تشدید حملات هوایی به حشدالشعبی؛ آسمان عراق ۷۲ ساعت دیگر بسته خواهد ماند
در پی تشدید حملات هوایی به مواضع نیروهای حشدالشعبی، شبهنظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی، و بالا گرفتن تنشهای منطقهای، سازمان هواپیمایی عراق چهارشنبه پنجم فروردین رسما اعلام کرد بسته بودن حریم هوایی این کشور را برای ۷۲ ساعت دیگر تمدید کرده است.
این تصمیم در حالی اتخاذ شده است که پایگاههای نظامی در غرب عراق برای دومین بار در کمتر از ۲۴ ساعت هدف حملات مرگبار قرار گرفتند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، در جدیدترین حمله هوایی که حوالی ساعت ۹ صبح چهارشنبه به وقت محلی رخ داد، یک مرکز درمانی نظامی و یک واحد مهندسی متعلق به نیروهای حشدالشعبی در پایگاه «الحبانیه» واقع در استان الانبار هدف قرار گرفت.
وزارت دفاع عراق تایید کرد در این حمله دستکم هفت سرباز کشته و ۱۳ تن دیگر مجروح شدند.
تیمهای امدادی همچنان در حال جستوجو در محل حادثه برای یافتن تلفات احتمالی بیشتر هستند.
این حمله، دومین ضربه سنگین به این پایگاه در دو روز اخیر بود.
حمله چهارم فروردین که حشدالشعبی مسئولیت آن را متوجه ایالات متحده دانست، مرگبارترین واقعه در عراق از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه) بود که طی آن ۱۵ نفر از جمله سعد دواوی البیجی، فرمانده یگانهای این گروه در استان الانبار، کشته شدند.
با احتساب تلفات امروز، شمار کشتهشدگان نیروهای تحت حمایت دولت عراق در این پایگاه به ۲۲ نفر رسید.
دولت عراق این حملات را «جنایتی شنیع» و «نقض آشکار قوانین بینالمللی» توصیف کرد.
محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق، به وزارت خارجه این کشور دستور داد تا کاردار ایالات متحده در بغداد در اعتراض به هدف قرار گرفتن واحدهای نظامی رسمی این کشور احضار شود.
دفتر نخستوزیر همچنین اعلام کرد سفیران جمهوری اسلامی و آمریکا نیز برای پاسخگویی در قبال درگیریهایی که خاک عراق را به میدان نبرد تبدیل کرده است، احضار خواهند شد.
وزارت دفاع عراق با صدور بیانیهای تاکید کرد حق پاسخگویی به این «تجاوزات» را در چارچوبهای قانونی برای خود محفوظ میداند.
تحلیلگران معتقدند تمدید انسداد حریم هوایی و تشدید حملات به مواضع حشدالشعبی نشاندهنده ورود عراق به مرحله جدیدی از رویارویی مستقیم میان گروههای مسلح عراقی و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی است.
تداوم این وضعیت، بغداد را که متحد هر دو طرف، تهران و واشینگتن، محسوب میشود، در موقعیتی دشوار برای حفظ ثبات داخلی قرار داده است.
به استناد روایتهای رسانهای، اگر طرف حساب دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی محمدباقر قالیباف باشد که «هدیهای شگفتانگیز» به رییسجمهوری آمریکا پیشکش کرده، به فرض توافق باید در انتظار معاهدهای شبیه گلستان و ترکمانچای بود؛ فردی که کارنامهای سیاه در ارزانفروشی و گران ساختن دارد.
در جمهوری اسلامی، مدیریت پرهزینه، رفتاری بعید و دور از انتظار نیست. عمده مدیران تراز این حکومت مدیران هزینهاند و در میان آنها کمتر کسی پیدا میشود که ابتدا به درآمدزایی فکر کند و سپس چاه ویلی برای مجموعه تحت فرمانش حفر کند.
یکی از سردمداران چنین رویکردی که شهره عام و خاص است، کسی نیست جز «سردار خلبان، دکتر» قالیباف، از فرماندهان پرنفوذ سپاه پاسداران و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی، عزیزکرده علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده تهران.
جدا از اینکه او و تیمش در جمهوری اسلامی به انواع فساد اقتصادی سیستماتیک شهرهاند - بدون نیاز به افشاگری - آرشیو رسانهها در دهه ۸۰ و ۹۰ خورشیدی نشان میدهد قالیباف در مقام شهردار تهران، چگونه زمینها و باغهای شهر را با کمترین قیمت میفروخت و مجوز ساختوساز بلندمرتبه صادر میکرد تا، به ادعای خودش، برای پروژههای متعدد شهری مانند توسعه زیرزمینی مترو، اتوبانهای دوطبقه، تونلهای شهری و طرحهایی مانند باغموزهها تامین بودجه کند.
