سبحان مرزبان، جوان ۲۳ ساله، در اسلامشهر به ضرب دو گلوله کشته شد
سبحان (مجید) مرزبان، ۲۳ ساله و متولد مرداد ۱۳۸۲، شامگاه جمعه ۱۹ دی در فلکه اول قائمیه اسلامشهر از پشت هدف شلیک قرار گرفت و دو گلوله به سر و کمرش اصابت کرد. او ابتدا به بیمارستان منتقل شد، اما خانواده پس از مراجعه و عدم پاسخگویی متوجه شدند پیکر او به کهریزک منتقل شده است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد علی حیدری، معترضی که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات در مشهد مجروح و بازداشت شد و ۳۳ روز در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشت، حدود یک ماه پس از بازداشت با شلیک تیر مستقیم ماموران امنیتی به پیشانیاش در بازداشتگاه به قتل رسیده است.
پیکر این معترض ۲۰ ساله در حالی که ۱۸ دی با شلیک تیر جنگی به پایش مجروح و زنده بازداشت شده بود، پس از یک ماه بیخبری مطلق، صبح ۲۰ بهمن به خانوادهاش تحویل داده شد.
ماموران اداره آگاهی شهرک ویرانی از توابع شاندیز، بامداد همان روز با تلفن همراه پدر علی تماس گرفته و از او خواستند برای شناسایی و تحویل پیکر پسرش به سردخانه آرامستان «بهشت رضا» در مشهد مراجعه کند.
ماموران در همین تماس در پاسخ به پرسش پدر علی از سرنوشت فرزندش به او گفتند «او در جریان اعتراضات جانباخته است و پیکرش بیش از یک ماه است در سردخانه نگهداری میشود».
منابع نزدیک به خانواده حیدری که پیکر را دیدهاند به ایراناینترنشنال گفتند آثار ضرب و جرح بر روی پیکر او، شکستگی بینی و از همه مهمتر جای حفره گلوله در سمت چپ پیشانی او نشان میدهد برخلاف ادعای جانباختن علی در جریان اعتراضات، ماموران او را در دوره بازداشت به شدت شکنجه کرده و سپس با شلیک تیر خلاص به سرش، کشتهاند.
به گفته همین منابع، «دو نشانه آشکار دیگر بر پیکر علی به وضوح نشان میداد تنها چند روز از به قتل رسیدن او گذشته است».
منابع مطلع گفتند علی صبح پنجشنبه به آرایشگاه رفته بوده و تهریش کوتاهی داشته، اما ریشهای صورت او به طرز آشکاری بلند شده بود که نشان میدهد «او مدتها پس از بازداشت در ۱۸ دی زنده بوده و علاوه بر این، وضعیت ظاهری پیکر او نشان میداد چند روز بیشتر از قتل او نگذشته است».
بازداشت در بلوار هفت تیر
علی، متولد هفتم فروردین ۱۳۸۴ در شهرک ویرانی شاندیز و ساکن مشهد، اگر اواسط بهمنماه به دست ماموران جمهوری اسلامی به قتل نرسیده بود، ۴۰ روز دیگر، ۲۱ ساله میشد.
این جوان که در یک کارگاه خراطی کار میکرد، ۱۸ دی همراه با هزاران نفر دیگر در بلوار هفتتیر مشهد در اعتراضات مردمی حاضر شد.
به گفته شاهدان، حدود ساعت ۹ شب، تیراندازی ماموران سرکوب به جمعیت زیادی از معترضان که حوالی کلانتری هفتتیر جمع شده بودند، شروع شد.
بنا بر روایت یکی از معترضان که از کشتار مردم جان سالم به در برده است، «در همان لحظات اولیه تیراندازی، گلولهای جنگی به پای علی اصابت کرده و او تعادلش را از دست داده و به زمین افتاده است».
