آتش و اعتراض؛ روایت آتشنشانانی که در انقلاب ملی به کمک معترضان رفتند
در میان جاویدنامان انقلاب ملی دیماه، نامهایی دیده میشود که سالها شغل و هدفشان نجات جان دیگران بوده است؛ آتشنشانانی که یا در ماموریت کاری و یا داوطلبانه و در میان مردم، جان خود را از دست دادند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد تعدادی از نیروهای آتشنشانی در شهرهای مختلف، در جریان این اعتراضات و در شرایطی خارج از شیفت کاری یا هنگام کمکرسانی، هدف شلیک قرار گرفته و کشته شدهاند.
اما روایت این افراد، فقط درباره مرگ نیست؛ بلکه درباره مسیری انساندوستانه است که از یاریرسانی آغاز اما به مرگ ختم میشود.
حمید مهدوی، ۳۸ ساله- مشهد
حمید مهدوی، آتشنشان و ورزشکار شناختهشده در مشهد، شامگاه ۱۸ دیماه در حالی هدف شلیک قرار گرفت که مشغول کمک به معترضان مجروح بود. ویدیویی از او منتشر شده که یک فرد زخمی (جعفر جاویدی) را بر دوش گرفته و تلاش میکند او را از محل درگیری دور کند.
لحظاتی پس از آن، گلولهای به گلوی او اصابت میکند و جانش را میگیرد. مهدوی علاوه بر فعالیت در آتشنشانی، داور بینالمللی راگبی بود و بهعنوان چهرهای شناختهشده در میان جامعه ورزشی نیز شناخته میشد.
محمد گلی- نجفآباد
پنجشنبه شب ۱۸ دیماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجفآباد، محمد گلی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری بهسوی مردم تیراندازی میکنند، با خودرو آتشنشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند.
در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در همان محل جان باخت.
میثم کاظمی- تهران
میثم کاظمی، ۱۹ دیماه در پرند و در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتشنشانهایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. نزدیکانش او را فردی خوشقلب و دستبهخیر میدانند. به گفته منابع، ابتدا با ضربات باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.
پس از مرگ او، روایتهای رسمی حکومتی تلاش کردند علت مرگش را به معترضان نسبت دهند و خانوادهاش نیز برای تایید این روایتها تحت فشار قرار گرفتند.میثم از سال ۱۳۹۰ بهعنوان آتشنشان حرفهای فعالیت خود را شروع کرد.
محمد بیات، ۴۲ ساله- تهران
محمد بیات، از آتشنشانان شهر ری، ۱۸ دیماه هدف شلیک قرار گرفت و با اصابت گلوله به شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما به گفته منابع، ابتدا از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش پذیرش شد، اما بهدلیل شدت خونریزی جان باخت.
گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول همراه بوده است.
ناصر شیرازی کرامه، ۴۴ ساله- تهران
ناصر شیرازی، فرمانده ایستگاه آتشنشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دیماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک میکرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. بهدلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
هرچند ابتدا نشانههایی از بهبود در او دیده میشد، اما روز بعد، به کما رفت و شامگاه همان روز جان خود را از دست داد. پیکر ناصر شیرازی در دارالسلام اسلامشهر به خاک سپرده شد.
یوحنا میرپادیاب، ۳۹ ساله- رشت
یوحنا میرپادیاب، ۱۸ دیماه همزمان با اعتراضات در رشت، بهعنوان آتشنشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت.
بر اساس گزارشهای محلی، شلیک بهصورت مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد.پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دیماه، بدون برگزاری هیچگونه مراسمی و در سکوت، در روستای «گرفم» در جاده انزلی - رشت، به خاک سپرده شد.
جواد طالبی- تهران
جواد طالبی، ۱۹ دیماه، برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشتهشدن او باردار بود. گزارشها حاکی از آن است که تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانوادهاش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.
میلاد عطایی، ۳۲ ساله– شاهینشهر
میلاد عطایی، از آتشنشانان شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دیماه در شاهینشهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتشنشانی صنعتی معرفی کردهاند.
