واکنش رییس کمیسیون اروپا به انتقادات از جنگ: نباید برای جمهوری اسلامی اشک ریخت | ایران اینترنشنال
واکنش رییس کمیسیون اروپا به انتقادات از جنگ: نباید برای جمهوری اسلامی اشک ریخت
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، با اشاره به اختلاف دیدگاهها درباره کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران تاکید کرد هیچکس نباید برای جمهوری اسلامی «اشک بریزد»، زیرا این حکومت دست به کشتار مردم ایران زده است.
فون در لاین دوشنبه ۱۸ اسفند در اجلاس سالانه سفیران اتحادیه اروپا در بروکسل، به انتقادات برخی طرفها از جنگ علیه جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و گفت: «اروپا باید بر واقعیتهای موجود تمرکز کند و جهان را آنگونه که امروز واقعا است، ببیند.»
او با اشاره به کشتار دهها هزار نفر در جریان انقلاب ملی ایرانیان افزود: «میخواهم صریح بگویم: برای رژیم ایران که مرگ را بر مردم خود تحمیل کرده و آنان را سرکوب کرده است، نباید هیچ اشکی ریخته شود.»
رییس کمیسیون اروپا به سیاستهای منطقهای تهران پرداخت و یادآور شد جمهوری اسلامی از طریق نیروهای نیابتی خود که به موشک و پهپاد مجهز هستند، در سراسر منطقه «ویرانی و بیثباتی» به وجود آورده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور خامنهای کشته شدند.
۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامهای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونتبار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی میتواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.
فون در لاین: بسیاری از ایرانیان مرگ خامنهای را جشن گرفتند
رییس کمیسیون اروپا در ادامه گفت بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور، و همچنین افراد زیادی در سراسر منطقه، از مرگ علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، ابراز خوشحالی کردند و آن را جشن گرفتند.
فون در لاین افزود: «مردم ایران امیدوارند که این لحظه بتواند راه را به سوی ایرانی آزاد هموار کند. مردم ایران شایسته آزادی، کرامت و حق تعیین آینده خود هستند؛ حتی اگر بدانیم که این روند در طول جنگ و پس از آن با خطر و بیثباتی همراه خواهد بود.»
او به گسترش دامنه درگیریها در منطقه، از جمله حملات جمهوری اسلامی به پایگاههای بریتانیا در قبرس، اشاره کرد و ادامه داد: «شهروندان ما در میانه آتش متقابل گرفتار شدهاند. شرکای ما مورد حمله قرار گرفتهاند و من با بسیاری از آنها در سراسر منطقه در تماس بودهام تا همبستگی و حمایت خود را ابراز کنم.»
حکومت ایران از زمان آغاز مناقشه کنونی دستکم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است؛ حملاتی که تهران اغلب آنها را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها توجیه میکند.
عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان از جمله این کشورها هستند.
ریاض ۱۸ اسفند ضمن انتقاد از ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه هشدار داد در صورت تشدید تنشها، حکومت ایران «بزرگترین بازنده» خواهد بود.
تاکید بر لزوم بازنگری در سیاست خارجی اروپا
فون در لاین در ادامه با اشاره به مخاطرهآمیز بودن وضعیت کنونی جهان و تنوع تهدیدها هشدار داد اروپا ناگزیر از تحولات و رویدادهای سراسر جهان تاثیر میپذیرد.
او اضافه کرد: «این تصور که میتوانیم بهسادگی عقب بنشینیم و از این جهان آشفته کنار بکشیم، صرفا یک توهم است. من معتقدم بسیار مهم است که هنگام شکل دادن به سیاست خارجی خود برای سال پیش رو، واقعیتهای موجود را درک کنیم.»
رییس کمیسیون اروپا ادامه داد: «ما همواره از نظام بینالمللی مبتنی بر قوانین که همراه با متحدان خود در شکلگیری آن نقش داشتهایم، دفاع خواهیم کرد و آن را پاس خواهیم داشت، اما دیگر نمیتوانیم برای دفاع از منافع خود تنها به آن تکیه کنیم.»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که دولت اسپانیا آشکارا با کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی مخالفت کرده و آن را «نقض حقوق بینالملل» دانسته است.