با این حال، گزارشهای حسابرسی تهیه شده از سوی شورای شهر تهران نشان داده است قالیباف عمده این پروژهها را با بالاترین هزینه به سرانجام رسانده است. هرچند میزان رانت و فساد جاری در این پروژهها، قراردادهای مشکوک با اشخاص و نهادها و واگذاریهای متعدد بیحسابوکتاب نیز خود بحثی جداگانه است.
او در سال ۸۷ در گفتوگویی اعتراف کرد که به دلیل روابط حسنه با خامنهای، مجوز «هرگونه درآمدزایی» را برای توسعه شهر تهران دارد.
قالیباف این مجوز را با توجیه ناسازگاری محمود احمدینژاد، رییس دولتهای نهم و دهم، برای تامین بودجه مورد نیاز پروژههای عمرانی تهران گرفته بود. اصطکاکی آشکار که بعدها با حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، نیز داشت.
در نتیجه، او بیمحابا شهر را به نام نوسازی و ساخت صدها مرکز خرید، برج اداری و تجاری و آسمانخراش مسکونی، به ثمن بخس به خودیها و نیمهخودیها واگذار کرد. رویهای سیستماتیک که علاوه بر توزیع رانت میان پاسداران و نزدیکانشان، به قطع گسترده درختان و تخریب باغهای پایتخت منجر شد.
احتمالا در سالهای آینده، با فروکش کردن غبار جنگ، روایت ساخت پناهگاه چندطبقه زیر «بیت رهبری» نیز به این کارنامه سیاه افزوده خواهد شد. پناهگاهی که در روزهای نخست حملات اسرائیل و آمریکا در اسفند ۱۴۰۴ نابود شد و مطابق برخی مستندات، در دوره شهرداری قالیباف ساخته شده بود.
اکنون پایتخت ایران، بهدلیل مدیریت پرهزینه قالیباف، با بحرانهای زیستمحیطی ناشی از قطع درختان، تصرف و تخریب باغها و زمینهای بایر، برجسازی گسترده و هجوم جمعیت روبهرو است و همزمان با بحران جمعیتی، بیآبی، هوای آلوده، ترافیک کلافهکننده و گسستهای اجتماعی حلنشده دستوپنجه نرم میکند و به غدهای سرطانی در کشور بدل شده است.
اگر یک دهه عقبتر برویم، در نیمه دوم دهه ۷۰، ماجرای خرید هزاران دستگاه مرسدس بنز برای نوسازی ناوگان پلیس از سرمایه ایرانیان در اروپا، که در دوره فرماندهی قالیباف در نیروی انتظامی رخ داد، نیز روایتی اسفبار و شوکهکننده دارد. همچنین ایده مهار «گازانبری» دانشجویان معترض در جریان اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۷۸.
و باز هم عقبتر، یک دهه پیش از آن، در دهه ۶۰، او که فرمانده تیپ ۲۱ «امام رضا» و سپس لشکر ۵ نصر خراسان بود، در عملیاتهای مختلف نیروهای نظامی ایران در جبهه جنگ با عراق، تلفات بالایی بر جای میگذاشت.
«قالیباف با لشکر رفت، با دسته برگشت ...» جملهای تکراری از سوی برخی همرزمان پیشین او در سپاه پاسداران درباره هزینههای بالای فرماندهیاش بود که از دهه ۸۰ به بعد علیه فعالیتهای سیاسی او به کار میرفت.
گویا قالیباف که زمانی بهدنبال بازسازی «رضا خان» در جمهوری اسلامی بود، اکنون و ظاهرا با هر هزینهای و به بهانه حفظ جمهوری اسلامی، در به در بهدنبال کارفرمای جدید میگردد؛ و چه کسی بهتر از ترامپ؟
صدها شهروند در سه هفته اخیر در پیامهایی به ایراناینترنشنال از شدت گرفتن ایستهای بازرسی، برپایی تجمعهای حکومتی و رجزخوانی شبانه در دهها شهر ایران خبر دادهاند. بسیاری، هدف این اقدامات را ایجاد رعب و وحشت و انتقامگیری از مردم عادی به جای اسرائیل و آمریکا میدانند.
روایتهای مشابه شهروندان از سراسر ایران، نشاندهنده رویکردی مشخص و سازمانیافته از سوی حکومت در شبهای جنگ، در مواجهه با مردم است.