حسین رادی، ۲۴ ساله - نجفآباد
حسین رادی، غواص و آتشنشان اهل نجفآباد، ۱۹ دیماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. بهگفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینهاش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد و خانوادهاش برای چند روز از سرنوشت او بیخبر بودند.
وزارت امنیت داخلی آمریکا در پاسخ به ایراناینترنشنال اعلام کرد یوسف عزیزی، شهروند ایرانی، ۲۴ فروردین به اتهام نقض وضعیت اقامت بازداشت شده است. به گفته این نهاد، عزیزی در درخواست ویزای خود اطلاعات خلاف واقع ارایه کرده و عضویت در سازمان بسیج را انکار کرده بود.
این نهاد در پاسخ به ایراناینترنشنال نوشت یوسف عزیزی تا زمان برگزاری جلسه رسیدگی، در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا باقی خواهد ماند.
به گفته این نهاد، عزیزی نخستین بار در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، در سال ۲۰۱۳، با ویزای دانشجویی وارد آمریکا شد. او در دانشگاه میشیگان تحصیل کرد و پس از پایان دوره تحصیلی خود به موسسه پلیتکنیک ویرجینیا منتقل شد.
سخنگوی وزارت امنیت داخلی آمریکا افزود وضعیت ویزای دانشجویی او به دلیل ثبتنام نکردن در ترم پاییز ۲۰۲۵ لغو شد و این فرد تا زمان برگزاری جلسه رسیدگی نزد قاضی مهاجرت در بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا باقی خواهد ماند.
در این بیانیه تاکید شده است: «در ایالات متحده جایی برای هواداران تروریسم از دیگر نقاط جهان وجود ندارد و ما هیچ الزامی برای پذیرش یا اجازه اقامت به آنها نداریم.»
میثم کاظمی، آتشنشان و ورزشکار تهرانی، از جمله کسانی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در اعتراضات دی حضور پیدا کرد. شامگاه ۱۹ دی ماموران حکومتی در پرند، ابتدا با ضربات باتون به سرش آسیب زدند و بعد به گردنش شلیک کردند.
گزارشها حاکی از آن است که او هنگام حضور در خیابان، در حال کمکرسانی بوده و در همین حین هدف شلیک قرار گرفته است.
نیروهای حکومتی پس از کشتهشدن میثم تلاش کردند معترضان را عامل مرگ او معرفی کنند.
خانوادهاش نیز تحت فشار قرار گرفتند تا با مصاحبه در رسانههای رسمی حکومتی این روایت را تایید کنند.
میثم از سال ۱۳۹۰ به عنوان آتشنشان حرفهای فعالیت خود را شروع کرده بود.
نزدیکانش او را فردی خوشقلب و دستبهخیر معرفی میکنند.
رییسجمهوری آمریکا در آستانه ادامه احتمالی مذاکرات در اسلامآباد، برای اثبات دستاوردهای جنگ، ملزم به کسب امتیازی فراتر از توافق باراک اوباما (برجام) است. او در این مسیر با موانع پیچیدهای همچون پذیرش لغو دائمی غنیسازی از سوی تهران و خروج کامل ذخایر اورانیوم از ایران روبهروست.
روزنامه گاردین در گزارشی تحلیلی به موانع پیش روی دونالد ترامپ برای رسیدن به توافقی بهتر از برجام پرداخت و نوشت که اگر مذاکرات میان تهران و واشینگتن در روزهای آینده در اسلامآباد از سر گرفته شود، ترامپ با دو مانع سیاسی بزرگ روبهروست: او ابتدا باید نشان دهد توافقی که به دست میآورد، بهتر از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما است. دوم اینکه باید ثابت کند این توافق، از پیشنهادی که در ماه فوریه در ژنو، پیش از آغاز جنگ، روی میز بود، امتیازات بیشتری دارد.
خبرگزاری رویترز پنجشنبه ۲۷ فروردین به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی نوشت سفر اخیر عاصف منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران، «به کاهش اختلافات در برخی زمینهها کمک کرده است، اما اختلافات اساسی بر سر مسائل هستهای همچنان باقی است».
