«احمق دست و پا چلفتی»؛ انتقاد حامیان ترامپ از عملکرد ویتکاف در مذاکره با تهران و مسکو
روزنامه نیویورکپست در گزارشی به انتقادهای فزاینده از استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه، پرداخته و نوشته که او بهدلیل شیوه «بحثبرانگیز و غیرحرفهایاش در مذاکرات با دو دشمن بزرگ آمریکا»، مورد انتقاد شدید متحدان و افراد نزدیک به دولت قرار گرفته است.
بهنوشته نیویورکپست، حامیان ترامپ استیو ویتکاف را «بیتجربه، ناپخته و تحت تاثیر روسیه و جمهوری اسلامی» میدانند.
این روزنامه که حامی ترامپ است، چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت در گزارش خود نوشته یکی از اعضای سابق دولت ترامپ که نامش اعلام نشده، ویتکاف را «یک احمق دست و پا چلفتی لعنتی» خوانده و گفته است که او شایستگی انجام چنین مذاکرات حساسی را ندارد.
روزنامه نیویورکپست، با استناد به گزارش منابع مختلف خود افزوده است ویتکاف که عملا به نماینده شخصی ترامپ در مقابل ولادیمیر پوتین بدل شده، جلسات سطح بالا و حساس را به تنهایی برگزار میکند و حتی گاهی در اقدامی که خلاف عرف دیرینه دیپلماسی آمریکاست، برای ترجمه به مترجمان کرملین تکیه کرده است.
بهنوشته این روزنامه، ویتکاف جمعه گذشته در آخرین دیدار خود با پوتین با خوشرویی و حالت دوستانهای که گویی سالهاست با رییسجمهوری روسیه رفاقت دارد، در حالی وارد جلسه شد که هیچیک از مشاوران امنیتی، دیپلماتهای باسابقه یا افسران نظامی آمریکا که معمولا در چنین مذاکراتی حضور دارند، همراه او نبودند. این در حالی است که پوتین با یوری اوشاکوف، مشاور خود، و کریل دیمیتریف، رئیس صندوق ثروت ملی روسیه، در این نشست شرکت کرده بود.
جان هاردی، مدیر برنامه روسیه در اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها، به نیویورکپست گفت: «هر کسی که وارد گفتوگو با پوتین میشود باید همراه خود کارشناسان باتجربه روسیهشناس داشته باشد. حضور تنها در چنین مذاکراتی نشانه بیتجربگی است.»
یکی از اعضای دولت اول ترامپ نیز درباره ویتکاف به نیویورکپست گفت: «آدم خوشبرخوردی است، اما یک احمق دست و پا چلفتی لعنتی است. نباید این کار را به تنهایی انجام دهد.»
سخنگوی ویتکاف به درخواستهای مکرر نیویورکپست برای اظهارنظر پاسخ نداد.
شکست در تلاش برای آتشبس
ویتکاف که از سوی متحدانش بهعنوان «مذاکرهکنندهای سرسخت» توصیف شده، با وجود داشتن پروندههای مهمی در خاورمیانه، اروپا و روسیه، وارد پیچیدهترین بحرانهای دیپلماتیک شده است.
در ۱۲ مارس، او پس از دیدارهایی با نمایندگان حماس در قطر، تصور میکرد به توافقی اصولی برای تمدید آتشبس رسیده است: تمدید یکماهه آتشبس در برابر آزادی پنج گروگان زنده از سوی حماس در ازای آزادی تعداد بیشتری از زندانیان فلسطینی.
اما دو روز بعد، حماس پیشنهاد تازهای داد: آزادی تنها یک گروگان زنده آمریکایی از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، همراه با پیکر چهار گروگان دیگر. ویتکاف فورا این پیشنهاد را رد کرد و آتشبس چهار روز بعد فرو پاشید.
او ۲۳ مارس به تلویزیون فاکس نیوز گفت: «فکر میکردم به توافق قابل قبولی رسیدهایم. حتی فکر میکردم حماس تایید کرده. شاید هم سرم کلاه رفته باشد. فکر میکردم همهچیز آماده است، اما ظاهرا نبود.»