به گفته مخاطبان ایراناینترنشنال، در شماری از ایستهای بازرسی داخل شهر، خودروهایی حامل تیربار، دوشکا و سلاحهای سنگین جنگی مستقرند.
شهروندی گفت زیر پل هاشمیه و سر تقاطعهای اصلی مشهد، نیروهای سرکوب با ماسکی به صورت، خودروهای زرهی و تا دندان مسلح، مستقرند.
با شدت گرفتن حملات اسرائیل به ایستهای بازرسی، عمده نیروهای حکومتی مستقر در این پایگاهها، ماسک میزنند یا صورتهای خود را با پارچه میپوشانند و عمدتا اسلحههای خود را به سمت سرنشینان خودروهای عبوری شهروندان نشانه میگیرند.
شهروندان میگویند این ایستهای بازرسی باعث شکلگیری ترافیک سنگین و ایجاد مزاحمت برای مردم شده و هدف آن، ایجاد «سپر انسانی» از رهگذران در مواجهه با حملات هوایی است.
مخاطبی از بیرجند در همین زمینه گفت نیروهای بسیجی اسلحه به دست در ایست بازرسی این شهر، اصرار دارند خودروها موقع ورود به ایست، چراغهایشان را خاموش کنند.
شهروندی از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «احساس من و خیلی از نزدیکانم نسبت به این ایستهای بازرسی ترس است؛ بهخصوص بعد از کشتار بزرگ ۱۸ و ۱۹ دی. خیلی از نیروهایشان لباس شخصیهای کم سن و سال هستند. از نوجوان ۱۲ ساله تا حداکثر جوان ۲۰ ساله.»
به گفته او، نیروهای حکومتی خودروهای عبوری را در حالی در خیابانها متوقف و بررسی میکنند که در تمام مدت، اسلحه را به سوی داخل خودرویی که ممکن است در آن کودک هم نشسته باشد، نشانه گرفتهاند.
آزار شهروندان با سوال و جواب کردن
شهروندی از ساری توضیح داد در ایست بازرسی ورودی شهر، نیروهای بسیج که اکثرا کم سن و سال و با نقاب و اسلحه به دست هستند، «بیدلیل به مردم گیر میدهند»؛ مثلا میگویند: «چرا شیشه دودیست؟ چرا ماشینات این شکلیست؟ ... برو پیش همکارم توضیح بده.»
دهها مخاطب دیگر نیز در روایت تجربه خود از مواجهه با این ایستهای بازرسی، بر تلاش ماموران حکومتی برای «اذیت و آزار» شهروندان تاکید کردند.
به گفته شهروندی از شیراز، او در خیابان ملاصدرا بارها شاهد بوده گوشی تلفن شهروندان را از آنها گرفته و بازرسی کردهاند؛ «انگار دنبال هر چیز کوچکی هستند تا بتوانند به بهانهاش، مردم را اذیت و حتی دستگیر کنند».
چنین برخوردهایی از سوی نیروهای حکومتی به شهرهای بزرگ یا مناطقی خاص منحصر نمیشود و حتی از شهرهایی کوچکتر با جمعیت زیر ۴۰ هزار نفر نیز گزارش شده است.
شهروندانی از گناباد در پیامهایی، از گشتزنی وانتهای هایلوکس حکومتی با مسلسل در شهر برای ایجاد رعب و وحشت میان مردم عادی خبر دادند.
در کنار ایستهای بازرسی، از همان روزهای نخست آغاز جنگ، تجمعهای حکومتی ثابت شبانه در شماری از شهرهای ایران شکل گرفت که محور اصلی آن به گفته مخاطبان، «رجزخوانی» برای شهروندان مخالف جمهوری اسلامی و تلاش برای ترساندن آنها برای جلوگیری از شکلگیری تجمعهای اعتراضی است.
به گفته یک شهروند از کرمان، هر شب ساعت ۹ حد فاصل پل تا میدان کوثر را میبندند و مراسم حکومتی برگزار میکنند؛ حدود ۵۰ نفر هستند که با بلندگو در همان محدوده میچرخند و «سلب آسایش میکنند».
در اصفهان نیز شهروندان هر شب در خیابانها و چهارراههای شهر، شاهد «رجزخوانی مسلحانه نیروهای حکومتی» هستند؛ نیروهایی که با چند خودرو حامل پرچم جمهوری اسلامی احاطه شدهاند، با اسپیکر شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» پخش میکنند و باعث ترافیک و سروصدای زیاد میشوند.