به گفته او، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مدت زمان اعمال «محدودیتها» بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به گزارش گاردین که شامگاه ۲۶ فروردین منتشر شد، اگر ترامپ نتواند این موضوع را ثابت کند که پیشنهاد بهتری روی میز گذاشته و توافق بهتری خواهد کرد، متهم خواهد شد که بدون دلیل، هزینههای سنگینی به اقتصاد جهان وارد کرده است.
گاردین نوشت: «ترامپ باید نشان دهد هزینههای سنگین جنگ ارزشش را داشته است.»
همچنین او باید ثابت کند که حکومت ایران با کنترل تنگه هرمز، به دستاورد دائمی نرسیده است.
مقایسه توافق احتمالی اسلامآباد با برجام ۱۵۹ صفحهای دقیق نخواهد بود، زیرا برنامه هستهای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۵ تاکنون تغییرات زیادی کرده است.
با این حال، ترامپ به دنبال حذف «بندهای غروب» (محدودیتهای زمانی) است.
او میخواهد توافق جدید، دائمی باشد.
به نوشته گاردین، چهار نکته اصلی اختلاف که تیم ترامپ روی آنها تمرکز کرده، عبارتند از:
یک- غنیسازی اورانیوم
در مذاکرات ژنو، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای ۱۰ سال بود. تهران تنها با سه سال موافقت کرد. حالا در اسلامآباد، آمریکا خواهان توقف ۲۰ ساله است، اما ترامپ در مصاحبهای اعلام کرد که خواستار ممنوعیت دائمی غنیسازی است.
اکنون موضوع کنترل تنگه هرمز یک مشکل بزرگ دیگر برای واشینگتن است.
گاردین به نقل از علی نصری، حقوقدان بینالملل، نوشت که در داخل ایران دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه به دنبال استفاده حداکثری و فوری از اهرم تنگه هرمز است و دیدگاه دیگر آن را ابزاری برای امتیازگیری بلندمدت و رفع تحریمها میبیند.
به نوشته گاردین، در شرایط فعلی، هر دو طرف باید بین دستاوردهای فوری و امنیت پایدار، یکی را انتخاب کنند.
با آغاز جنگ، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تنگه هرمز را به روی کشتیرانی بینالمللی ببندد و در ازای صدور مجوز عبور، از هر نفتکش حدود دو میلیون دلار دریافت کند.
در همین راستا، «کمیته صدور مجوز تردد در تنگه هرمز» به ریاست محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، تشکیل شد.
با این حال، برخلاف پیشبینیها درباره درآمد قابل توجه برای اقتصاد ایران، منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند بهدلیل سوءمدیریت، تاکنون تنها ۶۰ مجوز ترانزیت صادر و از این میان تنها برای ۸ مورد درخواست پرداخت ارسال شده است؛ ضمن اینکه تا این لحظه هیچ وجهی نیز وصول نشده است.
منابع آگاه افزودند این وضعیت موجب بروز نارضایتی جدی در میان مقامهای ارشد دولت و دفتر رهبر جمهوری اسلامی شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، برخی پیشنهادها برای سلب مسئولیت از ذوالقدر و واگذاری این پرونده به مسعود پزشکیان، رییس دولت، مطرح شده است.
نتبلاکس، نهاد مستقل پایش وضعیت اینترنت در جهان، در مورد خاموشی دیجیتال در ایران گزارش داد که قطع اینترنت کشور تاکنون حدود ۱.۸ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به بار آورده و پیامدهای منفی حقوق بشری نیز به همراه داشته است.
به گزارش این نهاد، برآورد خسارت قطع اینترنت در ایران بر اساس روش کاست (COST) به دست آمده است.
این روش برای محاسبه خسارت ناشی از قطع یا اختلال اینترنت به کار میرود و با استفاده از شاخصهایی مانند تولید ناخالص داخلی، میزان وابستگی اقتصاد به اینترنت و مدت زمان قطعی، زیان واردشده به فعالیتهای اقتصادی را تخمین میزند.