همزمان با تداوم نگرانیها درباره آینده بازار جهانی انرژی، خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع در دولت فرانسه گزارش داد کشورهای عضو گروه هفت قرار است طرح آزادسازی مشترک ذخایر اضطراری نفت را مورد بررسی قرار دهند.
نشست وزیران دارایی کشورهای گروه هفت شامل آمریکا، بریتانیا، کانادا، ژاپن، فرانسه، ایتالیا و آلمان، قرار است دوشنبه ۱۸ اسفند برگزار شود.
رویترز نوشت پس از کاهش تولید از سوی تولیدکنندگان اصلی نفت و همچنین معرفی مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی که نشانهای از تداوم حضور تندروها در قدرت تلقی میشود، قیمت نفت با جهشی کمسابقه روبهرو شده است.
در چنین شرایطی، کشورهای مختلف میکوشند با اتخاذ تدابیر لازم، پیامدهای افزایش قیمت نفت برای اقتصاد و مصرفکنندگان خود را مهار کنند.
یک سخنگوی کمیسیون اروپا گفت بحران ایران سبب شده قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه برسد.
در همین حال، اتحادیه اروپا اعلام کرد گروههای هماهنگی تامین نفت و گاز این اتحادیه ۱۸ اسفند جلسهای برگزار خواهند کرد.
در این نشست، تاثیر درگیریهای خاورمیانه بر بازار انرژی و همچنین تازهترین ارزیابی کشورهای عضو از وضعیت ذخایر نفتی خود بررسی خواهد شد.
کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی و حملات متقابل حکومت ایران سبب شده تنگه هرمز که یکی از حیاتیترین گذرگاههای کشتیرانی جهان به شمار میآید، تقریبا بسته شود.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شامگاه یکشنبه ۱۷ اسفند افزایش بهای نفت را کماهمیت جلوه داد و گفت این وضعیت «کوتاهمدت» خواهد بود و قیمتها پس از نابودی برنامه هستهای جمهوری اسلامی، بهسرعت کاهش پیدا خواهد کرد.
او افزود افزایش قیمت نفت «بهای بسیار ناچیزی برای امنیت و صلح ایالات متحده و جهان است؛ فقط احمقها طور دیگری فکر میکنند».
کاهش شاخص سهام در بازارهای مالی آسیا
رویترز در ادامه گزارش خود نوشت در پی تشدید نگرانیها از احتمال طولانی شدن اختلال در عرضه انرژی، شاخصهای سهام در بازارهای مالی آسیا روندی نزولی پیدا کرد و ارزش دلار افزایش یافت.
کشورهای آسیایی حدود ۶۰ درصد نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه تامین میکنند. این عدد برای کره جنوبی حدود ۷۰ درصد و برای ژاپن نزدیک به ۹۵ درصد است.
لی جائه میونگ، رییسجمهوری کره جنوبی، اعلام کرد دولت برای نخستین بار در حدود ۳۰ سال گذشته، برای قیمت سوخت سقف تعیین میکند.
لی در نشست اضطراری دولت گفت این بحران «فشار قابل توجهی بر اقتصاد ما وارد میکند، زیرا بهشدت به تجارت جهانی و واردات انرژی از خاورمیانه وابسته هستیم».
یک عضو ارشد پارلمان ژاپن نیز گفت دولت به یکی از مراکز ذخیره نفت راهبردی دستور داده است برای احتمال آزادسازی نفت خام آماده باشد.
با این حال، دبیر ارشد کابینه ژاپن بعدتر اعلام کرد هنوز تصمیمی برای برداشت از ذخایر نفتی گرفته نشده است.
گزارشها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی همچنان به حملات خود به کشورهای منطقه ادامه میدهد.
صبح ۱۸ اسفند، حمله پهپادی جمهوری اسلامی پالایشگاه نفت باپکو بحرین را هدف قرار داد و به آن خسارت زد.
باپکو تاسیسات اصلی پالایش نفت بحرین و از مراکز کلیدی بخش انرژی این کشور به شمار میرود.
پیشتر قطر هشدار داده بود قیمت نفت ممکن است تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.
وزارت امور خارجه عربستان سعودی در بیانیهای ضمن انتقاد از ادامه حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه هشدار داد در صورت تشدید تنشها، حکومت ایران «بزرگترین بازنده» خواهد بود.