شهروندی از مشهد در روایتی مشابه گفت هر شب جمعیتی از حکومتیها با وانتهایی که رویشان بلندگو نصب شده، همراه با موتورسوارانی که پرچم جمهوری اسلامی را میچرخانند در شهر میگردند و از بلندگوهایشان با صدای بسیار بلند شعار «حیدر حیدر» پخش میکنند تا جو شهر را ملتهب کنند.
در تبریز هم وانتها با بلندگوهای بسیار بزرگ در خیابانها مانور میدهند، آهنگ و نوحه پخش میکنند و با صدای بلند، «حیدر حیدر» میگویند.
یک شهروند از تبریز به ایراناینترنشنال گفت: «از این تجمعها، احساس خشم بیشتری نسبت به ترس داریم. هرچند که در این جمعهای ۴۰-۵۰ نفره هم محافظهای اسلحه به دست دارند و دستکم پنج موتورسوار نظامی آنها را پشتیبانی میکنند.»
به گفته یک مخاطب، «زنهای حکومتی» در تجمعات میدان فهمیده تبریز کفنهایی میپوشند که رویش شعار علیه آمریکا و اسرائیل نوشته شده و رهگذران را تهدید میکنند. اگر هم متوجه شوند سرنشین خودرویی که از کنارشان رد شده گوشی در دست دارد، ماشین را نگه میدارند و موبایلش را بررسی میکنند.
در منطقه زینبیه اصفهان هم هر شب با حضور نیروهای حکومتی، جو امنیتی برقرار است؛ گروهی کفنپوش با شعار «حیدر حیدر» به خیابان میآیند و میکوشند برای مردم عادی رعب و وحشت ایجاد کنند.
به گفته یک مخاطب، در دزفول استان خوزستان گروهی از نیروهای حکومتی به ویژه زنان، با شعار «مرگ بر آمریکا» تجمع میکنند و نیروهای بسیج با چند دوشکا در نقاط مختلف شهر مستقر میشوند.
در بلوار وکیلآباد مشهد، هر شب عدهای با وانتهایی که رویش اسپیکر گذاشتهاند، با پشتیبانی افراد مسلح، «حیدر حیدر کنان» جولان میدهند.
دو شهروند از بابل و بابلسر گفتند هر شب بساط موکبها و تظاهرات حکومتی با خودرو و پرچم و «عربدهکشی» برقرار است.
در یک شهر کوچک پنج هزار نفره در آذربایجان شرقی، هر شب از تنها خودروی آتشنشانی شهر بهعنوان پیشروی تظاهرات حکومتی استفاده میکنند؛ این خودرو آژیر میکشد و خودروهای دیگر پشت سرش حرکت میکنند.
در شاهرود نیز به گفته یک مخاطب، هر شب از ساعت هشت تا ۱۱، تجمعی حکومتی در «میدان امام» شکل میگیرد و با بلندگو اعلام میکنند دونالد ترامپ «از جمهوری اسلامی ترسیده» و میخواهد مذاکره کند ولی حکومت مذاکره نمیخواهد.
در ادامه، حاضران در تجمع شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.
در فردیس کرج هم گروهی از طرفداران حکومت هر شب ساعت هشت در فلکه دوم تجمع میکنند و علیه آمریکا و اسرائیل شعار میدهند.
تجمعات طرفداران حکومت در تهران
در تهران و مناطق اطراف آن، بهدلیل وسعت شهر، تعداد این تجمعها بیشتر است.
به گفته یک شهروند، هر شب از ساعت هفت در چهارراه قیطریه، کاروانی شامل حدود ۳۰ خودرو و نزدیک به ۲۰۰ نفر با پرچمهای جمهوری اسلامی گرد هم میآیند، نوحه با صدای بلند پخش میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
در مجیدیه شمالی هم گروهی از حامیان حکومت هر شب ساعت ۱۱ با بلندگوهایی که از آنها شعار «حیدر حیدر» پخش میشود، از خیابان شهید کرد تا میدان بهشتی و میدان ملت حرکت میکنند و «آرامش محله را بر هم میزنند».
شهروندی ساکن کارگر جنوبی در حوالی میدان انقلاب نیز از «سر و صدای شبانه تجمعهای حکومتی، پخش شعار از بلندگوها تا پنج صبح، پخش شعار اللهاکبر و مرگ بر منافق، درگیری لفظی با ساکنان و جولان موتورسواران مسلح» خبر داد.
در میدان نماز شهرری نیز از روز پنجم جنگ به بعد، هر شب ساعت هشت جمعیتی تقریبا ۲۰۰ نفره با اتوبوس و خودروهای شخصی دور میدان جمع میشوند، تا حدود ساعت دو بامداد شعار میدهند، تهدید و عزاداری میکنند.