به گفته این روای، در همین حین گوشی همراه علی از جیبش میافتد و او (راوی) آن را از زمین برمیدارد و جایی پناه میگیرد: «پای علی خونریزی داشت، ما نتوانستیم او را عقب بکشیم، نیروهای سرکوب بالای سر علی رسیدند، او را بلند کردند و کشان کشان با خود بردند.»
۳۳ روز ناپدیدسازی قهری
از لحظه بازداشت در شامگاه ۱۸ دی تا بامداد ۲۰ بهمن، هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت جسمی یا سرنوشت علی به خانواده او که پیگیر سرنوشتش بودند، داده نشد.
خانواده علی که خبر مجروح شدن و بازداشت او را از شهروندی که گوشی همراه او را در دست داشت گرفته بودند، به هر دری زدند تا خبری از سلامت او و نهاد بازداشتکنندهاش بگیرند.
هیچ نهادی از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و آگاهی، مسئولیت بازداشت او را نپذیرفتند و خانواده ناچار بیمارستانها و دادگاهها و سردخانهها را هم گشتند.
تنها پاسخ به خانواده این بود: اطلاعی نداریم.
انکار سیستماتیک اطلاع از سرنوشت شهروندی که ماموران امنیتی جلوی چشم شاهدان بازداشتش کرده بودند، مصداق بارز جرم بینالمللی «ناپدیدسازی قهری» است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در دل خانواده انجام شد.
این انکار عامدانه اطلاع از سرنوشت یک بازداشتی، یک پیام روشن داشته و دارد: حکومت راه هر پیگیری حقوقی را میبندد و خانواده را در تاریکی مطلق رها میکند؛ تاریکیای که میتواند بستری برای اعدام فراقضایی باشد.
پایان تلخ ۳۳ روز بیخبری
خانواده علی صبح زود دوشنبه ۲۰ بهمن پس از تماس مامور آگاهی عازم «بهشت رضا» شدند: «در سردخانه هیچ مامور امنیتیای حضور نداشت. تنها چند کارمند آرامستان آنجا بودند.»
اما همین کارمندان پیام امنیتیها را منتقل کردند: «به خانواده گفته شد حق ندارند پیکر را به حرم امام رضا ببرند.»
این منع در شهری که برای بسیاری از خانوادهها، وداع در حرم یک سنت مذهبی است، برای نزدیکان علی معنای روشنی داشت: کنترل کامل بر روایت مرگ، کنترل کامل بر صحنه وداع، و جلوگیری از هرگونه تجمع یا انتشار تصویر.
پیکری که گواهی جنایت میدهد
پیکر علی، با توجه به روایت شاهد عینی از شیوه بازداشت او و شرایط ظاهریاش در روز بازداشت، پرده از جنایتی کنار زد که در طول دوران بازداشت رخ داده و دستگاه سرکوب آن را انکار میکند.
صورت علی کبود بود و بینی او شکسته بود. شواهدی که نشاندهنده ضرب و شتم شدید پیش از قتل این معترض بازداشتی مجروح است.
اما علاوه بر جای زخم گلوله روی پای او، چیزی که نشانه آشکار قتل فراقضایی علی است، اثر یک سوراخ گلوله در سمت چپ پیشانی اوست: «وضعیت زخم نشان میداد که شلیک از فاصله نزدیک و احتمالا با اسلحه کمری انجام شده بود.»
دو نشانه دیگر، خانواده را به این نتیجه رساند که علی آن یک ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی بود و در روزهای آخر پیش از تحویل پیکرش به قتل رسیده است: «علی پنجشنبه آرایشگاه رفته و اصلاح کرده بود و تهریش بسیار کمپشتی داشت. ریش او بلند شده بود و پیکرش هم در وضعیتی بود که نمیخورد یک ماه از مرگش گذشته باشد.»
خاکسپاری با حضور لباسشخصیها
پیکر این جانباخته در زادگاهش «ویرانی» به خاک سپرده شد. مراسم تدفین با حضور گسترده مردم و البته حضور پرشمار نیروهای لباسشخصی برگزار شد: «در حین برگزاری مراسم خاکسپاری، لباسشخصیها قصد داشتند چند تن از شرکتکنندگان را در حاشیه مراسم بازداشت کنند، اما با مقاومت مردم ناکام ماندند.»