در این بیانیه که دوشنبه ۱۸ اسفند منتشر شد، آمده است حملات به اهداف غیرنظامی، فرودگاهها و تاسیسات نفتی نشاندهنده اصرار تهران بر «تهدید امنیت و ثبات و نقض آشکار قوانین و هنجارهای بینالمللی» است.
ریاض هشدار داد تداوم اقدامات حکومت ایران به معنای تشدید هرچه بیشتر تنشها است و این امر بر «روابط کنونی و آینده» تاثیر منفی خواهد گذاشت.
وزارت خارجه عربستان سعودی افزود: «اقدامات کنونی ایران در قبال کشور ما نه حکمت و نه مصلحت را در نظر نمیگیرد و تنها به گسترش چرخه تنش منجر میشود؛ چرخهای که ایران بزرگترین بازنده آن خواهد بود.»
حکومت ایران از زمان آغاز مناقشه کنونی دستکم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است؛ حملاتی که تهران اغلب آنها را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی ایالات متحده در این کشورها توجیه میکند.
عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان و جمهوری آذربایجان از جمله این کشورها هستند.
حکومت ایران ۱۸ اسفند در نخستین روز پس از معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی، بار دیگر به کشورهای منطقه حمله کرد.
خبرگزاری رویترز گزارش داد حمله پهپادی جمهوری اسلامی پالایشگاه نفت باپکو بحرین را هدف قرار داد و به آن خسارت زد.
باپکو تاسیسات اصلی پالایش نفت بحرین و از مراکز کلیدی بخش انرژی این کشور به شمار میرود.
امارات متحده عربی نیز اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی هستند.
ریاض: تهران با طرح ادعاهای واهی در پی توجیه تجاوز است
وزارت خارجه عربستان سعودی در ادامه تاکید کرد این کشور «حق کامل» خود را برای اتخاذ همه اقدامات لازم بهمنظور حفاظت از امنیت، حاکمیت و سلامت شهروندان و ساکنانش و همچنین «بازدارندگی در برابر تجاوز» محفوظ میدارد.
این وزارتخانه به سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، در خصوص توقف حملات به کشورهای منطقه اشاره کرد و افزود جمهوری اسلامی پس از این اظهارات همچنان به «تجاوزات» خود ادامه داده و اقداماتش را «با ادعاهای واهی که هیچ پایه واقعی ندارند»، توجیه میکند.
ریاض یادآور شد جمهوری اسلامی پیشتر جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان عربستان سعودی را به مشارکت در جنگ علیه حکومت ایران متهم کرده بود، در شرایطی که این هواپیماها در حال انجام ماموریتهایی برای حفاظت از حریم هوایی عربستان سعودی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در برابر موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی هستند.
پزشکیان ۱۶ اسفند از حملات حکومت ایران به کشورهای همسایه عذرخواهی کرد و آن را به نیروهای «آتش به اختیار» نسبت داد.
این اظهارات با انتقادات تند برخی مقامهای نظامی و چهرههای سیاسی و رسانهای نزدیک به حکومت روبهرو شد.
بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، دیکتاتور تهران، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟
سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، در نهایت ایران و ایرانیان را به جنگی رساند که تهران سالها، آشکار و پنهان، منطقه را با آن تهدید کرده بود.
در یک نمونه نه چندان دور از این تهدیدها، خامنهای ۱۲ بهمن و حدود یک ماه قبل از سر به نیست شدنش در ۹ اسفند با حمله موشکی اسرائیل و آمریکا، اعلام کرد اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام نظامی بزند، این بار جنگ، «منطقهای» خواهد بود.
برای پیشبرد این استراتژی رهبر کشته شده حکومت ایران، اکنون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همسایگان ایران را به ترتیبی درگیر جنگ کردهاند که حتی دوستان نزدیک دیروز (بهطور مشخص قطر) به دشمنان امروز تبدیل شدهاند.