به گفته یک شهروند از پردیس، نیروهای حکومتی در حالی که با نیروهای مسلح احاطه شدهاند، مردم را تهدید میکنند و شعار «حیدر حیدر» سر میدهند.
ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال نیز نشان میدهند در شماری از شهرها، تا بامداد و گاهی اذان صبح، از بلندگوهای مساجد شعار و نوحه پخش میشود.
بر اساس اظهارات دو مقام آمریکایی، پنتاگون دستور اعزام حدود دو هزار سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش را به خاورمیانه، صادر کرده است.
نیویورکتایمز چهارشنبه پنجم فروردین در گزارشی از اعزام حدود دو هزار نیروی واکنش سریع به خاورمیانه خبر داد.
این اقدام با هدف افزایش گزینههای نظامی پیش روی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، صورت میگیرد؛ آن هم در شرایطی که او همزمان در حال پیشبرد یک طرح دیپلماتیک جدید برای کاهش تنش با جمهوری اسلامی است.
این نیروهای رزمی، بخشی از «نیروی واکنش سریع» ارتش هستند که توانایی استقرار در هر نقطه از جهان را ظرف ۱۸ ساعت دارند.
سرلشکر برندون تگتمایر فرماندهی این نیروها را بر عهده دارد که شامل نیروهای ستادی، دهها افسر و همچنین دو گردان پیادهنظام است که هر کدام از ۸۰۰ سرباز تشکیل شده است.
با اضافه شدن این نیروها به ۴۵۰۰ تفنگدار دریایی که پیشتر راهی منطقه شدند، مجموع نیروهای زمینی اعزامی جدید آمریکا به مرز هفت هزار نفر میرسد که نشاندهنده آمادگی ایالات متحده برای تشدید جدی تنشها در منطقه است.
به گزارش نیویورکتایمز، اگرچه محل دقیق استقرار این نیروها فاش نشده، اما آنها در «فاصله عملیاتی» از خاک ایران مستقر خواهند شد.
کارشناسان نظامی معتقدند که ممکن است این نیروها برای تصرف نقاط استراتژیک مانند جزیره خارک، اصلیترین پایانه صادرات نفت ایران، مورد استفاده قرار گیرند.
پیش از این، جنگندههای آمریکایی بیش از ۹۰ هدف نظامی را در خارک بمباران کردند.
از آنجا که باند فرودگاه خارک در حملات اخیر آسیب دیده است، احتمالا ابتدا مهندسان رزمی نیروی دریایی برای بازسازی زیرساختها وارد عمل میشوند تا شرایط برای فرود هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ (C-130) فراهم شود.
همزمان با این آرایش نظامی، تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش در جریان است.
ترامپ اخیرا از پیشنهاد پاکستان برای میانجیگری استقبال کرده است.
گفته میشود طرح صلح ۱۵ مادهای آمریکا که شامل موضوعات موشکی، هستهای و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز است، به مقامهای تهران ارائه شده است.
انتشار اخبار مربوط به احتمال تلاشهای دیپلماتیک، بلافاصله بازار جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار داد؛ بهطوری که قیمت نفت خام برنت با شش درصد کاهش به ۹۴ دلار در هر بشکه رسید.
با این حال، اعزام نیروهای زبده هوابرد آمریکا به منطقه نشان میدهد واشینگتن قصد دارد در صورت شکست مذاکرات، با مشت آهنین وارد عمل شود.
شورای حقوق بشر سازمان ملل در نشست اضطراری خود، قطعنامه پیشنهادی درباره پیامدهای حقوق بشری حملات جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی، اردن، بحرین، عربستان سعودی، عمان، قطر و کویت را تصویب کرد. این نشست به درخواست کشورهای حوزه خلیج فارس، در ژنو برگزار شد.
شورای حقوق بشر سازمان ملل چهارشنبه پنجم فروردین، حملات جمهوری اسلامی به کشورهای حوزه خلیج فارس را محکوم کرد و خواستار پرداخت کامل و سریع غرامت به همه قربانیان این حملات شد.
در قطعنامه این شورا، اقدام جمهوری اسلامی در بستن تنگه هرمز نیز محکوم شده است.
این قطعنامهای از سوی بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اردن ارائه شده بود.
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، در نشست اضطراری شورای حقوق بشر هشدار داد جنگ ایران میتواند کشورها در سراسر جهان را بهطور بیسابقهای درگیر کند.
او از جامعه جهانی، بهویژه کشورهای دارای نفوذ، خواست برای پایان دادن به این جنگ، از همه ظرفیتهای خود استفاده کنند.