اما نیروهای امنیتی روز دوم خانواده را تهدید به لغو مراسم یادبود کردند که در یکی از مساجد ویرانی برگزار شد که «با این حال، با وساطت بزرگان فامیل مراسم برگزار شد».
بحران اطلاعرسانی و بیخبری افکار عمومی
شهرام سدیدی، فعال سیاسی اهل مشهد و ساکن بریتانیا، که نخستین بار خبر بازداشت و ناپدیدشدن علی را منتشر کرد، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت که معتقد است بیخبری افکار عمومی از بازداشت این معترض کار حکومت را برای کشتن او آسانتر کرد: «اگر خبر بازداشت او زودتر به ما میرسید تا دربارهاش اطلاعرسانی کنیم شاید فشار افکار عمومی باعث میشد حکومت نتواند او را به این شیوه بیرحمانه به قتل برساند.»
سدیدی هشدار داد که گزارشهای میدانی نشان میدهد در مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی و روزهای بعد از آن، بیش از هزار نفر و شاید چند هزار نفر بازداشت شدهاند اما حتی درباره کمتر از یکدهم آنها اطلاعرسانی نشده است و خطر ناپدیدسازی قهری شمار بیشتری از بازداشتیها هست: «خانوادهها اغلب تجربه برخورد با ماموران امنیتی را ندارند و این تهدید آنها را که اگر اطلاعرسانی کنید برای عزیز شما گران تمام میشود، باور می کنند و این موجب میشود درباره شمار قابل توجهی از بازداشتیها هیچ خبری منتشر نشود.»
او گفت همین وضعیت این خطر را در پی دارد که جان شمار بیشتری از معترضان در بازداشت با قتل حکومتی از دست برود: «من در روزهای اخیر پیامهای زیادی از کسانی گرفتهام که میگویند عزیز آنها پس از بازداشت ناپدید شده است، اما نااگاهی که با ترس از وحشیگری کنترلنشده حکومت تشدید شده، آنها را از اطلاعرسانی بازداشته است و این موضوع در این اوضاع بسیار نگرانکننده است.»
انقلاب ملی ایرانیان تنها بهدلیل گستره جغرافیایی و عدد بالای کشتهشدگان در حافظه جمعی ثبت نشد. از جمله مواردی که این رویداد را از دورههای پیشین متمایز کرده است، حضور گسترده اعضای خانوادهها در کنار یکدیگر در خیابانها و در نتیجه، گاه کشتهشدن همزمان چند عضو یک خانواده بوده است.
در جریان سرکوب معترضان در انقلاب ملی ایرانیان، پدر و فرزند، خواهر و برادر، زوجها و حتی سه عضو یک خانواده همزمان یا در فاصله چند ساعت هدف تیراندازی قرار گرفتند.
برخلاف اعتراضات گذشته که بسیاری از جوانان بهتنهایی و گاه بدون اطلاع خانوادهها شرکت میکردند، اینبار خانوادهها با هم به خیابان آمدند؛ پدر و دختر، مادر و فرزند، دو برادر، زوجها و حتی چند نسل در کنار هم.
تصاویر منتشرشده نیز از حضور کودکان، زنان باردار، میانسالان و حتی افراد دارای معلولیت در تجمعها حکایت دارند. اما شدت استفاده از سلاح گرم و تیراندازی مستقیم به سوی جمعیت، در موارد متعددی باعث شد چند عضو یک خانواده همزمان هدف قرار گرفته و کشته شوند.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون از سوی ایراناینترنشنال تایید شده است، شمار قابل توجهی از خانوادهها بیش از یک عضو خود را در جریان سرکوب روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه از دست دادهاند.
با توجه به قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی بر خانوادهها و دفنهای پنهانی، برآورد میشود ابعاد واقعی این فاجعه بسیار گستردهتر از موارد تاییدشده باشد.