حملهها به همسایگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود نماند و جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
اما آیا این سیاست راه را برای نجات جمهوری اسلامی باز میکند یا حکومت به آخر خط رسیده است؟
حرکت به سوی انتهای مسیر
جمهوری اسلامی در طول سالهای حیاتش گرچه در برخی بزنگاهها، در میان روندهای رو به نزول و پس از رکود اجتماعی و سیاسی، توانست حمایت و همراهی چشمگیر افکار عمومی را به دست بیاورد (از جمله در سالهای ۷۶ و ۸۰ که محمد خاتمی رییسجمهوری شد و دوران اصلاحات رقم خورد که به جایی نرسید، انتخابات سال ۸۸ که مردم به شکلی گسترده در آن شرکت کردند و بعد، پیروزی حسن روحانی در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶) اما روند کلی حرکتش همراه با ریزش گسترده حامیان و علاقهمندانش بود؛ تا جایی که در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ که مسعود پزشکیان بهعنوان پیروز آن معرفی شد، بنا بر آمار رسمی، در دور اول ۳۹.۹۲ درصد واجدان شرایط، رای دادند و در دور دوم، ۴۹.۴۸ درصد.
این کاهش قابل اعتنای مشروعیت، متأثر از سرکوب شدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی گسترده از جمله در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بود و در نهایت به کشتار بزرگ خیابانی و قتلعام دی ۱۴۰۴ رسید. اعتراضهای مکرر دیگری نیز در این سالها وجود داشت؛ از جمله اعتراضات به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران.
حدود پنج دهه حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، کشور ایران و شهروندانش را با ابربحرانهای مختلفی درگیر کرد؛ از جمله در حوزه محیط زیست (تنها یک نمونه: خشک شدن دریاچه ارومیه)، کمبود انرژی و بحران آب، بحران اقتصاد و معیشت، تبعیض و فساد ساختاری و موارد دیگر.
گستره و زنجیره بحران به شکلی پیش رفت که ناکارآمدی حکومت روز به روز بر عموم شهروندان آشکارتر شد و همزمان سرکوب بیمحابا و سهمگین، ناامیدی از امکان ایجاد تغییر را با تلاش برای همراه کردن نیروی خارجی بهمنظور برانداختن جمهوری اسلامی، گره زد.
اکنون و پس از گذار از تمام کوششهای ناکام که سقوط حکومت را به ارمغان نیاورد (چرا که زور سرنیزه و هزینههای نجومی انجام شده برای دستگاه سرکوب در کنار قطع جریان اطلاعرسانی و اینترنت، در عمل پیروز شد) و سیاستهای جنگطلبانهاش بهویژه علیه اسرائیل را متوقف نکرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات سختی را به مواضع جمهوری اسلامی پیش بردهاند، حاکمان زیرزمینی در ایران «سیاست باتلاق» را اعمال میکنند.
در اجرای این سیاست، تهران تلاش میکند نیست شدن خود را به هستی و امنیت همسایگان و منطقه گره بزند و به عبارت دیگر، در حالی که خود در باتلاق حاصل از سیاستگذاریها و عملکردش فرو میرود، دیگرانی را نیز همراه خود پایین بکشد.
سران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند ابزارهای تهدید منطقهای را در اختیار دارند که البته همسایگان هم در واکنش، هشدار دادهاند این سیاست برای تهران کارساز نخواهد بود.
از جمله رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، پس از اینکه سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) که ترکیه هم عضو آن است، یک موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت ترکیه را در مدیترانه رهگیری و منهدم کرد، به حکومت ایران هشدار داد نمیتواند بهخاطر غرق شدن خودش، منطقه را هم غرق کند.
اردوغان گفت که تهران باید «قدر دوستی آنکارا» را بداند.
به این ترتیب گرچه سیاست جمهوری اسلامی آشوبافزایی است و ممکن است گمان ببرد با درگیر کردن منطقه در آتش جنگ، خود را نجات میدهد، اما پاسخ همسایگان به قلدریهای تهران احتمالا سهمگین است و کار را برای معدود رهبران باقیمانده، سختتر میکند.
موضوع پیش رو که باعث تحریک بیشتر همسایگان علیه جمهوری اسلامی میشود این است که: وقتی یک بار این کار را کردند، چه تضمینی وجود دارد تکرارش نکنند؟
به بیان دیگر، همسایگان به هر شکل ممکن به این اقدام تهران واکنش جدی نشان خواهند داد و خروجی و نتیجه به آتش کشیدن منطقه، ادامه بقا و تثبیت دوباره این حکومت نخواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه داشت که تشدید خشونت و سیاست خارجی تهاجمیتر، معمولا آخرین دستاویزهای یک حکومت در حال فروپاشیاند.
