیغاتی تولیدشده با هوش مصنوعی است که با محوریت تمسخر دونالد ترامپ و دفاع از روایت جمهوری اسلامی، در هفتههای اخیر بهسرعت در اینترنت منتشر شده و میلیونها بازدید گرفته است.
این ویدیوها که عمدتا با الهام از سبک بصری لگو، موسیقی رپ، طنز اغراقآمیز، ارجاعات گسترده به فرهنگ عامه آمریکا و دامن زدن به مباحث نژادی در ایالات متحده ساخته شدهاند، تصویری از ترامپ بهعنوان سیاستمداری سالخورده، ضعیف، منزوی و گرفتار بحرانهای داخلی ارائه میدهند.
در برخی از این محتواها، به پرونده جفری اپستین، اختلافهای درونی در اردوگاه جمهوریخواهان، اظهارات مقامهای ارشد آمریکایی و حتی گمانهزنیها درباره وضعیت جسمی ترامپ اشاره شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر به این ویدیوها واکنش نشان داده و جمهوری اسلامی را به استفاده از اطلاعات جعلی و تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی برای بزرگنمایی توان نظامی خود متهم کره بود.
او در متنی که شبکه اجتماعی تروثسوشیال منتشر کرد، گفت: «ایران مدتهاست بهعنوان استاد دستکاری رسانهها و روابط عمومی شناخته میشود. آنها از نظر نظامی ناکارآمد و ضعیف هستند، اما در خوراک دادن و ارائه اطلاعات نادرست به رسانههای فیکنیوز بسیار ماهرند.»
ترامپ تاکید کرد تهران با استفاده از فناوریهای جدید تلاش میکند تصویری متفاوت از وضعیت جنگ ارائه دهد. او گفت: «هوش مصنوعی به سلاح دیگری برای انتشار اطلاعات نادرست تبدیل شده است.»
او در توضیح این ادعا گفت: «آنها قایقهای انتحاری جعلی را نشان میدهند که به کشتیهای مختلف در دریا شلیک میکنند؛ صحنههایی که قدرتمند و ترسناک به نظر میرسند، اما چنین قایقهایی اصلا وجود ندارند.»
تحلیلگران میگویند این موج تازه، بخشی از یک جنگ تبلیغاتی و رسانهای پیچیده است که هدف آن، تاثیرگذاری بر افکار عمومی غرب و بازتعریف روایت درگیری به نفع تهران است و جمهوری اسلامی کوشیده ضعفهای ساختاری خود در میدان تقابل مستقیم را با عملیات رسانهای جبران کند.
در سالهای اخیر، استفاده از میم، تصاویر اینترنتی و محتوای وایرال در جنگها پدیدهای تازه نبوده است. روسیه نیز پس از حمله به اوکراین، از این ابزارها در جنگ روایتها بهره برد. اما در درگیری اخیر، استفاده گسترده از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، شکل تازهای به این نبرد داده است.
یکی از مهمترین بازیگران این فضا، حسابهایی مانند «اکسپلوسیو مدیا» هستند که خود را گروهی از تولیدکنندگان محتوای ایرانی معرفی میکنند.
این حسابها ویدیوهایی تولید کردهاند که در آنها، از عناصر آشنا برای مخاطب غربی استفاده شده؛ از شخصیتهای کارتونی و انیمیشنی گرفته تا موسیقی و شوخیهای مبتنی بر فرهنگ عامه. همین شناخت دقیق از سلیقه و زبان بصری مخاطب غربی، به این محتواها کمک کرده تا سریعتر منتشر شوند و توجه بیشتری جلب کنند.
سطح پیچیدگی این تولیدات، در کنار محدودیتهای اینترنتی شدید در ایران، احتمال ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم بخشی از این شبکهها با نهادهای حکومتی را تقویت میکند.
در عین حال، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نیز برخی از این ویدیوها را بازنشر کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد این محصولات صرفا تولیدات پراکنده اینترنتی نیستند، بلکه بخشی از یک تلاش منسجمتر برای شکل دادن به افکار عمومی محسوب میشوند.
وقتی مرگ، ویرانی و بحران انسانی در قالب کلیپهای کوتاه، موسیقی و شوخی بازنمایی میشود، مرز میان واقعیت، تبلیغات و سرگرمی بیش از پیش مخدوش میشود.
در چنین شرایطی، جنگ در ذهن مخاطبان، در الگوریتمها و در فضای آنلاین جریان دارد و نوع محتوای طنزآمیز، پرزرقوبرق و عامهپسند این ویدیوها، خطر عادیسازی خشونت و کمرنگ شدن ابعاد انسانی جنگ را در پی دارد.
شرایط کنونی، نشانهای روشن از فرسایش کارایی ابزارهای سنتی ایدئولوژیک و کاهش قدرت اقناعی مذهب در میان نسلهای جدید است؛ نسلی که بیش از گذشته در معرض روایتهای متنوع، تجربههای زیسته متفاوت و الگوهای تازه هویتی قرار گرفته و با چارچوبهای رسمی و تحمیلی همراه نمیشود.