در ادامه، روایتهای مربوط به برخی خانوادهها آمده است که چند عضوشان در دیماه ۱۴۰۴ کشته شدند.
دو برادر؛ رضا و رسول کدیوریان
در کرمانشاه، خانواده کدیوریان از اقلیت یارسان، در فاصله یک روز، هر دو فرزند خود را از دست داد. رضا کدیوریان، ۲۰ ساله، ۱۳ دیماه در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران در محل جان باخت.
برادرش رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، در همان حادثه زخمی شد، اما شدت جراحات به حدی بود که روز بعد در بیمارستان طالقانی جان خود را از دست داد.
گفته میشود این دو برادر کارگر ساختمان بودند و برای تامین معاش خانواده کار میکردند.
از راست به چپ: رسول کدیوریان، ۱۷ ساله، و رضا کدیوریان، ۲۰ ساله
وقتی کمک به برادر به مرگ انجامید؛ حمید و وحید ارزانلو
شامگاه ۱۹ دی در تهرانپارس، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان، هدف تیراندازی قرار گرفتند و حمید بر اثر اصابت گلوله به سر بهشدت مجروح شد.
وحید که برای کمک به برادرش به محل حادثه رفته بود، با دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
از راست به چپ: وحید ارزانلو و حمید ارزانلو
دو پسرعمو در پاسداران؛ ماهان و امیررضا حیدری
در منطقه پاسداران تهران، امیررضا حیدری، ۱۹ ساله، و پسرعمویش ماهان حیدری، ۲۱ ساله، ۱۸ دیماه کشته شدند.
ماهان دانشجوی رشته کامپیوتر و تکواندوکای حرفهای بود.
خانواده او تا دو روز از سرنوشتش بیخبر بودند تا وقتی پدر و برادرش پیکر او را در کهریزک شناسایی کردند.
از راست به چپ: ماهان حیدری و امیررضا حیدری
سه مرد از یک خانواده؛ پرونده تیموریراد
در فردیس کرج، ۱۹ دیماه، سه عضو از یک خانواده هدف تیراندازی قرار گرفتند: امید تیموریراد، ۴۷ ساله، پسرش آرمین، ۱۹ ساله، و برادرش امیر، ۴۲ ساله.
هر سه این تیموریرادها در جریان سرکوب اعتراضات بر اثر اصابت گلوله کشته شدند و یک خانواده، در فاصله چند ساعت، سه عضو خود را از دست داد.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد، امیر تیموریراد و امید تیموریراد
پدر و پسر در اسلامشهر؛ مهدی و مانی شفیعی
مهدی شفیعی، ۴۱ ساله، و پسرش مانی شفیعی، در اسلامشهر هدف تیراندازی ماموران قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
پیکر این پدر و پسر برای خاکسپاری به روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان منتقل شد.
از راست به چپ: مهدی شفیعی و مانی شفیعی
زوج بوشهری؛ بهروز منصوری و منصوره حیدری
در بوشهر، بهروز منصوری، ۴۲ ساله و کارمند اداره فنی و حرفهای، همراه همسرش منصوره حیدری، ۳۶ ساله، سرپرستار و مدیر بخش بحران بیمارستان سلمان فارسی، ۱۸ دیماه هدف تیراندازی قرار گرفتند.
بهروز با اصابت گلوله به پیشانی و منصوره با اصابت گلوله به قلب جان باختند. این زوج دو فرزند ۹ و ۱۱ ساله داشتند و پیکر آنها پس از چهار روز، همراه با هشدار به خانواده برای سکوت در مراسم، تحویل داده شد.
از راست به چپ: بهروز منصوری و منصوره حیدری
خانواده سهنفره در کرج؛ بیژن، زهرا و دانیال مصطفوی
در کرج، ۱۹ دیماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنیعامریان و فرزندشان دانیال، هدف تیراندازی قرار گرفتند و هر سه جان خود را از دست دادند.