در این نشست، کشورهای عربی، اتحادیه اروپا و آسهآن، اقدامات حکومت ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز را محکوم کردند.
نماینده حکومت ایران در نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل، به استفاده نمایندگان سایر کشورها از کلمه «رژیم» برای اشاره به جمهوری اسلامی اعتراض کرد.
در سوی دیگر، نماینده فیلیپین از طرف اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن)، حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه را محکوم کرد و خواستار خویشتنداری همه طرفها و احترام به منشور سازمان ملل و حقوق بشر شد.
جمهوری اسلامی از زمان آغاز جنگ کنونی با حمله آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و کشته شدن علی خامنهای، دیکتاتور تهران، دستکم ۱۳ کشور را هدف قرار داده است: آذربایجان، اسرائیل، اردن، امارات متحده عربی، بحرین، ترکیه، عراق، عربستان سعودی، عمان، قبرس، قطر، کویت و لبنان.
نماینده سوئد نیز در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستار توقف حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه شد.
او استفاده حکومت ایران از مجازات اعدام از جمله درباره شهروندان دوتابعیتی را محکوم کرد و از جمهوری اسلامی خواست سرکوب مردم را متوقف کند.
دولت سوئد چهارم فروردین صدور و تمدید ویزاهای کوتاهمدت را برای برخی کارکنان سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم متوقف کرد. تصمیمی که به گفته مقامهای سوئدی، در واکنش به پرونده اعدام یک شهروند این کشور در ایران اتخاذ شد.
ماریا مالمر استنرگارد، وزیر خارجه سوئد، اعلام کرد این اقدامات «تنها آغاز واکنشهای سوئد» است و دولت این کشور گزینههای بیشتر را برای اقدامات احتمالی در آینده رد نمیکند.
وزارت خارجه سوئد ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ در پاسخ به ایراناینترنشنال، اعدام یک شهروندش در ایران را محکوم کرد. جمهوری اسلامی ساعاتی پیش از بیانیه استکهلم، از اعدام کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی، به اتهام جاسوسی برای اسرائیل خبر داده بود.
ابوظبی و ریاض اقدامات جمهوری اسلامی را محکوم کردند
نماینده امارات متحده عربی در نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل گفت حملات جمهوری اسلامی حاکمیت این کشور و قواعد حقوق بشر را نقض میکند.
او تاکید کرد امارات هیچگاه اجازه نداده از آسمان این کشور برای حمله به ایران استفاده شود.
به گفته این مقام اماراتی، حملات جمهوری اسلامی تهدیدی علیه کشتیرانی به شمار میرود و بر زنجیره تامین و امنیت جهانی تاثیرگذار است.
نماینده عربستان سعودی نیز در این نشست، حملات حکومت ایران به کشورهای خلیج فارس و اردن را محکوم کرد و افزود این اقدامات نقض آشکار منشور سازمان ملل و تمامیت ارضی این کشورهاست.
او همچنین توقف کشتیرانی در تنگه هرمز و حمله به شناورهای تجاری را «اقدامی غیرقابل قبول» از سوی تهران دانست و آن را محکوم کرد.
این مقام سعودی هشدار داد حملات به زیرساختهای انرژی بر تمام جهان تاثیر منفی میگذارد.
نماینده قطر در شورای حقوق بشر: حملات جمهوری اسلامی تهدیدی برای صلح و اقتصاد جهانی است
نماینده قطر در نشست اضطراری شورای حقوق بشر سازمان ملل هشدار داد حملات جمهوری اسلامی علیه کشورهای منطقه پیامدهایی جدی برای صلح و امنیت جهانی و همچنین وضعیت حقوق بشر دارد و منشور سازمان ملل را نقض میکند.
او افزود اقدام حکومت ایران در هدف قرار دادن کشتیها در تنگه هرمز تبعات جبران ناپذیری برای اقتصاد به همراه خواهد داشت و بر حقوق اجتماعی نیز تاثیرگذار است.
درخواست احتمالی دونالد ترامپ از کنگره برای تامین بودجه ۲۰۰ هزار دلاری نظامی، به یکی از مناقشهبرانگیزترین پروندههای سیاسی واشینگتن بدل شده؛ جدالی فراتر از ارقام که شکاف عمیق بر سر سیاست خارجی، اختیارات رییسجمهور، نقش کنگره در جنگ و حتی معنای «اول آمریکا» را آشکار کرده است.