ناآگاهی از انگیزههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و حماس
بسیاری از مقامات اسرائیلی، در حالی که تلاشهای ویتکاف را ستایش میکنند، اما فقدان تجربه دیپلماتیک او را مانعی در درک صحیح از بازیگران منطقهای میدانند.
شیری فاین-گروسمن، رییس سابق امور منطقهای در شورای امنیت ملی اسرائیل، به نیویورکپست گفت: «این فرضیه که گروههایی مانند حماس یا حکومت ایران با انگیزه بقا عمل میکنند و بنابراین میتوان از طریق گفتوگوی مستقیم با آنها به نتیجه رسید، یک سوءبرداشت خطرناک از اهداف ایدئولوژیک بلندمدت آنهاست.»
دنی سیترینوویچ، کارشناس امنیتی اسرائیلی نیز به نیویورکپست گفت: «نمیدانم چطور ویتکاف وقتش را بین این دو پرونده بسیار پیچیده تقسیم میکند. امیدوارم تیمی باتجربهتر در کنار خود داشته باشد، چون در حال حاضر بهنظر میرسد تهران در مذاکرات دست بالا را دارد.»
تقسیم کار نامتناسب بین اوکراین و روسیه
در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، کیت کلاگ، ژنرال بازنشسته، بهعنوان نماینده ویژه در جنگ روسیه- اوکراین منصوب شد، اما در ماه مارس، عنوان او به «نماینده ویژه در امور اوکراین» تغییر یافت و مذاکره با روسیه به ویتکاف سپرده شد بدون آنکه ارتباطی مستقیم با کییف داشته باشد که در حوزه وظایف کلاگ باقی ماند.
کلاگ موفق شده کییف را برای پذیرش طرح آتشبس و توافق بر سر یک قرارداد بهرهبرداری از معادن با دولت ترامپ ترغیب کند، اما این تقسیم نقش، بهنوشته نیویورکپست باعث ناهماهنگی در سیاست واشینگتن در قبال جنگ روسیه و اوکراین شده است.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، ۲۴ آوریل اعلام کرد که او، کلاگ و هیئتی اروپایی در لندن به توافقی بر سر صلح رسیدهاند، اما کمی بعد، ترامپ طرحی را پیشنهاد کرد که مالکیت روسیه بر کریمه را به رسمیت میشناخت؛ خط قرمزی که کییف آن را غیرقابل قبول میداند.
هاردی گفت: «مشکل تقسیم وظایف بین ویتکاف و کلاگ این است که ویتکاف که به ترامپ نزدیکتر است، صرفا نظرات کرملین را منتقل میکند، در حالیکه ارتباطش با طرف اوکراینی بسیار محدود است.»
مایکل مکفال، سفیر پیشین آمریکا در روسیه، در توییتی نوشت: «اگر ترامپ واقعا میخواهد میانجی پایان جنگ اوکراین باشد، باید فردی را تعیین کند که با هر دو طرف گفتوگو کند؛ ترجیحا فردی را با تجربه دیپلماتیک. ویتکاف صرفا پستچی پوتین است، نه مذاکرهکننده.»
رسانههای روسی نیز از تکرار مواضع کرملین از سوی ویتکاف بهرهبرداری کردهاند.
ویتکاف در مصاحبهای با تاکر کارلسون در ۲۱ مارس بدون اشاره به اسامی استانهای شرقی (دونتسک، لوهانسک، خرسون، زاپوریژیا)، صرفا آنها را مناطقی خواند که ساکنانشان «روسیزبان» هستند و خواستار حکومت روسیهاند؛ بیآنکه اشاره کند بسیاری از اوکراینیزبانها در این مناطق یا کشته شدهاند یا مجبور به ترک زبان خود شدهاند.
زلنسکی در ۱۷ آوریل گفت: «ویتکاف آگاهانه یا ناآگاهانه، در حال انتشار روایتهای روسی است. در هر دو حالت، این موضوع کمکی به صلح نمیکند.»