اعضای این خانواده در زمان وقوع حادثه داخل خودروی شخصی خود حضور داشتند و در جریان اعتراضات، خودروی آنها از سوی ماموران حکومتی به رگبار گلوله بسته شد.
داود مصطفوی، پسر بزرگتر خانواده، نیز هنگام تیراندازی در خودرو حضور داشت و با وجود اصابت گلوله، زنده ماند.
از راست به چپ: دانیال مصطفوی، زهرا بنیعامریان و بیژن مصطفوی
پدر پس از پسر؛ بهزاد و حمیدرضا علیزاده
در فردیس کرج، حمیدرضا علیزاده، ۲۵ ساله، با شلیک مستقیم کشته شد.
پس از آن، پدرش بهزاد علیزاده، ۴۹ ساله، نیز هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
گزارشها حاکی است پیکرها برای دفن به «بیبی سکینه» منتقل شد و برای تحویل آنها از خانواده مبلغی دریافت کردند.
از راست به چپ: بهزاد علیزاده و حمیدرضا علیزاده
زوج جوان تهرانپارس؛ مریم و مجید صالحی سیاوشانی
مریم و مجید صالحی سیاوشانی، زوج جوان، شب ۱۸ دیماه در تهرانپارس هدف تیراندازی قرار گرفتند. مریم در محل جان باخت و همسرش مجید که برای محافظت از او خود را روی پیکرش انداخته بود، بهشدت مجروح شد.
او یک روز بعد در بیمارستان بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد. پیکر مجید از کهریزک تحویل خانواده شد و مراسم خاکسپاری این زوج ۲۱ دیماه در «بهشت زهرا» برگزار شد.
از راست به چپ: مریم صالحی و مجید صالحی
پدر و دختر مشهدی؛ علی و شیوا جاوید
علی جاوید، همراه دختر ۱۸ سالهاش شیوا جاوید در اعتراضات ۱۸ دیماه منطقه هفتتیر مشهد حضور داشت. علی را با شلیک گلوله کشتند و شیوا در جریان اعتراضات ناپدید شد.
پس از ۱۰ روز، با خانواده تماس گرفتند و پیکر شیوا تحویل داده شد. علت مرگ، ضربه مغزی اعلام شد.
این پدر و دختر در آرامگاه «بهشت رضا» در کنار یکدیگر به خاک سپرده شدند.
شیوا بهتازگی دیپلم گرفته و در رشته معماری ثبتنام کرده بود.
از راست به چپ: علی جاوید و شیوا جاوید
دو برادر نوجوان؛ امیرحسین و آرین عشقی
امیرحسین عشقی، ۱۹ ساله، و برادرش آرین عشقی، ۱۴ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه حضور داشتند. امیرحسین در مقابل کلانتری یافتآباد هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن نیز دو گلوله دیگر به قلبش شلیک شد.
پیکر او جمعه ۲۰ دیماه در «بهشت زهرا» به خاک سپرده شد.
یک روز پس از خاکسپاری، به خانواده اطلاع داده شد که آرین نیز کشته شده است.
پیکر او پس از دو روز مفقودی در کهریزک پیدا و تحویل خانواده شد.
گفته شده است که تحویل پیکرها مشروط به اعلام بسیجی بودن آنها بوده است.
از راست به چپ: آرین عشقی و امیرحسین عشقی
پدر و پسر در کرمان؛ روحالله و امیرعلی احمدی
روحالله احمدی، ۴۰ ساله، و پسرش امیرعلی احمدی، ۱۸ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در کرمان بر اثر شلیک گلوله ماموران حکومتی جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، امیرعلی ابتدا هدف تیراندازی قرار گرفت و دقایقی بعد به پدر او نیز شلیک شد.
روحالله احمدی به جز امیرعلی، پدر دو فرزند دیگر بود: یک دختر شش ساله و یک پسر ۱۰ ساله.