جمهوریخواهان در ظاهر تلاش میکنند این بسته را بهعنوان یک ضرورت امنیت ملی معرفی کنند. چهرههایی مانند جیم بنکس، سناتور جمهوریخواه از ایندیانا، استدلال میکنند که این پول صرفا هزینه ادامه جنگ جاری در خاورمیانه نیست، بلکه بخش بزرگی از آن برای بازسازی ذخایر مهمات، تقویت صنایع دفاعی داخلی و آمادهسازی آمریکا برای بازدارندگی در برابر تهدیدهای آینده، از جمله چین، هزینه خواهد شد.
از این زاویه، حامیان طرح میگویند این بودجه نه فقط برای هدف قرار دادن جمهوری اسلامی، بلکه برای «آمریکای قویتر» لازم است؛ همان روایتی که تلاش میشود زیر چتر «اول آمریکا» به افکار عمومی عرضه شود.
اما مخالفان میگویند این روایت، بیش از آنکه یک توجیه راهبردی باشد، یک بستهبندی سیاسی برای جنگی پرهزینه و نامشخص است. منتقدان میپرسند اگر این جنگ قرار است روزانه حدود یک میلیارد دلار هزینه داشته باشد، همانطور که برخی نمایندگان از جمله توماس مَسی، نماینده مجلس از ایالت کنتاکی که خود را جمهوریخواه لیبرتارین معرفی میکند، به آن اشاره کردهاند.
در چنین بستری، این سوال اهمیت مییابد که درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار چه معنایی درباره مدت، دامنه و اهداف واقعی این درگیری دارد؟ آیا این رقم برای چند ماه عملیات محدود است، یا نشانهای از آمادگی برای یک جنگ طولانیتر و عمیقتر؟
همین پرسش، محور اصلی نگرانی در کنگره است. دموکراتها بهطور کلی از این بودجه حمایت نخواهند کرد، اما شکاف فقط میان دو حزب نیست. درون حزب جمهوریخواه نیز دو اردوگاه کاملا متفاوت شکل گرفته است: یک اردوگاه مداخلهگرا به رهبری چهرههایی چون لیندسی گراهام و تد کروز، و یک اردوگاه محتاط یا مخالف جنگ به رهبری رند پال، توماس مَسی و برخی دیگر از جمهوریخواهان نزدیک به سنت ضدمداخلهگری آمریکا در جهان.
لیندسی گراهام در هفتههای اخیر به یکی از بلندترین صداهای حامی تشدید جنگ علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است. او نهتنها از ادامه عملیات نظامی دفاع کرده، بلکه بهصراحت پیشنهاد داده آمریکا کنترل جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، را در دست بگیرد تا به گفته او حکومت ایران «بهتدریج از بین برود».
این موضعگیریها حتی از سوی برخی جمهوریخواهان نیز با واکنش منفی روبهرو شده است. نانسی میس، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان از ایالت کارولینای جنوبی و آنا پائولینا لونا، دیگر عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان از ایالت فلوریدا، از جمله کسانی بودند که اظهارات گراهام را بهشدت محکوم کردند و گفتند او با جان سربازان آمریکایی مانند ابزار مصرفی برخورد میکند.
با این حال، در سوی دیگر، سناتور تد کروز از عملیات نظامی آمریکا بهعنوان یک «موفقیت چشمگیر» یاد کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و خواهان فروپاشی حکومت ایران شده است. او و متحدانش معتقدند اکنون زمان عقبنشینی نیست و هرگونه تردید در تامین بودجه جنگ، به معنای سستی در برابر دشمنی است که به گفته آنها دههها علیه منافع آمریکا و متحدانش عمل کرده است.
در مقابل، رند پال و توماس مَسی، هر دو از ایالت کنتاکی، از زاویهای متفاوت به ماجرا نگاه میکنند. برای آنها، موضوع فقط ایران نیست؛ بلکه مساله اصلی این است که آیا ورود آمریکا به چنین جنگی واقعا در راستای منافع ملی ایالات متحده است یا نه. رند پال بهصراحت گفته است که به باور او، آمریکا بهتر بود اصلا وارد این جنگ نمیشد. مَسی نیز با تمرکز بر بُعد مالی و راهبردی از دولت خواسته توضیح دهد که با فرض در اختیار داشتن این ۲۰۰ میلیارد دلار دقیقا انتظار دارد این جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا کند و هدف نهایی آن چیست.