با توجه به مجموعه روندهای اشاره شده (ناکارآمدی داخلی و خارجی ثابتشده جمهوری اسلامی) و کلیت شرایط میدانی (تخریب وسیع توان نظامی و درگیر کردن همسایگان با جنگ)، به نظر میرسد ساقط شدن جمهوری اسلامی امر ناگزیر باشد؛ گرچه همواره هر امکان عملی دیگر نیز از اساس ناممکن نیست.
اما در میدان سیاست و در چنین شرایط پیچیدهای که در هم تنیدگی روابط میان دولتها و کشورها، میتواند گزینههایی بسیار متفاوت و متنوع را روی میز بیاورد، و اگر نه صدها که دهها عامل در تعیین شرایط آینده اثرگذارند، حریفان مستقیما از نقشههای خود نمیگویند و به اصطلاح دست خود را تا لحظه آخر، رو نمیکنند.
فشار حاصل از این شرایط (نامعلوم بودن آینده پیش رو)، شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را اغلب در وضعیتی بحرانی قرار داده و موجب از هم گسیختگی ذهنی و روانی شده است.
در چنین شرایطی توجه به دو نکته ضروریست: اول اینکه دیکتاتوریها تا یک لحظه پیش از سقوطشان برقرار بودهاند. این موضوع گرچه بارها و بارها تکرار شده اما همچنان قابل یادآوری است که هرچند یک نظام تمامیتخواه میکوشد پایههای قدرت خود را با ارعاب و نمایش اقتدار، مستحکم و لرزهناپذیر نشان دهد، اما روند سقوط گاهی مثل راه افتادن بهمن در دامنه کوه است یا سیلی که پایههای موریانه خورده را میکند و با خود میبرد.
یک نمونه نزدیک در این مورد سوریه است که بشار اسد چنین سرنوشتی پیدا کرد؛ گرچه خامنهای میگفت «مدافعان حرم» بهزودی به این کشور باز خواهند گشت.
نکته دوم، کارکرد ماشینهای تبلیغاتی حکومت تمامیتخواه است که ممکن است حتی پس از فروریختن رژیم، از کار نایستند.
مثال نغز در این مورد، رژیم بعث عراق و سعید الصحاف، وزیر اطلاعرسانی و فرهنگ دولت صدام حسین است که وقتی ۲۰ فروردین ۱۳۸۲، پس از ۲۴ سال حکومت صدام، بغداد سقوط کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی پشت سرش تیراندازی میکردند، خبر از پیروزی ارتش عراق و شکست ارتش آمریکا میداد.
صحبتهایی هم که اکنون تحلیلگران و متفکران نامی و بینام طرفدار جمهوری اسلامی درباره ثبات و اقتدار حکومت و پا بر جا بودنش میکنند - که البته میتواند یک احتمال ضعیف در میان دهها و چه بسا صدها احتمال ممکن باشد - عینا درباره سوریه میکردند و در همراهی با خامنهای، میگفتند که رژیم اسد، قصاب دمشق، را توپ تکان نمیدهد اما سرانجام او چنان شد که به روسیه گریخت.
مخلص کلام اینکه، خامنهای هم تا یک لحظه قبل از مردن، زنده بود.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد در پی تهدید قوه قضاییه علیه رسانهها و شهروندان، رسانههای ایران در روزهای اخیر از انتشار گزارشها، تصاویر و ویدیوهای مربوط به حملات آمریکا و اسرائیل به شهرهای مختلف ایران خودداری کردهاند و اطلاعرسانی درباره این حملات بهشدت محدود شده است.
پیشتر قوه قضاییه با انتشار اطلاعیهای درباره انتشار تصاویر حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران هشدار داد و اعلام کرد انتشار عکس و فیلم از محل اصابت این حملات میتواند «تخلف و جرم» تلقی شود و با منتشرکنندگان آن برخورد قاطع خواهد شد.
در ادامه این اطلاعیه آمده است برخی رسانهها و صفحات مجازی که «با رویکردی غیرمسئولانه و خلاف امنیت ملی» از محل اصابت حملات عکس و فیلم منتشر کرده بودند، تذکر دریافت کرده و علیه آنها محدودیتهایی اعمال شده است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی در سالهای گذشته نیز در موارد متعددی برای روزنامهنگاران، رسانهها و شهروندانی که درباره برخی موضوعات اظهارنظر کرده یا گزارشهایی منتشر کردهاند پرونده قضایی تشکیل داده است.