از راست به چپ: امیرعلی احمدی و روحالله احمدی
پدری که برای کمک رفت؛ حسین و علی جوانبخت
حسین جوانبخت و پسرش علی جوانبخت، ۱۹ ساله، ۱۸ دیماه در فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری هدف تیراندازی قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارشها، علی ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و پدر او که برای کمک به فرزندش رفت، با شلیک مستقیم گلوله کشته شد.
از راست به چپ: حسین جوانبخت و علی جوانبخت
زوج جوان؛ مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی، زوج همدانی بودند که شامگاه ۱۸ دیماه، در میدان دانشگاه همدان با شلیک مستقیم و سپس باتون به آنها حمله میکنند.
از این زوج جوان، یک کودک پسر به جای مانده است.
از راست به چپ: مرتضی ذومپوش و سمیه رضایی
به همراه مادرش، نیامده رفت
زیبا دستجردی، ۳۳ ساله، در اعتراضات ۱۹ دیماه در نیشابور در حالی که سه ماهه باردار بود، بر اثر شلیک ماموران کشته شد.
زیبا، مادر یک دختر هشت ساله نیز بود.
زیبا دستجردی
دو داغ در دو اعتراض؛ خانواده شوش
عماد شوش، باریستا، ۱۸ دیماه بر اثر اصابت مستقیم گلوله در لاهیجان جان خود را از دست داد.
پیشتر نیز برادر او، علی شوش، در جریان اعتراضات چهلم مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ در اصفهان، بر اثر ضربات باتون کشته شده بود.
مادر این دو پس از کشته شدن علی گفته بود: «از خون پسرم نمیگذرم.»
شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابانها که سرنوشت بسیاری از خانوادهها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموریراد، پسر ۱۹ سالهاش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
آرمین تیموریراد برای آیندهای تازه آماده میشد. او جوان ۱۹ سالهای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمنماه دانشگاه را آغاز کند.
نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف میکنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.
به خانوادهاش میگفت: «آنها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»
او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموریراد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین میگفت: «فرق من با بقیه جوانها چیست؟»
امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف میکنند.
امیر تیموریراد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او بهعنوان «پدری بینظیر» یاد میکنند.
از راست به چپ: آرمین تیموریراد ۱۹ ساله، امیر تیموریراد ۴۲ ساله، امید تیموریراد ۴۷ ساله
روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد
۱۹ دی، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زنعمو، به سوی خانه عمه میرفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.
امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمههایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلولههای بیشتر جلوگیری کند.
به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آنها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضربوشتم قرار دادند و به آنها فحاشی کردند.
گلولههایی که راه نجات را هم بستند
در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.
گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.
از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلولهای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمههایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیقتر است.
پیکر امید و امیر، ۲۲ دی و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.
فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید
آمار دقیقی از شمار کشتهشدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارشهای متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.
محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.
یک شاهد عینی به ایراناینترنشنال گفت که در ۱۸ دی، بهدلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.
این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند که رضا بهمنی علیجانوند، معترض ۳۴ ساله ایرانی، پس از شرکت در اعتراضات روز ۱۸ دیماه در شاهینشهر در استان اصفهان ناپدید شد و چند روز بعد پیکر او با آثار اصابت گلوله در سردخانه یک قبرستان پیدا شد.
به گفته این منابع، علیجانوند با شلیک دو گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر هدف قرار گرفته بود؛ یک گلوله به ناحیه پایین کمر و گلوله دیگر به شکم او اصابت کرده بود.
خانواده بهمنی علیجانوند به مدت پنج روز در بیمارستانها، کلانتریها و زندانهای استان اصفهان به دنبال او بودند تا اینکه روز ۲۴ دیماه پیکرش را در سردخانه قبرستان باغرضوان شناسایی کردند.
بر اساس این گزارش، پیکر رضا بهمنی علیجانوند همان شب، ۲۴ دیماه، به سردخانه شاهینشهر منتقل شد.