یانیکا مریلو، مشاور دولت استونی و مترجم اوکراینی-استونیایی، نیز در گفتوگو با نیویورکپست تاکید کرد که ویتکاف حتی مترجم روسی را نمیشناسد و این موضوع اعتبار مذاکرات را زیر سوال میبرد: «هیچ سیاستمداری بدون مترجم مورد اعتماد خود به مذاکرات نمیرود، مگر آنکه یا بیکفایت باشد یا اهمیت ندهد.»
آشفتگی در مذاکرات با جمهوری اسلامی
نیویورکپست سپس به عملکرد استیو ویتکاف در مذاکراتش با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی پرداخته است.
بهنوشته نیویورکپست مذاکره با حکومت ایران برای دستیابی به توافقی هستهای، در ظاهر باید سادهترین پرونده ویتکاف باشد، اما عملکرد او خلاف این را نشان میدهد. جمهوری اسلامی که پس از دو سال جنگ نیابتی با اسرائیل و بحرانهای داخلی در موقعیتی ضعیفتر از همیشه قرار دارد، در جریان این مذاکرات هنوز حاضر به تعطیلی برنامههای هستهای خود نشده است.
ویتکاف در ۱۴ آوریل در گفتوگویی با فاکسنیوز پیشنهاد داد که در صورت پایبندی ایران به سطح پایین غنیسازی، اجازه ادامه فعالیت تاسیسات هستهای به این کشور داده شود، پیشنهادی مشابه توافق دولت اوباما که ترامپ در دوره اول خود آن را بدترین توافق تاریخ خواند و لغو کرد.
با این همه، یک روز بعد، ویتکاف این اظهارات را پس گرفت و گفت ایران باید برنامههای هستهای خود را «بهطور کامل متوقف و حذف کند.»
آندریا استریکر، عضو بنیاد دفاع از دموکراسیها، در گفتوگو با نیویورکپست هشدار داد: «اگر توافقی موقت حاصل شود، ایران زیرساختهای خود را حفظ میکند تا فقط دوران ترامپ را پشت سر بگذارد و بعدا از محدودیتها عبور کند.»
جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، نیز در توییتی گفت: «مذاکرات ویتکاف با ایران اتلاف وقت است.»
بهنام بنطالبلو، عضو ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، هم به نیویورکپست گفت: «جمهوری اسلامی به دنبال رفع تحریم نیست، بلکه به تعامل با آمریکا بهعنوان سپری در برابر حمله پیشدستانه اسرائیل نگاه میکند.»
بهنوشته نیویورکپست، در حالی که آمریکا سرگرم گفتوگو با تهران است، منابع آگاه میگویند اسرائیل در حال آماده ساختن خود برای حملهای احتمالی به تاسیسات هستهای ایران، حتی بدون کمک نظامی آمریکاست.
گزارش نیویورکپست یک روز پس از آن منتشر شد که شبکه کان اسرائیل، سهشنبه ۹ اردیبهشت، گزارش داد که مقامات اسرائیلی متقاعد شدهاند که احتمال موفقیت مذاکرات هستهای میان ایالات متحده و حکومت ایران افزایش یافته است.
براساسا گزارش شبکه کان، پس از برگزاری دور سوم مذاکرات در عمان، مقامات اسرائیلی به این نتیجه رسیدهاند که احتمال دستیابی به توافق اکنون بیش از احتمال شکست مذاکرات است.
اسرائیل پیش از این احتمال میداد که این مذاکرات به شکست بینجامد. مقامات اسرائیلی اکنون هشدار میدهند که ممکن است توافق نهایی بین جمهوری اسلامی و دولت ترامپ با خواستههای امنیتی اسرائیل، از جمله توقف کامل غنیسازی اورانیوم از سوی جمهوری اسلامی همخوانی نداشته باشد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، مذاکرات خود با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ در خاورمیانه را «جدی و متمرکز» توصیف کرده و از پیشرفتهایی در گفتوگوها خبر داده اما در عین حال تاکید کرده است که برخی اختلافات اساسی همچنان باقی مانده است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.