در همین حال فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران از افزایش فشارهای امنیتی بر روزنامهنگاران و رسانهها در ایران خبر داد.
این فدراسیون تاکید کرد: «در چنین شرایطی، اطلاعرسانی مستقل درباره تحولات جنگ آسیبدیده است.»
پیش از این نیز شورایعالی امنیت ملی با صدور دستورالعملهای متعدد، رسانهها را وادار به سانسور اخبار کرده بود.
شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در آستانه مذاکرات ژنو، با ارسال دستورالعملی به رسانهها در ایران، شیوه خبررسانی درباره این مذاکرات را برای آنان تعیین کرد.
در متن این دستورالعمل که نسخهای از آن دوشنبه ۲۷ بهمن در اختیار ایراناینترنشنال قرار گرفت، خطاب به مدیران و سردبیران رسانهها آمده بود که در آستانه برگزاری مذاکرات ژنو، نکات و ملاحظات مطرحشده در این دستورالعمل بهطور دقیق رعایت شود.
شورایعالی امنیت ملی در متنی که به رسانهها ابلاغ کرده، نوشته بود: «جمهوری اسلامی ایران بر اساس سیاست اعلامشده و قطعی خود، با جدیت و در عین پایبندی کامل به خطوط قرمز اساسی ـ صرفا در موضوع هستهای، و نه در موضوعات موشکی و منطقهای ـ در مذاکرات حضور یافته است. هدف، دستیابی به تفاهمی موثر و حداکثری در چارچوب منافع ملی، در فضایی مبتنی بر احترام متقابل، پرهیز از اتلاف وقت و در چارچوب اصول عزت، حکمت و مصلحت است.»
در این دستورالعمل، رسانهها از انتقاد به تیم مذاکرهکننده یا منع شدهاند و حمایت از این تیم «تکلیفی ملی و راهبردی» خوانده شده است.
قبل از آن نیز ایراناینترنشنال به نسخهای از دستورالعمل شورایعالی امنیت ملی دست یافت که در آن از رسانهها خواسته شده بود در پوشش سخنرانی دونالد ترامپ در پارلمان اسرائیل، از «برداشتهای خوشبینانه» و «ذوقزدگی رسانهای» خودداری و مواضع او را در چارچوب «رفتارهای خصمانه گذشته» تحلیل کنند.
در این دستورالعمل که شورایعالی امنیت ملی شامگاه دوشنبه ۲۱ مهر صادر کرد، تاکید شده بود که هدف، جلوگیری از «جنگ روانی دشمن» و «مدیریت برداشت افکار عمومی از تغییر احتمالی رویکرد آمریکا» است.
یک مقام پیشین نیروی دریایی سریلانکا به ایراناینترنشنال گفت که خدمه ناو «آیریس بوشهر» وابسته به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی که پیشتر در یکی از بنادر این کشور پهلو گرفته بود، با ترک این کشتی به سریلانکا گریختهاند.
این شناور در ۱۴ اسفند، بهدلیل آنچه «نقص فنی در موتور» عنوان شد، با ۲۰۸ نفر از پرسنل نیروی دریایی ــ شامل ۵۳ افسر و ۸۴ دانشجوی افسری ــ در بندر کلمبو پهلو گرفت.
با این حال، مقام سابق نیروی دریایی سریلانکا فاش کرد درخواست ناو بوشهر برای دریافت کمکهای بشردوستانه به بهانه خرابی موتور، در حقیقت پوششی برای «فرار دستهجمعی» خدمه بوده است.
او افزود این تصمیم خدمه از فروپاشی عمیق اعتماد آنان به جمهوری اسلامی در بحبوحه جنگ کنونی در ایران سرچشمه میگیرد.
به گفته او، غرق شدن ناوشکن «دنا» به دست یک زیردریایی آمریکایی این بیاعتمادی را بیشتر کرد؛ رخدادی که به خدمه نشان میداد جمهوری اسلامی به جان و سرنوشت نیروهای خود توجهی ندارد.