منابع مطلع به ایراناینترنشنال گفتند مقامهای حکومتی در ابتدا از تحویل پیکر او خودداری کردند و کوشیدند او را «شهید» اعلام کنند؛ شرطی که اعضای خانوادهاش آن را نپذیرفتند، چرا که چنین امری به معنای پذیرش روایت رسمی حکومت و انکار کشتهشدن او به دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی بود.
در نهایت، علیجانوند بامداد ۲۶ دیماه حدود ساعت چهار صبح، تحت تدابیر شدید امنیتی و در مراسمی کاملا کنترلشده در قبرستان بهشتزهرا چهار بیشه در شهر مسجدسلیمان، زادگاهش در جنوب غربی ایران، به خاک سپرده شد.
این منبع افزود که او معتقد بود شاهزاده رضا پهلوی به کشور بازخواهد گشت.
ایران اینترنشنال پیشتر گزارش داده بود که در جریان سرکوب اعتراضات سراسری ۱۸ و ۱۹ دیماه، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر به دست نیروهای امنیتی کشته شدند؛ رویدادی که به مرگبارترین سرکوب اعتراضات در دو روز در تاریخ ایران تبدیل شده است.
دولت پزشکیان در تلاش برای کوچکنمایی ابعاد بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر ایران و ایجاد شبهه در آماری که ایراناینترنشنال پیشتر بر اساس اطلاعات درز کرده از شورای عالی امنیت ملی منتشر کرده بود، لیستی از جاویدنامان منتشر کرده که نسبتی با حقیقت ندارد و یک سند بیاعتبار است.
ایراناینترنشنال از زمان انتشار فراخوان ارسال اسناد جاویدنامان انقلاب ملی تاکنون، اطلاعات مربوط به جانباختن ۶۶۳۴ نفر را دریافت کرده است؛ آماری که میزان تطابق آن با فهرست ۲۹۸۶ نفره دولت پزشکیان کمتر از ۱۰۰ نفر است. به این ترتیب، ایران اینترنشنال بدون دسترسی به لیست جانباختهها در نهادهای رسمی و تنها با تکیه بر گزارشهای شهروندخبرنگاران و خانوادههای جاویدنامان و با وجود فشارهای امنیتی و محدودیتهای اینترنت، رقمی بیش از دو برابر آمار اعلامی دولت را طی ۲۰ روز مستند کرده است.
اطلاعات دریافتی ایراناینترنشنال شامل نام، عکس، شهر محل سکونت، نحوه جانباختن و روایتهایی است که خانوادهها و نزدیکان جاویدنامان در اختیار ما قرار دادهاند.
از مجموع این اطلاعات، تاکنون مشخصات ۱۱۴۱ نفر در «نقشه ثبت حقیقت» در وبسایت ایراناینترنشنال منتشر شده و دریافت این اطلاعات و همچنین بهروزکردن این نقشه بهصورت روزانه و پیوسته ادامه دارد.
از زمان انتشار فراخوان، روزانه به طور میانگین اطلاعات نزدیک به ۳۰۰ نفر دیگر از جاویدنامان در پایگاه دادههای ایران اینترنشنال ثبت میشود. بنابراین روند بهروزرسانی آمار و ثبت اطلاعات جاویدنامان، نه تنها در روزهای آینده بلکه در هفتهها و ماههای پیشرو نیز ادامه خواهد یافت.
باید در نظر داشت این حجم گسترده از اطلاعاتی که خانوادهها و نزدیکان جاویدنامان در اختیار ایراناینترنشنال قرار دادهاند، در شرایطی جمعآوری شده که اینترنت همچنان با محدودیتهای شدید مواجه است و دسترسی میلیونها ایرانی به اینترنت، بهویژه در مناطق کوچکتر و محروم، امکانپذیر نیست. فشارهای امنیتی گسترده و تهدید خانوادهها برای خودداری از اطلاعرسانی نیز روند گردآوری اطلاعات کامل را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، شجاعت افرادی که به حقیقت پایبند ماندهاند و مانع فراموشی یاد و نام جاویدنامان میشوند، نقشی تعیینکننده در مستندسازی این جنایت دارد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در پنجم بهمنماه و در دومین بیانیه خود با استناد مستقیم به آمار سازمان اطلاعات سپاه که پس از ارسال به شورای عالی امنیت ملی به دست ما رسیده بود اعلام کرد که تا آن تاریخ کشتهشدن دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب حکومتی انقلاب ملی ایرانیان تائید شده است.