اینجاست که بحث «سازش بودجهای» یا reconciliation اهمیت پیدا میکند. جمهوریخواهان بهخوبی میدانند که در روند عادی قانونگذاری در سنا، دموکراتها میتوانند با استفاده از فیلیباستر (تلاش برای جلوگیری از رایگیری با طولانی کردن عمدی بحث در مجلس) مانع تصویب چنین بستهای شوند؛ مگر آنکه ۶۰ سناتور با پایان بحث و رفتن به رایگیری موافقت کنند. اما سازش بودجهای یک مسیر استثنایی است که به اکثریت سنا اجازه میدهد برخی لوایح مالی را فقط با اکثریت ساده، یعنی ۵۱ رای، تصویب کند. به همین دلیل، این گزینه اکنون بهعنوان راه فرار جمهوریخواهان از مانع دموکراتها مطرح شده است.
البته این ابزار هم محدودیتهای مهمی دارد. طبق «قانون برد»، فقط آن دسته از مواردی را میتوان در قالب سازش بودجهای گنجاند که اثر مستقیم روی بودجه داشته باشند. به بیان ساده، جمهوریخواهان شاید بتوانند هزینه مهمات، بازسازی ذخایر، یا مخارج عملیاتی را وارد این بسته کنند، اما نمیتوانند از همین مسیر برای تصویب مجوز جنگ یا تعیین راهبرد نظامی استفاده کنند. همین نکته باعث شده که پرونده بودجه نظامی که با جنگ جاری در خاورمیانه مرتبط است، از یک سو یک دعوای مالی، و از سوی دیگر یک منازعه حقوقی و نهادی نیز باشد.
در کنار این جدال سیاسی، یک حاشیه دیگر هم به پرونده اضافه شده است: نگرانیها درباره احتمال «معاملات مبتنی بر اطلاعات داخلی» پیش از اعلام ترامپ مبنی بر توقف حملات برنامهریزیشده به مواضع جمهوری اسلامی. گزارشها حاکی از آن است که تنها چند دقیقه پیش از اعلام عمومی این تصمیم، حجم عظیمی از معاملات در بازارهای آتی سهام و نفت انجام شد. سناتور کریس مورفی این ماجرا را «فساد حیرتانگیز» توصیف کرد و خواستار پاسخگویی شد. هرچند برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که نباید بدون بررسی دقیق، از این دادهها نتیجه قطعی گرفت، اما نفس این ماجرا باعث شده سایهای از بیاعتمادی و تردید بر کل روند تصمیمگیری جنگ و بودجه آن بیفتد.
برای ترامپ، این بودجه فقط یک درخواست مالی نیست؛ بلکه آزمونی سیاسی هم هست. او در مبارزات انتخاباتی و حتی در سخنرانی تحلیف خود تاکید کرده بود که موفقیت دولتش با «جنگهایی که آمریکا وارد آنها نمیشود» سنجیده خواهد شد. حالا منتقدانش، از دموکراتها گرفته تا بخشی از پایگاه سنتی جمهوریخواهان، میپرسند چگونه رییسجمهوری که با وعده پرهیز از ماجراجویی خارجی بازگشت، اکنون به دنبال صدها میلیارد دلار برای جنگی تازه است.
حامیان ترامپ اما استدلال میکنند که این تناقض ظاهری است. از نگاه آنان، اگر این بودجه موجب تقویت صنایع دفاعی آمریکا، احیای ذخایر تسلیحاتی، و بازدارندگی در برابر حکومت ایران و چین شود، پس دقیقا در راستای «اول آمریکا» است. این استدلال تلاش میکند هزینه جنگ را نه بهعنوان بار اضافی، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری در قدرت ملی آمریکا جا بزند.
با همه اینها، مساله اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: هدف نهایی چیست؟ آیا دولت ترامپ به دنبال یک عملیات محدود برای تضعیف زیرساختهای ایران است؟ آیا هدف، وادار کردن تهران به عقبنشینی در تنگه هرمز است؟ یا همانطور که اظهارات گراهام و کروز نشان میدهد، برخی در واشینگتن عملا به دنبال فروپاشی حکومت ایران هستند؟ پاسخ به این پرسش، تعیین میکند که ۲۰۰ میلیارد دلار یک هزینه موقت است یا پیشپرداخت یک درگیری بسیار طولانیتر.
در نهایت، آنچه امروز در کنگره جریان دارد، صرفا بحث بر سر یک عدد بزرگ نیست. این جدال در واقع بازتاب یک پرسش قدیمی در سیاست آمریکا است: وقتی رییسجمهور تصمیم به جنگ میگیرد، کنگره قرار است نقش ناظر را بازی کند، شریک باشد، یا فقط صورتحساب را پرداخت کند؟ هرچه درخواست بودجه روشنتر و رسمیتر شود، این نبرد سیاسی هم تندتر خواهد شد.