این منبع آگاه در ادامه گفت تمامی ۲۰۸ ملوان کشتی را ترک کردهاند، به پایگاه نیروی دریایی «ولیسارا» منتقل شدهاند و اکنون تحت نظارت مقامات امنیتی سریلانکا قرار دارند.
در همین حال، کشتی آیریس بوشهر نیز توقیف و برای نگهداری به بندر ترینکومالی منتقل شده است.
بر اساس این گزارش، هرچند به نمایندگان سفارت جمهوری اسلامی اجازه داده شده با ملوانان دیدار حضوری داشته باشند، اما حکومت ایران در اقدامی تنبیهی از ارائه هرگونه خدمات کنسولی به آنان خودداری کرده است.
درهمین حال، رییسجمهوری و دیگر مقامهای ارشد سریلانکا اعلام کردهاند تا زمانی که جنگ کنونی در ایران ادامه داشته باشد و جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، نه ملوانان و نه کشتی به ایران بازگردانده نخواهند شد.
ناوشکن «دنا» که در حال بازگشت از تمرین دریایی بینالمللی «میلان ۲۰۲۶» در هند بود، ۱۳ اسفند در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب این کشور در اقیانوس هند هدف اژدر زیردریایی آمریکا قرار گرفت و غرق شد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، چهارشنبه ۱۳ اسفند ماه به خبرنگاران گفت که «یک زیردریایی آمریکایی، یک ناوشکن ایرانی را در آبهای بینالمللی غرق کرده است.»
این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم است که یک زیردریایی آمریکایی با شلیک اژدر یک کشتی جنگی را هدف قرار میدهد.
یک منبع مطلع و مرتبط با بازماندگان این ناوشکن به ایراناینترنشنال گفت پیش از غرق شدن ناوشکن «دنا» در نزدیکی سواحل سریلانکا، آمریکا دو بار به خدمه این ناو هشدار داده بود آن را ترک کنند، اما فرمانده ناو اجازه خروج نیروها را نداد و این موضوع به درگیری میان برخی خدمه و فرمانده انجامید.
مقامات قضایی بندر گاله سریلانکا، پنجشنبه ۱۴ اسفند اعلام کردند که اجساد ۸۴ نفر از خدمه این کشتی از آب گرفته شدهاند و در پزشکی قانونی بیمارستانی در بندر گاله نگهداری میشوند.
به گفته مقامات سریلانکایی، ۳۲ نفر دیگر از خدمه ناوشکن دنا که مجروح شدهاند، در بیمارستانی در بندر گاله بستری شدهاند.
سرنوشت ناو لاوان
در همین حال خبرگزاری رویترز گزارش داد هند در اقدامی که مقامهای این کشور آن را «انساندوستانه» توصیف کردهاند، به یک ناو جنگی حکومت ایران اجازه داد در بندر کوچی در جنوب هند پهلو بگیرد؛ اقدامی که همزمان با حمله آمریکا به یک ناو دیگر نیروی دریایی جمهوری اسلامی در نزدیکی سریلانکا رخ داد.
بر اساس این گزارش، ناو لاوان چهارشنبه در بندر کوچی پهلو گرفت؛ همان روزی که یک زیردریایی آمریکایی ناوچه ایرانی دنا را هدف قرار داد و غرق کرد. یک منبع دولتی هند به رویترز گفت این پهلوگیری پس از درخواست فوری تهران انجام شده است.
سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند، در نشست سالانه گفت کشتی لاوان به همراه دو شناور دیگر در مسیر حضور در یک بازبینی ناوگان دریایی قرار داشتند اما در جریان تحولات جنگی اخیر گرفتار شدند. او تاکید کرد تصمیم دهلینو برای پذیرش این کشتی از منظر ملاحظات انسانی گرفته شده است.
جایشانکار گفت: «ما این موضوع را از دیدگاه انسانی بررسی کردیم، جدا از مسائل حقوقی که ممکن بود مطرح باشد. فکر میکنم کار درستی انجام دادیم.»
به گفته وبسایت خبری موسسه نیروی دریایی آمریکا، کشتی لاوان یک شناور آبی-خاکی برای عملیات پیادهسازی نیرو است.
بر اساس این گزارش، ۱۸۳ خدمه ناو لاوان در تاسیسات نیروی دریایی هند در بندر کوچی اسکان داده شدهاند.