گزارشهای معتبر تاییدشده نشان میدهد با وجود گذشت نزدیک به یک ماه از این کشتارها، همچنان پیکر برخی از معترضان به خانوادهها تحویل داده میشود. همچنین گزارشهای متعددی که به ایراناینترنشنال رسیده حاکی از ناپدیدسازی قهری دهها نفر و وجود شمار زیادی پیکرهای مجهولالهویه است.
گزارشهای پرتکراری نیز درباره دفن دستهجمعی برخی قربانیان در مناطق مختلف وجود دارد و به همین دلیل دستیابی به تصویری کامل از ابعاد این جنایت همچنان ممکن نیست.
مقامهای دولت پزشکیان و تریبونهای وابسته به حکومت پس از انتشار فهرست جاویدنامان، به شکلی آن را تبلیغ کردند که گویی سندی افتخارآمیز از اقدامات خود را منتشر کردهاند.
دولت پزشکیان در اقدامی که هدف آن عادیسازی جنایت کشتار گسترده مردم و تقلیل جان انسانها به عدد و آمار است، از افراد و رسانهها بهویژه ایراناینترنشنال خواست آمار خود را منتشر کنند. اما آماری که در بیانیه دولت ارائه شده، گواه روشنی است بر این که دولت منصوب خامنهای حتی از انتشار فهرستی مطابق میل حکومت نیز ناتوان است.
در فهرست منتشرشده دولت، ایرادات مبنایی دیده میشود. از جمله تکرار دستکم ۲۵ نام با کدملی و اطلاعات یکسان که از شتابزدگی در انتشار آمار و سندسازی حکایت دارد. افزون بر این، با وجود گذشت نزدیک به یک ماه از کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه، آمار ارائهشده دولت حتی با عدد ادعایی شورای عالی امنیت ملی یعنی ۳۱۱۷ نفر هم همخوانی ندارد.
دولت دلیل این مغایرت را وجود پیکرهای مجهولالهویه عنوان کرده، اما سوال اینجاست که چگونه دستگاه عریض و طویل حکومتی با گذشت نزدیک به یک ماه از کشتار مردم هنوز نتوانسته بسیاری از پیکرها را شناسایی کند.
مقامها و رسانههای حکومت، در روایتی مخدوش، بارها به کشته شدن تعداد زیادی از ماموران حکومت در خلال اعتراضات اشاره کردند. برخی مقامها از کشتهشدن ۲۰۰ مامور حکومت گفتند اما در فهرست اعلام شده حکومت هیچ اشارهای به نام و تعداد ماموران کشته شده نشده است.
هدف جمهوری اسلامی، سرپوش گذاشتن بر جنایتی بیسابقه است. راه مقابله با آن، افشا و آشکارسازی ابعاد این کشتار بیسابقه است.
ایران اینترنشنال، همانگونه که در فراخوان ارسال اسناد جاویدنامان تاکید کرده، آماده همکاری با سازمانهای حقوقبشری، رسانهها، خبرنگاران، پژوهشگران و نهادهای مستقل برای بررسی، مستندسازی، پوشش بینالمللی و پاسخگوساختن مسئولان و مرتکبان این جنایت است.
از همه مردم، بهویژه خانوادههای جاویدنامان، نزدیکان آنان، شهروندخبرنگاران و تمامی افرادی که اطلاعات معتبر و قابل راستیآزمایی در اختیار دارند دعوت میشود اسناد خود را از طریق چتبات اینتلمدیا با ایران اینترنشنال در میان بگذارند.