نتبلکس پنجشنبه ۲۷ فروردین در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد قطع اینترنت ایران پس از ۱۱۲۸ ساعت، همچنان ادامه دارد و وارد چهلوهشتمین روز خود شده است.
این نهاد افزود این سطح از سانسور از نظر وسعت و شدت در یک جامعه متصل به اینترنت، «بیسابقه» است.
قطع سراسری اینترنت در ایران به دنبال آغاز جنگ با آمریکا و اسرائیل از ۹ اسفند ۱۴۰۴، طولانیترین خاموشی اینترنتی در مقیاس ملی در تاریخ است. این قطعی طولانیمدت، پس از اعلام خبر آتشبس دو هفتهای، موجی از مطالبات عمومی و نگرانیهای عمیق اقتصادی را به همراه داشته است.
قطع اینترنت تنها یک محدودیت ارتباطی نیست، بلکه ضربهای مهلک بر پیکره اقتصاد نحیف ایران است.
پیش از این، ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، اعلام کرده بود هر روز قطعی اینترنت حدود پنج هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به بار میآورد.
در همین حال، بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال، استارتاپها، فریلنسرها و کسبوکارهای خانگی که معیشت میلیونها نفر به آنها گره خورده، در آستانه فروپاشی قرار دارند.
قطع اینترنت و فروپاشی معیشت؛ از بیکاری فریلنسرها تا تعطیلی گسترده کسبوکارها
نتبلاکس ۲۶ فروردین خبر داد محدودیت اینترنت بهطور جدی توان ایرانیان را برای اطمینان از وضعیت دوستان و اعضای خانوادهشان در خارج از کشور محدود میکند.
به گفته این سازمان، مقامهای حکومت و اینفلوئنسرهای دارای دسترسی ویژه، آزادانه پست میگذارند اما اکثریت مردم ایران را ساکت کردهاند.
در حالی که قطع اینترنت ایران زندگی روزانه میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار داده، خبرگزاری تسنیم نوشت در دوره جنگ، قطع اینترنت «یک ضرورت» است و اضافه کرد: «بررسی همهجانبه استراتژیهای نظامی و تجربیات عملی نشان میدهد که در عصر جنگهای هیبریدی، توانایی قطع و کنترل اینترنت بینالملل یک استاندارد دفاعی جهانی و جزو لاینفک حاکمیت ملی است.»
تسنیم افزود «حق حاکمیت در کنترل کامل یا قطع اینترنت در زمان جنگ، یک رویه پذیرفته شده و یک قانون مدون در سراسر جهان» است و هیچ کشور قدرتمندی «امنیت زیرساختهای خود را فدای جریان آزاد اطلاعات در زمان جنگ نمیکند».
این در حالی است که در هفتههای گذشته گزارشهای متنوعی از تلاش جمهوری اسلامی برای توزیع آنچه «اینترنت پرو» نامیده میشود، در میان وابستگان حکومت، منتشر شده است.
از سوی دیگر، یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامی گفت: «من فریلنسر حوزه وب هستم و با قطع اینترنت درآمدم به صفر رسیده. بهخاطر بدهی دارم وسایلم را میفروشم.»
در پیام دیگری آمده است: «من بهعنوان دانشجو و تکنسین کامپیوتر در بیتکلیفی ماندهام. کلاسهای آنلاین با اختلالات شدید همراه است و برای پروژه، اینترنتی در کار نیست تا تحقیق کنم. محل کار هم مشتری مراجعه نمیکند.»
مخاطبی نوشت: «با خدا تومان کانفینگ توانستم وصل شوم. من کارم با اینترنت است و بهخاطر قطعی نت بیکار شدم. کلی قسط دارم که باید تسویه شوند و اجاره باید بدهم. کسانی را هم میشناسم که در شرایط من هستند.»
یک شهروند گفت: «قیمتها چندین برابر شده. خیلیها بیکار شدهاند. حداقل ۵۰ درصد مغازهها تعطیل هستند. بیشتر، تعمیرات ماشین و مارکتها باز هستند و حتی کارهای دولتی، یک الی دو نفر کار میکنند.»